لودینگ

دایره‌ی امن و راحت ( Comfort Zone) «واکاوی در موانع رسیدن به زندگی خوب»

یادداشت

دایره‌ی امن و راحت ( Comfort Zone) «واکاوی در موانع رسیدن به زندگی خوب»

 

 

دکتر شهناز گیلی

روانشناس

زندگی یک موهبت بزرگ است. یک فرصت بی نظیر و استثنایی که خداوند در اختیار بندگان خود قرار داده تا از گذر عمر تجربه کسب کنند و از زیستن همراه تعلقات عاطفی در کنار دیگران به بهترین وجه بهره ببرند.

فرصتی تکرار ناشدنی که انسان عاقل می داند باید از آن به بهترین نحو استفاده کند و هر لحظه از آن را غنیمت شمارد.

اما افسوس که در میان همه ی مخلوقات خدا، آدمیزاد در فرصت سوزی نظیر ندارد! قدر لحظه های حیات را نمی داند. مراقب زمانی که به سرعت برق و باد از دست می دهد، نیست و غالباً زمانی به این اشتباه پی می برد که شاید کمی دیر شده باشد. از این رو در سالمندی افسوس می خورد که :

جوانی چون سواری بود و بگذشت/ به گلزاری بهاری بود و بگذشت!

اما برای فراهم کردن یک زندگی خوب و دور ماندن از وااسفها و حسرتها چه باید کرد؟

آیا زندگی خوب را فقط باید در موفقیتهای فردی جست و جو کرد یا با زیستن در جامعه ای سالم همراه سیاستمداران کاربلد و با قوانین فرهنگی و باورهای ارزشی پربار هم می توان به این ایده آل رسید؟ و بالاخره برای رسیدن به این اهداف والا از چه موانعی باید عبور کرد؟

در این نوشتار به عواملی می پردازیم که در مسیر رسیدن به موفقیت، مانع ایجاد می کنند.

زندگی خوب

رسیدن به زندگی خوب، هدفی است که اغلب در فرایند روزمره ی زندگی و در تکاپو برای ادامه ی حیات بخش مهمی از دغدغه های فکری ما را به خود اختصاص می دهد و شاید بتوان گفت  تلاش برای کسب شاخصهای مطلوب حیات، مهمترین تعامل در حفظ حیات است و نقش بسیار مهمی در گذران عمر دارد.

اما انسان هزاره ی سوم که در قرن ارتباطات، برخلاف زندگی پرشتاب و پرهیاهوی خود بیش از هر دوره ای به انزوا و تنهایی دچار شده و همزمان با پیشرفت فناوری، شور و اشتیاق به زیستن را از دست می دهد، چگونه می تواند به مطلوبیت بیشتر فکر کند؟ وقتی که از حجم انبوه اختلالات روحی و تنشهای روانی در رنج است؟ پاسخ به ضرس قاطع در یک جمله خلاصه می شود: گذر از موانع و عبور از آن چه باعث رکود و ایستایی می شود؛ به گونه ای که با رسیدن به شاخصهای مناسب، سطح رضایت از زندگی افزون شود.

از لحاظ مفهومی، تلاش برای رسیدن به «زندگی خوب» شامل همه ی فعالیتها و اقداماتی است که افراد را از قید و بند پدیده های ناگوار رها می کند؛ از جمله مشکلات و باورهایی که مانع رشد آدمی می شوند و مسیر موفقیت را با دشواریهای  بسیاری مواجه می سازند.

البته باید توجه داشت، تمامی اقداماتی که در این راستا صورت می گیرد، با سطح آگاهی، میزان سواد و باورهای فرهنگی افراد رابطه ای تنگاتنگ دارد، زیرا هر اندازه که افراد آگاهتر و منطقی تر باشند و از قوانین فرهنگی مناسبی پیروی کنند، اهمیت بیشتری برای خوب زیستن قائل می شوند.

از سوی دیگر با بهره گیری از تجربه ثابت شده که زیستن با سبک مناسب، به طور لاینفک با شیوه ی زندگی افراد، باورهای آنان و دورنمایی که برای آینده در نظر می گیرند، عجین است. بدین معنا که سبک و شیوه ی زیستن و به اصطلاح چگونه زندگی کردن و میزان مقاومت افراد در برابر شکستها و ناکامیها، نقش تعیین کننده ای در ارتقاء سطح زندگی دارد.

در توضیحی بیشتر می توان گفت، سبک زندگی تابعی از ارزشها، شیوه های رفتاری، علائق شخصی و خانوادگی، سن، طبقه ی اجتماعی، قومیت و جنسیت است. برای مثال افرادی که با توجه یه الگوی زندگی مدرن و رشد فردگرایی، برای برقراری ارتباط مطلوب با دیگران و ابراز همدردی با طبقات ضعیفتر اهمیت چندانی قائل نمی شوند، بیش از آنان که تعاملات اجتماعی گسترده تری دارند و در مواجهه با بحرانها و فراز و نشیبها به حمایت از دیگران می پردازند، دچار افسردگی و غمگینی می شوند. در حالی که یکی از بزرگترین نشانه های رضایت از زندگی، احساس شادکامی و خود ارزشمندی است.

احساس ارزشمندی به این معناست که فرد در زندگی برای خود چه میزان ارزش و اعتبار قائل است. هر اندازه که افراد احساس خود ارزشمندی بالاتری داشته باشند می‌توانند فعالیتهای مثبت‌ و موفقیت‌آمیزتری را انجام دهند و با تسلط و کارایی  اوضاع را حتی در آشفته ترین وضعیت به پیش ببرند.

اهمیت این موضوع تا این اندازه است که اساس تمام افکار و احساسات ما را تشکیل می‌دهد و مفاهیمی نظیر اعتماد به نفس و عزت نفس نیز حول محور میزان خود ارزشمندی ما تعریف می‌شوند.

اما همان طور که پیشتر نیز اشاره شد، راه رسیدن به زندگی مطلوب، مسیری پر پیچ و خم است و برای نیل به موفقیت باید که این پیچ و خمها را شناخت و از موانع عبور کرد.

یکی از این موانع، ترس از شکست، ترس از تغییر و هراس از شروعی دوباره است. هراسی را که ناخودآگاه با واژه های منفی، با ن”می شود، نمی توانم و ممکن نیست”، تکرار و تقویت می کنیم و هر سال که از عمرمان می گذرد، جرأت عمل کردن را بیش از پیش از دست می دهیم. حال آن که در حرکت از شرایط موجود به شرایط مطلوب، اولین اصل ضروری، شجاعت عاقلانه و اعتماد به نفس مناسب است.

عامل بعدی؛ بلندپروازی بیش از حد و آرمانگرایی غیرمنطقی است.

شاید در نگاه اول، به نظر برسد که بلندپروازی می تواند عامل رشد و توانمندی آدمی باشد اما چنان چه این صفت به صورت نامعقول در فکر و ذهن افراد وجود داشته باشد، سلامت روان و آرامش روحی را در معرض خطر قرار می دهد. زیرا انتظار غیرواقعی و ایده آلهای خارج از توان، حاصلی جز تلاش بی فرجام و سپس خشم، یأس و سرخوردگی در پی ندارد.

در واقع باید توجه داشت که خِرَد و دانایی منجر به تعیین اهداف معقول و دست یافتنی خواهد شد؛ آرمانهایی که با توجه به توان، هوش، استعداد و موقعیت اجتماعی افراد قابل دسترسی باشند.

جهل و ناآگاهی

اگر چه عوامل زیادی را می توان در زمره ی موانع برای رسیدن به یک زندگی خوب برشمرد، مانند عادات نامناسب، عدم انگیزه ی کافی، ترس از مورد قضاوت دیگران قرار گرفتن، مقایسه های مداوم و عدم پشتکار لازم، اما همه ی این عوامل ریشه در یک معضل بزرگ دارند، جهل و نادانی! و ناآگاهی از شیوه های مدیریت خویشتن و بی توجهی نسبت به آن چه در محیط پیرامون رخ می دهد.

فردی که با درک پایین از شیوه های رسیدن به موفقیت، سعی می کند در مسیر رسیدن به خواسته های مطلوب گام بردارد، قطعاً نمی تواند در برابر هر سد و بحرانی، راهبرد مناسبی را اتخاذ کند و با شناخت نیروهای بالقوه و استعدادهای نهفته‌اش، همواره در حال فعلیت بخشیدن به تواناییها و به ظهور رساندن نیروهای نهفته و پنهان وجود خویش باشد. تا زمانی که فرد با آموزش مناسب و افزایش آگاهی، سطح فکری و شعور اجتماعی خویش را ارتقاء ندهد، چگونه می تواند در مسیر رسیدن به مطلوبیتهای زندگی، رویکردی آگاهانه داشته باشد و به عنوان موجودی گزینشگر و مختار، دست به انتخابهای آگاهانه بزند؟

به طور مسلم لازمه ی چنین امرى، داشتن دید و نگرش صحیح و واقع‌بینانه نسبت به قابلیتهای خود و شناخت شرایط و امکانات موجود در جامعه است.

انسان ناآگاه، موجودی سرگردان و حیران است که در امواج ویران کننده ی زندگی، به این سو و آن سو کشیده شده و هر لحظه بیشتر از مقصد نهایی خود دور می شود. اما افراد بادرایت و آگاه، قدرت تشحیص راه را از بیراهه دارند و با تسلط بر سرنوشت، نحوه ی حرکت و جهت سیر حود به سوی ایده آلهای زندگی را به خوبی تعیین می کنند.

بنابراین افزایش آگاهی یکی از بزرگترین راههای تحقق اهداف و رسیدن به خوشبختی محسوب می شود.

دایره‌ی راحتی ( Comfort Zone )

 به رغم این که همه ی انسانها به طور طبیعی و بر اساس غریزه، فطرت و هوشمندی خود، می دانند که باید برای زندگی بهتر تلاش کنند، گروهی هستند که اغلب با بی تفاوتی از کنار این موضوع می گذرند و به نظر می رسد برای مقوله ی داشتن”یک زندگی خوب” و تلاش برای رسیدن به آن ارزش چندانی قائل نیستند و گاهی حتی برای رسیدن به حداقلها هم برنامه ریزی و تلاش نمی کنند!

آنها کسانی هستند که نگرانی و اضطراب «از دست دادن کنترل وضعیت» را دارند، پس سعی می‌ کنند که با عدم فعالیت و فرار از ریسک پذیری، استرس و خطر را به حداقل رسانده و امنیت روانی بیشتری برای خود فراهم کنند. ولی طبیعتاً ماندن در منطقه ی امن باعث کاهش بهره وری شده و انگیزه و جاه طلبی را برای سعی بیشتر و برای فراهم کردن زندگی مطلوب از بین می برد.

به بیان دیگر حاشیه ی امن و آسایش، یک بحث روانشناختی و یک وضعیت رفتاری است که در آن فرد فکر می کند به طور نسبی بر اوضاع مسلط است و زندگی به طور تقریبی تحت کنترل و مدیریت اوست. لذا در این شرایط، اضطراب و فشار روانی کمتری را تجربه می کند، حتی اگر با کمبودهای زیادی مواجه بوده یا شاهد درگیریها و مشکلات بسیارِ دیگران باشد! لذا ترس از دست دادن این حداقلها سبب می شود در کنج خلوت و راحتی نسبی خود خزیده و در هیچ کار دخالت نکند.

با این توصیف می توان گفت، بخشی از بی تفاوتی مردم در وضعیت فعلی جامعه نیز به همین هراس مداوم باز می گردد و به ترس بدتر شدن اوضاع!

روانشناسان معتقدند، منطقه ی امن ذهنی یا کنج راحتی، به نوعی دیوارهای بلند روانی است که فرد برای ایجاد امنیت دور خود می‌کشد و مراقب است تا به بیرون از آن حصارها قدم نگذارد. در حالی که به لحاظ اخلاقی و با توجه به مسئولیتهایی که انسان در قبال خود و جامعه دارد، نمی تواند و نباید در دایره ی محدود و به زعم خویش امن خود ساکن بماند.

به هر حال باید پذیرفت که اگر چه به لحاظ روحی و ذهنی موضوع زندگی خوب می تواند امری فردی تلقی شود و به قول برخی از پژوهشگران، به تعداد همه ی انسانها، معیارهایی برای رسیدن به زندگی خوب وجود داشته باشد اما قبول کنیم که جامعه دارای سنتها و چارچوبهایی است که در دل آن سنتها و پایبندی به ارزشهای جمعی، زندگی خوب شکل می گیرد. پس اگر افراد در یک زندگی گروهی به رفع نیازهای اساسی خود می پردازند و از نظام رفاهی حاکم بر جامعه بهره می برند، نمی توانند در حاشیه ی امن خود به رکود و ایستایی برسند و به بهانه ی «ترس از دست دادن موقعیت»، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند چرا که زندگی فردی با روابط اجتماعی درهم تنیده شده اند.

سخن پایانی

برای تجربه ی یک زندگی خوب و پربار، باید نخست با توجه به گرایش و تجربیات شخصی خود، معیارها و شاخصهایی را به منظور کسب موفقیت تعیین کنیم. سپس با افزایش آگاهی به شناسایی موانع بپردازیم و راهبردهایی برای عبور از هرآن چه به مثابه ی سدی مانع رسیدن به زندگی مطلوب می شوند را در نظر بگیریم.

سپس با نگرشی مثبت به برقراری تعامل اجتماعی مناسب بپردازیم تا شبکه ای از افراد صمیمی و وفادار را در کنار خود داشته باشیم؛ دوستان و نزدیکانی که در مواجهه با بحرانها ما را مورد حمایت قرار دهند. بدیهی است چنین ارنباطی بر اساس یک رابطه ی متقابل و دوسویه شکل می گیرد.

و در نهایت با عملگرایی و اقدام به موقع در زمان و مکان مناسب، ایده آلها و رویاهای خود را به منصه ی ظهور برسانیم.

برای افزایش آگاهی و ارتقاء شعور اخلاقی و اجتماعی خود تلاش کنیم؛ به گونه ای که این تلاش در راستای تحقق خواسته هایی متناسب با توان فردی و شرایط اجتماعی باشد.

و به یاد داشته باشیم که در این مسیر، همدلی و ارتباط مؤثر، اعتماد به نفس مناسب، کنترل و مدیریت احساسات و از همه مهمتر باور به خداوند به عنوان مأمنی برای آرامش و تکیه گاهی برای قویتر شدن، می تواند ما را به مقصد برساند و قطعاً ایده آلگرایی بیش از اندازه، مقصد نامعلومی است که هیچ سعی و کوششی نمی تواند بدان ختم شود.

از دایره ی امن خود خارج شویم و از محدوده ای که اگر چه ممکن است منجر به ثبات وضعیت شود اما مانع رشد و پیشرفت خواهد شد.

حصار بی تفاوتی ها را بشکنیم تا هم خود و هم دیگران در هشت حیطه ی اصلی زندگی به رشد و پیشرفت برسیم و زندگی مطلوب و خوبی را ادامه دهیم. هشت حیطه ای که عواملی مانند سلامتی؛ شغل؛ (خانواده، دوستان و ارتباطات)؛ تفریح و سرگرمی؛ معنویت؛ رشد شخصی؛ رشد مالی و عشق این زیباترین صفت انسانی را در بر می گیرد.

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *