لودینگ

مفهوم اعتماد (یادداشتی از دکتر مهتاب اسکندری)

یادداشت

مفهوم اعتماد (یادداشتی از دکتر مهتاب اسکندری)

مهتاب اسکندری متولد تهران، مادر وی از تبار مادری ایلزاده و از تبار پدری از خانواده ای سرشناس منطقه قلهک قدیم و از زمینداران حومه تهران امروزی بود. مادر وی تحصیلات عالی ریاضی داشت و نظم و طبیعت-مداری دو اصل بی چون و چرای تربیتی مادر بودند. پدر وی از خطه شمیرانات تهران بود و با تحصیلات عالی و تسلط به سه زبان تاکید بسیاری بر اهمیت دانش اندوزی داشت. پدر و مادر گرایشی به سیاست و اقتصاد نداشتند و‌به همان اندازه تحسینگر هنر و ادب واخلاقیات بودند.
وی تحصیلات ابتدایی را در مدارس خوب تهران با موفقیت گذراند. آموزگاران کلاس اول و کلاس پنجم نقش برجسته ای در نگرش وی نسبت به امر دانش اندوزی داشتند. وی در وقفه ای که در میانه مقطع ابتدایی حین اقامت کوتاه خانواده اش در شهر مادرید اسپانیا داشت، نژادپرستی را در کودکی با تمام وجود تجربه کرد.
بازگشت به ایران برای او امتداد دوباره کودکانه های مشترک بچه های دهه پنجاه و شست ایران زمین بود.
ادامه کودکی وی در ارتباطی تنگاتنگ با طبیعت درمزرعه های مادربزرگ، آثار نوشتاری و تصویری و صوتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و خاطرات کودکانه پرهیجان بمبارانهای تهران در جنگ میان دو کشور همسایه گذشت.
آغاز نوجوانی، با درگذشت معلم کلاس پنجم و پدربزرگ پدری که الگوی مهربانی و آرامش برای وی بود همراه شد. پدربزرگی که با لبخندقرآن می خواند و همیشه مهربان بود. بیماری هر دو سرطان بود و این موضوع عزم وی را برای کسب دانش در راه مبارزه با سرطان جزم کرد. سالهای نوجوانی همه به تحصیل جدی دانش در رتبه های عالی و تسلط بر‌ زبانهای انگلیسی و فرانسوی گذشت.
آغاز جوانی در دهه هفتاد با مسایل به روز آن دهه همراه شد. جوانی وی نیز همچون دیگر جوانان دهه هفتاد در آمیزه‌ای از نیروهای مشوق‌ به دانش اندوزی در برابر نیروهای بازدارنده رمانتیک، مدرن و سیاستزده آنزمان به افت و خیز می افتاد. با آغاز دهه هشتاد، دوران تحصیلات دانشگاهی وی با افزایش موج مهاجرت قانونی و حرفه ای به کشورهای کانادا و استرالیا همراه شد. موجی که سهمگین حبابهای رویاگونه را بر پیکر جوان آرزوهای نسل نو روانه می نمود. آرزوها پریشان می شدند و هر روز بیقرار تر از روز قبل. در زندگی وی نیز در کنار شغل اصلی در وادی ژنتیک و میکروبیولوژی، نقاشی مینیاتور، ترجمه آثار آنتوان دو سنت اگزوپری و ریچارد باخ، تدریس زبانهای خارجی و حتی نخستین دلبستگی، هیچیک پریشانی اغواگر حبابهای آن موج سهمگین را دوا نکردند. در پی آمادگی برای مهاجرت، وی مدتی به تدریس در مدارس هرات پرداخت. در زمان سفر به افغانستان و سوریه بود که عکاسی همسفر ثبت پژوهشهای مردم-محور او شد. توشه بازگشت به ایران اینبار نگرشی مردم-محور به جامعه های بومی در حیطه جغرافیای فرهنگی ایران بود. اهمیت علوم اجتماعی به تدریج تجارب وی را در وادی علوم تجربی تحت تاثیر قرار می داد.
مهاجرت حرفه ای وی به کشور کانادا او را با حقایق پشت پرده سراب مهاجرت روبرو کرد. وی خیلی زود مسیر مهاجرت را به سوی ادامه تحصیل در دانشگاه بریتیش کلمبیا تغییر داد. وی از دانشکده علوم تجربی و ژنتیک آغاز کرده، مسیر خویش را در وادی های تکامل، اکولوژی، انسان-شناسی، جامعه شناسی و سرانجام آموزش و پرورش ادامه داد. وی در صدد التیام دردهای جامعه مهاجران ایرانی در کانادا، برنامه‌رادیویی فرهنگ و ادب فارسی را در رادیوی دانشگاه بریتیش کلمبیا بنیانگذاری و اداره کرد. وی در دانشکده فلسفه علوم با تاریخ سیاه کانادا در رابطه با استعمار و استثمار مردمان بومی آن سرزمین آشناشد. پژوهش و مواجهه با بومیان معروف به سرخپوستان و اسکیموها وی را با مکتبهای فکری بومیشناسی، طبیعت-محوری، سواد بوم شناسی و اخلاقیات محیط زیست آشنا کرد. آشنایی با روایتهای متفاوتی از تاریخ و مشاهده رنجهای مردمان در وادی علوم اجتماعی همراه با مهارتهای تحلیلی بر پایه پیشینه وی در علوم تجربی، متجلی نگرشی نو در آثار وی در ادبیات کودک، در پژوهش و تحلیل در علوم اجتماعی و در انتقاد سازنده در وادی علوم تجربی و طبیعی شده است.

مهتاب اسکندری

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

اعتماد از نقطه نظر مفهومی ریشه در باورهای بستر یک جامعه دارد (لوهمن، ۲۰۱۸). اعتماد در مقیاس عملکرد فردی یا جمعی نمود های گوناگونی پیدا می کند. همچنین این نمودها با تکیه بر اصول اختیاری یا اجباری در قالب زندگی فردی یا قالبهای اجتماعی متجلی می شوند. از نقطه نظر روانشناختی، اعتماد ریشه در اعتبار روابط و امید بدین اعتبارات دارد (لوهمن، ۲۰۱۸).
اعتبار روابط می تواند ساخته و پرداخته بسترهای اعتقادی، جامعه شناختی، سیاسی و یا ساختارهای خرد یا کلان سیاستزده درجامعه باشد (داسگوپتا، ۲۰۰۰).
امید بدین واحدها یا سامانه های اعتبار می تواند به اعتماد آفرینی در حوزه های مرتبط با این اعتبارات منتهی شود.
در حوزه روانشناختی سلامت، اعتماد متبین امید در جامعه انسانی است (لوهمن، ۲۰۱۸)، و امید ضامن سلامت فرد و جامعه است.

موانع اعتماد آفرینی:
از نقطه نظر این تحلیل، موانع اعتماد آفرینی از سه وادی منشعب می شوند. نخست موانعی که اعتبار روابط را در سطح فردی یا جمعی در بستر جامعه هدف قرار داده و متاثر می نمایند. دوم موانعی که باورهای تشکیل دهنده امید را بخصوص در سطح جمعی هدف قرار می دهند، و ناامیدی را ترویج می دهند. سوم موانعی که سلامت روانشناختی جامعه را به هر نحو تهدید می کنند.

دایره اعتماد

تقویت بستر باورهای امید محور در سطح جامعه شناختی، و همچنین گسترش سامانه های اعتقادی و اجتماعی که به تقویت روانشناختی مفاهیم امید در سطوح فردی و جمعی زندگی انسانها بیانجامند می توانند در کوتاه مدت یا طولانی مدت دایره اعتماد در جامعه را گسترش دهند.
اصول مفهومی اعتماد نیز ،همانند مفاهیم دیگر در وادی انسانشناسی، ریشه درمؤلفه های بستر جامعه دارند (لوهمن، ۲۰۱۸).

بطور مثال در جامعه مدرن صنعتی کانادا در استان بورژوا-کارگری بریتیش کلمبیا که اصول مفهومی اعتماد ریشه در مؤلفه های سکولار باور، ارزشهای سرمایه پرور، و سامانه هایی منطبق با سیاستهای کلان اقتصادی-ایدئولوژیک کانادا دارند. در چنین بستری کلان رسانه ها کلیدی ترین ابزار گسترش اعتماد هستند که در این عصر با سامانه های مهندسی روانشناختی و در سطح باور‌-پروری به گسترش نا محسوس اعتماد به خویشتن مدرن و از طرف دیگر به ترویج سلب اعتماد از دیگر نژادها و دگر باورها می پردازند.

در مثالی دیگر در جامعه ابرفرهنگ (هال، ۱۹۹۲) سنتی صنعت-زده ایران اصول مفهومی اعتماد در سطح کشوری همگون و همصدا تفسیر و تعبیر می شوند. این اصول ریشه در مؤلفه های مذهب محور، ارزشهای انسانمدار و سامانه های منطبق و گاه غیر منطبق با سیاستهای کلان کشوری دارند. در چنین بستری اصول باوری مذهب محور و مولفه های اخلاق جمعی نقش اصلی در گسترش اعتماد در جامعه را دارند. لازم به یادآوری است که ساختارهای کاذب سیاستزده مانند کلان رسانه های ماهواره ای مؤلفه های اعتماد آفرینی در جامعه را به سمت و سوی ایدئولوژی منابع سرمایه گذارخویش راهبری می نمایند.

فرهنگ و اعتماد

در این تحلیل، فرهنگ تعریفی ماورای محدوده های مفهومی سنت و آدام و رسوم دارد؛ و رفتارهای روانشناختی و مؤلفه های دگردیسی در جامعه را نیز شامل می شود. همچنین این تحلیل نیم نگاهی به نقطه نظر هال ۱۹۹۲ در تعریف بستر ایران به عنوان خاستگاه و رستنگاه یک ابر فرهنگ دارد. بدین ترتیب در فرهنگ اسلامی ایرانی مفهوم اعتماد یکی از ریشه ای ترین اصول هستی شناسی باور اسلامی است. در سطوح هستی شناسی، اصول توحیدو نبوت بر پایه اعتباراتی با ماهیت ابدی و نامیرا در باورهای نقش بسته بر روح و جسم انسانهای معتقد دراین وادی متجلی می شوند (حکیمی، ۱۳۹۴). در سطوح معرفت شناسی، اصولی همچون توکل، تقوا، پرهیزگاری، بی نیازی، قناعت، ایمان به حضور و ظهور ناجی موعود، همگی اصل امید پروری را در مفهوم شامل می شوند (اسکندری، ۲۰۲۰؛ حکیمی، ۱۳۹۴).

منابع مطالعاتی:

Mahtab Eskandari (2020), Ecological literacy, environmental ethics and contextual conceptions of education : the case of Shia people of Fashapouyeh, Tehran County. The University of British Columbia Thesis and Dissertations, open collections.

Partha Dasgupta (2000), Trust as a commidity. Making and breaking cooperative relations 4, 49-72.

M. Hakimi (2001), Alhayat: An Ahmad Aram translation, Islamic Culture Publications, J1, Volume 4.

B. Hall, (1992), Theories of culture and communication. Communication Theory, Volume 2, Issue 1.

Niklas Luhmann (2018), Trust and power, John Wiley & Sons publication.

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *