لودینگ

زندگی در دو دنیای متفاوت پیش درآمدی بر گسست نسلها

یادداشت

زندگی در دو دنیای متفاوت پیش درآمدی بر گسست نسلها

رویا مجیدی

کارشناسان و صاحب‌نظران امور بر این مسئله اتفاق نظر دارند که گسست نسلی، پدیده ی نسبتاً متداولی است که حاصل آن شکاف عمیق در کنش متقابل فردی و اجتماعی و تفاوتهای ارزشی بین نسلهای مختلف است؛ گسستی که صورت بیرونی آن به شکل تعارض و کشمکش‌ میان نسل پیشین و نسل جوان بروز می‌کند و در نهایت می تواند آینده ی توسعه ی جامعه و همبستگی و انسجام اجتماعی را با مخاطرات بسیاری مواجه  نماید.

این پدیده در ایران به دلیل نبود ارتباط مناسب و ناهماهنگی میان نسل ایدئولوژیک گذشته (دو نسل اول پس از پیروزی انقلاب) با نسل جوان و معطوف به دنیای مدرن و حتی پسامدرن یعنی نسلهای دهه ۷۰ و بخصوص دهه ی ۸۰ که اکنون ده تا بیست ساله هستند؛ به مسیر دشواری افتاده است. چون جامعه اینک شاهد رفتارهای توأم با سرکشی، عصیان، بی توجهی به قوانین اجتماعی و بی تفاوتی در قِبال اعتقادات شخصی افراد، گرایش به آنارشیگری و وندالیسم آسیب زننده و مخرب این نوجوانان می باشد و اگر در نظر بگیریم که آنها فردا و شاید زودتر از آن چه تصور می کنیم، وارد بازار کار و فعالیتهای اقتصادی کشور شده و در آینده ای نه چندان دور به طور اساسی سکان اداره ی امور را به عهده بگیرند؛ ساختار مدیریتی و اجرایی کشور و چهارچوب نهاد خانواده با چه مشکلاتی مواجه می شود؟

اساساً شکاف نسلی به اختلاف در ارزش، نگرش، عنلکرد و تفاوتهای رفتاری میان جوانان و افراد سالمندتر تعریف می شود و به طور معمول این واقعیت اجتماعی در جریان تحولات و دگرگونیهای سریع، بیشتر نمود پیدا می کند و همان طور که اشاره شد می تواند پیامدهای منفی زیادی در پی داشته باشد. اگر چه این موضوع در حال حاضر بیش از گذشته قابل مشاهده است اما به هیچ وجه پدیده ی جدیدی نیست، بلکه از گذشته و شاید از زمانی که جوامع بشری در تعاملات معمول زندگی، سبک های مختلفی را در همزیستی با یکدیگر برگزیده و با هم ارتباطات گسترده ای را برقرار کردند، با شکاف نسلی نیز مواجه شدند، زیرا در چنین شرایطی بدیهی است که افراد در باورها و ارزشهای مورد پذیرش دچار ناهمسانی خواهند شد.

به بیانی دیگر؛ اگر که جامعه را متشکل از فرد، اقشار و نهادهایی در نظر بگیریم که در عین وجود تفاوتهای بسیار با هم در تعامل متقابل، مداوم و به هم پیوسته ای هستند؛ هر گونه خللی در این فرایند می تواند یکپارچگی افراد و طبقات اجتماعی را از جنبه های مختلف از جمله هویت اجتماعی و قومی، جنسیت، روابط نسلی و طبقات اقتصادی تحت الشعاع قرار دهد و قطعاً آثار و تبعات آن در تمامی شئون جامعه از فرهنگ، سیاست و اقتصاد گرفته تا روابط خانوادگی و دیدگاهها و اعتقادات فردی قابل مشاهده خواهد بود.

نکته ی حائز اهمیت این است که این فاصله در آخرین مرحله به شکاف عمیقی بین نسلها منتهی شده و همزیستی مسالمت آمیز مردم با یکدیگر و مردم با مسئولین نهادهای رسمی و غیر رسمی کشور را در معرض خطر قرار می دهد.

در واکاوی تبدیل این گسست به چالش می توان گفت بخشی از تعمیق این شکاف نسلی را باید ناشی از نادیده گرفتن خواسته‌های جوانان و نوجوانان از طرف نسل ایدئولوژیک انقلاب و تقابل فکری والدین و افراد بزرگسال جامعه با نسل جدید دانست که با باورهای احتیاط برانگیز، عافیت‌طلبانه و محافظه کارانه ی خود قادر به درک و کنترل آنان نبودند و از طرفی باید به سرکشی، عناد و فردگرایی نسل باهوشی توجه داشت که در بستر شبکه های مجازی و در کنار گوشی و تبلت و اینترنت رشد کرده و تربیت شده اند! طبیعتاً این نسلها با این حجم انبوه از تفاوتهای بسیار نمی توانند در یک همزیستی مسالمت آمیز به درک متقابل یکدیگر فائق شوند. البته در این میان نباید بی توجهی و نادیده گرفتن مقتضیات نسل جوان را  از سوی حکومت و نهادهای رسمی و غیررسمی جامعه را از قلم انداخت؛ عاملی که هم اینک موجب عدم مسئولیت پذیری، بی اعتمادی و بیگانگی جوانترها نسبت به ساختار سیاسی و اجتماعی شده است.

اما از منظری کلی می توان گقت در حال حاضر جامعه ی ما با سه دلیل عمده برای عمیقتر شدن فاصله ی نسلی مواجه شده است. نخست مشکلات اقتصادی که به طور عمده ریشه در گسترش فقر و شکل گیری طبقه ای کوچک اما بسیار غنی در مقابل طیقه ای گسترده دارد که در مرز خط فقر یا زیر خط فقر زندگی می کنند.

واقعیت این است که در وضعیت فعلی بسیاری از خانواده ها یا نسل بزرگسالی که حتی قادر به تأمین نیازهای ضروری فرزندان نوجوان و جوان خود نیستند، نمی توانند به خواسته هایی توجه کنند که برای نسل جوان ممکن است اهمیت بسیاری داشته باشد؟ مانند تهیه ی یک گوشی هوشمند! یا پرداخت هزینه ی تفریحات سالم در اوقات فراغت.

اکنون شرایط به گونه ای است که به زعم متخصصین بحرانی به نام “تله ی فقر” شکل گرفته است. بدین معنا که در موارد زیادی سرپرست خانوار حتی قادر به تأمین هزینه ی تحصیل فرزندان خود نیست. پس نوجوان یا جوان خانواده نمی تواند به ادامه ی تحصیل در مدرسه یا دانشگاه بپردازد. بدین ترتیب با وضع نابسامان اقتصاد در کشور، نسلی بدون مهارت رشد می کند و فقر اقتصادی به صورت یک چرخه همچنان تداوم می یابد. مسلم است نسلی که به دلیل کم سن و سالی و کم تجربگی توان تحلیل و درک صحیح مشکلات نسل پیشین خود را ندارد، سرخورده و ناکام، از بزرگسالان جامعه و از خانواده فاصله می گیرد.

مشکل بعدی سرخوردگی این نسلها از مدیران و سیاستمدارانی است که سالهای سال بر مسند قدرت تکیه زده و حاضر به تغییر سیاستهای خود بر اساس شرایط و مقتضیات روز نیستند. با عملکردی که حاصل آن برای جوانترها تحصیل بدون آینده و بدون امکان اشتغال، وجود بیکاری، شرایط سخت ازدواج، مشکل تهیه ی مسکن و برخی کاستی و ناکامیهای دیگر است. مجموعه ی این مشکلات زمینه را برای جدایی حداقل دو نسلی که در اِزای خواسته هایشان پاسخ مثبتی دریافت نکردند فراهم نموده است.

البته عامل دیگری که در این موضوع اثرگذار است؛ مشاهده ی بی عدالتی در عرصه های محتلفی است که با ظهور طبقه ی جدیدی به نام «نوکیسه گان» به اوج خود رسیده است؛ قشری که با سرعتی مافوق تصور و از راههای نامشروع به ثروت زیادی رسیده اند و حال با اوباشیگریهای اشرافی در سطح جامعه و در شبکه های مجازی خودنمایی می کنند. مسلم است که چهره ی جدید این لمپنها که برای فرار از خاستگاه اولیه ی طبقاتی خود مدام به نمایش پول و ثروت و زندگی به اصطلاح لاکچری می پردازند، عامل مهمی در بروز گسست بین نسلی و البته شکاف بین حاکمیت و مردم بویژه بروز بی اعتمادی نسل جوان نسبت به سیاستمداران است. موضوع زمانی نگران کننده می شود که این جوانان تازه به دوران رسیده به گروههای مرجع برای همسالانشان تبدیل می شوند! در این شرایط است که متولدین دهه ی هفتاد و هشتاد عملکرد نامناسب والدین و کنشگران سیاسی را مانعی می پندارند در راستای رسیدن به آرمانها و ایده آلها و به عمل درآوردن هنجارهای مورد پذیرش خود! نسلی که اشتیاق بیشتری برای دور شدن از قید سنّت ها و پذیرش ظواهر تجدد را دارد و می توان گفت این دیدگاه افراطی حاصل وضعیت ناگوار اجتماعی و سیاسی در کنار به اصطلاح وایرال شدن و الگو قرار دادن رفتارهای گستاخانه ی نوکیسه گانی است که با بند و بست یک جهش طبقاتی شگفت انگیزی را تجربه کرده اند!

 

عامل سوم رویارویی ارزشهای نسلی یا شکاف فرهنگی و تمدنی است که در فرایند گذر از سنت به مدرنیته رخ می دهد. تا زمانی که این گذر به شکل بحران ظهور نکند، این رویارویی و تقابل، امری نسبتاً طبیعی به شمار می رود اما اگر به شکل یک جداافتادگی عمیق ارزشی بروز کند، بدین معناست که «بحرانِ بین نسلها» رخ داده است. هر چند که این جدایی نمی تواند به طور کامل به وقوع بپیوندد زیرا به طور کلی تغییرات ارزشی و فرهنگی، به صورت بطئی و کند و در زمانی نسبتاً طولانی به وقوع می پیوندند.

در این زمینه می توان اذعان داشت که بنا به اظهار کارشناسان و آن چه به طور عینی شاهد هستیم؛ کشور ایران اینک در جریان یک گذار تاریخی از سنت به مدرنیته و در آستانه ی یک تغییر بزرگ قرار گرفته است. چنین جامعه ای به طور طبیعی در فرایند این گذار، شاهد شکاف ارزشها و تفاوت در رفتارها به صورت تعارض و کشمکش بین نسلی خواهد بود، زیرا نسل جدید بر همرنگی و همنوایی با گروههای همسال خود پافشاری کرده و ارزشهای حاکم را سنت های قدیمی و منسوخ شده می انگارد. حال آن که جامعه ی بزرگسال با احتیاط و هراس در مقابل حجم انبوه تغییرات مدرن، دست به مقاومت می زند و برای حفظ هنجارها، پیوندهای خانوادگی و باورهای نهادینه شده در ذهن و در تاریخ زندگی اش تلاش می کند.

بر این اساس یکی از بزرگترین تفاوتهای فرهنگی در چهار نسل پس از پیروزی  انقلاب را می توان در سنت گرا بودن، احترام به ساختار خانواده و از همه مهمتر رعایت اصول شهروندی در نسل اول و دوم و سنت شکن بودن دو نسل بعدی دانست. یعنی نسل سوم و چهارم با گرایش به ارزشهای مدرن، تغییر در دیدگاههای ایدئولوژیک به ویژه عدم پایبندی به انجام مناسک مذهبی، قبول و پذیرش باورهای سکولاریستی همراه با جهتگیری ارزشی مادی گرایانه، ارتباط با جنس مخالف و لذت گرایی مفرط، راه خود را از دو نسل پیشین جدا کرده است! اگر چه بخشی از این جدایی حاصل ناکامی و عدم موفقیت والدین در انتقال ارزشها و هنجارها به فرزندان می باشد ولی همان گونه که اشاره شد، واقعیت این است که تحولات اجتماعی چند دهه ی اخیر، بی توجهی مسئولین اجرایی کشور به وضعیت حال و آینده ی این نسل در کنار ابزار قدرتمند رسانه های بین المللی و شبکه های مجازی منجر بدان شده است که جوانان و نوجوانان امروزی از لحاظ فرهنگی بیش از آن که به هنجارهای والدین خود یعنی علائق و باورهای دینی، تاریخی و سنتی تعلق خاطر داشته باشند نسبت به فرهنگ بیگانه، فردگرایی و منفعت طلبی، مصرف گرایی غربی، مدگرایی و «رسیدن به هدف با هر وسیله ای» اشتیاق بیشتری نشان دهند.

در این میان اما نکته ی حائز اهمیت دیگر این است که کشور در ساختار سنی هرم جمعیتی هنوز «با تورم جوانی جمعیت» مواجه است و این ویژگی قاعدتاً روابط تعاملی بین نسل سالمند و جوان را دستخوش پیچیدگی و تفاوتهای بیشتری می نماید. در واقع یک سوم جمعیت امروز ایران را افراد پانزده تا سی سال تشکیل می دهند یعنی جوانانی که نیاز به کار، رفاه، منزلت اجتماعی و گذران اوقات فراغت دارند نیاز به امید دارند؛ امید به آینده ای که در آن بخشی از ایده آلهایشان را به تحقق برسانند. اما وقتی آینده تا بدین اندازه مبهم و حال تا بدین اندازه بی ثبات باشد، طبیعتاً آنها از این که به قدر کافی مورد حمایت قرار نگرفته اند؛ با خشم و با نارضایتی از نسل پیشین فاصله می گیرند؛ آن گونه که اینک به جای نقش آفرینی در عرصه های آموزشی و ورزشی و کاری، و تعامل مثبت با همسالان و سایر گروههای اجتماعی، قمه به دست نه برای گروه رقیب بلکه برای کل جامعه رجز می خوانند!!

اما چه باید کرد؟

راه حل کاهش این بحران را نخست باید از نسل پیشین پرسید! از بزرگسالان و سالمندانی که برای سالهای متمادی همه ی ساختارهای اجتماعی اعم از ساختار اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اداری و بالاخره قانونی کشور را در اختیار خود داشته و همواره مشارکت نسل جدید را در عرصه های مدیریتی و حوزه های اجرایی نادیده گرفته اند. هر چند که متأسفانه باید اقرار کرد اکنون شاید برای از نو تربیت کردن نسل جوان و تغییر دیدگاههای تعصب آمیز نسل بزرگسال، دیر شده باشد و قطعاً در وضعیت فعلی نمی توان به راحتی و با ارائه ی چند راهکار شعار گونه مانند فراهم کردن بستر برای گفتمان بین نسلی و یا دعوت نسل پیشین به انعطاف پذیری و نصیحت نسل جوان به حفظ شئون اجتماعی بر این مشکل غلبه کرد، زیرا تحولات سریع و وجود شبکه های مجازی که با سرعتی بسیار زیاد به تبلیغ فرهنگ پسامدرن پرداخته اند، موجب دشواری در حل این بحران شده اند. اما برای پیشگیری از وخامت بیشتر این شرایط،  ضرورت ایجاب می کند تا مسئولین و نهادهای سیاسی و اجتماعی با دعوت از اندیشمندان فعال در زمینه های علمی، برنامه ریزی و مدیریت اجرایی و با کمک افراد فرهیخته بستری را فراهم کنند که این بحران تا حدودی کنترل شود و در نهایت آموزش نسل جوان، (نسل سوم و چهارم) دعوت نسل اول به انعطاف پذیری بیشتر در برابر تغییرات رفتاری جوانان و نوجوانان و جلب مشارکت نسل دوم پس از انقلاب در مهار این بحران که به دهه ی شصتی ها شهرت دارند و به نوعی متعادلتر و منطقی تر از نسلهای دیگر هستند، نیز می تواند راه حل نسبتاً مؤثری در درازمدت باشد.

در محیط خانوادگی نیز بهتر است گروه قابل توجهی از والدین با بازنگری در شیوه های تربیتی خود، در کنار دوره های آموزشی مانند زبان و موسیقی و نقاشی، کمی هم به آموزش آداب اجتماعی، احترام به حقوق دیگران، تقویت هوش عاطفی و پذیرش تفاوتهای فکری فرزندانشان بپردازند. فراموش نکنیم که این نسل، با فناوری روز و دسترسی به دنیای آزاد اطلاعات رشد کرده و پا گرفته است. پس نه می توان با فیلتر دنیای مجازی و نفی تکنولوژی مدرن آنها را کنترل کرد و نه می شود با دستورالعملهای اجباری و بایدها و نبایدهایی که در قوانین مذهبی و سیاسی کشور معمول است آنان را به اطاعت واداشت! زیرا «تربیت قرنطینه ای» در شرایط کنونی جهان به هیچ وجه امکانپذیر نیست!

هنر آن است که ضمن ساماندهی به وضعیت فعلی جامعه و در شروعی دوباره، از نو به مقوله ی جوان گرایی در مدیریت کشور بنگریم و زمینه ی مشارکت نسل جدید را در میدانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فراهم کنیم. قطعاً مسئولیت پذیری و مشارکت عملی آنان در تعیین سرنوشت و قوانین زیستی نسل جوان می تواند از عمیقتر شدن شکاف نسلی پیشگیری کند.

ختم کلام این که باید این حقیقت تلخ را پذیرفت که اینک شخصیت فردی و هویت اجتماعی نسل سوم و چهارم تا حدود زیادی شکل گرفته است. بیایید از هم اکنون نسل پنجم یا دهه ی نودی ها را دریابیم که اگر شرایط به همین روال پیش رود، آنان نه با قمه و اسلجه ی سرد بلکه شاید با انواع سلاح گرم به خیابان بیایند و با جدیدترین و دگرگونترین گل واژگان!! به رجز خوانی بپردازند!!

 

در مورد گسست نسل ها  در گوشه چشم بیشتر بخوانید:

شکاف و شکاف‌آفرینان  دکتر سیدمحسن فاطمی

ترومای بین‌نسلی چیست و چطور درمان می‌شود؟

فاصله میان نسلها دکتر سیدمحسن فاطمی

بحران شکاف بین نسلی دلایل و راهکارها رسول گلباخی

شکاف ها، گسست ها و فاصله ها

بررسی عوامل و زمینه‌های گسست نسل‌ها

شکاف ها و گسست های نسلی بخش دوم

ساختن پلی بر روی گسست نسلی

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *