لودینگ

پیامدهای ظهور فردگرایی در نهاد خانواده

یادداشت

پیامدهای ظهور فردگرایی در نهاد خانواده

 

دکتر فرخنده بنی آدم

 

روانشناس

 

  1. یکی از بحثهای طولانی و ناتمام در موضوعات اجتماعی، دوگانه ی فردگرایی – جمع گرایی است؛ مناقشه ای که به رغم سابقه ای بس طولانی، هنوز به نتیجه ای درست و قطعی نرسیده است.

 

در جوامع جمع گرا،مصلحت جمع بر منافع فردی اولویت دارد، پیوندهای بین افراد قویتر است و خواست و نیازهای جامعه به عنوان یک منبع حمایتی همیشه مورد توجه افراد و گروهها قرار دارد. اما در نقطه ی مقابل، مکاتبی که به اصالت فرد اعتقاد دارند، آزادی در انتخاب و خواست و ترجیحات فردی را مقدم بر مصلحت و نیاز جامعه دانسته، پیوند بین افراد ضعیفتر بوده، مصالح شخصی بر مصالح گروهی برتری بیشتری داشته، و تأکید و پافشاری زیادی بر حفظ حریم فردی می شود.

 

در واقع در سنت فکری مکاتبی مانند اومانیسم و اگزیستانسیالیسم، به رغم تفاوتهای موجود، هدف عموماً بر انسان و توجه به ارزش و منزلت نوع بشر متمرکز است و فردگرایی که از اصول محوری این دیدگاه به شمار می رود، اکنون یکی از عناصر و نمادهای جریان مدرنیسم محسوب می شود. زیرا این باور، تحت آموزه های لیبرالیسم به طور بی سابقه ای به عنوان الگوهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، راه خود را در فرهنگ غالب کشورهای پیشرفته ی صنعتی باز کرده است.

 

اما آن چه در این میان اهمیت بیشتری دارد، نفوذ سریع اندیشه های فردگرایانه در نهاد خانواده است که در مواردی موجب دغدغه ی خاطر و نگرانیهایی نیز شده است، زیرا در حال حاضر به نظر می رسد، عواملی مانند فردگرایی، خودمحوری، خودخواهی و طرز تفکر سودگرایانه ی ناشی از عقلانیت ابزاری در خانواده، موجب شده تا این نهاد دچار فاصله از کارکردهای طبیعی خود شود. همچنین مسائلی مانند عدم تمایل به تشکیل خانواده و نرخ بالای پدیده ی تجرد قطعی، افزایش سن ازدواج، کاهش فرزندآوری و آمار رو به گسترش طلاق به ویژه وقوع طلاق عاطفی در خانواده های تحصیلکرده، نشانگر آن است که زوجهای جوان در حال تجربه ی تغییرات ساختاری و کارکردی زیادی اند و چالشهایی که بخشی از آن می تواند زیر عنوان “پیامدهای ظهور فردگرایی در نهاد خانواده” مورد ارزیابی قرار گیرد.

 

در باب دلایل گسترش فردگرایی در نهاد خانواده، نخست می توان به تغییرات ارزشی و ضعف در ارزشهای سنتی اشاره کرد؛ ارزشهایی مبتنی بر ازخودگذشتگی، بخشش، قبول تفاوتهای موجود جنسیتی، روابط عاطفی مناسب و ایفای نقش حمایتگرانه در خانواده.

 

این ارزشها، مجموعه ای از بایدها و نبایدهای الزام آور بودند که در مجموع از بروز تنش و تعارض جلوگیری کرده و از آسیب پذیری این کانون پیشگیری می کردند. همچنین متغیرهای واسطی نیز وجود داشت که ازدواج را بر مبنای یک عقلانیت متعادل استوار می کرد. مانند معیارهای انتخاب همسر، تعریف نقش نان آوری، نقش زوجینی و والدینی و الزام به تلاش برای رفع نیازهای اساسی، اعم از نیازهای مادی یا نیازهای روانی.

 

با تأمل در این قوانین اخلاقی درخواهیم یافت که همه ی این اصول و قواعد که امروزه نمودها و نمادهای خانواده ی سنتی محسوب می شوند، در واقع ارزشهایی بر اساس جمع گرایی اند. مشکل اساسی در این است که این الزامات، تحت تأثیر جنبه های منفی فردگرایی، در معرض استحاله و تغییر قرار گرفته اند. نوعی از منفعت طلبی شخصی و الگوی فردمحوری که امروزه فرهنگ غربی نامیده می شود و مبنای کنش زوجهای جوان قرار گرفته است. باورهای تغییر یافته ای که شتابزده و سریع، ارزشهای خانوادگی و جمعی را نادیده گرفته و به سمت و سوی «خودمحوری غایت مدار» آن هم ورای جنبه های قانونی و پذیرفته شده پیش می رود. در حالی که فردگرایی و مدرنیسم لیبرالی، نه تنها پدیده ای سراسر آسیب زا و محدود نگر نیست بلکه می تواند از مطلوبیتهای معقولی نیز برخوردار باشد.

 

به طور کلی فردگرایی را اغلب از دو جنبه ی مثبت و منفی می توان مورد بررسی قرار داد:

 

فردگرایی مثبت

 

فردگرایی مثبت می تواند به کسب دستاوردهای مفیدی منجر شود؛ عواملی که برای ادامه ی حیات، نافع و سودبخش به نظر می رسند لذا افراد معتقد به اصالت فرد یا تیلیتارنیستها باور دارند از آن جا که منفعت طلبی یک خصیصه ی غریزی است و از حُبّ ذات نشأت می گیرد، مفهومی به غایت انسان نگر و مفید است. برای مثال غربیها شکوفایی صنعتی و تمدن مدرن خود را مدیون مطلوبیتهای سیستم لیبرال و مطلوبیتهای موجود در فرهنگ فردمدارند. فرهنگی که بر ویژگیهایی مانند حفظ استقلال فردی، خوداتکایی، تقویت ظرفیتهای وجودی و جلب منفعت فردی ذیل نفع عمومی و غیره.

 

فردگرایی منفی

 

فردگرایی منفی یا خودخواهانه، بیانگر تلاش انسان برای کسب منفعت شخصی به هر طریق ممکن است! حتی اگر این امر در تعارض با منافع دیگران و از طریق نامشروع قابل دسترسی باشد. گفتنی است جامعه شناسان، یکی از دلایل «افول ارزشهای اخلاقی» در کشور را نیز با گسترش جنبه های منفی این دیدگاه در ارتباط می دانند که شامل مواردی به شرح زیر باشد:

 

– عدم احساس تعهد متقابل و تلاش برای جدایی منافع از دیگران

 

– خودمحوری و خودخواهی

 

– کسب سود شخصی حتی به قیمت متضرر شدن دیگران

 

– انزواطلبی و فاصله گرفتن از محیط بیرونی

 

– ضعف عاطفی، فقدان حس همدلی و بی تفاوتی نسبت به آنچه که در فضای اطراف و در اجتماع رخ می دهد.

 

-توجه و تمرکز بر نیازها و تمایلات شخصی و بی توجهی به خواسته های گروه و جامعه.

 

اگر چه تاکنون انتقادات زیادی به این نظریه وارد شده،  اما شاید یکی از گویاترین نقدها توسط “هگل فیلسوف جمع گرا” بیان شده که می گوید:

 

«افراد فردمحور در جوامع لیبرالیستی، همچون درختی بی‌ریشه اند که جامعه را صرفاً ظرفی برای تحقق خواسته‌های شخصی خود تلقی کرده و روابط خود را فقط بر اساس سود شخصی تنظیم می‌کنند. چنین روشی موجب تجاری شدن رابطه بین انسانها‌ شده و علاقه و هویت مشترک بین اعضای جامعه را از بین می‌بَرَد. نتیجه ی این امر، انزوای فرد و محصور شدن او در خودپرستی خویش خواهد بود.»

 

به هر دلیل این رویکرد می تواند آسیبهای زیادی را هم در جامعه و هم در خانواده همراه داشته و موجب تضعیف پایه و اساس این نهاد شود، چرا که در رابطه های مبتنی بر فردگرایی، پیوندهای عاطفی و ارزشهای والای سنتی از هم گسسته می شوند و تلاش نفع گرایانه برای حفظ استقلال شخصی -که یکی از صفات فردمحوری است- شکاف عمیقی را در روابط اعضاء ایجاد می کند. پیامد این شکاف، خلاء عاطفی، رفتار غیر صمیمانه و جدایی احساسی زن و شوهر از یکدیگر است که به بحرانهای روحی و شروع مشاجره های دائمی منجر می شود و ممکن است نهایتاً طلاق رسمی و در موارد زیادی طلاق عاطفی را نیز در پی داشته باشد. طلاق عاطفی اگرچه مشکلی آشکار نیست که با آمارهای رسمی بتوان آن را رصد کرد اما به زعم کارشناسان، یک پدیده ی اجتماعی و یک معضل رو گسترش است. در طلاق عاطفی، زن و شوهر بدون این که به طور رسمی از هم جدا شوند، عواطف خود را از هم دریغ کرده و روی از هم برمی تابند و به رغم این که در یک خانه و زیر یک سقف زندگی می کنند، اما در اصل نسبت به هم دو انسان بیگانه و بی تفاوتی اند که بنا به دلایلی که شرح آن در این مجال اندک امکانپذیر نیست، ناچارند به زندگی مشترک ادامه دهند. یعنی طلاق عاطفی، زندگی سرد و خالی از علاقه ای است که به طور طبیعی باید به طلاق قانونی ختم شود اما زن و مرد به رغم بیزاری و بی تفاوتی، در کنار هم قرار می گیرند، بی آن که عشق و مودتی در میان باشد. در چنین فضایی همه ی اعضاء اعم از والدین و فرزندان شرایط نگران کننده ای دارند و به شدت آسیب می بینند. در این نوع از متارکه، ساختار بیرونی خانواده حفظ می شود یعنی ظاهراً پدر، مادر و فرزندان در کنار هم قرار دارند، اما این ساختار از درون خالی است و پیوند مشترکی در آن وجود ندارد.

 

شواهد مستحکمی چه به لحاظ تحقیقاتی و چه از نظر مشاهدات تجربی موجود است مبنی بر این که یکی از دلایل مهم طلاق عاطفی، فردگرایی زوجین و تمایل خودخواهانه به حفظ استقلال زندگی مشترک است. این عامل به هیچ وجه موضوع دور از ذهنی نیست که مورد شک و شبهه قرار گیرد زیرا واقعیت این است که امروزه جامعه ی ایرانی هر روز بیشتر یه سمت فردمداری پیش می رود؛ مشکلی که حتی در بخشهای روستایی که روابط صمیمانه تری در آن جا حاکم است و مردم جمع گراتر هستند نیز به طور عینی مشهود است.

 

یعنی اکنون دیگر افراد به ویژه نسل جوان، خواسته یا ناخواسته حاضر به تبعیت از ارزشها و هنجارهای واحد نیستند بلکه سعی می کنند برای خود حریم خصوصی افراط گونه ای قائل شوند. طبیعتاً در چنین جامعه ای خانواده هم تحت تأثیر تحولات پیش رو قرار می گیرد و زن و مرد نیز در پی داعیه ی استقلال خواهی، از آزادیهای  فردی حرف می زنند، در فضای مجازی یا حقیقی، به معاشرت با دوستان متعدد حتی از جنس مخالف می پردازند و بدین ترتیب خانواده علاوه بر مشکل ارتباطی با معضل رابطه های فرازناشویی نیز مواجه می شود، زنان خانواده که عموماً تحصیلکرده اند و احتمالاً گرایشهای فمینیستی هم دارند از نقشهایی که مادرانشان ایفا می کردند، شانه خالی می کنند و … که این تنها بخشی از تحولات در حال وقوع است و اگر بحرانهای اقتصادی نظیر بیکاری و نابسامانی مالی را هم به آن بیفزاییم، در نهایت به موضوع گم کردگی نقش خواهیم رسید و سرگردانی عمیقی که رابطه ی زوجین را در این نسل سردرگم به هرج و مرج می کشاند.

 

همه ی موارد فوق که مُخِل نظم کارکردی و ساختاری در خانواده است، به طور عمده تحت تأثیر گسترش فردگرایی در زندگی مشترک رخ می دهد؛ چرا که در این دیدگاه، فرد همه چیز را فدای خواسته های خویش نموده و با قائل شدن محوریت تام و مطلق برای خود، بر آن است تا در هر مورد، به دنبال کسب نفع شخصی و بعضا لذت طلبی یکنفره باشد. بنابراین مشاهدات حاکی از آن است که فردگرایی در خانواده های جوان بر دو جنبه ی لذت گرایی و تلاش برای رسیدن به وضعیت مالی بهتر متمرکز شده و از نوع خود خواهانه و غیر اجتماعی است که قطعا پیامدهای منفی چه به لحاظ ارتباطی یا اجتماعی به دنبال خواهد داشت.

 

مهمترین نقدی که از بُعد کلی تر بر این رویکرد وارد است، همان استقلال‌ طلبی بدون حد و مرزی است که به‌ انسان‌ در قالب‌ یک‌ کل‌ بخشیده می شود؛ به گونه ای که خود را قادر بر سیطره‌ و تسلط‌ بر امور مشترک و برترین‌ تنظیم‌ کننده ی‌ روابط‌ فیمابین‌ خود و دیگران بداند‌!

 

در این شرایط جنبه ب‌ ماد‌ی‌ حیات‌ و تمایلات‌ بشری‌ اصالت‌ می یابد و هر گونه‌ اقتداری به جز اقتدار انسانی مورد تردید قرار گرفته‌ و انکار می‌شود و فرد به‌ عنوان‌ تنها منبع‌ و منشأ تشکیل‌ جامعه‌ و عاملی برای مشروطیت‌ قراردادهای‌ اجتماعی، قلمداد می‌شود. هر چند بنا بر نظر جامعه شناسان، این قدرت و تشخص و اقتدار به واسطه ی زندگی گروهی کسب شده و آن چه‌ به‌ انسان‌ تشخص‌ می بخشد،‌ محیط، فرهنگ، تاریخ‌ و روابط‌ اجتماعی‌ است. لذا از نظر طرفداران اصالت جمع، هرگونه‌ فردیتی‌ مجز‌ا از جمع،‌ باطل‌ به شمار می آید.

 

تقویت پیوندهای جمعی

 

ازدواج پیوندی انسانی و مقدس است؛ عهد و پیمانی دائمی که برای رفع خواسته های طبیعی، نیازهای روحی-روانی و بقاء نسل بشر میان زن و مرد صورت می پذیرد. نوعی از قرارداد عاطفی و اجتماعی که در آن زن و مرد متعهد می شوند با عشق و وفاداری تشکیل خانواده دهند، در هر شرایط به ویژه هنگام بروز مشکلات در کنار هم باشند و یکدیگر را همدلانه یاری کنند. از این رو ازدواج مرحله ای بسیار مهم در زندگی انسان است. مسئولیتی بس سنگین و تعهدی دوطرفه برای تغییر سرنوشت که می تواند آغاز یک زندگی موفق و سرشار از خوشبختی باشد یا راهی پر از فراز و نشیب که دیر یا زود به بن بست ختم می شود.

 

نوع این انتخاب تا انداره ی زیادی بستگی به میزان درایت و دانایی زوجهای جوان دارد و افرادی که در جست و جوی یک زندگی آرمانی، نخستین گام را غالباً با عشق برمی دارند اما در این آغاز، عشق به تنهایی کافی نیست بلکه خواستنِ آگاهانه لازم است. بینشی عمیق که می تواند زندگی مشترک را از گزند آسیبها حفظ نماید و به سوی سعادت و خوشبختی سوق دهد. لذا افزایش دانسته ها و ارتقاء سطح آگاهی، در هیچ مقطعی از زندگی به اندازه ی زمان ازدواج ضروری به نظر نمی رسد.

 

از سوی دیگر با شروع هر پیوند، یک خانواده شکل می گیرد؛ نهادی که پایه و اساس جامعه است و اداره کردن آن به مهارت و درایت بسیاری نیاز دارد. لذا آگاهی از مهارتهای زندگی می تواند به تداوم این پیوند بینجامد و ناآگاهی از آن شاید آسیب بزرگی را در  پی داشته باشد، آسیبی به نام طلاق که هر سال قربانیان زیادی از خود به جای می گذارد. این قربانیان اغلب جوانانی هستند که اگرچه به لحاظ سنی و فیزیکی به رشد و بلوغ جسمی رسیده اند اما در مواردی هنوز به آمادگی روانی و به بلوغ فکری لازم نرسیده اند. یعنی به آن اندازه از آمادگی روان شناختی که لازمه ی پذیرش مسئولیت سنگین تأهل است.

 

به همین دلیل یکی از مهمترین عواملی که در گسترش انواع طلاق اعم از طلاق اقتصادی، طلاق هم والدی، روانی، عاطفی، اجتماعی و بالاخره طلاق قانونی نقش دارد، عدم آشنایی زوجها با مقوله ی “مهارتهای زندگی مشترک” است. موضوع مهمی که در بحبوحه ی افسارگسیخته ی نفع طلبی شخصی می تواند بسیار اثرگذار بوده و در عبور از فردگرایی و خودخواهی، تقویت انعطاف پذیری و درک ضرورت خودگذشتگی در زندگی مشترک نقش مهمی ایفا کند.

 

با این توضیحات می توان گفت، در حال حاضر که سبک زندگی مورد نظر در ذهن و باور نسل جوان با مفهوم مدرنیته گره خورده و از آن جا که تغییر و تحوّلات اجتماعی جدید، نظام خانواده را با مسائل، چالشها و نیازهای جدید مواجه نموده، به نظر می رسد برنامه‌های آموزش پیش از ازدواج و پروژه های آماده سازی برای تشکیل خانواده می تواند تأثیر گسترده ای در تقویت پیوندهای جمعی، افزایش کیفیت زندگی مشترک و پیشگیری از گسترش تعارضات و وقوع طلاق داشته باشد. بنابراین بهتر است که برنامه های آموزشی در خصوص زندگی زناشویی با محورهایی به شرح زیر برای نسل جوان طرح و اجرا شود:

 

–  توجه و احترام به حقوق یکدیگر

 

– احساس مسئولیت متقابل زوجها نسبت به یکدیگر

 

– ترجیح نفع خانواده و مقدم دانستن نیازهای اعضاء بر منفعت و تمایلات های شخصی

 

– گذشتن از خواسته های فردی برای رسیدن به شرایط خوب زندگی

 

– تقویت ویژگیهایی مانند مهربانی، بخشندگی، گذشت و همه ی مؤلفه هایی که می تواند برای ثبات و استمرار زندگی مشترک یک راهبرد عملی محسوب شود.

 

– آشنایی با مهارتهای ارتباطی برای برآورده ساختن نیازهای عاطفی در کانون خانواده، آگاهی از چگونگی انجام وظایف و ایفای بهترِ نقش همسری یا والدینی  و … .

 

به هر دلیل باید پذیرفت که مردم ما جامعه ای در حال گذار از شرایط سنتی به وضعیت صنعتی یا از سنت به مدرنیسم است. در چنین فضایی خواسته یا ناخواسته ساختارهای سنتی در خانواده دچار دگرگونی می شوند که یکی از این تغییرات، رشد فردگرایی منفی و کاهش تعلق خاطر به اعضای خانواده به سبک و سیاق قدیم است که می تواند آسیبهای زیادی را در جریان زندگی مشترک همراه داشته باشد.

 

نتیجه گیری

 

از فردگرایی و مؤلفه های آن تعبیرهای زیادی به عمل آمده است. برخی آن را سبب خودشکوفایی و استقلال خواهی دانسته اند. گروهی آن را احترام به ارزش انسانی و حفظ حرمت امور شخصی معنی کرده اند. در علوم سیاسی و در اندیشه های لیبرالیستی، به معنای برتر پنداشتن و اهمیت قائل شدن برای فرد در برابر جمع تعریف شده است. اما آن چه غالباً اجماعی در آن باره وجود دارد، فردگرایی خودخواهانه است که پدیده ای نامطلوب و نوعی بی اخلاقی پنداشته می شود، زیرا رسیدن به اهداف شخصی به قیمت نادیده گرفتن منافع دیگران اساساً نمی تواند به خیر اخلاقی تعبیر شود. با این وصف این پدیده در حال حاضر وارد حوزه ی خانواده شده و چالشهای زیادی را ایجاد نموده از جمله: کمرنگ شدن روابط خویشاوندی، افزایش سن ازدواج، عدم تمایل به فرزندآوری، افزایش تعارضات خانوادگی و وقوع طلاق رسمی و عاطفی.

 

دلیل این نابسامانی را از این منظر باید در اندیشه ها و باورهای زوجهای جوان جست و جو کرد. یعنی زن یا مردی که به درک معنای (ما) در زندگی مشترک نرسیده و حود را مرکز ثقل و کانون توجه این رابطه می پندارند، همه چیزخواه هستند و انجام هر عمل یا هر وظیفه را با توجه به میزان سود و زیان آن می سنجند. از ایده ی «هدف وسیله را توجیه می کند»، پیروی نموده و برای رسیدن به آن چه خواسته ها و نیازهای فردی می پندارند، کاسبکارانه هر راه و شیوه ای را مشروع می پندارند، لذا نمی توانند از سبک زندگی مجردی جدا شوند. از پرسه زدن در شبکه های اجتماعی، ارتباط با دوستان متعدد و حتی ناهمجنس، از رقابت برای کسب منافع مادی در کمترین زمان و کوتاه ترین راه و…

 

هر چه هست در واکاوی دلایل طلاق نمی توان و نباید که از پیامدهای ظهور فردگرایی در نهاد خانواده غافل شد.

 

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *