لودینگ

واکاوی رویکرد اعتماد در گفت و گو با دکتر شریفی یزدی

گفت‌وگو

واکاوی رویکرد اعتماد در گفت و گو با دکتر شریفی یزدی

باید روابط دولت با توده ی مردم ترمیم یابد!

 مفهوم “اعتماد” در تمام جوامع دارای خط کشهای ثابتی است. وقتی در جامعه ای میزان جرم و جنایت افزایش یابد در مقابل اعتماد عمومی کاهش پیدا می کند، زیرا اگر مردم به یکدیگر یا مسئولان اعتماد داشته باشند دیگر شاهد این حد ورودیهای پرونده های قضایی در کشور نیستیم. اعتماد عمومی در حقیقت مرکز ثقل سرمایه ی اجتماعی است.

هنگامی که این اعتماد بین گروهها و افراد مختلف سقوط می کند، اولین پیامد منفی آن کاهش سرمایه ی اجتماعی در جامعه است؛ جامعه ای که سرمایه ی اجتماعی پایینی دارد مقدمات پیشرفت و توسعه در آن فراهم نمی شود. در همین راستا شریفی می گوید: در چنین جامعه ای برنامه ریزیها و سیاستگذاریهای دولتمردان توسط توده ی مردم حمایت و پیروی نمی شود.

 

واکاوی رویکرد اعتماد در گفت و گو با دکتر شریفی یزدی

متن کامل گفت و گوی دکتر شریفی یزدی جامعه شناس و استاد دانشگاه با “گوشه چشم “را درادامه می خوانیم:

  • آقای دکتر؛ اعتماد از منظر جامعه شناسی چیست؟

مقوله ی اعتماد در جامعه شناسی زیر مجموعه و جزء هسته ی مرکزی سرمایه ی اجتماعی محسوب می شود. وقتی از اعتماد می خواهیم صحبت کنیم در اصل به دو دسته اعتماد در جامعه شناسی می پردازیم: یکی اعتماد افقی و دیگری عمودی است. اعتماد افقی، اعتمادی است که بین تک تک اعضا ی جامعه، گروههای اجتماعی و امثال اینها شکل می گیرد همانند رابطه ی فرد با مغازه دار یا وابستگان.

اعتماد عمومی عمودی، رابطه ی فرد را تعریف می کند با فرادستان جامعه؛ یعنی بین مدیران و سیاستگذاران؛ در اصل بین اصحاب قدرت با توده ی مردم. از این رابطه می توان به عنوان اعتماد عمودی  یاد کرد که مرکز ثقل آن سرمایه ی اجتماعی است.

هر جامعه دارای چهارسرمایه است: سرمایه ی اقتصادی، فرهنگی، نمادین و اجتماعی. بنابراین اگر ما بخواهیم اعتماد اجتماعی را از نگاه جامعه شناسی تعریف کنیم باید بگویم میزان ارتباط توام با آرامش و امنیت ذهن، روح و روان در سطح یک جامعه بین گروهها و افرادی که همدیگر را زیاد نمی شناسند.

  • با این وجود آیا می توان به هر فردی در جامعه اعتماد کرد؟

اگر در یک جامعه رویه ای انواع سرمایه ها دارای شرایط مناسب و ثابتی باشد به جای این که بگوییم آیا می شود اعتماد کرد یا خیر، خود به خود بین افراد جامعه اعتماد شکل می گیرد.

بدین معنی وقتی جامعه شرایط اقتصادی و اجتماعی نسبتا با سواد را دارد؛ یعنی میزان آسیبهای اجتماعی آن حداقلی است. در چنین جامعه ای افراد بدون شناخت یکدیگر با هم ارتباط صمیمانه برقرار می کنند، اما وقتی شرایط یک جامعه ثابت نباشد از بعد جامعه شناسی همیشه انسانها ذهنیتشان بر این است که قرار است طرف مقابل سرشان کلاه بگذارد، زیرا هنگامی که میزان بزهکاری و آسیب اجتماعی در جامعه ای بسیار بالا باشد به ناچار برای همه این فرضیه پیش می آید که به راحتی نباید به تمام انسانها اعتماد کرد، ولی ما از بعد روانی همیشه ضمن این که خوش بین هستیم به دیگران که با آنها ارتباط برقرار می کنیم ولی ساده لوح نیستیم زیرا بارها بررسی شده افرادی که یکدیگر را به طور کامل نمی شناسند ذاتا در لحظه ی اول به آن اعتماد نمی کنند مگر این که در طول زمان با مراوداتی که به طور مستفیم و غیر مستقیم با آن داریم متوجه می شویم که انسان قابل اعتمادی هست یا نه.

  • اگر در روابط اجتماعی، اعتماد متقابل( بین دو یا چند فرد، یا نهاد اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و….) وجود نداشته باشد، شاهد چه هنجار یا ناهنجارهایی خواهیم بود؟

همان طور که پیشتر گفتم اعتماد عمومی در بعد افقی و عمودی در حقیقت مرکز ثقل سرمایه ی اجتماعی است. هنگامی که این اعتماد بین گروهها و افراد مختلف سقوط می کند، اولین پیامد منفی آن کاهش سرمایه ی اجتماعی در جامعه است.

جامعه ای که سرمایه ی اجتماعی پایینی دارد مقدمات توسعه در آن رخ نمی دهد. در چنین جامعه ای برنامه ریزیها و سیاستگذاریهای دولتمردان توسط توده ی مردم حمایت و پیروی نمی شود.

بطور طبیعی در جامعه ای که اعتماد عمومی اش پایین است، آسیبهای اجتماعی مختلف از ابعاد فرهنگی، سیاسی، امنیتی، بهداشتی و آموزشی در آن جامعه افزایش پیدا خواهد کرد. بنابراین وقتی ما در جامعه ای اعتماد عمومی را از دست می دهیم باید منتظر افزایش آسیبها و به تبع آن شاهد افزایش ورودی پرونده ها به دستگاه قضایی و افزایش جرم و جنایت  درون شهرها و روستاها باشیم.

  • ارزشهای حاکم بر یک اجتماع به چه میزان در خلق و زایش اعتماد یا تخریب و نابودی آن نقش دارند؟

این مساله یک نقش دو گانه است. یعنی از یک سو وقتی که ارزشها و هنجار های اجتماعی نه بر پایه ی تخیلات، آرزوهای فردی بلکه بر اساس واقعیتهای های موجود در یک جامعه شکل گرفته باشد که طبیعتا قوانین مدون جامعه هم در همین جهت حرکت می کند؛ وجود آن ارزشها باعث افزایش اعتماد عمومی در جامعه است، اما وقتی در یک جامعه  بر اساس یک سری ارزشها و هنجار های اعتقادی که تنها گروه خاصی بر آن پای بند هستند و اکثریت جامعه بر آن بی تفاوت هستند، این موضوع باعث کاهش شدید اعتماد عمومی در جامعه می شود.

از سوی دیگر؛ وقتی اعتماد عمومی در جامعه ای بالا باشد همراه با آن تولید و  بکار گیری ارزشها  و هنجارها افزایش پیدا می کند. حال از طرفی دیگر وقتی اعتماد عمومی پایین است در مقابل به ارزشها و هنجارها لطمه وارد می شود. به طور مثال؛ هنگامی که مسئولی در جامعه توصیه ای می کند و اکثریت آن را می پذیرند این بدین معنی است که اعتماد عمومی در آن جامعه بسیار بالا است ولی وقتی در همین ماجرای بیماری کرونا مسئولی در وزارت بهداشت به طور مدام توصیه می کند از سفر های غیر ضروری بپرهیزید اما می بینیم که مردم به هیچ عنوان به گفته های مسئولان توجه ای نمی کنند بدین علت پی می بریم که اعتماد عمومی در جامعه امروزه به شدت کاهش یافته است.

  • دستگاههای حاکمیتی یک جامعه چه وظیفه ای در ایجاد یا ارتقای ” اعتماد” میان آحاد جامعه و گروههای اجتماعی دارند؟

طبیعتا چون دست مسئولان برای برنامه ریزی باز است و دارای منابع انبوهی هستند، از آنها انتظار می رود همیشه در جهت افزایش اعتماد عمومی تلاش کنند.

حال برای جذب اعتماد عمومی در جامعه هر مسئولی باید بداند هرگز نباید وعده ای را بدهد که توان عملی کردن آن را ندارد. مورد دوم این است که اگر مسئولی مردم را از موضوعی منع می کند خودش اولین فردی باشد که آن را رعایت می کند. از طرفی تخریب گروههای سیاسی از جانب خود احزاب باعث می شود در جامعه اعتماد عمومی کاهش پیدا کند.

  • آیا وجود ” اعتماد” در تعمیق رابطه ی میان حاکمیت و طبقات مختلف جامعه، می تواند در تاسیس و تشکیل یک جامعه ی ایده آل و آرمانی و اتوپیایی( آرمانشهر یا مدینه ی فاضله) نقشی ایفا کند؟

به باور من نه تنها می تواند ایفا بکند بلکه یکی از مهمترین عوامل است؛ یعنی به عبارت ساده تر اگر جامعه ای می خواهد در جهت تعالی و توسعه حرکت کند لازمه ی اولیه ی چنین حرکتی نگه داشت اعتماد و سرمایه اجتماعی در جامعه است. معکوس این امر هم صادق است؛ یعنی اگر ما به اعتماد عمومی بی توجه شویم و رهایش کنیم، امکان این که  جامعه بتواند مراتب ترقی، تعالی و توسعه را طی کند تقریبا ناممکن است.

 

نام و نام خانوادگی: علیرضا شریفی یزدی

تحصیلات: دکتری

رشته: جامعه شناسی

پژوهش های انجام شده:

فعالیت‌های پژوهشی در دست اقدام یا خاتمه‌یافته به صورت مجری یا ناظر طرح :

عنوان طرح نام مجری و همکار طرح تاریخ محل اجرا نهاد یا سازمان سفارش‌دهنده
شروع پایان
  مطالعه میزان و چگونگی تاثیر ارتباط اولیا و مربیان بر پیشرفت تحصیلی- تربیتی دانش آموزان علیرضا شریفی ۱۳۸۹ ۱۳۹۰ ملی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
  مطالعه فضای فرهنگی سرویس مدرسه علیرضا شریفی ۱۳۸۸ ۱۳۸۹ ملی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
  بررسی وضعیت آموزش و تربیت جنسی در آموزش و پرورش و خانواده علیرضا شریفی ۱۳۸۷ ۱۳۸۸ تهران پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
خاتمه‌یافته مطالعه تطبیقی مشارکت اولیا در امور مدرسه در کشورهای مختلف علیرضا شریفی ۱۳۸۶ ۱۳۸۷ تهران پژوهشگاه آموزش و پرورش
موانع سوادآموزی دختران در مناطق محروم علیرضا شریفی ۱۳۸۳ ۱۳۸۴ استان کرمان نهضت سوادآموزی
رابطه آموزش مهارتهای زندگی با کاهش تقاضا سو مصرف مواد مخدر علیرضا شریفی ۱۳۸۲ ۱۳۸۳ استان کرمان آموزش و پرورش
تاثیر عملکرد گروههای آموزشی بر وضعیت آموزشی مدارس متوسطه علیرضا شریفی ۱۳۸۱ ۱۳۸۲ استان کرمان آموزش و پرورش
کارایی درونی آموزش فنی و حرفه ای علیرضا شریفی ۱۳۸۲ ۱۳۸۲ استان کرمان آموزش و پرورش
تاثیر پدیده چند شغلی بر کارایی معلمان علیرضا شریفی ۱۳۸۰ ۱۳۸۱ استان کرمان آموزش و پرورش
بررسی خود ناتوان سازی دانش آموزان دبیرستان علیرضا شریفی ۱۳۷۹ ۱۳۸۰ استان کرمان آموزش و پرورش
فرا تحلیل طرح های تربیتی شورای تحقیقات علیرضا شریفی ۱۳۷۸ ۱۳۷۹ استان کرمان آموزش و پرورش
پروژه آموزش شهروندی  فتحی – شریفی ۱۳۸۲ ۱۳۸۲ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی تاریخ آموزش و پرورش کرمان از آغاز اسلام تا زندیه توحیدی- شریفی ۱۳۸۱ ۱۳۸۲ استان کرمان آموزش و پرورش
  عوامل مرتبط با گرایش معلمان به روش های فعال تدریس موسی پور-شریفی ۱۳۸۱ ۱۳۸۱ استان کرمان آموزش و پرورش
  طراحی الگوی مناسب توزیع منابع  مالی آموزش و پرورش برزویان- شریفی ۱۳۸۱ ۱۳۸۱ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی کارایی آموزشگاه های علمی آزاد خیری-شریفی ۱۳۸۴ ۱۳۸۴ استان کرمان آموزش و پرورش
  ارزشیابی آموزش های شاخه کار و دانش صابری- شریفی ۱۳۸۲ ۱۳۸۲ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی وضعیت جسمانی دانش آموزان و انطباق آن با استانداردهای موجود برزگری- شریفی ۱۳۷۹ ۱۳۸۰ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی تاریخ آموزش و پرورش ناحیه بک کرمان روح الامین-شریفی ۱۳۷۷ ۱۳۷۷ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی تاریخ آموزش و پرورش عنبر آباد  صفا- شریفی ۱۳۷۶ ۱۳۷۶ استان کرمان آموزش و پرورش
  ارزیابی طرحهای ستاد آموزش در عمق علی احمد-شریفی ۱۳۸۰ ۱۳۸۱ استان کرمان آموزش و پرورش
  مقایسه میزان شیوع سندرم فرسودگی شغلی در بین معلمان دوره های تحصیلی قدیمی- شریفی ۱۳۸۲ ۱۳۸۲ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی تاریخ آموزش و پرورش جیرفت صفا- شریفی ۱۳۸۲ ۱۳۸۳ استان کرمان آموزش و پرورش
  ارزیابی تحقیقات انجام شده در پژوهشکده تعلیم و تربیت کرمان معصوم- شریفی ۱۳۸۲ ۱۳۸۲ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی تاریخ آموزش و پرورش ناحیه دو کرمان روح الامی-شریفی ۱۳۷۷ ۱۳۷۸ استان کرمان آموزش و پرورش
  چگونگی رفتار سازمانی و تاثیر آن بر فرایند آموزشی دبیران محسنی- شریفی ۱۳۸۰ ۱۳۸۰ استان کرمان آموزش و پرورش
  تحلیل هزینه- فایده آموزش فنی پسران صابری- شریفی ۱۳۷۹ ۱۳۸۰ استان کرمان آموزش و پرورش
  مکان یابی واحدهای آموزشی مورد نیاز طی ۱۰ سال آینده کلانتری- شریفی ۱۳۸۰ ۱۳۸۱ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی اپیدمیولوژیک سو مصرف مواد اعتیاد آور در بین دانش آموزان زارع – شریفی ۱۳۷۹ ۱۳۸۰ استان کرمان آموزش و پرورش
  بررسی اختلالات رسم الخطی در کتب درسی دوره های مختلف تحصیلی سلاجقه- شریفی ۱۳۷۶ ۱۳۷۷ استان کرمان آموزش و پرورش

مقاله و کتاب:

عنوان نوع اثر تاریخ انتشار نام ناشر نام نویسنده یا مترجم
کتاب تألیف ترجمه مقاله
             
عوامل موثر در گرایش دانش آموزان به اعتیاد     * ۱۳۸۷ فصل نامه علمی-پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی قزوین علی رضا شریفی
آموزش وپرورش استان کرمان در آینه تاریخ(۳جلد) * تالیف ۱۳۸۴ نشراحسان

شابکx-7-96275-964

علی رضا شریفی
 

کارنامه پژوهش

* تالیف ۱۳۸۴ نشر  فانوس

شابک: ۸-۵۷-۵۶۵۸-۹۶۴

علیرضا شریفی
پژوهش دانش آموزی وآموزش کیفی     * ۱۳۸۳ نگرش علیرضا شریفی
مشارکت زمینه ساز توسعه     * ۱۳۸۲ نگرش علیرضا شریفی

سوابق آموزشی در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی:

۱ مرکز آموزش عالی خواجه نصیر ۱۱ سال
۲ دانشگاه آزاد اسلامی  ۱۰سال
۳ دانشگاه شهید باهنر  ۲سال
۴ دانشکده شهید چمران ۸ سال
۵ مراکز تربیت معلم ۸ سال

 همایش ها:

۱ داخلی ۸ مورد
۲ خارجی ۵ مورد

سوابق اجرایی و مدیریتی:

۱ نماینده آموزش و پرورش منطقه ۲ سال
۲ رییس تربیت معلم ۴ سال
۳ معاون اداره آموزش و پرورش ۲ سال
۴ رییس پژوهشکده تعلیم و تربیت ۷ سال
۵ مشاور رییس پژوهشگاه ۲ سال
۶ مدیر گروه پژوهشی ۳ سال

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *