لودینگ

انسان در برابر انسان «معناکاوی در مفهوم مسئولیت اجتماعی»

یادداشت

انسان در برابر انسان «معناکاوی در مفهوم مسئولیت اجتماعی»

 

دکتر سامان میر شفیعی

جامعه شناس

آدمی نقشی تعیین کننده و مهم در تکامل و پیشرفت اخلاقی، اجتماعی و سیاسی زمانه ی خود دارد و مختار و مسئول به کمال رساندن فردی و توسعه ی اجتماعی خویشتن است. این مسئولیت اگر چه یک تکلیف اختیاری برای اوست اما به شرطی محقق می شود که انسان خود را صرفاً مسئول تأمین منافع شخصی خویشتن نبیند بلکه در محدوده ی ارتباط با دیگران به دنبال رساندن خیر باشد. خیری که محقق نمی شود مگر با مشارکت در روابط انسانی و احترام به ارزشها، اصول و قوانین معمول در جامعه. نوعی تعهد در حوزه ی اجتماعی که تمامی بنیادهای عقلانی و کلان زندگی بشری اعم از شاخصهای پیشرفت و ترقی، استقرار دولت مردم سالار، توسعه و دموکراسی و احترام به حقوق شهروندی را شامل می شود و در مفهومی به نام «مسئولیت اجتماعی» عینیت می یابد. مفهومی که از بالقوه به بالفعل رسیدن آن، علاوه بر تلاشهای فردی، ارتباط تنگاتنگی با شیوه های روشنگری و خردورزی ملت، میزان دخالت نخبگان در تربیت اجتماعی و رهبری و هدایت دولت در بازتوزیع عادلانه ی منابع در میان طبقات مختلف مردم دارد.

واژه ی مسئولیت در لغتنامه های فارسی به معانی مختلفی مانند تعهد، وظیفه و کاری که بر عهده ی فرد گذاشته می شود و انتظار می رود که آن را به نحو احسن به انجام برساند، تعریف شده است. مسئولیت پذیری اجتماعی نیز که غالباً با مفاهیمی مانند همکاری، همیاری و مشارکت اجتماعی، قرابت معنایی دارد به معنای احساس وظیفه در برابر جامعه است. همچنین مسئول چیزی با کسی بودن، یعنی انجام وظیفه ای یا تعهدی به گردن او، در عهده ی او، در ضمان او بودن است. بنابراین هر گاه انسان، متعهد به انجام کاری در قبال مجموعه ای از افراد یا جامعه می‌شود، در واقع مسئولیتی را پذیرفته که به دور از خودگرایی موظف به انجام آن است.

با بیان این توصیف می توان گفت، مسئولیت اجتماعی، عاملی برای تقویت پیوندهای انسانی و بهبود تعاملهای اجتماعی بوده و عمدتاً بر پایه ی اعمال انسان دوستانه، دگرخواهی و احترام به حقوق شهروندی استوار است. این مفهوم در اساسا در هر نظام و سیستم یک ضرورت و یک بایسته محسوب می شود و نمادی از اخلاقیات و هنجارهای ارزشمند است. از این رو شرط رسیدن به جامعه ای متعادل و متناسب با شأن انسان همانا توجه به تعهداتی است که انسان در برابر انسان بر عهده دارد و منوط به مشارکت در امور اجتماعی، پایبندی به قوانین اخلاقی و متصف بودن به ویژگیهایی مانند اختیار و اراده، قدرت و توانایی، علم و آگاهی می باشد.

همچنین توجه به مقوله ی مسئولیت پذیری و عمل به این باور اخلاقی از جمله عوامل تاثیرگذار در ارتقای عدالت اجتماعی نیز به شمار می رود و می تواند نقش اساسی در اصولی داشته باشد که در پیشرفت و موفقیت افراد نقش به سزایی ایفا می‌کنند.

به بیان دیگر، مسئولیت‌پذیری باعث ایجاد تعهد می‌شود و تعهد، موفقیت ایجاد می‌کند. به همین دلیل همه ی افراد در فرایند همزیستی جمعی خود، از لحاظ اخلاقی، انسانی و مذهبی، مسئولیت های متعددی را برعهده دارند و برای حفظ تعاملهای اجتماعی در قبال دیگران از جمله خانواده، فامیل، شبکه های دوستان و نزدیکان و مردمی که در یک محیط طبیعی و اجتماعی با هم زندگی می کنند، باید رسالتی برای خویش قائل باشند.

عوامل مؤثر بر مسئولیت پذیری اجتماعی

در کنار عوامل بسیاری مانند وجدان فردی، نگرش اجتماعی به مقوله ی همگرایی و…. به طور کلی این مفهوم بر چهار اصل اساسی استوار است: انسجام اجتماعی، امید به آینده، نوع دوستی و ارزشمند دانستن آموزه های اخلاقی.

انسجام اجتماعی

انسجام اجتماعی یعنی توافق گروهی و پذیرش جمعیِ ارزشها، باورها و قوانین اجتماعی. که نشانگر وفاداری اعضای جامعه نسبت به حفظ منافع یکدیگر و عاملی برای کمک و همیاری در شرایط بحرانی است.

انسجام اجتماعی، حاصل احساس مشترک مردم نسبت به مسائل خرد و کلانی است که در محیط زندگی جمعی رخ می دهد و عاملی به شمار می رود در فرایند شکل گیری روابط دوستانه و مبتنی بر حس تعلق خاطر که موجب به هم پیوستگی و در هم تنیدگی مردم، گروهها، سازمانها و نهادهای مختلف می شود.

گفتنی است نتایج تحقیقاتی تحت عنوان «انسجام اجتماعی، رویکردها و موضوعات»؛ که در سال ۲۰۰۶ توسط موسسه ی «تحقیقات سازمان ملل متحد برای توسعه ملل» انجام شده، حاکی از آن است که سازمانهای غیر دولتی و مردم نهاد، در کنار گرایش افراد و گروهها به مشارکت بیشتر می توانند نقش مهمی در افزایش انسجام اجتماعی ایفا کنند.

امید به آینده                                                                                     امید به آینده، منشأ انگیزش و تلاش برای تحقق آمال و آرزوهای فردی و اهداف گسترده ی اجتماعی است. عاملی که خواست و اراده ی اعضای جامعه را برای رفع مشکلات و رسیدن به کیفیت مناسب زندگی تقویت می کند.

جامعه ی امیدوار، مردمی هستند که از شرایط نامتوازن و بحرانهای متعدد با تاب آوری بالا عبور می کنند و به امید رسیدن به افق روشن آینده، در مواجهه با شکست، دچار دلزدگی، بی تفاوتی و از خودبیگانگی نمی شوند. بین میزان امیدواری و مسئولیت پذیری اجتماعی ارتباطی مستقیم وجود دارد؛ بدین صورت که هر چه امید مردم به بهبود وضعیت بیشتر باشد، انگیزه ی جمعی برای رسیدن به استانداردهای زندگی مطلوب نیز افزایش می یابد. البته نباید فراموش کرد که حضور افراد متهد و مسئولیت پذیر، منجر به ارتقای چشمگیر سطح امیدواری -چه در ابعاد فردی  یا از بُعد اجتماعی- می شود.

نوع دوستی و دگرخواهی

نوع دوستی، شکل آرمانی و ارزشمند ارتباط و تعامل انسانی است؛ یک ارزش اخلاقی که برمبنای رفتار حمایتی و کمک به دیگری بنا شده و طی آن افراد کنشی را برمی گزینند که پایه و اساس آن را «مشارکت در رفع نیاز دیگران» تشکیل می دهد.

نوع دوستی معنا و مفهومی است که به وفاق و همبستگی بیشتر منجر می شود.

این ویژگی که از تعلق، وابستگی، ارتباط با جمع و احساس عضویت در جامعه نشأت می گیرد، در تضاد با بی اعتنایی، فردگرایی و بی تفاوتی اجتماعی قرار داشته  و نشانه ی سلامت و امید و وجود موج همدلی در جامعه است و در نهایت نمایی از یک جهان انسانی و اخلاقی را پیش روی کنشگران اجتماعی می گشاید.

اندیشمندان عرصه ی روانشناسی، نوع دوستی را بخشی از شخصیت انسانی می دانند. صفتی که در فطرت بشر نهادینه شده و دارای زیر مجموعه هایی مانند اعتماد کردن به دیگران، صمیمی بودن، تمایل ذاتی برای همکاری و تعامل ماندگار با همنوعان و همگام و همراه شدن با دیگران می باشد.

نوع دوستی یکی از عوامل اثرگذار در مسئولیت پذیری و رفتاری به هنجار و نگرشی اخلاق گرایانه است که بر تکلیف اعضای جامعه در قبال حفظ منافع دیگران تأکید دارد.

ارزشمند دانستن آموزه های اخلاقی

افراد مسئولیت پذیر به آموزه های اخلاقی پایبندند و اساساً شرط تداوم و تقویت مسئولیت پذیری، عمل به ارزشهای اخلاقی است.

آموزه های اخلاقی، الزامات و ارزشهایی هستند که در ذات عمل خود از مقبولیت و فضیلتهای بسیاری برخوردارند. اگرچه این ارزشها با بینش، کنش و نگرش انسان عجین شوند، ساختار جامعه در برابر آسیبهای بسیاری مصون می ماند و چنان چه این آموزه ها در مسیر مناسبی هدایت و کنترل شوند، نقش سازنده و مثبتی در پرورش و شکوفایی استعدادهای افراد -چه از بُعد فردی یا از منظر همنوایی با جمع و احترام به حقوق متقابل (ار منظر کلان)- خواهند داشت.

دستاوردهای مطلوب مسئولیت اجتماعی  

مسئولیت پذیری اجتماعی- چه در بُعد رسمی یا غیر رسمی- سبب افزایش انگیزه ی افراد برای ایفای نقش در چهار حوزه ی اساسی اعم از رفع نیازهای اقتصادی خود و دیگران، رعایت قوانین و مقررات عمومی، رعایت موازین اخلاقی و التزام نسبت به مسؤولیتهای بشردوستانه می شود.

در توضیح بیشترِ مسئولیتهای رسمی می توان گفت، شامل وظایف و تعهداتی هستند که به حکم قانون بر عهده ی افراد گذاشته می شوند و تخطی از آن مجازاتهای قضایی در پی خواهد داشت مانند احترام به حریم شخصی دیگران، پرهیز از خشونت در فضای خانواده و جامعه، الزام به رعایت قوانین و مقررات شغلی و قواعدی که افراد در فضای عمومی موظف به اجرای آن می باشند.

مسئولیتهای غیررسمی جنبه ی اختیاری دارند و اگر چه فرد در صورت بی توجهی به این وظایف با پیامدهای قانونی و قضایی مواجه نمی شود اما به حکم زندگی جمعی و از لحاظ اخلاقی موظف به انجام وظیفه در این حیطه می باشد. مانند دگرخواهی، کمک به طبقات فرودست، توجه به ارتقاء کیفیت زندگی اعضای جامعه، تلاش برای فراهم ساختن شرایط مطلوب برای بیماران جسمی و آزاردیدگان روحی و موارد بسیاری از این دست.

از سوی دیگر دو ویژگی مهم پذیرش و قانونمداری نیز از دستاوردهای مسئولیت پذیری اجتماعی به شمار می روند.

پذیرش یعنی قبول تفاوتهای فکری، نژادی، مذهبی و قومی در اجتماع و احترام به این تفاوتها و قانونمداری به معنای پایبندی به اصولی که یا به واسطه ی نخبگان و افراد سرآمد در جامعه مقرر شده اند تا ضمن پیشگیری از آنارشیگری و هرج و مرج، به برقراری نظم و امنیت اجتماعی منجر شوند و یا قواعد نانوشته ی فرهنگی هستند که در طول زمان در جامعه نهادینه شده و تخطی از آن موجب طزد و انزوای اجتماعی افراد می شود.

مسئولیت پذیری یا مسئولیت گریزی؟

این روزها اما به نظر می رسد که جامعه ی ایرانی بیش از هر زمان دیگر دچار بی انگیزگی و رکود شده است، آن هم در شرایطی که بی انگیزگی عاملی برای عدم تعهد به انجام عمل و رفتارهای داطلبانه به شمار آمده و همیشه یک جور ایستایی، درجا زدن و مسئولیت گریزی در افراد افسرده ی بی انگیزه  قابل مشاهده است!

در بررسی بیشتر این پدیده و از جمله دلایل رواج مسئولیت گریزی در جامعه می توان به مواردی مانند مسائل اجتماعی زیر اشاره کرد؛

– فراز و نشیبهای سیاسی

– اختلاف نظر مداوم در خانواده، جدایی عاطفی، طلاق و به ویژه دشواری در کنار آمدن با فرزندانی که به مدد فضای مجازی، زودتر از سنشان بزرگ می شوند و در نوجوانی و جوانی، با آگاهیهایی که پیش از موعد آموخته اند، گویی در یک دنیای متفاوت زندگی می کنند!

– مشکلات متعدد اقتصادی همراه تلاشی بی پایان و تمام نشدنی برای فراهم آوری حداقل ملزومات زندگی و خشم و یأسی که در سایه ی ناامیدی فرو خورده می شوند اما فراموش نمی شوند و … .

واقعیت این است که اکنون صرف نظر از دلایل وجود مشکلات، شرایط اجتماعی به گونه ای است که اشخاص ناچارند برای  ادامه ی حیات و غلبه بر بی ثباتیها و تنشهای پیش بینی نشده، مدام در تکاپو باشند. این تلاش دائمی، سطح دغدغه مندی آنان را برای دیگرانی که نیاز به کمک دارند، با کاهش زیادی مواجه می سازد. ضمن این که تحقیقات نیز نشانگر آن است که در شرایط بحرانی، هنگامی که مرز بین ارزشها و عملکردها مغشوش می شود مسئولیتهای فردی و اجتماعی انسانها در قبال یکدیگر و ویژگیهایی مانند درستی و صداقت، احترام به حقوق شهروندی، اعتقاد و پایبندی به عدالت و انصاف و همدلی و همدردی با طبقات ضعیف، قربانیِ شرایط نابسامان موجود شده و مردم، به ویژه نسل جوان، دیگر به چارچوبهای اخلاقی و همه ی آموزه هایی که سالها در حال آموختن آن بودند، اعتمادی نخواهند داشت. حال آن که مجموعه ی تعهداتی که اعضاء در قبال اجتماع دارند، به عنوان یک عامل اساسی در راستای رفع نیازهای متقابل انسانی می تواند موجب افزایش همبستگی  عاطفی مردم دارد.

 

اولین عامل در تقویت مسئولیت پذیری، دلبستگی ملی و نوع دوستی است که دستاوردهایی مانند پایبندی به ارزشهای اجتماعی و احترام به حقوق متقابل را در بر دارد.

دلبستگی ملی، همان عشق و عاطفه به محدوده ی جغرافیایی، آب، خاک، مردم و همه ی گروهها و نهادهای اجتماعی و به طور خلاصه علاقه به جایی است که میهن نامیده می شود. میهن دوستی، یک تفکر مثبت است که افراد متصف به آن، بار مسئولیت آن چه در کشور می گذرد را مانند رویه ی عدالت اجتماعی، نظام اقتصادی، آموزشی، وضعیت حقوق شهروندی و … بر دوش خود حس می کنند.

اعتقادات مذهبی

یکی از وجوه عمده ی دینداری، عمل به ارزشهایی است که به عنوان تکلیف فردی و جمعی بر آن امر شده است، بدین لحاظ، قوانین دینی به عنوان یک منبع معرفتی تماماً بر دیگرخواهی، یاریگری، حمایت از مظلومان و نیازمندان، ثواب خدمت به خلق و … تأکید می کند. برای مثال پیامبر اسلام(ص) در خطبه ی رمضانیه می فرمایند: «بر فقیران و مستمندان‏تان شفقت آورده تصدق کنید و بزرگان خود را محترم شمارید و بر خردسالان مهر بورزید و با خویشاوندان خود پیوند برقرار سازید.»

(شیخ حر عاملی؛ وسائل الشیعه؛ جلد ۱۰)

همچنین استاد مطهری در کتاب “جهان بینی توحیدی “می نویسند؛ «جهان بینی توحیدی، تعهدآور است، زیرا در این جهان بینی، آفرینش هیچ موجودی عبث نیست. انسان در میان موجودات، از شرافت و کرامت مخصوص برخوردار است و وظیفه و رسالتی خاص دارد، پس مسئول تکمیل و تربیت خود و اصلاح جامعه خویش است.» به همین جهت باور به آموزه های دینی نیز یکی دیگر از عوامل موثر در افزایش تعهد و پایبندی به وظایف اجتماعی بوده و افراد متدین بر مبنای باورهای ایدئولوژیک خود می بایست که مسئولیت پذیر باشند.

توافق اجتماعی

عامل بعدی، توافق اجتماعی بر سر اصول و هنجارهای اساسی در جامعه و پذیرش این هنجارها از سوی اکثریت است.

هر قدر که این اعتقادات مشترک قویتر باشند، مردم بیشتر به هم وابسته می شده و همواره به ویژه در فراز و نشیبها با وظیفه شناسی بیشتری به همدلی و همراهی با یکدیگر می پردازند.

از این رو عملاً شاهد آن هستیم که در جوامع قانونمندی که همگان به مقوله ی ارزشهای اجتماعی پایبندند، خدمت رسانى مسئولان به مردم و کمک و همیارى  افراد در راه اصلاح جامعه به خوبی صورت می پذیرد. سطح رفاه عمومى و رسیدگی به دهکهای پایین یعنی محرومان جامعه نیز در وضعیت مطلوبی قرار دارد.

تقابل اجتماعی

گروهی از پژوهشگران در واکاوی مفهوم مسئولیت پذیری اجتماعی، بر این عقیده اند که میزان تعهد و پایبندی به انجام وظیفه در قبال جامعه، ریشه در ارزشهای متقابلی مانند انصاف، نوع دوستی و گرایش به تعاملهای اجتماعی دارد. یعنی افراد مسئولیت پذیر با درونی سازی هنجارهای تقابل، به این باور می رسند که در ازای خدماتی که از دیگران دریافت می کنند، باید عملکرد متقابلی داشته باشند. به همین دلیل تقابل از این منظر به هیچ وجه مفهوم تعارض را در بر نمی گیرد، بلکه به مفهوم تبادلِ نزدیکتر است.

آلوین گولدنر، جامعه شناس امریکایی در کتاب “بحران جامعه شناسی غرب” می نویسد: «تقابل، یک هنجار اجتماعی و یک قاعده جهانی است. اصلی که می تواند برانگیزاننده نوع دوستی باشد. بر اساس این هنجار، افراد باید کمک و محبتهای دیگران را با کمک و محبت، بازپس دهند. به تعبیر دیگر باید به کسانی که به ما کمک کرده اند کمک کنیم و اگر می خواهیم دیگران به ما کمک کنند باید درحق آنها محبت کنیم.» به این رفتار، هنجار انصاف می گویند. هنجار انصاف، قاعده ای است که بر اساس آن باید در یک رابطه اجتماعی، به افرادی که نیازمند هستند، مخصوصا کسانی که به مدد دیگران وابسته اند، بدون هیچ چشمداشتی، کمک کرد. چون این یاوری منفعت بزرگی مثل رضایت از خویشتن را به دنبال دارد.

مبادله ی اجتماعی با تمرکز بر تحلیل هزینه – پاداش

نظریه پردازانی که به نقش این عامل در تقویت مسئولیت اجتماعی معتقدند، بر این باورند که چون انسان بر اساس نیروی تعقل، همواره سعی می کند در رفتار اجتماعی و کنش متقابل خود هزینه ها را به حداقل و پاداشهای خود را به حداکثر برساند، لذا دریافته است که حاصل بی تفاوتی و بی مسئولیتی اجتماعی؛ جامعه ای نابسامان، آشوبزده و آشفته است که همگان را از پیشروی در مسیر پیشرفت و توسعه بازمی دارد. بنابراین در جست و جوی پاداشی که در تبادلات محدود به اقتصاد نیست، به انجام اقدامات ارزشمند پرداخته و برای احساساتی مانند مهرورزی، عشق، دیگرخواهی و وفاداری احترام قائل می شود.

این نظریه نخستین بار توسط «جورج کاسپر هومنز» جامعه شناس انگلیسی مطرح شد. او معتقد بود که شرط انجام وظیفه در حیطه ی مسئولیت اجتماعی، مشارکت در فعالیتهای جمعی است. زیرا افراد در این مشارکت پاداش بی نظیری را دریافت می کنند اما اگر این اقدامات اصلاحگرایانه یکطرفه باشد، فقط از سوی افراد صورت گرفته و جامعه خود را مقید به برآورده کردن خواسته ها و نیازهای مادی و معنوی اعضای خود نکند، تمایل مردم برای پیشبرد اهداف و انجام اقدامات داوطلبانه ی مطلوب کمتر می شود.

همچنین “هومنز” در کتاب «گروه بشری» بر پاداش مدارانه بودن رفتارهای اجتماعی تأکید کرده و بر این باور است که رفتار اجتماعی، مبادله یا عملی محسوس یا نامحسوس، توأم با میزانی از پاداش یا هزینه است که بین افراد و گروهها رخ می دهد. از آن جا که پایبندی به تعهدات و عمل به مسئولیتها همواره دستاوردهای مطلوبی همراه داشته است، لذا گروههای مختلف انسانی – چه در ابعاد فردی یا جمعی- عموماً مسئولیت پذیرند به مقوله ی انجام وظا یف اجتماعی، نگاهی مثبت و خردگرایانه دارند.

در هر صورت، از هر جنبه ای که به این خصیصه ی ارزشمند و والا پرداخته شود، واقعیت این است که شفقت ورزی، ناخوشنودی از رنج دیگران و دغدغه مندی نسبت به مسائل جامعه، بخش مهمی از مسئولیت اجتماعی است؛ وظیفه ای که وقوف و پایبندی به آن، راه رسیدن به جامعه ای ایمن و عدالت محور است.


درباره مسئولیت اجتماعی بیشتر بخوانید:

 

حقوق متقابل انسانی در تعاملات اجتماعی به قلم دکتر ابوتراب طالبی

بی تفاوتی اجتماعی یا بحران خاموش به قلم دکتر سید حسن موسوی چلک


نقش مسئولیت پذیری اجتماعی در خروج از شرایط آنومیک به قلم دکتر سعیده امینی

کار به سبک ژاپنی

 

گفتگو با دکتر سید محسن فاطمی درباره مسئولیت اجتماعی (بخش نخست)

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *