لودینگ

بخش دوم میزگرد واکاوی علل و تبعات شکاف نسلی با رویکرد راه حل محور

گفت‌وگو

بخش دوم میزگرد واکاوی علل و تبعات شکاف نسلی با رویکرد راه حل محور

 

واکاوی علل و تبعات شکاف نسلی با رویکرد راه حل محور

با حضور جمعی از اساتید دانشگاهی

(بخش دوم)

 

 

 

در ادامه ی بحث تخصصی پیرامون تفاوتهای نسلی در جامعه و در دومین جلسه از این میزگرد، در خدمت خانم دکتر لیدا لیل آبادی، 

خانم دکتر نسیم نوری،

آقای دکتر صادق پیوسته،

و آقای دکتر محمد رضا خوانساری هستیم.

با تأکید بر این که میهمانان محترم همگی از اساتید دانشگاه و پژوهشگران کشور هستند توجه شما را به بخش دوم این جلسه جلب می نماییم.

خانم دکتر نوری؛ در جلسه ی قبل به موضوع مهم و قابل توجهی اشاره کردید که چون بحث ناتمام ماند، اگر اساتید موافق باشند برای شروع، همان موضوع را بسط و گسترش دهیم.

شما گفتید که عملکرد نسل بزرگسال به گونه ای است که انگار دچار مشکل (ترس از دست دادن) شده است! مثلاً در عرصه های مدیریتی، حاضر نیست از جایگاه شغلی اش کمی کنار بکشد تا جوانترها هم بیایند و خلاقیتها و استعدادهایشان را بروز دهند! به نظر شما چرا و چطور می توانیم نسل جوان را به مشارکت در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تشویق کنیم؟

شما از کلمه ی “تشویق” استفاده می کنید. در حالی که نسل جوان نیاز به تشویق ندارد. جوانها احتیاج به این دارند که مشارکت داده شوند. آنها نیروی فعال و سرمایه های اجتماعی ما هستند و الان به سنی رسیده اند که باید شرایط کار کردن و کسب درآمد برایشان فراهم شود تا بتوانند زندگی و آینده شان را بسازند. اما تا زمانی که ساختار مدیریتی و کاری در کشور مثل یک دایره ی بسته و محدود فقط یک نسل را در خود جا داده باشد، چطور می توانیم انتظار مشارکت جوانان را در عرصه های مختلف داشته باشیم؟

جوانگرایی مانع رکود و ایستایی جریان سیاسی و اجتماعی می شود  چون این دوره از سن، زمانی است که انسان خلاق است، خوش فکر است، انگیزه دارد. ولی عملاً می بینیم که جوانان ما فرصتی برای نشان دادن این تواناییهای بالقوه ندارند. چون پُست و جایگاهی خالی نمی شود که بتوانند کار کنند، طرح بدهند، برنامه ریزیهایشان را ارائه کنند و افکار و ایده هایشان را به عمل دربیاورند.

خانم دکتر لیل آبادی؛ نظر شما را در این باره جویا می شویم. فکر می کنید برای این که نسل جوان نمی گویم جایگزین بلکه در کنار نسل بزرگسال در عرصه های مختلف به کار و فعالیت مشغول شود، چه باید کرد؟

اول به این موضوع اشاره کنم که من هم با نظر خانم دکتر نوری موافقم. زمینه برای کار کردن و نشان دادن کارآمدی جوانان فراهم نیست. همه شعار جوان گرایی سر می دهند. حرفها و وعده های امیدوار کننده می زنند ولی عملاً اقدامی اساسی و جدی برای این که یک طرح و برنامه ی خوب، یک ساختار نظام مند برای فعالیت این نیروی عظیم و جوان را داشته باشیم، حتی به شکل اولیه و مقدماتی هم آماده نیست. راه حل این مشکل البته کنار گذاشتن افراد پخته و بازنشسته نیست. به هیچ وجه نمی توان و نباید نیروهایی را که مدت زمان زیادی کار کرده اند، با مشکلات دست و پنجه نرم کردند، فراز و نشیبها بسیاری را پشت سر گذاشتند و حالا در حیطه ی کاری خودشان به تخصص خوبی رسیدند را نادیده گرفت. حتی اگر این تخصص را نه در مراکز علمی و دانشگاهی بلکه به صورت تجربی کسب کرده باشند.

ببینید؛ یک مثال ساده می زنم. یک مکانیک حرفه ای که مثلاً شش کلاس بیشتر درس نخوانده، شاید به مراتب خیلی حرفه ای تر باشد از یک مهندس جوانی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده است؛ که حتماً هم همین طور است. منظور من این است که وقتی خلاقیت؛ دانش و علمِ به روزِ جوانترها در کنار سالیان سال تجربه ی نسل قبل در کنار هم قرار بگیرند، می توانیم شاهد رشد و پیشرفت در همه ی زمینه ها، حوزه های شغلی و سازمانی، حوزه‌های تحقیق و پژوهش، اقتصاد، سیاست و خلاصه همه جا باشیم. بنابراین یکی از راه حل های برون رفت از کشمکش نسلی این است که نسل پیشین دست از اصرار و تعصب برای حفظ جایگاه و موقعیت خود در مقام یک فعال اقتصادی و اجتماعی یا یک مسئول دولتی و سیاسی بردارد. به جوانترها میدان بدهد. کنارشان بماند و راهنمایشان باشد. آن وقت است که می بینید این دغدغه هایی که همه ی ما یعنی والدین و اندیشمندان و مقام های رسمی و غیر رسمی داریم، تا چه حد فروکش می کند.

بله؛ کاملاً درست است. این یک راه حل اساسی و کارآمد در کاهش این فاصله هاست. در هر حال تا این جای بحث به این نتیجه رسیدیم که این موضوع که ما با فاصله ی نسلی روزافزونی روبه رو هستیم، قابل انکار نیست. فاصله ای که بخشی از آن نه براساس تفاوت نگرشها بلکه مربوط به ناکامیها و یأس و سرخوردگیها در هر دو نسل می باشد. اتفاقی که نه فقط در جامعه ی ما بلکه در منطقه و در سطح جهانی البته با شدت و ضعفی متفاوت و به شکلهای مختلف در حال رخ دادن است.

از این مبحث که بگذریم،مشکل دیگری که با آن مواجه هستیم این است که در حال حاضر ما شاهد ظهور یک طبقه ی کوچک در کشور هستیم که هم در جامعه و هم در فضای مجازی رفتارهایی از خود نشان می دهند که با هیچ یک از قوانین عرفی، ارزشی و سنتی ما سازگاری ندارد. مثلاً از ماشینهای فوق لوکس شان یا از خانه های فوق مدرنشان و سبک زندگی پر از ثروت و رفاه شان در فضای مجازی عکس و فیلم می گذارند یا در یک حرکت فوق العاده سطح پایین و به قول فرنگی ها چیپ، سیگارشان را با پول آتش می زنند. دسته های اسکناس را مثل مشتی پًر در هوا پخش می کنند! و یا سلبریتیهایی که در پنت هاوس خانه های چند ده میلیاردی شان برای بقیه کُری می خوانند. غم انگیزی قضیه این است که گروهی از جوانان و نوجوانان ما نه تنها از این دست رفتارها ابراز بیزاری نمی کنند بلکه حتی آنها را با عرضه و به قول خودشان با جَنَم می خوانند و قبولشان دارند! سئوال این جاست که چقدر ممکن است این گروه کوچک که جامعه شناسان آنها را «نوکیسه گان فرهنگی» می خوانند و مردم اسمشان را «چهاردرصدی های دوست نداشتنی!» گذاشته اند؛ تبدیل به گروههای مرجع شوند و الگوپذیری از آنها تأثیر منفی بر باورها و ارزشهای نسل جوان داشته باشد؟ همچنین تا چه اندازه حضورشان، افکار و عملکردشان آتش شکاف نسلی را شعله ور تر می کند؟ آقای دکتر پیوسته؛ برای جواب در خدمت شما هستیم.

مسئله ی اساسی این است که اول باید بررسی کنیم و ببینیم آیا آنها واقعاً گروههای مرجع هستند یا خیر.

واقعیت این است که ظهور این طبقه اگر چه حاصل عوامل مختلفی است ولی یکی از مهمترین علل آن به اقتصاد بیمار کشور مربوط می شود. یعنی ساختار اقتصادی وقتی در بستر مطلوب خود قرار نداشته باشد، مقدمات چنین وضعیتی فراهم می شود؛ بعضی ها یکشبه راه صدساله را طی می کنند و به ثروتهای نجومی می رسند. البته بحث منتسب بودن این افراد را به حوزه ی قدرت و سیاست را نباید به هیچ وجه نادیده گرفت. ولی با وجود دلایلی که باعث شد آنها در جامعه پیدایشان شود و با حرص و ولعی تمام نشدنی به جلب توجه بپردازند، هنوز به عنوان گروه مرجع مورد تقلید و تحسین نسل جوان و نوجوان قرار نمی گیرند. من به هیچ وجه آنها را در حد و اندازه ای نمی بینم که الگوی جوانترها باشند.

گسست نسل ها - حجه الاسلام کشاورز - بخش دوم و پایانی

اما آقای دکتر؛ ما عملاً می بینیم هزاران به اصطلاح فالوور در شبکه های مجازی دارند و ویدئوهایشان بارها و بارها دیده می شود.

این شاخصه ها ملاکی برای مرجعیت آنها برای نسل جوان نیست. بگذریم از این که خیلی از این فالوورها فیک هستند.

ببینید؛ موضوع مهم این است که جامعه ی ما هنوز پایبند خیلی از ارزشهای مطلوب است و نسل جوان هم در بستر همین ارزشها شکل گرفته است. هر قدر هم رفتار متفاوتی داشته باشد، بخش بزرگی از باورهایش را به تبعیت از خانواده از والدینش در ذهن خود نهادینه کرده است و رفتارهای سخیف این گروه را نمی پسندد. شاید از روی کنجکاوی عکس و فیلم و دُرفشانیهایشان را دنبال کند ولی الگوپذیری یک مقوله ی جداست.

از چه چیز می خواهند الگو بگیرند؟ از این که فلان جوانی که با تکیه بر ثروت پدرش در یک سایت شخصی ظاهر می شود و به راحتی می گوید: «شما به من حسادت می کنید. عرضه داشته باشید و شما هم پولدار شوید. اگر عرضه ی پولدار شدن را ندارید پس بروید بمیرید!» یعنی جوان ما نمی داند این شخص با عرضه اش به این ثروت نرسیده است؟ آیا شما فکر می کنید کسی از این نگاه از بالا به پایین و تحقیرآمیز استقبال می کند؟!

یا یکی از اینها با ماشینِ به قول شما فوق لوکسش می زند جوان مردم را می کُشد. بعد به جای این که متأسف شود، داد می زند:«مرده که مرده! دیه اش را می دهم!». کجای این عکس العمل و چنین احساس غیرانسانی جالب است و جذابیت دارد؟ اگر چنین رفتارها و چنین واکنشهایی بخواهند الگوی نسل جوان شوند که باید فاتحه ی همه چیز را خواند.

من به شدت باور دارم که این تحقیر کردنها به مذاق هیچ کس خوش نمی آید. برعکس این تازه به دوران رسیده ها چون نماد بی اخلاقی مطلق هستند، مورد بیزاری همه از جمله جوانان قرار گرفته اند. به همین دلیل است که با زدن هشتگهای مختلف علیه این اشخاص نفرت و بیزاری خودشان را نشان می دهند. نسبت به آنها که اگر چه با جهش طبقاتی ثروتمند شدند و به لحاظ اقتصادی رشد بسیار سریعی داشتند؛ ولی از نظر اخلاقی به زیر صفر رسیده اند، ابراز تنفر می کنند. من فکر می کنم جوانان ما عاقل تر از آن هستند که از این بی اخلاقی ها پیروی کنند.

برای این که ابهامی در این زمینه وجود نداشته باشد باز تکرار می کنم؛ مثلا شاید در مواردی تعداد فالوورها، مرجعی برای آن چه شما عنوان کردید یعنی پیگیری کارها و گفته های افراد باشد، اما امروزه به راحتی می توان با تکنولوژی فالور فیک نیز درست کرد! از طرفی اگر هم واقعی باشد باید گروههای آنها بررسی شود و نوع حوزه ای که بر این گروهها تاثیر می گذارند باید رصد شوند. ضمن این که لازم است توجه داشته باشیم که آیا چیزی که رسانه ها نشان می دهند در واقعیت هم وجود دارد؟ و آیا همه ی این مسائلی که در موردشان بحث کردیم، نشانه ی شکاف نسلی هستند؟ در کل بخش عمده ای از مسائلی که در این جمع مورد بحث و بررسی قرار گرفت، بیشتر نشان دهنده ی شکافهای اجتماعی هستند تا نسلی.

گذشته از این موردی که بحث شد، باید دنبال آن باشیم چرا در حال حاضر این تفاوتها به قول شما سرعت بیشتری پیدا کرده است. یکی از دلایلش این است که جوان خودش را با والدینش مقایسه می کند. مثلا یک نوجوان به نسل پدرانش نگاه می کند و می بیند که آنها می توانستند در گذشته راحت تر صاحب مسکن شوند ازدواج کنند و به زندگی شان سر و سامان بدهند. ولی در حال حاضر باید با جوانان ما باید با حداقل ها سر کنند. موضوع دیگری که هست این تفاوتها را نباید فقط در رفتار اشخاص دید. این نیست که جوان چیزی را ببیند و بلافاصله تکرار کند و انجام دهد. یعنی درحال حاضر دو عامل ارتباط گیری و ارتباط گری در نزدیکی بین نسل ها دخیل هستند. به نوعی ما نوع روابطمان را انتخاب می کنیم و براساس آن با دیگران به تعامل بین فردی و اجتماعی می پردازیم. بعد فرزندانمان حتی اگر خودشان هم نخواهند در موارد زیادی به تبعیت از ما رفتار می کنند. براساس آن چه به آن باور داریم، بر مبنای شکل و شیوه ی مشخصی که زندگی می کنیم، هنجارها و ارزشهای غالبی که تفکراتمان را شکل می دهند. همه ی این موارد در کنار عوامل دیگر اجتماعی که قبلاً در موردشان بحث کردیم مثل رسانه و دوستان و محیط های آموزشی و غیره، تعیین می کنند که نسل جوان چه چیزی را مرجع قرار دهد و از کدام موارد باید دوری کند.

بنابراین اگر بخواهم جمع بندی کنم می گویم، این گروه هایی که شما با عنوان نوکیسه گان مطرحشان می کنید گروه های مرجع نیستند چون اول این که رفتارها و عملکردشان به دلیل غیراخلاقی بودن، در باورهای نسل جوان به عنوان یک ارزش نهادینه نمی شود، بلکه کنار زده می شود. دوم این که اینها انسجام چندانی ندارند که به عنوان یک الگو مد نظر قرار بگیرند؛ یعنی پراکنده هستند. هراز چندی می آیند برای جلب توجه یک موجی راه می اندازند و بعد به سرعت فراموش می شوند.

 به هر حال نمی شود حضورشان و حتی تأثیری که در جامعه می گذارند را نادیده گرفت. بر این اساس به نظر شما راه حل مواجهه با این مشکل چیست؟

مسلماً بگیر و ببند و سرکوب افرادی که در فضای مجازی یا در کوچه و خیابان مشغول یک نمایش فیک از شخصیت و سبک زندگی خود هستند، راه حل مناسبی نیست. یعنی هیچ جا برخوردهای به اصطلاح چکشی جواب نمی دهد. در رابطه با همین بحثی که داریم از شما می پرسم؛ چقدر تا به حال افرادی که پوشش خاصی داشتند یا رفتار متفاوتی از خودشان نشان می دادند، دستگیر شدند، توبیخ شدند، جریمه و حتی زندانی شدند؟ آیا مشکل حل شد؟ نه! باید از پایه و اساس به حل این موضوع بپردازیم. به طور اساسی زمینه ی کم کردن این تفاوت نسلی را فراهم کنیم.

در بررسی راه حلها باید بگویم به یکی از این راهکارها خانم دکتر اشاره کردند. یعنی نسل بزرگ سال کمی مواضعش را تغییر دهد. به قول معروف کمی خودش را کنار بکشد تا جا برای جوانترها باز شود. دست از پافشاری بر افکار تعصب آمیزش بردارد و اگر پذیرای تغییرات جدید نیست، لااقل سعی کند دنیای فرزندانش را درک کند. پیشنهاد بعدی من این است که در سطح کلان هم حتماً باید تغییرات عمده ای در وضعیت اقتصادی و سیاسی ایجاد شود تا از عمق شکافهای غیر نسلی یعنی شکاف طبقاتی و  اقتصادی و فرهنگی کاسته شود.

البته نکته ی قابل ذکر این است که برای رسیدن به راهکارهای عملی و نه ایده آل گرایانه و شعاری! نخست لازم است پژوهشگران تحقیقات و پژوهشهای مستند و مستدلی در حوزه ی خانوادگی، سیاسی و اجتماعی انجام دهند. بدیهی است که این تحقیقات حتماً باید بر اساس شرایط فعلی کشور انجام شود تا به نتایج خوبی نائل شویم. در پایان تأکید می کنم به جای متمرکز شدن بر مفاهیمی مانند تفاوت و اختلاف و شکاف نسلی، بهتر است بر نقاط مشترک متمرکز شویم تا با شناسایی این اشتراکات فکری و ارزشی و هنجاری، کمک کنیم زمینه ها برای نزدیکی دو نسل بیش از پیش فراهم شود.

 

 

 

 

بخش نخست میزگرد

 

 

 

در مورد گسست نسل ها  در گوشه چشم بیشتر بخوانید:

شکاف و شکاف‌آفرینان  دکتر سیدمحسن فاطمی

ترومای بین‌نسلی چیست و چطور درمان می‌شود؟

فاصله میان نسلها دکتر سیدمحسن فاطمی

بحران شکاف بین نسلی دلایل و راهکارها رسول گلباخی

شکاف ها، گسست ها و فاصله ها

بررسی عوامل و زمینه‌های گسست نسل‌ها

شکاف ها و گسست های نسلی بخش دوم

ساختن پلی بر روی گسست نسلی

زندگی در دو دنیای متفاوت پیش درآمدی بر گسست نسلها

شکاف ها و گسست های نسلی  بخش چهارم

بخش نخست گفتگو با دکتر محمد خرسندی روانکاو درباره کهن الگو ها و گسست نسلی

بخش دوم گفتگو با دکتر محمد خرسندی روانکاو درباره کهن الگو ها و گسست نسلی

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *