لودینگ

منطق “به من چه” و “به تو چه”!

یادداشت

منطق “به من چه” و “به تو چه”!

 

محمدباقر تاج‌الدین

 

بسیاری از امور، حوادث، رویدادها و روند و آیندها در این جهان وجود دارند که دانستن آن ها تأثیر چندانی در زندگی انسان ها ندارند و در واقع بار اضافی‌ای هستند که انسان ها به دوش می کشند و همین بارهای اضافی به مانعی بزرگ در راه اعتلای انسان تبدیل شده اند.

در واقع، موضوع این گونه است که دانستن بسیاری از امور این جهان در بهتر شدن زندگی ما هیچ نقشی نداشته و فقط موجب سرگرم شدن ما و انحراف از اصول اساسی برای داشتن یک زندگی اصیل خواهند شد.

تاج الدین گوشه چشم

تذکر این نکته مهم است که این موضوع به هیچ وجه به معنای “بی‌تفاوتی اجتماعی” نبوده و هرگز نباید این دو موضوع را با هم اشتباه گرفت. این که همه در قبال یکدیگر مسئول و پاسخگو هستیم جای هیچ گونه تردید و انکار ندارد و به گفته سعدی: تو کز محنت دیگران بی‌غمی نشاید که نامت نهند آدمی.

بی‌تفاوتی اجتماعی که یک پدیده منفی و غیر اخلاقی است موجب می شود که انسان‌ها در قبال سرنوشت یکدیگر هیچ گونه احساس مسئولیتی نداشته و فقط به فکر خودشان باشند و غم و اندوه و مشکلات دیگران برای شان هیچ اهمیتی نداشته باشد که به هیچ وجه منظور نویسنده چنین چیزی نیست.

 

بحث «به من چه و به تو چه» به این معنا است که اموری که موجب بهبودی و بهروزی زندگی ما و هم‌نوعان‌مان نمی شود و بالعکس ممکن است موجب سیه روزی یا تیره روزی زندگی‌مان شود را به کناری نهیم و اجازه ندهیم وارد ذهن و ضمیرمان بشوند.

به عبارت دیگر، بسیاری از امور این جهانی نه تنها موجب آرامش و رضایت ما از زندگی نمی شوند، بلکه ممکن است موجب سَلْبِ آرامش و رضایت مان هم بشوند پس چه بهتر که در مقابل این امور منطق «به من چه و به تو چه» را در پیش بگیریم.

 

براین اساس هر فرد انسانی باید بر خویشتن تأمّل کند و ببیند کدام یک از امور این جهانی به او ربط دارد و کدام یک هیچ ربطی ندارد و تمام کوشش خویش را به کار بگیرد تا امور مرتبط با خویش را دنبال کند و امور غیر مرتبط با خود را فرو بنهد و کنار بگذارد تا از این رهگذر بتواند از درد و رنج های خویش و البته هم نوعان ولو اندکی بکاهد و بر ارزشمندی، خوشی و خوبی زندگی خویش و همچنین هم‌نوعان ولو اندکی بیفزاید.

موضوع قابل توجه در این بحث این است که انسان ها در این جهان به پنج اصل مهم برای دست‌یابی به یک زندگی اصیل نیازمندند و هر عاملی که موجب دست‌یابی به این پنج اصل بشود مطلوب است و قابل توجه و اعتنا و بالعکس هر عاملی که مانع دست‌یابی انسان به این پنج اصل بشوند باید از زندگی انسان حذف و به کناری نهاده شوند.

آن پنج اصل مهم و کلیدی برای دست‌یابی به زندگی اصیل عباتند از: آرامش، شادی، رضایت درون، امیدواری و معناداری.

مارتین هایدگر فیلسوف مشهور آلمانی معتقد بود که بسیاری از اموری که ما انسان ها از آن ها حرف می زنیم به جز «وراجی‌های بیهوده» هیچ امر مثبتی نیستند و هیچ گونه تأثیر مثبتی بر زندگی ما نداشته و فقط ما را گرفتار ذهنیت های منفی و باطل می سازند و لازم است که از همه آنها دوری و اجتناب کنیم.

منطق «به من چه و به تو چه» دقیقاً بر این اصل اساسی استوار است که ما انسان ها را به پنج اصل برشمرده شده نزدیک کنند تا از این طریق بتوانیم به یک زندگی اصیل دست یابیم.

منطق «به من چه و به تو چه» بسیاری از بارهای اضافی‌ای که بیهوده در زندگی بر دوش‌مان گذاشتیم یا گذاشته اند را بر می دارد و سبک‌بال و آرام ما را به ساحل نجات و سعادت نزدیک می سازد.

حالا خواننده گرامی این متن و همراهان نازنین در زندگی خود غور و بررسی کنند تا دریابند که چه بارهای اضافی ای را بر دوش می کشند و کوشش کنند آنها را بر زمین بگذارند و به امور اصلی و اساسی ای بپردازند تا به آن پنج اصل کلیدی دست یابند.

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *