لودینگ

کار به سبک ژاپنی

یادداشت

کار به سبک ژاپنی

 

ســاعت ۶ و ۱۵ دقیقه صبح یک روز ســرد است. ابری مجتمع مسکونی شرکت کاواساکی را در شهر بندری کوبه ژاپن که خانواده یوشیاکی موریتا با همسر و دو فرزند کوچک خود در آن زندگی می کند، احاطه کرده است. موریتای ۳۲ ساله که تازه از خواب بیدار شــده – مشغول مطالعه روزنامه صبح و منتظر آماده شدن صبحانه است: املت، سوپ میسو، برنج، سالاد و چای ســبز. آپارتمان دو خوابه این خانواده که وسیله گرمایشی چندانی ندارد، ســرد است و آقای موریتا در حالی که پتویی به دور خــود پیچیده، پاهایش را زیر میز کوتاتسو (میز کوتاتسو میزی با پایه های کوچک است که در  فصول سرد اجاق برقی زیر آن قرار میدهند) دراز کرده است.

 بعد از صبحانه موریتا در اتاقی که بچه ها هنوز خواب هستند،  لباس های خود را عوض میکند. او با کت و شلواری اتو کشیده و کفشی واکس زده ظاهر می شــود. به نظر می رسد که این طرز پوشش برای کسی که در یک خط تولید ماشین سازی لوله نصب می کند، کمی زیاده روی باشد. اما وی معتقد است که از نظر ذهنی، بسیار مهم اســت که خوب لباس پوشید. او معتقد است اگر انســان لباس های نامرغوب و بی کیفیت بپوشد، رفتار او هم نامرغوب و بی کیفیت خواهد بود!

عزیمت 

موریتا خانه را به سوی کارخانه صنایع سنگین کاواساکی ترک می کند؛ جایی که او تمام روز را زیــر فریم های قرمز، ســفید و آبی چرخهای دســتی ســپری می کند. موریتا بدون معطلی ســاعت ۶ و ۵۵ دقیقه صبــح آپارتمان بدون آسانســور خود را در طبقه ســوم ترک می کند و با گام های بلند و با چابکی، در مســیری که به سمت مجسمه جیزو که محافظ کودکان است و جوی آبی که با سنگریزه فرش شده،  پیاده روی می کند. هم مجسمه و هم جوی آب از قرن ها پیش در این محل بوده و ســازندگان مجتمع های مسکونی همه دقت خود را برای حفظ این آثار تاریخی به کار گرفته اند. در ایســتگاه پررفت و آمد قطــار، او برگه عبــور و مرور خود را نشــان میدهد.(ایــن برگه عبور از مزایای شــغلی کار در کارخانه کاواســاکی محســوب می شــود که به وی  امکان ســوار شــدن بر ترن سریع الســیر را می دهد). این قطار شــباهت زیادی به قطارهای آمریکایــی دارد، به غیر از آنکه ایــن قطارها بســیار پاکیزه تر، خوشــبوتر و بدون  وجود دیوارنوشــته های آزاردهنده در ایســتگاه های قطار آمریکایــی اســت. در ایســتگاه فقط یک تنــگ کوچک  ماهی در ابعــاد مینیاتــوری و یــک باغچــه مینیاتوری  دیده می شود.

امروز صبح هم مانند همه صبح ها، قطار دقیقا ســاعت ۷ و ۱۱ دقیقه صبح رســید و ۱۷ دقیقه بعد وی در مقصد و در ایســتگاه های “وگو” بود که چند بلوک تا محل کار فاصله داشت. با نزدیک شــدن به محل کار، گام های موریتا تندتر  می شود و برای این که دیرش نشود، شروع به دویدن میکند. در داخل کارخانه، کارت ورود خود را در قسمت حاضران قرار می دهد زیرا به طور کلی فرض بر آن است که هیچ کس دیر نمی کند و کارگران تنها هنگام خروج از محل کار، کارت های  خود را وارد دستگاه کارت خوان می کنند که در صورت اضافه کاری مبلغ آن محاسبه شود.

بدون تاخیر

ســاعت ۸ صبح هنگامیکه ســوت های کارخانه به صدا درمی آید، موریتا به همراه صدها کارگر دیگر که لباس های خود را در قســمت رختکن عوض کــرده و لباس های کتان توسی رنگی را که شرکت کاواســاکی هر سال یک بار به آنها  می دهد، پوشــیده اند، در دســته های غیر منظم در حیاط  کارخانه به سمت دو کارگاه حرکت می کند، کارگران به مدت ۵ دقیقه با همراهی صدایی که از بلندگو پخش میشود و آنها را  راهنمایی می کند، حرکات ورزشی انجام می دهند البته هیچ کس مجبور به انجام این کار نیست، اما همه ورزش می کنند. پس از نرمش، کارگران که بخشی از آنان را زنان تشکیل می دهند، دســتورات کاری خود را از ســرکارگرها دریافت می کنند. موریتا هم دســتورات خود را از رئیس شماره یک بخش لوله گذاری که مردی ۵۳ ساله با موهای مشکی است، دریافت می کند.

رئیس در حالی که لبخندی به لب دارد و دندان طلایی او نمایان است، دو دســت خود را پشت کمر به هم حلقه کرده،  چند کلمه ســخن میگوید: “امروز روز خوبی است، اما هوا  کم کم سرد می شود. وقتی هوا به این سرعت سرد می شود، مواظب باشید که سرما نخورید.” بعد از آن، صدای او جدی می شــود و اضافه می کند: “روز گذشــته ماموران کنترل کیفیت نواقصی را در کار مشاهده کردند، از کار خود اطمینان حاصل و آن را دوباره کنترل کنیــد. از کار خود ۱۰۰ درصد مطمئن باشید و پس از حصول اطمینان از کیفیت, کالا به قسمت بعدی ارسال شود.”

 

در خط کاری

دقایقی بعــد، در خط شــماره یک لوله گــذاری، موریتا زیر یک دســتگاه که حدود ســه پا از زمیــن فاصله دارد و ســطح زیرین آن با نور لامپ روشــن است، خم می شــود. باک بنزین در این قسمت نصب می شــود. در یک طراحی مهندســی، موریتا خط کاری خود را با خط قرمز مشــخص کــرده و هر لوله با شــماره ای خاص و برای جایگیری در محل مخصوص مشــخص شده است. تا زمان اســتراحت و ناهار، وی همه روز را صرف چســب کاری و اتصال واشرهای لاســتیکی، به هم متصل کردن لوله هــا و پیچ و مهــره کردن آنها در محل مناســب می کند. ساعت ۹ و ۴۰ دقیقه صبح، موریتا به ساعت خود نگاهی می اندازد و سپس برای دیدار با جمعی از مردان دیگر با عجله محل را ترک می کنــد. در این جمع آنها از نتایج مســابقات کنترل کیفیت که به تازگی ارائه شده است، باخبر می شوند. سال گذشــته این گروه توانســت ۴۵۳ روش برای ارتقای کیفیت کار ارائه کند که ۱۹۹ روش پذیرفته شد. موریتا این اتفاقات را در یک دفترچه کوچک یادداشــت که همواره از آن برای یادداشت پیشنهادهای کنترل کیفیت استفاده می کند، می نویسد. پاییز گذشته، گروه موریتا موفق شــد جایزه ۱۵۰ هزار ینی (۷۵۰ دلاری) تعیین شده برای طرح های کنترل کیفیت را از آن خود کند. آنها با استفاده از این پول برای خود یونیفرم های جدید خریدند و باقی پول را نیز صرف برنامه های تعطیلات سه روزه خود کردند.

زمان ناهار

وقتی که شیپور ســاعت ناهار به صدا در می آید، کارگران به سمت سالن های غذا خوری می روند و جعبه های قهوه ای و قرمز غذای خود را که شــامل برنج، ســبزی و ماهی است، تحویل می گیرند. قوری های چــای قبلا روی میزهای ناهار گذاشته شده اســت. هزینه ناهار برای هر نفر ۳۱۹ ین (یک دلار و ۵۶ سنت) می شود که ۴۰ درصد این میزان را شرکت کاواساکی می پردازد و بقیه، از حقوق کارگر کسر می شود. وقت زیادی صرف ناهار نمی شود. ساعت ۱۲و ۱۰ دقیقه کارگران تقریبا به همان سرعتی که صبح به سر کار می آمدند، با عجله به کار خود باز می گردند، گویی که المپیکی کوچک در محوطه کاواساکی در حال برگزاری است. به کارگران اطلاع داده شــده که در محوطه بازی که امروز صبح در آن ورزش کرده اند، مسابقه سافت بال برگزار می شود.

ورزش در کنار کار

در داخل کارگاه شماره یک لوله گذاری، تور بدمینتون و میز تنیس قرار گرفته است. در تابســتان، موریتا را در زمین تنیس شرکت کاواساکی می توان پیدا کرد. او یکی از بهترین بازیکنان تنیس شرکت امروز تصمیم گرفته است به گروه ده نفره مردانی بپیوندد که در بخش بــاک بنزین کار می کنند. برخی در حال صحبت کردن هستند، برخی چرت می زنند و دو نفر دیگر هم شوگی (نوعی شطرنج) بازی می کنند. کار دوباره ساعت یک با ورزش شروع می شود. روز کاری موریتا ســاعت ۵ بــه پایان می رســد. موریتا اغلب یک یا دو ســاعت اضافه کاری می ماند، اما امشب وی مستقیماً به ســمت حمام بخار می رود. موریتا دوباره مســیری را که صبــح از آن آمده بود به ســمت خانه پیش می گیرد و از کوچه پس کوچه هایی که به سرعت تاریک می شوند، به سمت خانه خود می شتابد.

 

پایان یک روز کار

 یــک روز دیگــر بــرای موریتا تمــام شــد. وقتــی کــه بــه خانه می رسد، شام آماده اســت. او لباس های رســمی خــود را عــوض می کنــد و پشــت میز کوتاتســو می نشــیند و مشــغول خوانــدن روزنامه  بعد از ظهر می شود. دختر دو ساله او ســاتوکو، به آغوش او  می پرد. وقتی که پسر ۵ ساله اش، یوشی مورا وارد اتاق میشود، موریتا به او یک کادو می دهد. یوشــیمورا با هیجان کاغذ را باز می کنــد و یک دفترچه یادداشت پیدا می کند. این دفترچه را اتحادیه برای مسابقه نقاشی در اختیار فرزندان کارکنان قرار می دهد؛ یوشیمورا هرگز جایزه ای نبرده است. این همه اتفاقاتی است که در تمام روز کارگر ژاپنی روی می دهد.

لازم نیســت که بهترین یا بالاترین باشید تا در خوبی ها و موفقیت ها شریک باشید، فقط باید تلاش و به بهترین نحو کار کنید. وقتی که روز پایان می یابد، می توان به عمق این حرف موریتا پی برد که می گوید: “اگر سخت کار کنی، روزی حتماً به نتیجه خواهی رسید و جواب زحمت شما به گونه ای داده خواهد شد.”

نظام پیشنهادها

نشست های کنترل کیفیت در سراســر ژاپن وجود دارد. همه همواره با ارائه پیشنهادهای جدید، سعی در بهبود کار دارند. کنترل کیفیت یکی از ویژگی های اصلی صنعت ژاپنی است. در سالیان گذشته، موریتا حدود ۲۰۰ پیشنهاد ارائه داده که ۱۳۰ پیشنهاد پذیرفته شده است. شاید این پیشنهادها کوچک باشد، مثال تغییر جای اتصالات برای دسترسی آسانتر! اما کسی هست که به این پیشنهادها گوش کند و توسط شخصی که با کار آشنایی دارد، تنظیم می شود. اغلب تنها با یک تلفن به بخش مهندسی میتوان نظر مثبت واحد را برای تغییر درخواست شده جویا شد. واحد کنترل کیفیت که با پیشــنهادهای زیادی رو به روست، تشویق می شود که به  بهبود ارزشها بپردازد. این واحد سعی می کند که کارکنان را به کار دلگرم کرده و برای آنها نیز مقداری پول کنار بگذارد. همه ساله مسابقه ملی در سطح ژاپن برای دستیابی به جایزه کنترل کیفیت برگزار می شود. از بسیاری جهات، زندگی خصوصی موریتا از زندگی در شرکت جدانشدنی است. او نه تنها در  مجتمع های کاواساکی زندگی می کند، بلکه میتواند با دریافت روزانه سه دلار حقوق مرخصی، در یکی از اقامتگاه های کاواساکی به تعطیلات برود، از فروشگاه های کاواساکی خرید کند و از طریق آژانس املاک کاواســاکی نیز خانه بخرد. احتمال خیلی کمی وجود دارد که شرکت موریتا کاواساکی را ترک کند، “هرگز”!

موریتا همچنین عضو سازمانی اســت که آمریکایی ها به آن اتحادیه میگویند. موریتا هم مثل همه کارگران ژاپنی هرگز در هیچ اعتصاب و یا توقف کاری اتحادیه شرکت نکرده است. در حقیقت، قراردادهای کاری حدود دو دهه اســت که بین وزارت صنایع و وزارت کار، برای کار با احترام، منعقد شده است. این نگرش را می توان در ســخنان کویچی تومویاگاوا رئیس اتحادیه شرکت کاواساکی یافت: ما می خواهیم شرکت سود کند، زیرا نیمی از سود نصیب شرکت و نیم دیگر نصیب کارکنان می شود.

 

وفاداری دوجانبه

 موریتــا ماهانــه ۷۷۳ دلار در قبــال انجام این کار دســتمزد دریافت می کند و ســالی دو بار نیز  برابر با دو ماه حقــوق پاداش می گیــرد که با این  حســاب، درآمد ســاالنه وی ۱۲ هزار و ۶۳۸ دلار می شود.  او می توانــد روی پولی که بابــت اضافه کاری دریافت می کند و ماهانه حدود سیصد دلار می شود نیز حســاب کند. مالیاتی که او پرداخت می کند، نسبت به مالیات دهندگان دیگر کشورهای مدرن و صنعتی بسیار کمتر است. موریتــا ماه گذشــته تنها ۱۳ دلار و ۶۱ ســنت مالیات دولتی و ۷ دلار و ۳۶ سنت نیز مالیات کوبه پرداخت کرد. بیشترین کســری حقوق او مربوط به ذخیره دوران بازنشستگی می شــود که برابر با ۵۶ دلار و ۸۸ سنت است و ۳۲ دلار و ۲۰ سنت نیز حق بیمه و ۳۱ دلار و ۷۲ سنت نیز بابت اجاره بهای کاواساکی پرداخت می کند. البته این اجاره خیلی ارزان است. آپارتمــان موریتا، عــلاوه بر یک آشــپزخانه بســیار کوچــک، دو اتــاق و یک حمــام خیلی کوچــک دارد. خانــواده موریتــا فقط ده ســال می توانند در مجتمع های مســکونی کاواســاکی زندگی کنــد و آن ها تاکنون ۴ ســال آنجا زندگی  کرده اند. شغل موریتا به گونه ای است که احتمال ارتقای درجه در آن وجود ندارد.  او بــه دانشــگاه نرفته و امــکان اســتفاده از دانشگاه های شــبانه را نیز از دست داده است. اما او می گوید: “ارتقای شغلی که همه چیز نیست و اگر سخت کار کنی روزی حتما به نتیجه خواهی رسید.  زندگی فقط این نیست که جلو بروی و پیشرفت کنی.” اگر موریتا ذره ای احســاس ناراحتی می کرد  و به گونه ای متفاوت می اندیشــید، درآن صورت از سیستم ژاپنی ناراضی می شد. شکل و ظاهر مشاغل ژاپنی با مهارت های کارکنــان ارتباط دارد و پله پله صعود می کنند. خیلی به ندرت اتفــاق می افتد که فردی بدون طی پله هــای مختلف و بــا پرش ارتقاء بگیرد. به ندرت کســی در ژاپن اخــراج و یــا از کار برکنار می شــود. به نوعی هم کارفرما و هم کارکنان نسبت به هم وفادارند.

 مجله مشعل شماره ۶۷۷
بهمن ۱۳۹۲
مترجم: ناهید بخشی

 


درباره مسئولیت اجتماعی بیشتر بخوانید:

 

حقوق متقابل انسانی در تعاملات اجتماعی به قلم دکتر ابوتراب طالبی

بی تفاوتی اجتماعی یا بحران خاموش به قلم دکتر سید حسن موسوی چلک


نقش مسئولیت پذیری اجتماعی در خروج از شرایط آنومیک به قلم دکتر سعیده امینی

 

انسان در برابر انسان «معناکاوی در مفهوم مسئولیت اجتماعی»

 

گفتگو با دکتر سید محسن فاطمی درباره مسئولیت اجتماعی (بخش نخست)

 

 

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *