لودینگ

 عشق که باشد، همه چیز حل است  (بخش دوم)

یادداشت

 عشق که باشد، همه چیز حل است  (بخش دوم)

 عشق که باشد، همه چیز حل است

 (بخش دوم)

 

دکتر احمد ایزدی طامه
روانشناس و دانشیار دانشگاه

در نوشته قبلی اشاره شد که زندگی عاشقانه به معنای کامل آن زمانی امکانپذیر است که شخص از نظر رشد شخصیتی به مرحله ای از رشد و تحول دست یافته باشد. اگر بین افراد و همسرانی که در مراحل قبل از عشق ورزی زندگی می کنند، تعارض و اختلافی به وجود بیاید، توصیه به این که عاشق باشید تا مشکلات شما حل شود،  توصیه ی بی معنایی است.

روابط بین همسرانی که در مراحل قبل از عشق ورزی زندگی می کنند عمدتا به سه دلیل دچار تلاطم و چالش می شود که با سبب شناسی دقیق تعارضات باید از راه کار  متناسب با هر یک از عوامل سه گانه به مدیریت و کنترل تعارضات اقدام کرد. این عوامل عبارتند از:

  1. تفاوت در ادراک و فهم از پدیده ها :

انسانها جدا از میزان سواد، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، جنسیت، دین و سایر تفاوتهایی که می توان بین آنها متصور بود، دارای یک نظام ادراکی هستند که بر اساس آن، محرکهای پیرامونی خود را انتخاب، تفسیر و سازماندهی می کنند. یکی از مهمترین دلایل بروز اختلاف بین انسانها و همچنین زوجین تفاوت آنها در همین سه کارکرد نظام ادراکی (انتخاب، تفسیر و سازماندهی) است.

بدیهی است که این دسته از اختلافات را نمی توان با توصیه به محبت و عشق ورزی نسبت به یکدیگر به سامان رساند، بلکه همسران باید بیاموزند که در این شرایط  با رعایت اصول، به گفت و گو بپردازند و ضمن گوش دادن به تفسیر طرف مقابل، کوشش کنند تا تفسیرهای مختلف از پدیده ها را به یکدیگر نزدیک کنند. در گذشته

به اصول و روشهای این گفت و گو اشاره شده است.

خانواده

  1. شخصیت و مسائل ناهشیار :

دسته دیگری از اختلافات بین همسران به تفاوتهای آنها در تیپ و ویژگیهای شخصیتی و نیز اختلال شخصیتی یک یا هر دوی زوجین برمی گردد. تفاوت در درونگرایی / برونگرایی همسران، نقص در اعتماد به نفس و عزت نفس، اختلال محبت، اختلالات جنسی، مشکل هویت یابی جنسی، اضطراب، عقده و نظایر آن مسائلی هستند که بسیاری از اوقات زمینه های تعارض بین همسران را فراهم می کنند.

بدیهی است که همانند مورد قبلی، در این مورد نیز توصیه به عشق ورزی چاره کار نیست، بلکه قرار گرفتن در یک فرایند درمانی تحت نظر روان شناس و درمانگر حوزه خانواده که از تعهد، آگاهی، تخصص و تجربه کافی برخوردار است می تواند چاره ساز باشد.

  1. کمبود مهارت های زندگی :

داشتن زندگی با کیفیت فقط با حسن نیت حاصل نخواهد شد. واقعیت آن است که زندگی امری بسیار سخت و دشوار است که بدون برخورداری از مهارتهای لازم نمی توان به آن دست یافت. در فرایند زندگی، آرام  آرام همسران با چالشها و مسائلی رو به رو می شوند که برای حل آنها نیازمند مهارت اند. گوش دادن، انتقادپذیری، همدلی، تفکر خلاق، مدیریت استرس و پرخاشگری نمونه هایی از این مهارتهاست.

بسیاری از اوقات، به دلیل نقص در این مهارتهاست که همسران با مسائل زندگی مواجهه ی ناسازگارانه پیدا می کنند و در نتیجه به مشاجره و بگو و مگو می پردازند.

علاقه و محبت، خود به خود بین همسران به وجود نمی آید، بلکه علاقه مندی آنها نتیجه ی آگاهی و بکارگیری از این مهارتها در جریان زندگی است. مطالعه و شرکت در دوره های آموزشی در زمینه ی مهارتهای ده گانه ی زندگی و بکارگیری آنها می تواند به کاهش و مدیریت تعارضات بین همسران کمک نماید.

 

بخش نخست یادداشت عشق که باشد همه چیز حل است

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *