لودینگ

گم گشتگان در زمان

یادداشت

گم گشتگان در زمان

دکتر رضا عنایتی

جامعه شناس

شکاف نسلی، بحرانی برآمده از دل تضاد و تفاوت در دیدگاهها و شیوه ی زیستن دو نسل است؛ و تعارض در هنجارها، ارزشها و قوانین فرهنگی. به ویژه آن دست از قوانین کنترل کننده ای که به شدت مورد حمایت نسل بزرگسال جامعه قرار می گیرند.

شکاف نسلی، یعنی وجود دو نگاه مختلف، دو درک و دو باور متضاد نسبت به انسان، جهان و آن چه در جامعه می گذرد. و بدیهی است که این تضاد و تعارض، تبعات و آسیبهای زیادی هم در ابعاد فردی و هم در سطح اجتماعی در پی دارد؛ بحرانهای گاه نگران کننده ای مانند بحران هویت.

بحران هویت به مفهوم سردرگمی در شناخت خویشتن است؛ هنگامی که فرد یا جامعه در چیستی و کیستی اش شک می کند و پیرامون دلایل چرایی حضورش در این جهان دچار سردرگمی می شود.

از این منظر هویّت یعنی مجموعه ای از نگرشها، ویژگیها، ایدئولوژی و روحیات فرد و هر آن چه سبب متمایز شدن او از دیگران می شود.

گم گشتگی یا بحران هویتی، زمانی در ابعاد وسیع  عینی پیدا می کند که سطح اختلافات نسلی، به طرز نگران کننده ای بیشتر و شکاف موجود عمیقتر شود.

در این وضعیت افراد متعلق به نسلهای مختلف، توانایی درک افکار و فهم چرایی عملکرد یکدیگر را نخواهند داشت.

حاصل این عدم درک متقابل، نادیده گرفتن خواسته ها و نیازهای نسل جوان از سوی بزرگسالان است و زیر پا گذاشتن هر آن چه پیشینیان در طول تاریخ ساخته بودند و بزرگسالان از آن مراقبت می کنند، از سوی جوانان است. در این شرایط تفاوتهای نسلی به شکاف و شکاف نسلی به گسست تبدیل می شود. و بروز معضلی که نه تنها فرد بلکه ساختار خانواده و تمامیت فرهنگی و همبستگی اجتماعی را با مشکلات بسیار مواجه می نماید مانند ضعف و بی ثباتی در هویت جمعی، ضعیف شدن انسجام اجتماعی و افزایش کین ورزیهای گفتمانی بین نسلها و طبقات مختلف اجتماعی.

ولی چرا؟ مگر نسل بالغی که بر سیاست و اقتصاد و فرهنگ و سیستم مدیربتی کشور حاکم است، چه کرده که نسل جوان این گونه به عناد و سرپیچی پرداخته است؟

یا نسل جوانی که باید نماد شور و اشتیاق و خلاقیت برای بهسازی و حفظ تداوم جامعه باشد، چه عملکردی از خود نشان داده که بدین شکل مورد بی اعتمادی و سرزنش بزرگسالان و سالمندان قرار گرفته است؛ بزرگسالانی که باید هادی و راهنمای جوانترها باشند؟

پاسخ هر چه هست باشد. واقعیت تلخ اما این است که گویی ما گم گشتگان در زمان هستیم و واماندگان در تاریخ…

بزرگسالانمان، در جا زده و جا مانده در گذشته با افکاری که مدتهاست تاریخ مصرفشان به اتمام رسیده است، به فردای دگرگون کننده و تمدن جدیدی می اندیشند که با هیچ ترفندی نمی توان مانع از ورودش شد.

نسل جوانمان اما مبهوت مانده بین گذشته و حال و آینده. بی هیچ تلاشی برای رسیدن به ایده الهایش، نشسته در سکون و در فضای مجازی پرسه می زند وَ بعد…… رویا می بافد!

 

 

 

بخش نخست مقاله با نام شکاف نسلها، پدیده ای طبیعی یا بحرانی نگران کننده؟

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *