لودینگ

بحران هویت یا گم گشتگی نسلی

یادداشت

بحران هویت یا گم گشتگی نسلی

 

 رضا عنایتی

جامعه شناس

یکی از مفاهیم برآمده از دل فرهنگ، خانواده، تعاملات اجتماعی و مناسبات میان نسلی، “هویت” است. یا بنا بر قول روانشناسان پاسخ به پرسش معروف (من کیستم؟)

براساس تعریفی که فرهنگستان زبان فارسی از این واژه ارائه نموده، هویّت یعنی مجموعه ای از نگرشها، ویژگیها و روحیات فرد و هر آن چه سبب متمایز شدن او از دیگران می شود. البته این تعریف عموماً با مفهوم هویت فردی سنخیت بیشتری دارد، بدین لحاظ در تعریف هویت گروهی نیز می توان گفت هویّت جمعی یا گروهی عبارتست از مجموعه خصوصیّات و مشخّصات اساسی اجتماعی، روانی، فرهنگی، فلسفی، زیستی و تاریخیِ همسان که به رسایی و روایی بر ماهیّت یا ذات گروه، به معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر دخالت می کند و آنها را در یک ظرف مکانی و زمانی معیّن به‌طور مشخّص و قابل قبول و آگاهانه از سایر گروهها و افراد متعلّق به آنها متمایز می سازد. (فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان)

برخی از صاحبنظران علم روانشناسی معتقدند که در بررسی نظری «هویت»، این مفهوم را باید از دو بُعد- یعنی از بُعد درونی و از منظر بیرونی- نیز مورد بررسی قرار داد. بُعد درونی آن پاسخ به این سئوال است که هر فرد خود را چگونه می بیند و چه تصوری از خویشتن دارد و بُعد بیرونی هویت‌ بدین‌ معناست ‌که‌ هر شخص در یک تعامل متقایل میان فردی، گروهی و اجتماعی، دیگران را چگونه می بیند و چه تصوری دارد در مورد افرادی که با آنها در ارتباطی پیوسته یا گسسته است؟

نوع پاسخ به این پرسشها که رابطه ای مستقیم با دیدگاهها و باورهای فکری افراد دارد، می تواند در واکاوی پدیده ی گسست نسلی، شاخص مهمی به شمار رود. با این توضیح که هر قدر افراد به ارزیابی مثبتی نسبت به خود (هویت درونی) و دیگرانی که با آنان در تعامل هستند (هویت بیرونی) برسند، از دامنه ی شکاف نسلی کاسته خواهد شد و بدیهی است که عکس این موضوع  نیز می تواند صادق باشد. یعنی دیدگاههای منفی و انتقادیِ نسلها نسبت به نگرش و رفتار یکدیگر منجر به بروز بحران نسلی می شود.

از طرفی هویت، رابطه ی تنگاتنگی با باورهای فرهنگی خانواده و فرهنگ حاکم بر جامعه دارد، زیرا هویت افراد نخست در کانون خانواده و سپس در فرایند اجتماعی شدن و در جامعه شکل می گیرد.

با این تعاریف حال باید دید:

 آیا گسست فرهنگی حاصل گم گشتگی هویتی در جامعه است؟

اریکسون روانشناسی است که برای نخستین بار به موضوع بحران یا گم گشتگی هویت پرداخت.

او معتقد بود بر اساس اصل تکوینی رَسِش (epigenetic principle of maturation)

رشد شخصیت یا آن چه در موارد زیادی هویت نیز نامیده می شود، تحت تاثیر عوامل زیستی و اجتماعی، همراه متغییر های شخصی و موقعیتی شکل می گیرد. حال اگر فرایند طبیعی رشد روحی – روانی، اجتماعی، عاطفی و زیستی بنا به دلایل فردی، خانوادگی یا اجتماعی، با عدم تقارن مواجه شود، فرد دچار بحران یا به زعم گروهی از کارشناسان، گم گشتگی هویتی خواهد شد.

با توجه به نظریه ی اریکسون اگر دامنه ی دگرگونی اقتصادی – فرهنگی و در مجموع تحولات اجتماعی دهه های اخیر در کشور را از یک سو و گذر از سنت به مدرنیته را که اکنون شتاب بسیاری یافته است، از سوی دیگر مد نظر قرار دهیم هم به فهم منطقی و چرایی عمیقتر شدن شکاف نسلی خواهیم رسید و هم با نگاهی واقع بینانه دلایل بحران هویت را در نسل جوان درک نموده و در موارد زیادی شاید با آنان همذات پنداری نماییم.

ناگفته نماند که در این باره نباید از تحولات و چالشهای ساختاری و کارکردی نهاد خانواده در سالیان اخیر نیز غافل شد.

در برداشتی آزاد از نظرات ریچارد جنکین (Richard Jenkins)، جامعه شناس انگلیسی و نویسنده ی کتاب «هویت اجتماعی» می توان گفت؛

هویت نسلهای امروزی برخلاف نسلهای پیشین، آیینه ی تمام نمای چشم اندازهای اجتماعی نیستند. اگر تا دیروز دو عامل تاریخ و فرهنگ در شکل گیری هویت فردی و عمدتاً هویت اجتماعی نقشی اساسی داشتند، امروزه عوامل متعدد دیگری نیز در این فرایند اثرگذارند. از جمله رویارویی زبانها، مواجهه ی سنن و شیوه های زندگی، جریان حتمی و لاجِرَم جهانی شدن، رسانه های گروهی و البته تاریخ و فرهنگ ملی.

همه ی این عوامل همراه ورود و گسترش مدرنیته منجر به ایجاد تغییراتی در باورها، نگرشها و ارزشها شده اند. دگرگونیهایی که عمدتاً حاصل شرایط و اقتضائات جامعه به شمار می روند.

این تفاوت نگرش و ارزش و البته تفاوت فرهنگی موجود در دیدگاههای نسلی، در واقع می تواند سرعت و شدت بیشتری به اختلافات نسلی یا بهتر است بگوییم شکاف یا حتی گسست نسلی ببخشد.

واقعیت این است که امروزه نسل جوان بیش از هر زمان دیگری به پذیرش آن چه  فرهنگ غربی نامیده می شود، متمایل است و سعی می کند این تمایل را به عنوان یک واکنش اعتراضی، در سبک زندگی، افکار و اندیشه ها و عملکرد معمول خود آشکار سازد.

این گرایش و این تغییر رفتار که به نوعی مقاومت در برابر فرهنگ رسمی است، به وضوح در عقاید فردی و رفتارهای جمعی نوجوانان و جوانان قابل مشاهده است. از نوع پوشش و علاقمندی به سبکهای موسیقی غربی مانند رپ و هیپ هاپ و هوی متال گرفته تا استفاده از ارتباطات کلامی طنز آمیز و زبان غیر جدی و حتی رکیک و بی اعتنایی به سنن مورد احترام در خانواده و در سطح جامعه.

در این میان اگر تمایل فراگیر این نسل به مهاجرت و ورود به کشورهای غربی را نیز مد نظر قرار دهیم، عملاً شاهد خواهیم بود که خرده فرهنگ منتقد و غیر رسمی نسل جوان، طی سالهای اخیر به سرعت شکل گرفته و در اغلب لایه های اجتماعی، به صورت آشکار یا پنهان جایگزین فرهنگ رسمی شده است.

در توضیح بیشتر می توان گفت، «فرهنگ رسمی» در واقع ارزشهای غالبی است که توسط نظام حکومتی و گردانندگان نهادهای دولتی تبلیغ و حمایت می گردد یا الگویی از ارزشها و باورهای مورد پذیرش نظام سیاسی که به اعضای یک جامعه القاء شده و حتی دستور داده می شود و طبیعتاً سرپیجی از این فرهنگ امری، تبعات و در مواردی مجازاتهای قانونی را در پی دارد!

اما فرهنگ غیر رسمی، بخش ناآشکار و جنیه ی پنهان فرهنگی است؛ یعنی هنجارها و گرایشهایی که با الگو پذیری از طریق خانواده، رسانه های غیرخودی و گروه همسالان در باور افراد نهادینه شده و به مجموعه‌ای از افکار، رفتار، گفتار، آداب و رسوم و حتی آثار هنری اطلاق می شود که اگر چه ممکن است مورد تأیید حاکمیت یا نسل بزرگسال جامعه نباشد اما وجود دارد، قابل چشم پوشی و انکار نیست و همچنان در حال گسترش است.

ضمن این که با توسل به تجربه ثابت شده که متولیان فرهنگ رسمی عموماً به دلیل استفاده از عامل یا انرژی «فشار»، چندان در نهادینه سازی باورهای مورد نظر به موفقیت نمی رسند. اما فرهنگ غیررسمی که تحت تأثیر متغیرهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی و قوانین عرفی کشور شکل گرفته، از آن جا که از انرژی «کشش» برخوردارست، به طور گسترده ای مورد پذیرش جوانترها قرار می گیرد و چگونگی سازگاری این نسل را با ارزشهای تبلیغ شده در جامعه تحت الشعاع قرار می دهد.

(فرهنگ رسمی همان بایدها و نبایدهایی است که توسط نهادهای رسمی به طور محسوس یا غیر مستقیم و نامحسوس آموزش داده می شود، به ویژه به واسطه ی دو نهاد بزرگ و فراگیر مانند سازمان صدا و سیما و وزارت آموزش و پرورش.)

اما در حال حاضر این دو وجه از فرهنگ حاکم در جامعه نه در کنار هم بلکه در تقابل با هم قرار گرفته اند. بیشتر از آن رو که بخشی از بدنه ی نسل قدیم که نسل ایدئولوژیک نیز معروف است، تمایلی به تغییر باورهای خود براساس آن چه شرایط امروز جهان اقتضاء می کند، ندارد اما نسل جدید در راستای ایده آل گرایی مورد پذیرش خود، خواستار نوگرایی و توسعه ی برگرفته از نوع و مدل‌ غربی است. بدیهی است وقتی این دو دیدگاه تا بدین اندازه با هم در تعارض و تقابل به سر می برند، نسلهای بعدی یا متولدین دهه های اخیر، مردد بین انتخاب این یا آن، دچار سردرگمی و بحران هویت می شوند.

«بررسی تعارضات بین نسلی از منظر گسست در ساختار فرهنگی»

از این منظر می شود گفت، بحران هویت یعنی شک و دودلی در باره ی ویژگیهای  ملموس و همه ی صفاتی که فرد یا جامعه خود را بدان منتیب می دانند، چنان چه این گم گشتگی -چه از نظر فردی یا از منظر اجتماعی- گسترش قابل توجهی پیدا کند، افراد هیچ تعهدی نسبت به حفظ هویت خودی احساس نمی کنند و هیچ تلاشی برای دفاع از آن انجام نمی دهند زیرا نسبت به حفظ این (مَنیَت) تعصب ندارند! بدین ترتیب جامعه دچار معضلی به مراتب ویران کننده تر به نام «بی تفاوتی همگانی» خواهد شد.

از طرفی تفاوت بین فرهنگ رسمی و غیر رسمی، عامل مهمی برای ارتکاب و رواج بخشی از هنجارشکنیها و آسیبهای اجتماعی است، از جمله گسترش وندالیسم، گرایشهای فردگرایانه که به گونه ای قابل توجه در نسلهای جدید تر یا متولدین دهه های هفتاد و هشتاد مشهود است نادیده گرفتن اصول اخلاقی و بی توجهی به آن چه آداب و ادب اجتماعی خوانده می شود و فرد با پذیرش این گم گشتگی هویتی، به راحتی و با بروز رفتارهای هنجارشکنانه، حقوق شهروندی دیگران را نادیده می گیرد زیرا نه تنها شباهتی به نسلهای پیشین خود ندارد بلکه به طور مضاعفی تلاش می کند تا در آرمانها، ارزشها و البته رفتارها متفاوت به نظر برسد و به راحتی و به طور سنتی

– یعنی آن گونه که نسل بزرگسال می خواهد، باورهای دیکته شده ی فرهنگی حتی اعتقادات دینی ارائه شده از سوی نسل پیشین را نپذیرد.

لذا الگوهایش را از جای دیگری برگزیده، انتخاب گروههای مرجع از میان نسل قبل را روشی متحجرانه می پندارد و کوتاه سخن این که در کنار همه ی تحولات و مؤلفه هایی که در ساختار هویتی نسل جوان اثرگذارند، مانند تأثیر شبکه های مجازی، مشکلات بزرگ اقتصادی-اجتماعی؛ پیشرفت فناوریهای مدرن و متعاقباً ظهور آن چه تئوریسینها پدیده ی «دهکده ی جهانی» نامگذاری کرده اند، باید اعتراف کرد که متولیان فرهنگ رسمی کشور اعم از بخشی از گروههای والدینی و نهادهای حکومتی، در فرآیند جامعه پذیری نوجوانان و جوانان ودر آن بازه زمانی که ارزشها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی توسط نسل بزرگسال به نسلهای بعدی انتقال داده می شد، عملکرد درستی نداشته و مرتکب افراط و تفریط بسیاری شده اند. اشتباهاتی که حاصل آن ظهور نسلی است که نه شباهتی به بزرگترهای خانواده و جامعه دارد و نه شبیه گرو ههای همسال خود در جوامع مدرن است!

«بررسی تعارضات بین نسلی از منظر گسست در ساختار فرهنگی»

نسلی رانده شده ازهر سو

نسلی که خود را رانده از این سو و مانده از آن سو می بیند و در گرداب مشکلات ریز و درشت جامعه که عاملش را نسل پیشین می پندارد دست و پا می زند، سعی می کند از هر قید و بندی گریخته، فکر و امید و وابستگیهای عاطفی به آب و خاک و نگرانی از بابت آینده را به طور کلی کنار بگذارد و بی آن که وقعی بنهد به آموزه هایی که به طور معمول در خانواده های ایرانی بدان پرداخته می شود، مثل مبادی آداب بودن، حفظ احترام بزرگترها، مباهات به تاریخ و تمدن چند هزارساله و… عاصی و بی پروا در مقابل والدین محافظه کار و محتاط و از آن مهمتر در برابر فرهنگ رسمی کشور قد علم می کند.

در این شرایط دیگر مشکل فقط به تفاوتهای طبیعی و بدیهی نسلها محدود نمی شود بلکه نوعی آشفتگی ساختاری در فرهنگ مسلط اجتماعی شکل می گیرد. نوعی از هم گسیختگی که نسل جوان را در شتابی روز افزون از سنن و باورهای حاکم بر جامعه و هر آن چه هویت فردی و اجتماعی اطلاق می شود، دور و دورتر می نماید.

 با این گسست فرهنگی چه باید کرد؟

اساساً گسست فرهنگی نیز به مثابه ی شکاف نسلی، معضل نوظهور و آسیبی نوپدید نیست که ظرف مدت کوتاهی در جامعه گسترش یافته و موجبات نگرانی خانواده ها، نهادها و اندیشمندان اجتماعی را فراهم آورده باشد. این پدیده در یک فرایند طولانی و تحت تأثیر مؤلفه های زیادی نمود پیدا کرده است. عواملی مانند شکاف میان سنت و مدرنیسم، شکاف میان حاکمیت و مردم، تضاد طبقاتی یا وجود طبقات متعدد محروم و طبقه ی کوچک غنی، شکاف میان گفتمان مسلط و مقتضیات زمانه و از همه مهمتر شکاف میان خواسته های نسل جوان و افکار و ارزشها و دانسته های نسل گذشته.

در میان همه ی این عوامل شاید بتوان گفت، نقش تفاوتها و گسستهای موجود میان دو عنصر سنت و مدرنیته، در عمیقتر شدن این شکاف به مراتب پررنگتر از سایر عوامل به نظر می رسد؛

مشکلی که غالباً جوامع در حال گذار از ساختارهای سنتی به مدرن با آن دست به گریبانند. جوامعی که هر قدر تلاش کنند تا از فرایند تغییرات عصر جدید دور بمانند،  باز هم الزام دارند به همسویی و همنوایی با جهانی که به سرعت مشغول طی کردن مرزهای پیشرفت و توسعه ی تکنولوژیک است.

این قاعده در مورد کشور ایران نیز صادق است. کشوری که همواره در حال تجربه ی حوادث و رخدادهای بسیاری است و تحولات زیادی را نیز پشت سر گذاشته است. به همین دلیل نسل جوان کشور به ویژه متولدین دو دهه ی اخیر، از ویژگیهای خاص و منحصر به فردی برخوردارند که آنان را از سایر نسلها متمایز می کند از جمله آن که:

– نسبت به نسلهای پیش از خود، گرایش و پایبندی بیشتری به ارزشهای نوگرا دارند.

– نسبت به گروههای مرجع سنتی، تمایل و علاقه ی چندانی از خود نشان نمی دهند.

– معیارهای داوری اخلاقی آنها برای توجیه برخی رفتارها که در فرهنگ سنتی مطرود تلقی می شوند، کاملاً متفاوت است.

– ارزشهای پدرسالارانه را در خانواده نمی پذیرند، به ارزشهای معنوی گرایش زیادی نشان نمی دهند و باورهای دینی در مجموعه ی اعتقاداتشان کمرنگتر است و دهها دلیل دیگر که در این مقال نمی گنجد.

با این اوصاف و با مجموع آن چه بیان شد یعنی مباحثی که نتیجه ی تجربیات عینی و تحقیقاتی است که در سالیان اخیر انجام شده است، اساسی ترین روشهای برون رفت از این بحران را می توان در راهبردهایی که بدان اشاره می شود، جست و جو کرد.

– بازنگری در بایدها و نبایدهای فرهنگ رسمی.

– اهمیت دادن و به رسمیت شناختن فرهنگ غیررسمی.

– تغییر ساختار آموزشی در کشور (از مدارس گرفته تا مراکز عالی آموزشی)

– افزایش سطح آگاهی نسل بزرگسال در زمینه ی فناوریهای جدید ارتباطی.

– انعطاف پذیری نسل بزرگسال در برابر تغییرات حاصل از فرایند مدرنیته در کشور

– تغییر رویکرد رسانه های داخلی و سیاستگذاریهای هوشمندانه و کارآمد در حوزه ی تولید برنامه هایی با محتوای مورد نیاز نسل جوان

– و مهمتر از همه سهیم کردن جوانترها در دایره ی قدرت و اقتصاد و سیاست. موضوعی که نسل قدیمی تر به راحتی آن را نمی پذیرد و برنمی تابد!

 


بخش نخست مقاله با نام شکاف نسلها، پدیده ای طبیعی یا بحرانی نگران کننده؟

بخش دوم مقاله با نام  گم گشتگان در زمان

زنگ ها برای که به صدا در می آید «بررسی تعارضات بین نسلی از منظر گسست در ساختار فرهنگی»

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *