لودینگ

گناه کبیره (قسمت اول) دکتر احمد ایزدی‌ طامه

یادداشت

گناه کبیره (قسمت اول) دکتر احمد ایزدی‌ طامه

گناه کبیره (قسمت اول)

دکتر احمد ایزدی طامه
روانشناس و دانشیار دانشگاه

یکی از منابع ناامنی و اضطراب در انسانها، گناه و احساس گناه است. انسانها زمانی که دچار گناه یا احساس گناه می شوند، اضطراب را تجربه می کنند و به دنبال آن نیز اختلالات روانی نمایان می شود. گناه با احساس گناه متفاوت است و یکی از تفاوت ها بین این دو مفهوم این است که احساس گناه می تواند واقعی نباشد و ریشه در خطاهای خیالی یا جزیی داشته باشد که واکنش های قدرتمند و نامتناسبی را در فرد ایجاد کرده است. احساس گناه بیشتر ریشه در درونی کردن معیارهای اخلاقی خشک و متصلبی دارد که از سوی جامعه یا والدین به افراد القا شده است.

اما گناه اشاره به یک کوتاهی، تقصیر، ظلم و ستم عینی و حقیقی نسبت به دیگران یا خود دارد. بر همین اساس، شناخت و درمان احساس گناه با گناه حقیقی بسیار متفاوت است. در درمان احساس گناه باید بر روی احساس بد بودن و میل درونی به تنبیه کردن خویش و بازبینی نظام اخلاقی فرد کار کرد، اما برای درمان گناه، فرد باید به صورت واقعی یا نمادین به جبران خسارت متناسب با گناه خود اقدام نماید.

آموزش های دینی رایج در کشور ما عمدتا بر گناه انسان نسبت به ساحت خداوند و اندکی نیز به گناه نسبت به همنوعان تاکید دارد و کمتر به گناه انسان در حق خویش پرداخته شده است. در حالی که بزرگترین گناه، گناه در حق خویشتن است. احساس گناه ناشی از ستم در حق خویش، از جمله مهمترین منابع اضطراب انسان است.

هر انسانی حداقل با یک توانائی و استعداد پا به عرصه وجود می گذارد که با پروراندن و فعلیت بخشیدن به آن می تواند تشخص پیدا کند؛ به بالندگی و خود شکوفایی دست یابد؛ عزت نفس پیدا کند؛ هستی اش را اثبات نماید و زمینه موفقیت های شغلی و اجتماعی را برای خود فراهم سازد. تلاش انسان برای فعلیت بخشیدن به استعدادها و توانایی های خویش را می توان مهمترین هدف از خلقت انسان به شمار آورد.

بزرگترین گناه و ظلم به خویشتن زمانی حاصل می‌شود که انسان نخواهد و یا نتواند استعدادها و بالقوگی های خود را فعلیت بخشد. چنین فردی نمی تواند، زندگی را به تمامی تجربه کند و از همین روست که دلهره و اضطراب را تجربه می کند.

موانع خودشکوفایی و به فعلیت رسیدن استعدادهای انسانها را به سه دسته می توان تقسیم کرد:

۱_ موانع شخصی :
تنبلی، مسوولیت گریزی، رخوت، بی هدفی و جهل نسبت به استعدادها جزو مهمترین موانع شخصی است که فرد را از رسیدن به یک زندگی موفق و کامل باز می دارند. چه بسیار استعدادها و بالقوگی هایی که به دلایل فوق فعلیت پیدا نمی کنند و فرد را از رسیدن به رشد و شکوفایی باز می دارند.

کسانی که نسبت به توانایی های خود آگاهی ندارند و یا به دلیل تنبلی و رخوت امکان فعلیت بخشیدن به آنها را از دست داده اند، در واقع امکان رشد و بالقوگی را از خود گرفته اند. هرچند بسیاری از انسانها با غفلت و مسوولیت گریزی تلاش می کنند تا خود را از محکمه ای که قاضی آن خویشتن آنهاست و پاسخگویی به خویشتن نسبت به توانایی های خود و چگونگی مقابله با آن رهایی بخشند، اما سرانجام روزی این اتفاق خواهد افتاد و آنجاست که فرد طعم تلخ دلهره و اضطراب و گناه در حق خویشتن را خواهد چشید.

این افراد هویتی پیدا خواهند کرد که با خود واقعی آنها و چیزی که امکان شدن آن را داشته اند فاصله دارد و فاصله ی بین “خودی که هست” و “خودی که می توانست باشد” منبع اضطراب و دلهره در آنها می شود.

ادامه دارد

 

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *