لودینگ

گناه کبیره قسمت دوم دکتر احمد ایزدی طامه

یادداشت

گناه کبیره قسمت دوم دکتر احمد ایزدی طامه

گناه کبیره

قسمت دوم

دکتر احمد ایزدی طامه
روانشناس و دانشیار دانشگاه

در یادداشت هفته گذشته به این موضوع اشاره شد که بزرگترین گناه برای انسان آن است که نتواند و یا نخواهد که استعداد خود را فعلیت بخشد. در این مسیر، یکی از موانع به خود افراد برمیگردد که به آن پرداخته شد و اینک ادامه مطلب.

۲_ خانواده :
یکی دیگر از موانع به فعلیت رسیدن استعداد انسانها، ناآگاهی والدین است. بسیاری از والدین علیرغم این که برای تامین نیاز های فرزندان خود زحمات زیادی را متحمل می شوند، اما در خصوص تربیت که در واقع مهمترین نقش و وظیفه آنهاست، از آگاهی، بینش و مهارت های لازم برخوردار نیستند و این خود سرآغاز مانع تراشی نا آگاهانه آنها بر سر راه خود شکوفایی فرزندان است.

هدف از خلقت انسان، خودشکوفایی و به فعلیت رسیدن استعداد منحصر به فرد اوست و تربیت تنها سازوکار تحقق این هدف است. تربیت در مرتبه اول مستلزم شناخت استعداد و توانایی های فرزند و ایجاد شرایط مناسب بر اساس اصول اثبات شده برای رشد و پرورش این استعداد هاست.

والدین به اشکال مختلف مانع تحقق توانایی های فرزندان خود می شوند که به برخی از آنها اشاره می شود :

۱_ عدم شناخت توانایی ها و استعدادهای فرزندان.

۲_ ناآگاهی نسبت به مفهوم تربیت، روش های تربیتی و اصول و مبانی آن. سواد تربیتی بسیاری از والدین به قدری پایین است که به آنها اجازه و امکان تربیت مناسب را نمی دهد. تربیت، امری کاملا تخصصی و پیچیده است که تنها با حسن نیت والدین امکان تحقق پیدا نمی کند. چه بسیار استعدادها و توانایی های فرزندان که به دلیل عدم آگاهی والدین امکان فعلیت پیدا نمی کنند.

۳_ تقلید: دسته ای از والدین با مقایسه فرزندان خود با افراد موفق و بدون توجه به تفاوت های فردی، تلاش می کنند تا فرزندان آنها نیز همان مسیری را طی کنند که فرزند فلان همسایه یا فامیل طی کرده است و گاهی در این مسیر نیز والدین از هیچ کوششی دریغ نمی کنند. این در حالی است که مشخص نیست که آیا علاقه و استعداد فرزند آنها، اجازه پیمودن آن مسیر را به او خواهد داد.

اگر بخشی از هدف تربیت، آموزش مهارت های زندگی اجتماعی و آشنایی فرزندان با علوم و دانشی است که برای ورود به جامعه نیاز دارند، اما باید توجه داشت که قرار نیست تربیت کسی را شبیه دیگری کند، بلکه هدف اصلی تربیت فراهم کردن شرایطی است که موجب به فعلیت رسیدن استعدادهایی شود که در وجود فرد نهفته است و فرد را از دیگران متمایز می کند و امکان بالیدن را برای او فراهم می سازد.

افرادی که علیرغم علاقه و توانایی خود مسیر تحمیل شده والدین برای موفقیت را طی می کنند، حتی اگر به صورت نسبی نیز به آن دست یابند، اما در زندگی خود کمتر احساس رضایت و بالندگی می کنند و مقایسه دایمی بین هویتی که به اجبار پیدا کرده اند و هویتی که امکان آن را داشته اند، منبع اضطراب و کاهش شادی آنها در زندگی خواهد شد. برای مثال، فردی که به اصرار والدین تحصیل در رشته پزشکی را به قیمت از دست دادن علایق و استعداد هنری خود به دست آورده است، ممکن است از شرایط مالی بهتری در آینده برخوردار باشد، اما شادمانگی، بالندگی و رشد واقعی خود را از دست داده است و این بزرگترین رنج زندگی او خواهد بود.

هدف از این نوشته، این نیست که والدین نباید فرزندان خود را راهنمایی کنند، بلکه منظور این است که آنها نباید فرزندان خود را پلی برای تحقق آرزوهای خویش نمایند و یا در فعلیت یافتن توانایی های آنها فقط ملاحظات اقتصادی و یا پرستیژ اجتماعی را مورد توجه قرار دهند.

ما به دنیا نیامده ایم تا شبیه کسی شویم و یا خلا موفقیت های دیگران را پر کنیم، بلکه فرایند زندگی باید کمک کند تا انسان بالندگی و رشد را تجربه کند.

 

بخش نخست این مقاله : گناه کبیره (قسمت اول)

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *