لودینگ

اعتماد ایرانی(بخش اول)     فرزان کریمی مالک آبادی

یادداشت

اعتماد ایرانی(بخش اول)     فرزان کریمی مالک آبادی

اعتماد ایرانی

(بخش اول)

                                                                                        فرزان کریمی مالک آبادی

                                                                                              دانشجوی دکترای روانشناسی اجتماعی

 

” از چند جا دیگه هم باید قیمت گرفت، معلوم نیست، شاید دارن کلاه میزارن سرمون!”

” من که از یارانه م نمی گذرم، معلوم نیست چی کار می کنن با این پول ها!”

” باید گوشیشو چک کنم، معلوم نیست داره چی کار می کنه توی این اینستاگرام!”

” ماشین دست دوم خریدن دردسر داره، معلوم نیست چیکار کرده با ماشینش نمیگه!”

” دولت ظاهرا مجلسم دور زده، معلوم نیست چه خبره تو این مملکت!”

اگر در ایران زندگی می کنید، به احتمال زیاد جملاتی که با عبارت “معلوم نیست” شروع می شوند، حداقل یک بار به گوشتان خورده است. ظاهرا در کشور ما، “معلوم نیست” و مردم مجبورند با چشمانی باز بخوابند. ریسک اعتماد کردن به افراد بالاست و هر لحظه ممکن است اگر “زرنگ” نباشید و بیجا اعتماد کنید، کلاه گشادی بر سرتان برود. حتی سازمانهای مختلف نیز شاید به هم اعتمادی نداشته باشند. مثلا بازار استیضاح وزیران در ادوار مختلف دولت همیشه داغ است و مجلس از رای اعتماد خود به وزیران پیشنهادی اش در خیلی از موارد ناراضی است.

اما آیا در ایران بحران اعتماد وجود دارد؟ مردمان دیگر کشورها چطور؟ مثلا در کشورهای غربی مردم راحت تر به هم اعتماد می کنند؟ برای پاسخ به این پرسشها شاید نیاز باشد که نگاهی عمیقتر به مفهوم اعتماد داشته باشیم و ردپای ارزشهای اخلاقی افراد جامعه را در شکل گیری اعتماد اجتماعی بررسی کنیم.

بر اساس نظریه های هویت و اعتماد (مسیک و کرامر،۲۰۱۱)، ما به افرادی اعتماد داریم که شبیه ما هستند. ما از طریق به اشتراک گذاشتن شباهتهای خود با دیگران، با آنها احساس صمیمیت و یگانگی می کنیم و نتیجتا اعتماد متقابل حاصل می گردد، اما سوال اصلی این جاست که شباهت داشتن در چه مواردی  می تواند فرآیند اعتماد را تسهیل کند.

اعتماد ایرانی

باید گفت که شواهد پژوهشی نشان می دهند، شباهت در اصول و ارزشهای اخلاقی بارزترین نقش را در شکل گیری اعتماد بین انسانها بازی می کند! به عبارت دقیقتر، اگر دیگران هنجارهای اخلاقی ما را تایید کرده و خود نیز به آنها پایبند باشند، از نظر ما بیشتر به ما شبیه هستد و بهتر به این افراد اعتماد می کنیم.

مثلا اگر شما اعتقاد داشته باشید که صادق بودن در هر شرایطی از نظر اخلاقی صحیح است حتی اگر به فردی رنجی برسد، احتمالا به کسی که مانند شما فکر می کند، راحت تر اعتماد دارید زیرا احساس می کنید رفتار چنین شخصی را راحت تر پیش بینی خواهید کرد و ریسک اعتماد به او احتمالا پایین است.

حال، شاید بتوانیم به دو پرسش اولیه ی خود بازگردیم که آیا اساسا همان طور که احساس می شود، ما ایرانیان  نسبت به دیگر ملتها کمتر می توانیم به هم اعتماد کنیم یا خیر. با توجه به بحث اخیر باید در پاسخ به این پرسش، ارزشهای اخلاقی خود را با دیگران کشورها مقایسه کنیم تا مشخص شود ما بر اساس چه معیاری به افراد دیگر اعتماد می کنیم.

بر این اساس می توان به نتایج پژوهشی اشاره کرد که اخیرا ارزشهای اخلاقی ایرانیان را در قالب یک مطالعه ی وسیع کیفی و کمی با جامعه ی آماری بالا مورد بررسی قرار داده است. عطاری و همکارانش در سال ۲۰۲۰ نشان دادند اگر ارزشهای اخلاق را شامل پنج محور نرنجاندن افراد، رعایت انصاف، وفاداری، احترام به سلسله مراتب و مقدسات در نظر بگیریم( گراهام و همکاران، ۲۰۱۳)، وفاداری هسته ی مرکزی در تفکر اخلاقی ایرانیان است. در واقع اعتقاد به وفاداری، می تواند به راحتی دیگر ارزشهای اخلاقی را پیش بینی کند.

به عبارت دیگر؛  یک ایرانی به احتمال زیاد در قضاوتهای اخلاقی خود درباره ی افراد دیگر و پدیده ها، ابتدا از خود می پرسد که این فرد یا پدیده چه ربط و نسبتی با شخص من دارد و آیا نیاز است که من به او متعهد باشم یا خیر. به نوعی ایرانیان در قضاوتهای اخلاقی شان به “خودی بودن” سوژه اهمیت بالایی می دهند. شاید به همین دلیل باشد که در ایران روابط گروهی و خویشاوندی بسیار مهم تلقی می شوند و این جوامع پتانسیل بالایی برای آلوده شدن به فساد را دارند؛ چرا که منافع دایره ی خودی بر منافع غیرخودی غالبا ارجح تشخیص داده می شود.

پس با توجه به رابطه ی ارزشهای اخلاقی و میزان اعتماد، می توان به سوال اصلی خود این گونه پاسخ دهیم که ما ایرانیان هم اعتماد می کنیم اما به خودی هایی که می شناسیم که شواهد علمی هم موید همین حقیقت هستند.

در مقاله ی بسیار مهمی که در سال ۲۰۲۰ در نشریه ی ساینس چاپ شد، پروفسور جو هنریک استاد برجسته ی دانشگاه هاروارد وهمکارانش نشان دادند که میزان اعتماد اجتماعی در جوامع غربی بیشتر از جوامع دیگر غیر غربی مانند ایران است، اما این درجه از اعتماد به غریبه ها در جامعه عمق زیادی ندارد. به یک معنا در غرب مردم به یکدیگر،  به صورت وسیعتر اما با عمق کمتر اعتماد می کنند ولی در کشوری مانند ایران اعتماد عمومی به غریبه ها، به مراتب کمتر است ولی در عوض به دایره ی خودی ها  به شکل عمیق و ویژه ای می توان اعتماد کرد(هنریک و همکاران، ۲۰۲۰).

در پایان باید گفت، در مطالعه ی علمی پدیده های جامعه شناختی/روان شناختی مانند اعتماد، چیزی تحت عنوان جامعه ی خوب یا بد وجود ندارد و تنها می توان تبا توجه به تفاوتهای  فرهنگی، الگوهای اعتماد را در جوامع گوناگون بررسی کرد. اگر در جامعه ای هدف، افزایش اعتماد عمومی است باید در تدوین سیاستها به اثر فرهنگ بر اعتماد اجتماعی واقف بود. الگو گرفتن از مدلهای  غربی اعتماد بیهوده به نظر می رسد؛ چرا که اغلب تحقیقات در زمینه ی اعتماد در فرهنگ های غربی انجام گرفته که به دلایل گفته شده،  نمی تواند گره ای از کلاف سردرگم بحران اعتماد در ایران باز کند. (پایان بخش اول)

منابع:

  • Atari, M., Graham, J., & Dehghani, M. (2020). Foundations of morality in Iran. Evolution and Human Behavior.

  • Graham, J., Haidt, J., Koleva, S., Motyl, M., Iyer, R., Wojcik, S. P., & Ditto, P. H. (2013). Moral foundations theory: The pragmatic validity of moral pluralism. In Advances in experimental social psychology(Vol. 47, pp. 55-130). Academic Press.

  • Messick, D. M., & Kramer, R. M. (2001). Trust as a shallow form of morality. Trust in society۲, ۸۹-۱۱۷.

  • Schulz, J. F., Bahrami-Rad, D., Beauchamp, J. P., & Henrich, J. (2019). The Church, intensive kinship, and global psychological variation. Science۳۶۶(۶۴۶۶).

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *