لودینگ

تازه های نشر!

معرفی کتاب

تازه های نشر!

در چهار دهه اخیر، تحلیل‌ها و تحقیقات بسیاری درباره چیستی و چگونگی سقوط نظام سلطنتی و وقوع انقلاب اسلامی در ایران انجام شده است. در حالی که در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب، درباره ریشه‌های دگرگونی‌های بنیادین کشور بحث و گفت‌وگو می‌شد، در سال‌های بعد به دلایلی که از حوصله و محدوده این مختصر خارج است، به تدریج نظریه توطئه دست‌های پنهان و تغییر ناگهانی در شرایط مطلوب و آرمانی مطرح شد. در این نگاه، در سال ۱۳۵۷، همه چیز در ایران در بهترین حالت ممکن بود، ولی عده‌ای ناگهان محمدرضاشاه و سلطنت پهلوی را سرنگون کردند.

محمدحسین خسروپناه اصلاح یا انقلاب، دعوت از خودکامه برای پذیرش حقوق سیاسی مردم

این نوع نگاه، در ابتدا صرفا مبحثی جدلی و غیرعالمانه و نامستند در واکنش به شرایط و رخدادهای مختلف بعد از انقلاب بود. ولی به تدریج، رنگ و لعاب و پوشش علمی و جدی به خود گرفت و اکنون دیده می‌شود که حتی شماری از کسانی که خود روزگاری درگیر مبارزه با حکومت سابق بوده و یا قربانی آن بوده‌اند نیز به این نوع نگاه توجه مثبت می‌کنند.

در میان منابع و اسناد داخلی و بین‌المللی، اطلاعات زیادی در مورد ریشه‌های نارضایتی و نافرمانی و «صدای پای دگرگونی» در ایران قبل از انقلاب وجود دارد. صاحب این قلم نیز سال‌هاست که بخشی از پژوهش‌های آرشیوی و اسنادی خود را به این مقوله، به خصوص نظرات اندیشمندان و مقامات رسمی و دیپلماتیک بین‌المللی اختصاص داده است. با این همه و با وجود منابع مختلف و متعدد، تاکنون تالیفی جامع و متمرکز در مورد تلاش‌های مختلف افراد و جریان‌های مختلف برای هشداردهی به شاه و دعوت از او به انجام اصلاحات، در چهار سال پایانی حکومت پهلوی انجام نشده بود.

اکنون این مهم، توسط آقای محمدحسین خسروپناه انجام شده و مجموعه مهم مستند و مرجعی تقریبا کامل از تلاش‌ها و مکاتبات سیاسی خطاب به شخص شاه و دولت‌های مختلف تحت امر او، تحت عنوان: «اصلاح یا انقلاب، دعوت از خودکامه برای پذیرش حقوق سیاسی مردم: ۱۳۵۷- ۱۳۵۳» تالیف و منتشر شده است.

خسروپناه، پیش از این مقالاتی در این مقوله در نشریاتی چون نگاه نو منتشر کرده بود. ولی در این کتاب ۵۹۲ صفحه‌ای، به تفصیل به مکاتبات و تلاش‌های مختلف چهار ساله برای هشدار دادن و آگاهی بخشی به شاه و حکومت درباره تحولات گذشته، وضعیت کنونی و پیش‌بینی آینده پرداخته است. این اقدامات در شرایطی صورت می‌گرفت که به جز چند ماه آخر منتهی به سقوط سلطنت، شخص شاه و دولت و دستگاه امنیتی او، اعتنای جدی و مثبتی به این تلاش‌ها نکردند. وقتی هم که به این مطالب توجه شد که کار از کار گذشته بوده و امکان تغییر شرایط و روند پیش رو وجود نداشت.

انتخاب دوره زمانی ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ برای این کتاب تصادفی نیست. سال ۱۳۵۳، آغاز دوران اقتدار نسبی سیاسی، منطقه‌ای و اقتصادی ایران، بی‌اعتنایی شاه و حکومتش به افکار عمومی و اعمال فشار بیشتر به منتقدان و مخالفان است تا زمانی که در پاییز ۱۳۵۷، شاه با تغییر موضوع کامل، ملتمسانه دست دوستی به سوی مخالفان خود دراز کرد. اقدامی دیرهنگام و ناچیز که ناگزیر تاثیری معکوس داشت و عزم مخالفان برای تغییر بنیادین را جزم‌تر کرد.کتاب در سه یخش تهیه شده است: نخست بازنشر تکمیل شده مقاله بلند اصلاح یا انقلاب نویسنده که فتح بابی تحلیلی است برای فهم بهتر تلاش‌های مختلف برای روشنگری و اصلاح وضع موجود در فاصله اسفند ۱۳۵۳ تا اردیبهشت ۱۳۵۷. دوم، نامه‌ها و هشدارهای افراد و گروه‌های در همان زمان و واکنش‌های شاه و متحدانش به این اقدامات. سوم، پیوست‌های کتاب که شامل گزیده بیانیه‌ها، مقالات و مدارک مهم آن روزگار است که به ‌طور خاص خطاب به شاه و حکومت او نیست، ولی در همان راستا و مقوله منتشر شده‌اند.

افرادی که نامه‌های آنان در این کتاب خطاب به شاه و مقامات منتشر شده، به ترتیب انتشار عبارتند از: مظفر بقایی، عزیزالله امیررحیمی (سه نامه)، علی‌اصغر حاج سیدجوادی (چهار نامه)، مهدی بهار، احمد صدر، دو نامه مشترک کریم سنجابی، شاپور بختیار و داریوش فروهر، بهرام نمازی و مهدی بازرگان.

گروه‌ها و احزاب مکاتبه کننده که در این کتاب به آنان پرداخته شده نیز به ترتیب انتشار از این قرار هستند: کانون نویسندگان ایران (پنج نامه)، نامه‌های جمعی از وکلای دادگستری، نویسندگان و یا جمعی از چهره‌های سیاسی و مذهبی، جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر.

در بخش پیوست‌های کتاب، نامه‌ها و اعلامیه‌هایی از آیت‌الله العظمی روح‌الله خمینی، آیت‌الله ابوالفضل موسوی زنجانی، بابک امیرخسروی و علی شایگان منتشر شده است. انتخاب مطالب پیوست کتاب طبعا بر اساس سلیقه و رویکرد مورد نظر مولف انجام شده و طبیعی است که با نگاهی مختلف، انتخاب‌های دیگری نیز می‌توانست در این مجموعه جا داشته باشد.یکی دیگر از مطالب مهم بخش پیوست کتاب، مجموعه‌ای از گزارش‌ها، واکنش‌ها و مکاتبات درباره حادثه خونین حمله نیروهای لباس شخصی امنیتی به تجمع کاروانسرا سنگی در اول آذر ۱۳۵۶ و مضروب و مجروح کردن شماری از تجمع‌کنندگان است.

چنان که خسروپناه نیز در پایان مقاله خود تصریح کرده، در ادامه دست‌کم چهار سال بی‌اعتنایی مطلق به نصایح مشفقان و منتقدان در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۷ شاه با رد همه تلاش‎های مصلحانه، همه منتقدان خود را ضدرژیم، مارکسیست، کمونیست و تجزیه‌طلب خطاب کرد. ولی کمتر از شش ماه بعد در ۱۵ آبان گفت: «متعهد می‌شوم که خطاهای گذشته و بی‌قانونی و ظلم و فساد دیگر تکرار نشود، بلکه خطاها از هر جهت جبران نیز گردد … تضمین می‌کنم که حکومت ایران در آینده بر اساس قانون اساسی، عدالت اجتماعی و اراده ملی به دور از استبداد و ظلم و فساد خواهد بود.»

اما چنان که خسروپناه تاکید دارد: این بار انقلابیون بودند که به کمتر از سرنگونی شاه و حکومتش رضایت نمی‌دادند.

درمان اختلالات ایذایی یک کتاب تخصصصی است و برای متخصصان – روان‌پزشکان، روان‌شناسان، مشاوران سلامت روان، مددکاران اجتماعی بالینی و … در حوزه تخصصی سلامت روان نوشته شده است و آنها را با نحوه شناسایی و برنامه‌های درمانی مختلف در درمان این اختلالات آشنا می‌سازد.
مدیریت علائم مبتلایان به اختلالات ایذایی
مهرداد پورشهبازی مترجم کتاب «درمان اختلالات ایذایی: راهنمای درمان‌های روان‌شناختی، دارویی و ترکیبی» در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) با بیان اینکه «درمان اختلالات ایذایی» یک کتاب آبرومند در حوزه روان‌شناسی و روانپزشکی است عنوان کرد: این کتاب آبرومند است چون حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و مخاطب بعد از مطالعه آن احساس می‌کند که حجم وسیعی از دانش بر گنجینه محفوظاتش اضافه شده است.

او ادامه داد:‌ اختلالات ایذایی، طیفی از اختلالات روانی دی‌اس‌ام پنج را شامل می‌شود که باعث آزار و اذیت افراد پیرامون خود و اجتماع می‌شوند (مواردی همچون اختلال سلوک، اختلال). این اختلالات با سایر اختلالات روانی تفاوت دارند؛ زیرا درمان آنها در مواردی مستلزم ترکیبی از درمان‌های دارویی و روان‌شناختی است. این کتاب در انتخاب درمان‌ها بسیار سختگیرانه عمل کرده است و درمان‌های دارای اعتبار پایین را شامل نشده است. بنابراین با مطالعه این کتاب می‌توانید مطمئن باشید که مرور جامعی در مورد بهترین درمان‌های دارویی، روان‌شناختی و ترکیبی به دست خواهید آورد. چه روان‌شناس باشید و چه روانپزشک یا پزشک؛ این کتاب برای مدیریت علائم مبتلایان به اختلالات ایذایی مفید خواهد بود.

او افزود: از طرف دیگر، استفاده از این کتاب به منظور اهداف پژوهشی در جامعه ایران نیز کار بجایی به نظر می‌رسد. بخش مهمی از این کتاب به ترکیب درمان‌های روان‌شناختی و روانپزشکی می‌پردازد. اجرای درمان‌های ترکیبی در همه جای دنیا کار بسیار چالش‌برانگیزی است، زیرا در کشورهای پیشرفته نیز هماهنگی مطلوب بین روانپزشک و روان‌شناس مستلزم هماهنگی‌های دشواری است و در جامعه خودمان هم گاهی از اوقات روان‌شناسان و روان‌پزشکان نسبت به یکدیگر کم‌لطفی می‌کنند.

به گفته پورشهبازی، درمان اختلالات ایذایی یک کتاب تخصصصی است و برای متخصصان – روان‌پزشکان، روان‌شناسان، مشاوران سلامت روان، مددکاران اجتماعی بالینی و … – و نیز دانشجویان، انترن‌ها و رزیدنت‌های شاغل در حوزه تخصصی سلامت روان نوشته شده است و آنها را با نحوه شناسایی و برنامه‌های درمانی مختلف در درمان این اختلالات آشنا می‌سازد.

این مترجم گفت: مطالبی که در این کتاب به آنها اشاره شده است، گنجینه ارزشمندی از روش‌های دارای اعتبار تجربی در درمان اختلالات ایذایی هستند و پذیرش و کاربرد این روش‌ها در جامعه موجب بهبود پیامدهای بالینی در مبتلایان به اختلالات ایذایی می‌شوند.

پورشهبازی عنوان کرد: در شرایطی که روش‌های درمانی مختلفی برای اختلالات روانی وجود دارند که برخی از آنها فاقد سودمندی عینی هستند، وجود منبعی مثل این کتاب که معتبرترین درمان‌های روان‌شناختی موجود را گلچین و معرفی کرده است، موهبت بزرگی است. امید می‌رود انتشار این کتاب موجب توجه بیشتر به حوزه اختلالات ایذایی و راهنمایی متخصصان گرانقدر به استفاده از دقیق‌ترین شیوه‌های درمانی شود.

او گفت: در هر فصل از کتاب، یک نمونه موردی به طور کامل مورد بررسی قرار گرفته که مطالعه آن می‌تواند برای مخاطبان کتاب بسیار مفید باشد.

ویژگی یکّه‌ کتابی که در دست دارید آن است که فلسفه‌ او را به شکلی سیستماتیک و نظام‌مند، و نه به‌صورت تاریخی، شرح می‌دهد.
تشریح فلسفه نانسی به شکلی سیستماتیک و نظام‌مند
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «فلسفه ژان لوک نانسی» نوشته ماری ایو مورین به ترجمه نریمان جهانزاد در ۲۶۴ صفحه به بهای ۷۹ هزار تومان از سوی انتشارات شب‌خیز به تازگی منتشر شده است.

نریمان جهانزاد مترجم این کتاب در پیشگفتاری می‌نویسد: «مطالعه‌ی این کتاب چندان آسان نیست. خواننده، به‌رغم نثرِ شیوای نویسنده، با عباراتی غریب و نامتعارف مواجه می‌شود. دلیل این دشواری، علاوه بر ماهیتِ پیچیده‌ی فلسفه‌ی نانسی، آن است که او مفاهیم و مقولاتِ سنتی فلسفی را به معنایی یکسر تازه به استخدام فلسفه‌ی خویش درمی‌آورد، و علاوه بر آن در گفت‌وگوی مداوم با فلاسفه‌ی گوناگون، از کانت و هگل گرفته تا هایدگر، باتای، دریدا، بلانشو و دیگران است. بنابراین خواننده برای فهمِ گفتار نانسی می‌بایست آشنایی کمابیش عمیقی با مسائل و معضله‌های آن فلسفه‌ها، علی‌الخصوص سنتِ پدیدارشناسی و واسازی، داشته باشد.

در میان کتاب‌های زیادی که در شرح اندیشه‌ی نانسی نوشته شده‌اند، ویژگی یکّه‌ کتابی که در دست دارید آن است که فلسفه‌ او را به شکلی سیستماتیک و نظام‌مند، و نه به‌صورت تاریخی، شرح می‌دهد. یک امتیاز چنین رویکردی آن است که خواننده به منطق یا ژستِ اصلی فلسفه‌ورزی فیلسوف فرانسوی در جمیع آثارش پی خواهد برد، و از این رهگذر خواهد توانست خط فکری و روش‌ِ مواجهه‌ی واحدی را در اندیشه‌ی او در خصوص مسائل و عرصه‌های گوناگون هستی‌شناختی، سیاسی، اجتماعی و هنری رصد کند. نویسنده بر همین اساس، به تأکید می‌گوید فهم نوشته‌های نانسی در گرو درک هستی‌شناسی اوست و از خواننده می‌خواهد به‌دقت فصل نخست را به مطالعه گیرد و در ادامه هم بارها به مفاهیم و تعاریف و اصطلاحات تشریح‌شده در آن فصل رجوع کند. اما از سوی دیگر ممکن است این نحو عرضه‌ی سیستماتیک فلسفه‌ی نانسی، موجبِ از دست رفتن برخی زمینه‌های تاریخی و فکری‌ای شود که فلسفه‌ی نانسی در آن‌ها بالیده است.

البته نویسنده اشاراتی اجمالی و فشرده به پیوندهای فکری نانسی با منظومه‌های مفهومی‌ای که زمینِ فلسفه‌ی او هستند می‌کند، اما شاید این توضیحات برای خواننده‌ی متعارف کافی نباشد و او را به درک درست و عمیق موضوع نرساند، گرچه نباید از یاد برد که به‌دست آوردن تصویری یکسره شفاف از فلسفه‌ی نانسی ناممکن است. با این حال، کوشیدم به قدر توان‌ام، از طریق پانویس و توضیحات حاشیه‌ای به برخی از این موضوعات زمینه‌ای اشاره کنم. مطالعه‌ی این کتاب همراه با شرح تاریخی‌ترِ یان جیمز که در کتاب‌اش، خواست چندپاره، صفحات بسیاری را به توضیح مسائل فلسفی معاصرینِ نانسی اختصاص داده است، می‌تواند تا حد زیادی به حل این مشکل کمک کند. امیدوارم فرصتی برای ترجمه‌ی آن نیز فراهم شود.

ترجمه‌ی این کتاب را تقریباً دو سال پیش به پایان بردم، اما چون از حاصل کار راضی نبودم از سپردن آن به نشر خودداری کردم. در این مدت علاوه بر درگیرشدن با برخی از آثار اصلی نانسی، به مطالعه‌ی مقالات، کتاب‌ها و رساله‌های ارشد و دکتری که در شرح فلسفه‌ی وی نوشته شده‌اند پرداختم و کوشیدم فهم‌ام را از فلسفه‌ی او ارتقا دهم. در ترجمه‌ی اصطلاحات و مقولاتِ فلسفی او با مشکلاتی روبرو بودم. نخست این‌که هیچ متنی در زبان فارسی در دست نبود که پیش‌تر کوشیده باشد برای برگرداندنِ اصطلاحات پیچیده و اغلب ترجمه‌ناپذیر فلسفه‌ی نانسی فکری بکند. چند کتابی که از او به فارسی ترجمه شده، با تمامیت منظومه‌ی فکری او و انبوه اصطلاحات‌اش مواجه نبوده‌اند، و بنابراین ناچار به معادل‌یابی یا معادل‌سازی به‌نحوی سیستماتیک و جامع برای اصطلاحاتِ فیلسوفی که زبان را شکنجه می‌کند نبوده‌اند. بنابراین ترجمه‌ی اصطلاحات فلسفی نانسی و تلاش برای یافتن معادل‌های مناسب و کافتنِ زبان فارسی راهی بود ناپیموده و ناهموار، و بالتبع صعب و پرپیچ و خم. در خصوص معادل‌گذاری‌ها در پانویس‌ها توضیحات لازم را آورده‌ام و در این‌جا دیگر به آن اشاره‌ نمی‌کنم. مشکل دیگر مربوط به نارسایی و ابهام در برخی عبارات و به‌ویژه نقل‌قول‌های خود کتاب است. برای فهم آن‌ها ناگزیر باید به سراغ منبع نقل قول‌ها می‌رفتم تا بتوانم زمینه‌ی بحث را دریابم. در برخی موارد ترجمه‌های انگلیسی هم چندان کارگشا نبودند و ناگزیر باید به اصل فرانسوی متون رجوع می‌کردم، اما چون دانش فرانسوی‌ام به درجه‌ای نیست که بتوانم متن را به‌راحتی بخوانم و بفهمم، دست به دامن دوستان فرانسه‌دان می‌شدم. باری، این مجموعه‌ مشکلات سبب به تأخیرافتادن فرایند آماده‌سازی کتاب شد. نهایتاً کار را با مقابله‌ی واژه به واژه و حک و اصلاح فراوان طی چهار ماه گذشته به انجام رساندم. به گمان‌ام آن‌چه توانسته‌ام به جاآورده‌ام.»

در بخشی از کتاب با عنوان «نزدیک شدن به آثار نانسی» می‌خوانیم: « کار ژان‌لوک نانسی تقریباً چهاردهه را در برمی‌گیرد و شامل بیش از پنجاه کتاب به زبان فرانسه، به قلم خودش یا با همکاری دیگران، و نیز صدها مقاله در نشریات، مجموعه‌ها و کاتالوگ‌های هنری می‌شود. اما وسعتِ کار وی را صرفاً نمی‌توان بر اساس شمارِ کتاب‌های‌اش به‌خوبی درک کرد. نانسی در باب متفکران اصلی تاریخِ فلسفه‌ی اروپایی قلم زده است، کسانی چون دکارت، کانت، شلینگ، هگل، نیچه، مارکس و هایدگر. هم‌چنین به اندیشمندان فرانسوی معاصر نظیر لکان، باتای، بلانشو و دریدا پرداخته است. او در باب موضوعات متنوعی قلم زده است: روانکاوی، جهانی‌شدن، هرمنوتیک، اجتماع، نازیسم، رستاخیز، نقاشی مسیحی، رمانتیسم آلمانی، موسیقی تکنو، رقص مدرن و فیلم. همین تنوعِ آثار نانسی چالش اساسیِ پیش روی هر کتابی‌ست که سودای به‌دست‌دادن شرحی جامع از اندیشه‌ی وی دارد. او متفکری‌ست که به ‌هیچ‌وجه نه کارش سیستماتیک است و نه اغلبِ کتاب‌های‌اش. برخی از کتاب‌های او مجموعه مقالاتی‌اند که آزادانه [و بدون نظمِ مشخصی] بر محور یک موضوع گردهم آمده‌اند (مثلاً تفکری متناهی یا بستار-گشایی) و حتی در کتاب‌های آسان و سرراست‌ترش هم به‌ندرت جریانی خطی به چشم می‌خورد که از عدّه‌ای مفروضاتِ پایه به سمت ادله و از آن‌جا به‌سوی نتایج [مشخص] پیش رفته باشد، بلکه با انبوهی از قطعات و پاره‌ها مواجه‌ایم که حولِ یک ایده‌ی مرکزی می‌چرخند (نمونه‌اش کتاب متکثر تکین بودن) و اغلب هم با یادداشت‌های پراکنده تکمیل می‌شوند (مثلاً قطعات انتهایی کتاب تجربه‌ی آزادی یا نیایش).

علی‌ایّحال، با این‌که کار نانسی ایده‌ی مدرنِ سیستماتیک‌بودن را به چالش می‌کشد، به نوعی باقاعدگیِ مفهومی پایبند است که در آن تمام قطعات و پاره‌ها به هم مرتبط‌اند یا دست‌کم با هم «بازی» می‌کنند. آن‌چه پاره‌های اندیشه‌ی نانسی را کنار هم نگه می‌دارد انگاره‌ی «متکثرِ تکین» یا «بودن-با» است. همین بینشِ هستی‌شناختیِ اصلی‌ست که به کلِ رویکرد نانسی به جهان، بدن، سیاست، هنر و جز آن خوراک می‌دهد…

اندیشه‌ی نانسی معنا دارد اما این معنا بیش‌تر از خلال حرکت بر روی جملات حاصل می‌گردد، نه از معنای درونیِ هر جمله‌ی منفرد و خاص. این نکته راهنمای خوبی برای چگونگی نزدیک شدن (و نشدن) به کار نانسی‌ست. چنان‌که دلوز در درسگفتارهای‌اش در باب کانت اظهار داشته «در وهله‌ی نخست فهمیدنْ مهم نیست، بلکه دریافتنِ ریتمِ یک انسان، نویسنده‌، فیلسوف حائز اهمیت است.» البته ما می‌خواهیم بفهم‌ایم نانسی چه می‌گوید، اما نکته این است که با دنبال‌کردن ریتمِ متن بهتر به این هدف دست توانیم یافت، نه این‌که درگیر همه‌ی جزئیات شویم و بکوشیم هر سطر را تماماً دریابیم و بعد برویم سراغ سطر بعد. نوشتار نانسی خطی نیست. جملات و گزاره‌های او مثل روش هندسی یا قیاسی متکی بر هم نیستند. بلکه کتاب‌ها و مقالات وی میل به چرخه‌ای‌بودن دارند: هر بخش نکته‌ی «یکسانی» را بیان می‌کند، هر بار از چشم‌اندازی متفاوت تکرار می‌شود، با تأکیدی متفاوت یا در پیوند با متفکری متفاوت، به‌نحوی که هر بخش اندکْ نورِ بیشتری بر موضوع مورد بحث می‌تاباند. می‌توانیم کتاب متکثر تکین بودن را، که به یک معنا می‌شود آن را رساله‌ی نانسی در هستی‌شناسی تلقی نمود، شاهد بگیریم. نانسی در «دیباچه»ی کتاب به تصریح اظهار می‌دارد که قالب سنتی رساله برای هستی‌شناسیِ متکثرِ تکین بودن کفایت نمی‌کند. او به خواننده هشدار می‌دهد که: رساله‌ی اول و اصلی این کتاب که عنوان کتاب هم هست [یعنی دوازده بخشی که «از متکثر تکین بودن» را تشکیل می‌دهند] به‌طور کاملاً منظم و پی در پی نوشته نشده‌، بلکه به‌صورت گسسته و گسیخته به رشته‌ی تحریر درآمده، و بارها و بارها به چند موضوع یکسان پرداخته است. به این اعتنا، تا حدی بخش‌ها را می‌توان با هر نظم و ترتیبی خواند. و در جاهای مختلف نکاتِ تکراری هم به چشم می‌خورد.

بنابراین خواننده هنگام پیش‌رفتن در متون نانسی نباید انتظار داشته باشد که هر گامِ منفرد و خاص را [در مسیر بحث وی] بفهمد. خواندن نانسی مثل شیرجه زدن در دل یک دایره است: نقطه‌ی آغاز فقط در نقطه‌ی پایان قابل فهم می‌شود یا در واقع بعد از بارها چرخش. این دشواریابی پیامدِ خود امر «متکثر تکین» هم هست: هیچ حقیقتِ منفرد و مستقلی وجود ندارد که بشود آن را بلافاصله نقطه‌ی آغاز تلقی کرد. باری، حتم دارم با دست نکشیدن از خواندن، اندیشه‌ی نانسی قدرتِ تغییرِ نگاه‌مان به جهان و درک‌مان از معنای وجود داشتن با دیگران را خواهد داشت.

نکته‌ی بعدی ربط چندانی به ساختار کتاب‌های نانسی ندارد بلکه به سبک نوشتاری‌اش راجع است. نانسی را می‌توان در سنتِ واسازی‌ای قرار دارد که با دریدا آغاز شده است. با این حال برای کسانی که دریدا را خوانده‌اند سبک نانسی به ظاهر بالکل در تضاد با سبکِ واسازی است…»

ساختار کتاب
فصل اول تمام مفاهیم اصلی کار نانسی را بیان می‌کند، و به‌طور مشخص به هستی‌شناسی او می‌پردازد: معنای بودن یا وجود داشتن چیست. به یک معنا، چهار فصلی که پس از فصل نخست می‌آیند، نتایجِ اندیشه‌ نانسی در باب هستی یا وجود را برمی‌گیرند تا اندیشه‌ای در باب یکتاپرستی، خدا، و رازهای مسیحی (فصل ۲)، اندیشه‌ای در باب اجتماع (فصل ۳)، اندیشه‌ای در باب سیاست، حاکمیت و دموکراسی (فصل ۴) و اندیشه‌ای در باب ماده، بدن و هنر (فصل ۵) بپرورانند. بنابراین فصول دوم تا پنجم بر مفاهیم کلیدی و اصلی‌ای که در فصل اول مطرح شدند مبتنی‌اند. با این‌که هر کدام از این فصول بیش‌و‌کم مستقل‌اند و می‌توان آن‌ها را با هر ترتیبی خواند، شاید برای خواننده مفید باشد که مدام به تعاریف و توضیحاتی که در فصل اول ارائه شده‌اند بازگردد. از طریق این خواندن و بازگشتن، فرد خواهد دید که کار نانسی چگونه، به‌رغم این‌که تا حد زیادی گسسته و ناهمگون ا‌ست، بر مسائل اساسیِ بودن، بودن-با و اجتماع ابتنا دارد.

کتاب «آموزش عالی فلسفه در ایران؛ گفتمان‌های فکری، برنامه‌ریزی آموزشی ، مهارت و اشتغال» نوشته مالک شجاعی، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی توسط انتشارات این پژوهشگاه منتشر شد.
آموزش عالی فلسفه در ایران؛ باید و نبایدها
 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «آموزش عالی فلسفه در ایران؛ گفتمان‌های فکری، برنامه‌ریزی، آموزشی، مهارت و اشتغال» نوشته مالک شجاعی جشوقانی از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است.

شجاعی جشوقانی در مقدمه کتاب با اشاره به اینکه برنامه آموزشی حلقه اتصال دانشجویان به دانش و مهارت است و چارچوبی است که دانش­ آموختگان در درون آن تخصص‌های لازم را پیدا می‌­کنند و برای ورود به بازار کار مهیا می‌­شوند می‌نویسد: «هرقدر این برنامه مهارت‌افزا، تخصص‌گرا، کاربردی‌تر و متناسب با نیازهای جاری کشور و بازار تقاضا باشد، به همان نسبت هم نظام آموزش عالی موفق‌­تر است و هم جامعه در پاسخ به نیازهایش کامیاب‌تر. بنابراین بررسی و تحلیل محتویات برنامه‌­های آموزشی فلسفه و مبانی فکری و معرفتی آن و نیز اهدافی که دنبال کرده و تحولاتی که در دوره‌­های گوناگون پیش و پس از انقلاب به آن تن داده است، به ویژه از جهت مهارت آفرینی و اشتغال دانش آموختگان هدف مطالعاتی این مطالعه است. افزون بر این، بررسی وضعیت اشتغال دانش ­آموختگان این رشته از بدو تأسیس آن و تحولاتی که تاکنون یعنی سال اجرای برنامه جاری آموزشی در عرصه اشتغال دانش­آموختگان رخ داده است، از دیگر مسائل مورد مطالعه این طرح خواهد بود. در اینجا با توجه به اینکه به لحاظ آماری عمده دانش آموختگان رشته فلسفه در مقطع کارشناسی هستند و مسئله اشتغال و مهارت عمدتا ناظر به این مقطع تحصیلی است، تمرکز اصلی طرح ناظر به مقطع کارشناسی خواهد بود.»

مولف کتاب معتقد است: امروزه کاربردی کردن دانش به رویکرد غالب در سیاست گذاری آموزش عالی تبدیل شده است. در این میان، کاربردی کردن علوم نظری از دشواری و پیچیدگی خاصی برخوردار است، زیرا تقسیم بندی علوم به نظری و کاربردی، این دو را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. با این حال مدت‌هاست علومی‌ همچون فیزیک، شیمی‌ و ریاضیات، که از علوم پایه محسوب می‌شوند، به کاربردی و نظری تقسیم شده و در مؤسسه‌های آموزش عالی نیز به صورت رشته‌های مجزا ارایه می‌شوند. در این میان تقسیم فلسفه به نظری و کاربردی، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. اصطلاح فلسفه کاربردی اگرچه توسط برخی محققان به کار رفته و انجمن‌هایی نیز با این نام شکل گرفته است، اما به جریان تعریف شده ای در نظام آموزش عالی تبدیل نشده است.

به باور شجاعی جشوقانی، عوامل متعددی در غلبه این رویـکرد بـر شمرده شده است‌ که‌ از جمله آنها می‌توان به‌ اولویت داشتن تـأمین نـیازهای‌ جامعه‌ برای تربیت نیروهای متخصص، محدودیت‌ مـنابع‌ مـالی بـرای تربیت متخصصان و نیز مسئله اشتغال فارغ التـحصیلان رشـته‌های دانشگاهی اشاره‌ کرد‌.

مولف می‌نویسد: «بعد از انقلاب اسلامی‌ و به‌ویژه با سیاست‌های توسعه کمی‌وزارت علوم در ادوار مختلف و به‌ویژه در دهه هشتاد با گسترش کمی‌اعجاب‌آور دوره‌ها و گرایش‌های مختلف علوم انسانی در سراسر کشور مواجه‌ایم به گونه‌ای که رشته‌های علوم انسانی و اجتماعی در کنار رشته‌هایی چون ادبیات، الهیات و فلسفه به دلیل عدم نیاز به زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری خاص از سویی و عدم توجه به الزامات اشتغال و مهارت آفرینی در نگاه غالب برنامه ریزان آموزشی فلسفه در ایران – در همه نقاط کشور راه اندازی شده و این رشد کمی‌در سال‌های اخیر به توسعه دوره‌های تحصیلات تکمیلی (به‌ویژه دکتری) در سطوح مختلف شده است. نتایج «طرح پایان‌یافته سی سال فلسفه در ایران» که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تا سال ۱۳۹۰ انجام گرفته نشان از نوعی بحران ـ از سویی رشد کمی‌و توده وار دانشجویان فلسفه (حدود ۲۰هزار دانشجو و افت کیفیت و کاهش شدید نرخ استاد به دانشجو (حدود ۱۰۰ استاد) ـ در کیفیت آموزش  فلسفه در ایران معاصر و به تبع آن بحران مهارت‌آفرینی و اشتغال دانش آموختگان فلسفه دارد.

معهذا ضرورت دارد که ضمن بررسی تاریخی زمینه‌ها و خاستگاه ورود رشته فلسفه غرب به ایران، تطورات و تحولات برنامه‌ریزی آموزشی و سرفصل‌ها و منابع آموزشی فلسفه جدید غربی در دانشگاه‌های ایران از منظر مهارت آفرینی مورد بررسی قرار گیرد و و در باب امکانات و محدودیت‌های آن برای تأمل شود. از همین‌‌رو این طرح درصدد است با بررسی تاریخی تحولات رشته فلسفه غرب و نیز تحلیل انتقادی برنامه‌های آموزشی، سرفصل‌ها و متون آموزشی فلسفه غرب در دانشگاه‌های ایران از حیث مهارت­ افزایی دانشجویان مقطع کارشناسی رشته فلسفه، به ارزیابی مسالخ اشتغال دانش آموختگان فلسفه و راه‌کارهائی به منظور برنامه‌ریزی و ارتقای برنامه درسی این رشته بپردازد.»

در این پژوهش کوشیده شده تا پرسش‌های کلیدی زیر پاسخ داده شود:
۱. فرایند تدوین، مبانی،گفتمان‌های فکری موثر، ساختار و نقاط قوت و ضعف برنامه­های آموزشی رشته فلسفه در مقطع کارشناسی چگونه بوده است؟
۲. تحولات فکری قبل و بعد از انقلاب اسلامی‌چه تاثری در برنامه ریزی آموزشی فلسفه در این مقطع تحصیلی داشته است؟
۳. نیروی کار دانش‌آموخته رشته فلسفه به لحاظ کمی‌ و کیفی چه وضعی دارد؟
۴. مهم‌ترین مشکلات و موانع بر سر راه مهارت آفرینی و اشتغال دانش‌آموختگان رشته فلسفه در این مقطع تحصیلی چه بوده است و چگونه می‌توان این مشکلات را مرتفع ساخت؟
۵-چه راهکارهایی ایجابی جهت ارتقای برنامه درسی فلسفه و ارتقای مهارت و اشتغال دانش آموختگان فلسفه با اتکا به تجارب جهانی و ایرانی می‌توان ارائه داد ؟

شجاعی جشوقانی در مقدمه کتاب تاکید می‌کند: «البته در باب کم و کیف و حتی اصل کاربردی کردن فلسفه پرسش‌های جدی وجود دارد. بیش‌ از‌ سه دهه است که انجمن بین المللی فلسفه کاربردی( توضیح این مفهوم در بخش تعریف مفاهیم تحقیق آمده است ) به فعالیت حـرفه ای تـحت این عنوان فعال است و هـمچنین چـندین نـشریه بـین المـللی نیز با هـمین رویـکرد‌ منتشر‌ می‌شوند.با وجود رواج اصطلاح فلسفه کاربردی، از نظر برخی جریان‌های فلسفی، اصطلاحی پارادوکسیکال است و منزلت فلسفه به مثابه بنیادی‌ترین دانش در گستره معرفت بشری چندان نباید متوجه عرصه کاربرد و مهارت به معنایی که در علوم کاربردی مرسوم است باشد. ما در اینجا ضمن اینکه به لحاظ تاریخی به تحلیل مبانی معرفتی برنامه ریزی آموزشی فلسفه و تحلیل نوع تلقی سیاستگزاران این حوزه معرفتی می‌پردازیم، توجه عمده خود را معطوف به بازخوانی انتقادی تجارب برنامه ریزی فلسفه از منظر مهارت افزایی و اشتغال آفرینی خواهیم کرد.

طبق آنچه در مطالعات فاز صفر مطالعات طرح اعتلا آمده است، مطالعه تاریخی- انتقادی برنامه‌های درسی فلسفه با تاکید بر استحصال راهکارهای مختلف پیشنهادی برای کاربردی سازی و ایجاد اشتغال برای رشته­های مختلف علوم انسانی – در اینجا فلسفه – از اهداف مهم طرح اعتلا می‌باشد. این مهم از طریق توجه به نظرات و مهم‌تر از آن تجارب تاریخی- نهادی رشته فلسفه در دانشگاه‌های ایران، بررسی مناسبات نهادهای اجرایی با نهادهای آموزشی فعال در رشته فلسفه و اعلام نیاز واقعی برای برقراری آموزش‌­های کاربردی، بازبینی و اصلاح هدفمند سرفصل­‌های دروس فلسفه متناسب با نیازهای مختلف جامعه، برنامه‌­ریزی برای تخصصی‌ترکردن فلسفه در گرایش‌­های مختلف متناسب با نیازهای گوناگون و نهایتا بررسی تاریخی رشته فلسفه در ایران از منظر مناسبات آموزش و اشتغال فراهم خواهد آمد.»

اهداف پژوهش حاضر عبارت است از: بررسی و تحلیل مبانی، ساختار و نقاط قوت و ضعف برنامه درسی فلسفه در مقطع کارشناسی؛ بررسی وضعیت مهارت و اشتغال دانش آموختگان کارشناسی رشته فلسفه به لحاظ کمی‌و کیفی و ارائه راه‌حل‌هائی برای غلبه به بحران و اشتغال دانش‌آموختگان رشته فلسفه.

به گفته مولف کتاب، این پژوهش ضمن اذعان به ارزش مطالعات پیشین ـ معتقد  است که این پژوهش‌ها و مجموعه‌های منتشره، کمتر با نگاهی جامع به ارتقای سطح کارآمدی، روزآمدی، توانمندسازی و تقویت فلسفه و علوم انسانی و نیز بررسی وضعیت رشته فلسفه پرداخته‌اند و اغلب خط سیر نظری و منسجمی‌ بر کلیت برخی از این مطالعات حاکم نبوده است. نکته دیگر رویکرد گزینشی و در اکثر موارد غیر تجربی ـ آماری این نوع مطالعات است. کمتر مطالعات پیشین در حوزه اشتغال علوم انسانی در این مطالعات حضور دارد و نگاه‌ها بیشتر آسیب‌شناسانه و کمتر برخوردار از راه حل‌های ایجابی است.

این کتاب با شمارگان ۳۰۰ نسخه در اختیار علاقه مندان و دوستداران رشته فلسفه قرار گرفته است.

کتاب «آموزش عالی فلسفه در ایران؛ گفتمان‌های فکری، برنامه ریزی، آموزشی، مهارت و اشتغال» نوشته مالک شجاعی جشوقانی از سوی انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده است.

وی در گفتگویش با گاردین گفته بود که نمی‌خواهد با معرفی مشکلات خانواده جامعه را به تصویر بکشد؛ چون اعتقاد دارد همه خانواده‌های رمان‌هایش خوب هستند و کودکان در آنها خوب بزرگ می‌شوند.
تقاطع‌ها رمان جدید جاناتان فرانزن/ نویسنده اجتماعی وارد دنیای خانواده‌ها شده است
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از ای‌وی‌کلوب، جاناتان فرانزن رمان‌نویس و نویسندهٔ آمریکایی را در کشور به خاطر نوشتن رمان‌های با موضوع آزادی می‌شناسند ولی در ایران شاید به خاطر ترجمه رمانش، «درد که کسی را نمی‌کشد» مشهور شده است. البته رمان «آزادی» با ترجمه شیما بنی‌علی توسط نشر علمی منتشر شده ‌است.

فرانزن همچنین برندهٔ جوایزی همچون کمک‌هزینهٔ گوگنهایم و جایزهٔ کتاب ملی شده ‌است. رمان اصلاحات او نیز توانست جایزهٔ بهترین رمان روزنامهٔ نیویورک‌تایمز را از آن خود کند. او از معدود نویسندگان معاصر است که تصویرش روی جلد مجلهٔ تایم چاپ شده‌است. اولین رمانش در سال ۱۹۸۸ با عنوان بیست و هفتمین شهر چاپ شد و بعدی با عنوان جنبش شدید و بعد از آن رمان اصلاحات منتشر شد و همه فهمیدند که او با نشستن و سکوت بیگانه است.

فرانزن رمان‌نویس بیشتر نوشته‌هایش را درباره آمریکا معاصر و جامعه آن نوشته است که به خاطر همین او را از مهم‌ترین نویسندگان اجتماعی نسل خودش می‌دانند. فرانزن در سال ۱۹۵۹ در شهر شیکاگو به دنیا آمد و در خاطراتش نوشته است که همیشه یکی از علاقه‌هایش کتاب خواندن در کتابخانه محلی نزدیک خانه‌شان بوده است.

او یک بار به خبرگزاری آلمان مستقر در نیویورک گفت: روند نوشتن اقتضا می کند که من زندگی‌ام را به سختی تحت فشار قرار دهم. در مورد رمان‌هایم، باید سه تا چهار سال احساس عذاب کنم تا سرانجام صفحات دست‌نویسم شروع به نفس کشیدن کنند. حالا جدیدترین رمان این نویسنده پرچالش که شاید بتوان او را دشمن شماره یک اینترنت نامید، با عنوان «تقاطع‌ها» قرار است چند روز دیگر در تاریخ ۵ اکتبر وارد بازار کتاب آمریکا شود.

داستان درباره زندگی شخصی یک کشیش مسیحی در حومه شهر شیکاگو است که کارشناسان زنده‌بودن این رمان نسبت به رمان‌های قبلی فرانزن را یک ویژگی اصلی آن خطاب می‌کنند. او در این رمان، تمام حوادث، ماجرا و تمام قصه را به یک خانواده اختصاص داده و به نظر می‌رسد از یک جامعه کلی به یک خانواده رسیده است.

فرانزن در گفتگویی با مجله گاردین در پاسخ به این سوال که مشکل خانواده‌های آمریکایی چیست و این نوع از زندگی متحد چه اشکالی دارد، گفته بود: امیدوارم از رمان‌هایم آشکار باشد که من از خانواده‌ خوشم می‌آید. مطمئناً از نوشتن درباره آن‌ها لذت می‌برم. رمان‌نویس‌ها به خانواده‌ها جذب می‌شوند؛ چون وابستگی‌های خانوادگی نیروهای قدرتمندی مانند عشق، وفاداری و تابو را در خود دارند که همه‌شان می‌توانند عناصری باشند که برای به وجود آوردن موقعیت‌های دراماتیک به کار می‌آیند و بر خلاف انتخاب‌هایی که ما به عنوان مصرف‌کنندگان امروزی انجام می‌دهیم، پیوندهای خانوادگی به انتخاب خودمان نیستند.

در رمان جدید فرانزن خانواده کشیش آمریکایی به تصویر کشیده شده است که دچار مشکلاتی از جمله فروش و مصرف مواد مخدر می‌شود. وی در گفتگویش با گاردین گفته بود که نمی‌خواهد با معرفی مشکلات خانواده جامعه را به تصویر بکشد؛ چون اعتقاد دارد همه خانواده‌های رمان‌هایش خوب هستند و کودکان در آنها خوب بزرگ می‌شوند.

تمام کودکان این خانواده‌ها مورد محبت قرار می‌گیرند؛ خوب غذا می‌خورند؛ خوب لباس می‌پوشند؛ خوب تحصیل می‌کنند؛ هیچ‌وقت مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گیرند و هیچ‌وقت کاملا نادیده گرفته نمی‌شوند؛ اما این حقیقت دارد که من به اضطراب‌ها و تضادهای درونی -که زاییده زندگی مدرن هستند- علاقه‌مند هستم؛ و با نوشتن درباره روابط خانوادگی که جهانی هستند و مردم می‌توانند به آسانی با آن‌ها ارتباط برقرار کنند، می‌توانم توجه بیشتری را نسبت به زندگی مدرن جلب کنم.

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *