لودینگ

معرفی کتاب ۲۶ تیرماه!

معرفی کتاب

معرفی کتاب ۲۶ تیرماه!

کتاب تخصصی – حقوقی «زنان ایرانی مزدوج با اتباع خارجه» اثر امیر خواجه‌زاده و امیر بارانی بیرانوند از سوی انتشارات چتر دانش روانه بازار کتاب شد.
تمهیدات حقوقی برای سیاست‌گذاری‌های فرهنگی

به گزارشخبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)ازدواج با اتباع خارجه، از جمله موضوعاتی است که در هر سیستم حقوقی، با توجه به ابعاد ویژه حقوقی، سیاسی و امنیتی، واجد اهمیت تلقی شده است. اگرچه بررسی موضوع از دیدگاه جامعه‌شناسی و تأثیری که این‌گونه ازدواج‌ها، در بافت فرهنگی جوامع دارد در جای خود حائز اهمیت و موثر در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های کلان در این ارتباط است، لیکن تحلیل ابعاد حقوقی چنین ازدواج‌هایی نیز به منظور تمهید زمینه لازم برای سیاست‌گذاری صحیح، در جای خود از اهمیت به‌سزایی برخوردار است.

در سال‌های اخیر با توجه به اقدامات بشردوستانه جمهوری اسلامی‌ ایران در پذیرش آوارگان کشورهای مختلف به‌ویژه عراق و افغانستان، منابع موثق آمار ازدواج با اتباع خارجی را در حال رشد، اعلام نموده‌اند. اگرچه پذیرش آوارگان و پناه‌دادن به آنان، اقدام مثبتی است که دولت جمهوری اسلامی‌ایران، با توجه به اهداف بشر دوستانه خود، همواره در آن پیشگام بوده است، لیکن از تبعات اجتماعی سوء ازدواج اتباع خارجی از جمله آوارگان مذکور با ایرانیان نیز نباید غافل بود.

تردیدی نیست که هر گونه سیاست‌گذاری در موضوع ازدواج با اتباع بیگانه، مستلزم شناخت همه‌جانبه موضوع و مشکلات اجتماعی ناشی از آن، از دیدگاه‌های مختلف است. در راستای مباحثی که ممکن است از دیدگاه‌های سیاسی، امنیتی، فرهنگی و جامعه‌شناختی در ارتباط با عوارض ناشی از ازدواج ایرانیان با اتباع خارجه به عمل آید، این کتاب به بررسی ابعاد حقوقی ازدواج و طلاق با اتباع خارجه می‌پردازد. در ابتدا وضعیت حقوقی ازدواج ایرانیان با اتباع خارجه و نیز ازدواج مسلمان با غیرمسلمان مورد بررسی قرار گرفته و متعاقبا آثار ازدواج با اتباع بیگانه، از حیث تابعیت، مورد بحث واقع شد است و در پایان موضوع تابعیت مضاعف ناشی از ازدواج با اتباع بیگانه، به صورتی مختصر، بررسی و تحلیل شده‌اند.

مولفین در این اثر تأکید می‌کنند که وضعیت حقوقی ازدواج با اتباع بیگانه قانونگذار به تبعیت از فقه امامیه، نکاح را مشروط به شرایطی از حیث صحت نموده و به علاوه موانعی را برای نکاح ذکر کرده است. لازمه صحت عقد ازدواج، وجود شرایط صحت و فقدان موانع است. غالب شرایط و موانع مذکور، مرتبط به تابعیت زوجین نبوده و در خصوص هر ازدواجی صرف نظر از تابعیت زوجین، وجود آن شرایط و فقدان موانع، ضروری برای صحت نکاح است.

لیکن در دو ماده از قانون مدنی، قانونگذار، موضوع تابعیت را به نحوی موثر در ازدواج تلقی نموده است:

ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی: «ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه در مواردی هم که مانع قانونی ندارد، موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است».

ماده ۱۰۶۱: «دولت می‌تواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مأموران رسمی‌و محصلان دولتی را با زنی که تبعه خارجه باشد، موکول به اجازه مخصوص نماید».

به علاوه از دیدگاه قانونگذار مدنی به تبعیت از فقه امامیه، کفر از موانع نکاح تلقی و به شرح ماده ۱۰۵۹ مقرر گردیده است؛ «نکاح مسلمه با غیر مسلمه جایز نیست» (شایگان، ۱۳۷۵، ص۱۳۰).

به منظور بررسی ضمانت اجرا و آثار حقوقی ناشی از ازدواج ایرانیان با اتباع خارجه لازم است، ازدواج مرد ایرانی با زن خارجی مرد خارجی با زن ایرانی جداگانه مورد بحث واقع شود.

۱- ازدواج مرد ایرانی با زن خارجی اصولا ازدواج مرد ایرانی با زن خارجی فاقد قانونی است؛ مگر در موارد مذکور در ماده ۱۰۶۱ قانون مدنی، بر اساس این ماده:

«دولت می‌تواند ازدواج بعضی از مستخدمان و ماموران رسمی‌ و محصلان را با زنی که تبعه خارجه باشد، موکول به اجازه مخصوص نماید» تصویب نامه مورخ ۱۳۱۰/۳/۲۹، ازدواج کارکنان رسمی‌ وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه را موکول به اجازه کتبی وزارت خارجه کرده بود. برای کسب چنین اجازه‌ای، عضو وزارت خارجه، که متقاضی ازدواج با تبعه خارجی بود، باید اطلاعاتی از قبیل بیوگرافی شخصی زن و سوابق شغلی وی به وزارت خارجه تسلیم و کسب اجازه می‌نمود.

این تصویب‌نامه، تا دی ماه سال ۱۳۴۵ ملاک عمل بود تا این‌که در این تاریخ، قانون منبع ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه، تصویب و ازدواج این کارمندان با اتباع بیگانه را به کلی ممنوع ساخت. ماده واحده مزبور مقرر می‌دارد:

از این تاریخ، ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه یا کسانی که قبلا بر اثر ازدواج به تابعیت ایران در آمده اند، ممنوع است. کارمندان متخلف، صلاحیت ادامه خدمت در وزارت امور خارجه را نخواهند داشت».

ممنوعیت ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه، صرفا به خاطر مصالح سیاسی و امنیتی است. چرا که ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با بیگانگان ممکن است متضمن زیان‌های امنیتی و اطلاعاتی برای کشور باشد.

ضمانت اجرای چنین ازدواجی، همان طور که از متن ماده واحده برمی‌آید، بطلان ازدواج نیست؛ بلکه ازدواج واقعه صحیح بوده و آثار و احکام قانونی بر آن مترتب است و صرفا کارمندان متخلف از خدمت در وزارت امور خارجه اخراج می‌شوند.

احکام وضع‌شده در خصوص ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با بیگانگان، در حال حاضر مصداق منحصر برای ایجاد محدودیت در ازدواج مردان ایرانی با اتباع خارجی، بر اساس ماده ۱۰۶۱ قانون مدنی است و در صورت اقتضای مصالح سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور، دولت عنداللزوم می‌تواند با اختیار حاصله از این ماده و از طریق تصویب آیین‌نامه ای، ازدواج محصلان دولتی، دانشجویان بورسیه) و مأموران و مستخدمان دیگر دولتی را نیز موکول اجازه از مراجع معینی نماید.

۲- ازدواج مرد خارجی با زن ایرانی: قانون مدنی ایران ازدواج مرد خارجی با زن ایرانی را، در مواردی نیز که منع قانونی وجود نداشته باشد، موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت نموده است (ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی). مراد از این حکم قانونی این است که حتی در مواردی که تمامی‌ شرایط صحت نکاح موجود است و موانع قانونی نیز از قبیل قرابت و کفر موجود نباشند، باز ازدواج تبعه خارجی با زن ایرانی، نیاز به کسب مجوز مخصوص از طرف دولت دارد. فلسفه این حکم را که فاقد جنبه فقهی بوده و از نظامات مملکتی است، مصالح سیاسی کشور و نیز حمایت از زن دانسته‌اند. در اجرای این ماده، دولت به موجب تصویب نامه مورخ ۱۳۱۰/۷/۱۰ ، مرجع صالح برای صدور اجازه را احکام ایالات و ولایات معرفی کرده بود. این اختیار بر اساس تصویب‌نامه مورخ ۱۳۱۴/۸/۲۴ به وزارت کشور واگذار و طی آیین نامه مورخ ۱۳۱۹/۹/۱۳ کیفیت رسیدگی به موضوع و شرایط اجازه معین گردید.

در حال حاضر این اجازه که موسوم به پروانه زناشویی است، براساس آیین نامه زناشویی بانوان ایرانی با اتباع بیگانه غیرایرانی مصوب مهرماه ۱۳۴۵ انجام می‌گیرد که در تاریخ ۱۳۴۹/۴/۲۰ تبصره ای به آن الحاق گردیده است. به موجب ماده اول این آیین‌نامه، مرجع صالح برای صدور پروانه زناشویی، وزارت کشور است لیکن مرجع مذکور، براساس ماده چهارم آیین نامه اختیار دارد، صدور پروانه زناشویی را به استانداری‌ها و همچنین با موافقت وزارت امور خارجه، به بعضی از نمایندگان سیاسی و کنسولی در خارج واگذار نماید تا مراجع مرقوم در حدود مقررات آیین نامه، مستقیما نسبت به صدور پروانه زناشویی در محل اقدام نمایند و مراتب را به ثبت احوال اعلام کنند.

ماده دوم آیین‌نامه، ارائه مدارک ذیل را برای صدور پروانه زناشویی لازم دانسته است:

۱- درخواست نامه مرد و زن مبنی بر تقاضای صدور اجازه زناشویی طبق نمونه وزارت کشور

۲- گواهینامه از مرجع رسمی‌کشور متبوع مرد، مبنی بر بلامانع بودن ازدواج با زن ایرانی و به رسمیت شناختن ازدواج در کشور متبوع مرد. در صورتی که تهیه گواهینامه مذکور برای متقاضی ازدواج امکان‌پذیر نباشد، وزارت کشور می‌تواند بدون دریافت گواهی فوق، در صورت رضایت زن، پروانه زناشویی صادر نماید.

۳- در صورتی که مرد غیرمسلمان و زن مسلمان باشد، گواهی یا استشهاد تشرف مرد به دین مبین اسلام.

براساس ماده سوم آیین نامه در صورت تقاضای زن، وزارت کشور مدارک دیگری را نیز به شرح ذیل از مرد مطالبه خواهد نمود.

١- گواهی‌نامه مبنی بر تجرد یا تاهل مرد، از مرجع رسمی‌محلی یا مأموران سیاسی کشور متبوع مرد.

۲- گواهی‌نامه نداشتن محکومیت کیفری مرد از مراجع رسمی‌کشور متبوع مرد و همچنین گواهی عدم سوء پیشینه کیفری، از مراجع کشور در صورتی که مرد مقیم ایران باشد.

٣- گواهی مبنی بر استطاعت و مکنت زوج از مراجع محلی یا مأمورین سیاسی و کنسولی کشور متبوع مرد و همچنین تعهدنامه ثبتی از سوی مرد دائر بر تعهد پرداخت هزینه و نفقه زن و اولاد و هر گونه حق دیگری که زن در صورت بد رفتاری، ترک یا طلاق نسبت به او پیدا کند.

تبصره ذیل ماده سوم، امکان تضمین متناسب از شوهر را توسط وزارت کشور جهت حصول اطمینان از حسن انجام وظایفی که طبق مقررات ایران بر عهده مرد است، پیش بینی نموده و تشخیص تضمین مناسب و موارد أخذ آن و چگونگی استفاده از ضمانت نامه را به وزارت کشور محول نموده است.

چنان که ملاحظه می‌شود، صدور پروانه زناشویی برای امکان ازدواج زن ایرانی با مردان خارجی اولا واجد جنبه سیاسی است؛ زیرا ازدواج مذکور ممکن است بر اساس قوانین متبوع زوج، موجب تحمیل تابعیت مرد بر زن و در نتیجه تحمیل تابعیت ایرانی توسط زن باشد. امر تابعیت نیز مصنوعی است چراکه اولا لازم است دولت از نظر سیاسی بر آن نظارت داشته باشد ثانیا به منظور حمایت از زن وضع شده است. زیرا حمایت سیاسی دولت از شهروندان خویش ایجاب می‌نماید که دولت در ازدواج زن تبعه ایرانی با مرد بیگانه، جهات متعددی را که مصالح زن آن را ایجاب می‌کند، احراز و سپس اجازه ازدواج را صادر نماید.

ضمانت اجرای ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه بدون تحصیل پروانه زناشویی، از دیدگاه حقوقی مورد اختلاف حقوقدانان است، از سویی ادعا شده است که تحصیل اجازه دولت برای ازدواج، از نظامات دولتی و امری جدا از شرایط و موانع نکاح است و لذا ازدواج بدون تحصیل اجازه را باید نافذ و صحیح دانست. ظاهر عبارت ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی نیز موید این ادعا می‌باشد. از سوی دیگر با توجه به اهداف سیاسی دولت در وضع قاعده مندرج در ماده مرقوم و با توجه به لزوم کنترل و نظارت دولت بر این گونه ازدواج‌ها، اعتقاد به عدم نفوذ نکاح زن ایرانی با تبعه خارجه بدون کسب اجازه دولت، تقویت شده است.

نظر اخیر را با توجه به اهداف نظارتی دولت، بر ازدواج‌های خارجی باید قوی‌تر دانست. به عبارت دیگر، درست است که شرایط و موانع نکاح در فقه امامیه و قانون مدنی احصاء گردیده و اصولا تابعیت زوجین به عنوان شرایط یا موانع و نکاح ذکر نگردیده، اما ممکن است دولت به جهت مصالح سیاسی، امنیتی و نظم عمومی، شرایط خاصی را برای ازدواج وضع نماید که از باب احکام ثانویه حکومتی قابلیت توجیه داشته باشد.

تبعات سوء احتمالی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این گونه ازدواج‌ها که در برخی از تحقیقات میدانی هم مورد توجه قرار گرفته است، ضرورت کنترل و نظارت بر ازدواج‌های خارجی را بیش از پیش نشان می‌دهد و همین ضرورت ایجاب می‌کند که نظارت دولت به شرح ماده ۱۰۶۰ قانون مدنی را از جهت حقوقی واجد اثر تفسیر نموده و قائل به عدم نفوذ ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی، در صورت عدم کسب اجازه دولت شویم. به منظور تأمین هرچه بهتر این هدف، مناسب‌تر خواهد بود اگر قانونگذار به صورت صریح و روشن ضمانت اجرای حقوقی ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجی بدون تحصیل اجازه را بیان نماید. (پاپلی یزدی؛ ۵۶، ۱۳۹۲)

کتاب «زنان ایرانی مزدوج با اتباع خارجه»  در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و با قیمت ۲۰۰۰۰ تومان روی پیشخوان کتابفروشی‌ها رفته است.

مارکوس اورلیوس، آخرین امپراتور روم از لحاظ جسمانی خیلی ضعیف بود و حین سلطنت با مشکلات فراوانی، من‌جمله طوفان طاعون آنتونی، روبه‌رو شد و برای پشت سر گذاشتن چالش‌ها و مشکلات خود همواره از فلسفه‌ رواقی کمک گرفت. او رهبری مقتدر و فیلسوف بود: آرزوی برآورده‌شده‌ افلاطون.
مارکوس اورلیوس رهبری مقتدر و فیلسوف و آرزوی برآورده‌شده‌ افلاطون بود
به گزارشخبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)،به تازگی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه کتاب «چگونه مانند یک امپراتور فکر کنیم: فلسفه‌ رواقی مارکوس اورلیوس»  دونالد رابرتسون را با ترجمه‌ی سارا حسینی‌معینی و مجتبی علی‌اکبر روانه‌ی بازار کتاب کرده است. نشست معرفی و بررسی این کتاب با حضور محمد یوسفی، حسین فراستخواه و مترجمان کتاب به صورت مجازی برگزار شد.فلسفه به‌مثابه راه و رسم زندگی
سارا حسینی‌معینی اظهار داشت: دونالد رابرتسون این کتاب را در اواخر سال ۲۰۱۹ به چاپ رساند. این کتاب تلفیقی است از روان‌شناسی CBT، فلسفه و تاریخ. نویسنده پس از بیست سال مطالعه درباره‌ی فلسفه‌ی رواقی و تمرین رواقی‌گری این کتاب فوق‌العاده را نوشته است. منِ مترجم همواره برای انتخاب آنچه می‌خواهم ترجمه کنم، مجموعه‌ای از عوامل را در نظر می‌گیرم. برای من مهم است که این کتاب در چه زمینه‌ای نوشته شده، چه نثری دارد، نویسنده‌ آن چه پیشینه‌ای دارد. حتی نظرات خوانندگان را می‌خوانم و نقاط ضعف و قدرت کتاب را در می‌آورم. خیلی‌وقت بود که به دنبال ترجمه‌ کتابی فلسفی بودم. کتاب‌های زیادی را بررسی می‌کردم و می‌خواندم، حتی ترجمه را شروع می‌کردم، اما هیچ‌کدام آنچه من می‌خواستم نبودند. من به دنبال فلسفه به‌مثابه راه و رسم زندگی بودم، به دنبال چیزی که هم به خودم هم به مخاطبان من کمک بکند شخصیتمان را تقویت کنیم، رشد کنیم و بهتر زندگی کنیم.

او ادامه داد: «چگونه مانند یک امپراتور فکر کنیم» در همان صفحات اول از آن دست کتاب‌هایی در نظرم آمد که نمی‌توانی زمین بگذاری و می‌خواهی بیشتر درباره‌ی آن بدانی. تحقیقات جانبی را شروع کردم و درباره‌ فلسفه‌ رواقی، روان‌شناسی CBT و مارکوس اورلیوس مطالعه کردم و به این نتیجه رسیدم که این ترکیب فرمولی فوق‌العاده به دست می‌دهد که با تکیه بر آن می‌توانیم به قدرتی ذهنی دست بیابیم که به احساس رضایت درونی‌مان کمک کند. شاید خواننده ابتدا با خود فکر کند چرا من باید مثل فیلسوف فکر کنم؟ مگر کم بودند امپراتورهای ستمگری که لکه‌ی ننگی از خودشان به‌جای گذاشتند؟ اما اورلیوس با آن امپراتورها فرق دارد. شاید بتوان گفت مارکوس اورلیوس، آخرین امپراتور روم، شیوه‌ دیگری داشت. او خود از لحاظ جسمانی خیلی ضعیف بود و حین سلطنت با مشکلات فراوانی، من‌جمله طوفان طاعون آنتونی، روبه‌رو شد و برای پشت سر گذاشتن چالش‌ها و مشکلات خود همواره از فلسفه‌ رواقی کمک گرفت. او رهبری مقتدر و فیلسوف بود: آرزوی برآورده‌شده‌ افلاطون.

این مترجم افزود: کتاب «تآملات» مارکوس اورلیوس به طرزی معجزه‌آسا به دست ما رسیده است. او این کتاب را در گیر و دار جنگ و در کنار رود دانوب نوشته است و بیشتر شبیه به خاطرات روزانه می‌ماند. مارکوس در دوره‌ای زندگی می‌کرد که طاعون آنتونی روم را گرفته بود و مردم دسته‌دسته می‌مردند. این کتاب هم زمانی به چاپ رسید که یک پاندمی دنیا را گرفت و متأسفانه هنوز سایه‌ی شوم آن بر سر جهان است. وقتی این کتاب را ترجمه می‌کردم، متأسفانه بر اثر کرونا پدرم را از دست دادم و نبودن او می‌توانست سبب شود فروبریزم. بعد از شوک اولیه، برای کنار آمدن با این مصیبت سخت به این کتاب، به تکنیک‌های ساده‌ آن و به تأملات و آموزه‌های مارکوس اورلیوس پناه بردم. مارکوس اورلیوس هم بیشتر فرزندانش را با طاعون و همسر و برادرش را به علل دیگر از دست داده و به مدد این فلسفه توانسته از پس این مصایب بر بیاید. من هم با کمک تعالیم این کتاب توانستم با حقیقت تلخ نبودن پدرم کنار بیایم. فقدان تنها حسی نیست که در این کتاب به آن پرداخته می‌شود. با خواندن فصل‌های مختلف این کتاب یاد می‌گیرید که چطور بر هراس‌هایتان غلبه کنید و خشم، امیال و هیجانات منفی‌تان را مهار کنید و بر خودتان تسلط داشته باشید.

حسینی‌معینی بیان داشت: امیدوارم هیچ‌کدام تجربه‌هایی اینچنینی نداشته باشیم، اما بهتر است خودمان را آماده و ذهنمان را تجهیز کنیم که به وقت سختی و مصیب غافلگیر نشویم. من تمام فصل‌های این کتاب را دوست دارم. اما بخش هشت برایم لطف دیگری دارد. این بخش تک‌گویی است و سبک آن با دیگر فصل‌ها فرق دارد. اینجا دیگر خبری از تکنیک‌ها و مباحث علمی نیست. مارکوس اورلیوس در بستر احتضار با ما حرف می‌زند و با ما از مرگ می‌گوید.

پذیرش صرفاً موضوع منفی نیست
مجتبی علی‌اکبر اظهار داشت: ماجرای این کتاب ماجرای اضطراب‌ها، هیجان‌ها، خواست‌ها، باورها، میل‌های آزاردهنده‌ی همه‌ی ما است. جدای از اینکه به نظر می‌رسد ذات و سرشت جهان بسیار غمگنانه و بی‌ثبات است، ما آدمیان به دنبال دو چیزیم: آرامش و ثبات؛ یعنی همان چیزهایی که از ما دریغ شده است. حوادث بیرون از ساختار ذهنی و احساسات و هیجانات ما در اختیارمان نیستند. فلسفه‌ رواقی و البته بسیاری از اندیشمندان دیگر گونه‌های تفکر، نحله‌های فلسفی یا دینی، سعی کردند راه آرامش را به ما بیاموزند و به نظر می‌رسد در جایی می‌توان این دو تغییرناپذیر ‌کنترل‌نشدنی؛ یعنی دنیای بیرون ما و هیجانات و خواست‌ها و میل‌ها و اضطراب‌هایمان، را مدیریت کرد و آن هم خود ذهن ما است.

او افزود: روان‌شناسی CBT را رابرت الیس پایه‌گذاری کرد و آرون بِک آن را گسترش داد. این روان‌شناسی با نگاهی به رواقی‌گری تا حد زیادی اندوخته‌های باستانی و تجارب بسیار عالی بشر را در کنار تفکرات و تمرین‌های جدید روان‌شناسی ارائه داده و به‌دنبال این است که با آموختن تاب‌آوری به ما زندگی را برایمان تحمل‌پذیر کند. روان‌شناسی رواقی و رفتاردرمانی شناختی (CBT) هر دو بر این محورند که عواطف و کنش‌های انسان ساخته‌ و برساخته‌ی ذهن خود او است و حتی به نوعی حوادث بیرونی هم همین‌طورند. چنان‌که مقصود فراستخواه می‌گوید، حوادث بیرون تشنه‌ تفسیرند. بنابراین، در مواجهه با حوادث و هیجانات اجتناب‌ناپذیر باید بر تفسیر خودمان از وقایع مداقه کنیم و تفسیرمان را تغییر بدهیم.

این مترجم ادامه داد: آرون بک می‌گوید اضطراب بر پایه‌ی این باور ایجاد می‌شود که اتفاق بدی در راه است. همین تفسیر لحظات بسیار ناخوشی را برایمان رقم می‌زند. این کتاب به ما کمک می‌کند تا حدی این فاصله‌ی بین حادثه و اضطراب‌هایمان را با مدیریت نگاهمان عقلانی بکنیم، به حوادث پیش از آنکه اتفاق بیفتند نگاه نکنیم، چون شاید به آن بدی نباشند که فکر می‌کنیم و به این ترتیب سعی کنیم جایگاه خدای‌گونه برای خودمان تعریف کنیم و با نگاهی از بالا خودمان را ببینیم. شاید این جمله‌ی معروف که حادثه‌ای که پنج سال دیگر برایمان اهمیت نداشته باشد همین الان هم مهم نیست، تا حدی بتواند نگرش عقلانی را در زندگی روزمره‌مان ایجاد بکند.

او ادامه داد: فاصله‌گیری شناختی و تحلیل کاربردی در این کتاب قدم‌به‌قدم و آهسته‌آهسته آموزش داده می‌شود و یاد می‌گیریم که چگونه فکر بکنیم و براساس این فکر به آرامش برسیم؛ یعنی به آنچه آرزوی همه‌ی نحله‌های تفکر است. در این کتاب به مسائلی مثل این پرداخته شده است که چگونه خردمندانه سخن بگوییم، چگونه از ارزش‌هایمان تبعیت کنیم، چگونه بر ترس فائق شویم، چگونه بر امیالمان غلبه کنیم. اتفاقاً نویسنده خود روان‌درمانگر است و بیان می‌کند به تجربه دریافته است که بسیاری از اوقات اعتیادها به واسطه‌ی نوع نگاه به قضیه قابل‌کنترل است.

علی‌اکبر اظهار داشت: یکی از محوری‌ترین موضوعات این کتاب پذیرش است. پذیرش غالباً صفتی منفی قلمداد می‌شود. امروز می‌شنویم که ما باید شرایط را عوض کنیم و چنین و چنان شویم و غالباً وقتی با آن سنگ سخت روزگار یا اجتماع یا خودمان مواجه می‌شویم این تلاش‌ها را چندان مقرون به صرفه نمی‌یابیم و آنها را باعث سرخوردگی و شکست می‌بینیم. از طرف دیگر، نمی‌توانیم دنیا و خودمان را به همین شکل رها کنیم و مجبوریم در معماری مجدد ویژگی‌هایی را تشخیص دهیم. یکی از نکات بسیار مهم فلسفه‌ی رواقی این است که مرز باریکی را بین آنچه نمی‌توانم تغییر بدهم و آنچه می‌توانم تغییر بدهم به ما معرفی می‌کند و از پذیرش آنچه نمی‌توانم تغییر بدهم و چگونگی تلاش برای آنچه می‌توانم تغییر بدهم سخن می‌گوید. یکی از سعادت‌مندانه‌ترین نقاطی که آدمی می‌تواند به آن برسد پیدا کردن این مرز در زندگی روزمره است. پس پذیرش صرفاً موضوع منفی نیست. علاوه بر اینکه تلاش به هیچ‌وجه مخالف با فلسفه‌ی رواقی‌گری نیست.

او در پایان گفت: فلسفه در یکی از کارکردهای خودش شیوه‌ زندگی ما است و ما با تفکر فلسفی و شیوه‌ی تفکر فلسفی مطمئناً به آنچه برای خودمان شایسته وارزشمند است نزدیک‌تر می‌شویم.

مساله‌ دیگری در فلسفه‌ رواقی
حسین فراستخواه در بخشی از سخنان خود اظهار داشت: امروزه توجه و علاقه‌ی زیادی به مکتب رواقی، رواقی‌گری مدرن، نشان داده می‌شود و عده‌ی نفرات انجمن‌های آنلاین علاقه‌مندان به این مکتب بعضاً از صدهزار نفر بیشتر می‌شود. اینها در پی ارتقای زندگی‌ خود از طریق آموزه‌های تفکر رواقی‌اند. در اینجا، منظور از ارتقای زندگی یک موقعیت متعادل بینابینی‌ است و نه طرف برداشت‌های مبتذلی می‌رود که در قالب دستورالعمل‌های موفقیت و ثروتمند شدن و مثبت‌اندیشی معیوب یا به تعبیر امروزی مثبت‌اندیشی سمی است و نه به طرف برداشت‌های نخبه‌گرایانه‌ای که مسیرهای پیچیده و گاهی مافوق طاقت انسان متعارف را برای ارتقای زندگی توصیه می‌کنند.

او افزود: این کتاب برای هر خواننده‌ای در هرکجای دنیا برای بهبود بخشیدن به کیفیت فکر و ذکر و سلوک رفتاری و از این طریق رسیدن به آرامش بیشتر مفید است. خواندن آن برای ما ایرانیان هم مفید است. چراکه با مشکلات مختلفی روبه‌روییم و تحت فشار، احساساتی چون خشم، نفرت، ناامیدی، استیصال، خستگی، بی‌اعتنایی در ما از حالت عادی و طبیعی خارج شده و حالت مزمن و در حال گسترشی پیدا کرده است. برای آنکه هنوز امیدش را از معجزه‌های فردی و اجتماعی کتاب خواندن نبریده باشد، این کتاب می‌تواند تا حد زیادی گزینه‌ای مناسب باشد. نویسنده‌ی کتاب به تکنیکی رواقی اشاره می‌کند که ما در آن از بالا به وقایع می‌نگریم و با گسترش چشم‌اندازمان موفق می‌شویم هیجاناتمان را متعادل کنیم. به عبارت دیگر، وقتی از نظرگاهی خارج از خود به موقعیت خود در زندگی نگاه می‌کنیم می‌توانیم خونسردی خود را حفظ کنیم. این فاصله‌ی شناختی به معنای توانایی متمایز کردن افکار خود از واقعیت بیرونی است. تأمل در مورد آموزه‌های فلسفه‌ رواقی می‌تواند گزینه‌ای باشد برای حرکت به سمت هدفمند شدن در زندگی، مواجه شدن با ناملایمات، مهار کردن خشم، تعادل برقرار کردن در امیال، بهره‌بردن از سرچشمه‌های سالم شادی، تحمل صبورانه‌ی درد و بیماری، شجاعت نشان دادن در مواقع اضطراب، کنار آمدن با فقدان‌ها و در نهایت پذیرفتن واقعیت باشکوهی به نام مرگ و کنار آمدن با حقیقتی به نام فناپذیری.

او در ادامه گفت: نخستین فصل کتاب به طور نمادین با صحنه‌ جدال با مرگ در زمانه‌ی همه‌گیری طاعون شروع می‌شود. بعد از یک‌و‌نیم سال تجربه‌ی کرونا دیگر روایت‌های تاریخی و داستانی از بلای طاعون و وبا برایمان تصویر روشن‌تری دارد. مارکوس اورلیوس در بستر بیماری و مرگ خونسرد و آرام است. فلسفه‌ی رواقی به او آموخته است که عقلانی و خونسرد به میرایی خودش فکر بکند. به قول سقراط مرگ مثل کسی است که نقاب ترسناکی دارد و در لباس لولو خورخوره بچه‌ها را می‌ترساند. انسان خردمند نقاب مرگ را با احتیاط بر می‌دارد، پشت آن را نگاه می‌کند و چیزی برای ترسیدن پیدا نمی‌کند. این همان فاصله‌ی شناختی است که به نظرم جای تأکید دارد.

فراستخواه بیان داشت: ما در اینجا شاهد نگاه یوتوپیایی نیستیم. به‌جای توجه به جاودانگی به واقعیت مرگ و فناپذیری توجه شده است. از این جهت، شاید بتوانیم این آن را با نگاه خیام مقایسه بکنیم. اورلیوس در بستر مرگ تأملات خودش را پی گیری می‌کند و به خودش می‌گوید یکی از جمله‌ی رفتگان این راه دراز است و به زودی چیزی از او نخواهد ماند غیر از نامی در کنار نام دیگران در کتاب‌های تاریخ و روزی نام او هم فراموش خواهد شد. او به خود یادآور می‌شود که همه از لحظه‌ی تولد در مرحله‌مرحله‌ی زندگی و روز‌به‌روز در حال مرگیم و نمی‌شود حیاتی جاودانی داشت. این نقطه‌ی تمایز بین تفکر رواقی و آموزه‌های ادبیات و فرهنگ ایرانی است. نزد مولانا هم هراس از مرگ نیست، اما او به حیات جاودانگی باور دارد و به واسطه‌ آن مصائب و مشکلات زندگی را تاب می‌آورد. اما این فلسفه یا تأمل و ژرف‌اندیشی بود که به مارکوس آموخته بود قدردان و دوست‌دار زندگی باشد و از مرگ نترسد. رواقیون این نیروی تأمل و ژرف‌اندیشی را قوه‌ی حاکمه می‌گویند؛ یعنی حکومت عقل بر وجود. با قدرت استدلال می‌توانیم پدیده‌ها را بسنجیم و خوب را از بد و درست را از نادرست تشخیص بدهیم و فضیلت را متجلی بکنیم. مفهوم فضیلت در اینجا به معنی تعالی شخصیت است. فضیلت‌هایی مثل خردمندی، عدالت، شجاعت همه از به‌کارگرفتن خرد در رفتار روزمره‌ ما به وجود می‌آید. عدالت خردمندی‌ در حوزه‌ی اجتماعی و روابطمان با دیگران است و شجاعت خردمندی در مهار هراس‌ها و هوس‌ها. به طور کلی، منظور از به کار بردن خرد درک تفاوت بین خوب و بد و درک اموری است که فی‌نفسه شاید خوب یا بد نباشند و نحوه‌ی کاربرد آنها خوبی و بدی آنها را مشخص بکند.

او تأکید کرد: فلسفه‌ رواقی ذات‌محور نیست و فضیلت منظور این کتاب، سقراط و رواقیون امری ذاتی نیست. برخلاف اشراف‌زادگان یونان که فضیلت را در خون انسان می‌دیدند. کسانی مثل سقراط باور داشتند که فضیلت‌هایی مثل شجاعت و عدالت از انواع آن حکمت اخلاقی و خرد اخلاقی است که هر کسی می‌تواند با پرورش و مراقبت از نفس خود بیاموزد. نکته‌ مهم‌تر اینکه خردورزی منظور رواقیون خردورزی توأم با عمل است و در ادبیات ما هم مثال‌های زیادی در این باره هست که علم بی‌عمل بی‌فایده است. مثلاً نزد سعدی یا در مقالات شمس تبریزی در تأکید در مورد معامله. خلاصه تأمل و تعقل و مطالعه‌ی نظریات و اندیشه‌ها زمانی می‌تواند همراه با فضیلت باشد که منتهی به رفتار و سلوک خردمندانه در انسان باشد. آنچه می‌توان از آن با عنوان زندگی توأم با ژرف‌اندیشی و عمل یاد کرد. علاقه‌مندان به این بحث می توانند در کنار مطالعه‌ کتابی که امروز درباره‌ی آن سخن می‌گوییم نگاهی هم به کتاب «اندیشیدن به ملاحظات اخلاقی» هانا آرنت بیندازند که می‌تواند پیوند خوبی بین مباحث آن کتاب و مطالب این کتاب ایجاد بکند.

فراستخواه درباره‌ی بُعد اجتماعی نگرش رواقی گفت: شاید عموماً این‌طور تلقی شود که فلسفه‌های زندگی معطوف به فردیت‌اند و به کار و سرنوشت دیگری اهمیتی نمی‌دهند. اما مساله‌ی دیگری در فلسفه‌ رواقی به کلی غایب نیست. از آموزه‌های رواقیون یکی این است که مرد خردمند ذاتاً تمایل دارد که منشأ آثاری باشد که بتواند گره‌ای از مشکلات دیگران باز بکند. رواقی‌گری مترادف با بی‌کنشی نیست. از لحاظ تاریخی هم گروهی از رواقیون با تشکیل حزبی سیاسی به نام اپوزوسیون رواقی در آن زمان در مقابل نرون و امپراتورهای خودکامه‌ ایستادگی می‌کردند، قوانین را نقد می‌کردند و حتی اعدام و مجازات می‌شدند. رواقیان عقیده داشتند انسان خردمند حتی در مواجهه با مشکلات دشمن هم فضیلت خودش را متجلی می‌کند. و دشمن دیگر حد اعلای غیریت و دیگری‌بودن است. رواقیان برای همه‌ انسان‌ها احساس مسئولیت می‌کردند، آرمان‌هایشان را جهانی و خودشان را جهان‌وطن می‌دانستند و فضایلی مثل شفقت و عدالت که بنیان فلسفه‌ی اخلاقی رواقی‌اند متضمن عشق ذاتی به انسان‌های دیگرند. پس، فلسفه‌ رواقی برای دیگری اهمیت زیادی قائل شده است. هرچند امروزه بعد اجتماعی رواقی‌گری کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

او در پایان گفت: ترجمه پاکیزه، روان و خوب است. امیدوارم این کتاب نویسندگان ایرانی را ترغیب بکند که با بازخوانی‌ ادبیات و آموزه‌های فرهنگی ایران دست به کار نوشتن مقالات و جستارهایی از این سنخ در آثار کسانی مثل مولانا، شمس، حافظ شوند که سرشار از موتیف‌ها، آموزه‌ها و اندیشه‌هایی است و می‌توان با توجه به انسان امروزی آنها را بازخوانی و پرورش داد.

«نه» به تلاش‌های مذبوحانه
محمد یوسفی اظهار داشت: دونالد رابرتسون در حوزه‌ فلسفه و روان‌درمانگری فعالیت می‌کند. کتاب با شرح تا حدی تاریخی زندگی مارکوس اورلیوس، امپراتور رومی، ما را با آموزه‌های مکتب رواقی آشنا می‌کند. این مکتب را زنون کیتیونی در قرن سوم پیش از میلاد بنا می‌کند و تا دو قرن بعد از میلاد مسیح در روم تداوم پیدا می‌کند؛ یعنی حدود پانصد سال. فلسفه‌ رواقی دوران متقدم و متأخر و میانی دارد که از آن می‌گذرم. به هر روی، به نظرم امروز فلسفه‌ی زندگی رواقی برای همه‌ی جوامع، از فقیر تا مرفه و از هر جغرافیای سیاسی، فلسفه‌ای درخور توجه است. البته، این یگانه فلسفه‌ زندگی نیست. می‌توانید فلسفه‌ زندگی خود را از میان انواع مکاتب فلسفی اخذ کنید. اما به گمان من اگر این فلسفه با ذائقه‌ی شما سازگار بیفتد می‌تواند در کسب آرامش مفید واقع شود. در این نحله‌ فکری جغرافیای سیاسی و طبقه‌ اجتماعی اهمیت ندارد. در خود این مکتب اپیکتتوس برده‌ای آزاد شده است و مارکوس اورلیوس امپراتور روم.

او درباره‌ی ترجمه‌ی کتاب گفت: بدون هیچ مبالغه‌ای باید بگویم که این کتاب از نثر فارسی درخشانی برخوردار است و از آن بوی ترجمه به مشام نمی‌رسد. انگار فردی مسلط به زبان فارسی آن را تألیف کرده باشد. یکی از اساتید گفته بود، کتاب ترجمه باید بوی ترجمه هم بدهد. بله، ولی بوی خوش ترجمه. و از این کتاب رایحه‌ی دلنشین نثر پخته‌ی فارسی به مشام می‌رسد. مترجمان خودشان را محدود به جمله‌های طولانی نویسنده نکردند و برای خوش‌خوان شدن کتاب هرجا لازم دیدند جمله‌های طولانی را به جمله‌های کوتاه‌تر و شیواتر برگرداندند. این هنر است که تمامی آنچه را در متن نویسنده هست انتقال دهیم، اما این در صورت نثر پاکیزه‌ی پارسی باید باشد. مترجمان در این کار بسیار موفق بودند. نثر فوق‌العاده، درخشان و پاکیزه است. من فرصت نکردم متن را با متن زبان اصلی تطبیق بدهم. برای آنکه صرفاً به بیان نقاط قوت کتاب نپرداخته باشم، پیشنهادی را مطرح کنم. مترجمان برای View from above «جایگاه خداگونه» یا «نگاه خدای‌گونه» را انتخاب کرده است. اما شاید «نگاه از بالا» یا «نگریستن از ارتفاع» برای آن معادل بهتری باشد. من در این اصطلاح جایگاه را مناسب نمی‌بینم و حتی به نظرم آوردن واژه‌ی خدا مخل معنا است.

او افزود: در ترجمه مهم این است که ما منظور نویسنده را به فارسی برگردانیم. برگردان واژه‌به‌واژه مطلقاً کار درستی نیست. وقتی در انگلیسی می‌گویند، زغال‌سنگ به نیوکاسل بردن ما باید آن را به زیره به کرمان بردن ترجمه کنیم و ترجمه‌ی عین‌به‌عین آن درست نیست و شاید انتقال معنا را به‌درستی صورت ندهد. از این نظر، این کتاب توفیق برزگی داشته است. اما در عنوان کتاب و شاید در برخی واژه‌گزینی‌ها تفاوت‌هایی می‌بینیم. عنوان کتاب «چگونه مانند یک امپراتور رومی فکر کنیم» است که اینجا رومی از آن حذف شده است.

او توضیح داد: اگر مشکلاتی مثل اضطراب، استرس، تشویش در ما منشأ بیولوژیکی داشته باشد تکنیک‌های رواقی تأثیر چندانی بر ما نخواهد داشت و باید برای رفع مشکلمان با یک پزشک مشورت کنیم. پس، نه رواقیان چنین ادعایی دارند که هر نوع رنجی را به مدد تکنیک‌هایشان درمان کنند و نه درمانگران. البته در این کتاب بخشی به مقابله با درد فیزیکی اختصاص دارد و به ما یاد می‌دهد با چه رویکردی با درد فیزیکی مواجه شویم. تردیدی نیست که این رویکردها مؤثرند اما به گمان من در چنین مواقعی بیشتر باید با پزشکان مشورت کرد تا رواقیان.

او بیان داشت: روان‌درمانگری امروز عموماً با روش درمان‌ رفتاری‌شناختی یا روش‌های مرتبط با آن است. اپیکتتوس رواقی می‌گوید، رخدادها باعث رنجش ما نیستند، بلکه نحوه‌ی قضاوت ما و تعبیر ما از آنها است که آنها را رنج‌آور می‌کند. من گمان می‌کنم این آموزه‌ی اصلی درمان رفتاری‌شناختی است و اگر بخواهیم با زبان امروزی و قدری تسامح درباره‌ رواقیان سخن بگوییم باید بگوییم روش آنها CBT یا REBT بوده است. در CBT باور بر این است که افعال ما ناشی از عواطف و احساسات ما است و احساسات ما ناشی از افعا‌لمان. همان مثلث معروف در رفتاردرمانی شناختی افکار، احساسات، رفتار. البته این مثلث در دور خودش هسته‌ی باورهای سخت را جای می‌دهد که اینها به خودمان، دیگران و جهان مربوط می‌شود. در واقع، همین هسته‌ی سخت باورها به افکار ما شکل می‌دهد. بعد این افکار، بسته به نوعشان، احساساتی را ما بر می‌انگیزند و در پی آن رفتار یا رفتارهایی از ما سر می‌زند. رواقیان می‌کوشند با تغییر هسته‌ی سخت نظام باورهایمان تلقی یا تعابیر ما را از وقایع طوری تغییر بدهند که دچار احساسات منفی و تبعات منفی بعدی آنها نشویم. این‌طور نیست که رواقیان با هرگونه احساس و عاطفه‌ای مخالف‌ باشند، بلکه فقط احساسات منفی را مدنظر دارند و تأثیر بر احساسات منفی و زدودن آنها بدون تغییرات معقول در کل حیات احساسی ما غیرممکن است. در نتیجه، سراغ احساسات مثبت هم می‌روند.

یوسفی بیان داشت: اگر به سراغ آن باورهای نادرست، به خصوص باورهای نادرست هسته‌ سخت برویم، به مرور زمان تغییراتی در آن رخ خواهد داد. البته، این تغییرات نیازمند تلاش و زمان است و این‌طور نیست که به صرف آگاهی بتوان بر آنها فایق آمد و با خواندن کتاب و بدون اقدام عملی و تمرین و ممارست آنها را تغییر داد. استفاده از تکنیک‌های رواقی نیازمند تمرین است و به مرور زمان این تغییرات رخ خواهد داد. نباید فکر کنیم که با یک هفته تأمل فلسفی در باب هسته‌ سخت باورهایمان می‌توانیم تغییراتی در آنها ایجاد کنیم.

او در پایان گفت: رواقیان مدام عقل و خرد ما را مخاطب قرار می‌دهند و کمک می‌کنند در موقعیتی که کاری از ما ساخته نیست، بتوانیم بروز احساسات منفی را از خودمان دور کنیم و آرامش خود را حفظ کنیم. روی «کاری از من ساخته نیست» تأکید دارم. عده‌ای می‌گویند آموزه‌های رواقی یعنی به وضعیت موجود تن دادن. اما رواقیان درباره‌ی موقعیتی سخن می‌گویند که کاری از دست ما برنمی‌آید. فراموش نکنیم که از نظر رواقیان زندگی عاقلانه و مطابق با تشخیص درست و نادرست با عقل و خرد است. بدیهی است که به حکم عقل نباید در جایی که کنترلی بر اوضاع نداریم دست به تلاشی مذبوحانه بزنیم. در این موقعیت باید از فرصت بهره ببریم و به کار دیگری بپردازیم و عمر ارزشمندمان را صرف کار بیهوده نکنیم.

 

«مادر محیط‌زیست ایران» نامی است که سال‌هاست «مه لقا ملاح» فعال محیط‌زیست ساکن قیطریه را معرفی می‌کند.

مادر محیط زیست ایران

همشهری آنلاین_مرضیه موسوی: زنی که در ۱۰ دهه از عمرش، قدم‌های تأثیرگذاری در حفاظت از محیط‌زیست و آموزش برداشته است. هفته‌ای که گذشت، روی دیوار کوچه‌ای در منطقه یک پلاک «کوچه مه‌لقا ملاح» روی پیشانی دیوار نشست؛ درست در کوچه‌ای که دختران دانش‌آموز محله در آن به تحصیل مشغولند. همان گروه هدفی که ملاح بیش از هر قشر دیگری در جامعه بر آموزش آنها تأکید دارد. پلاک‌کوبی ۲ معبر از منطقه یک به نام فعالان محیط‌زیست بهانه‌ای است برای مرور قصه این افراد و پرس وجو از راهی که در آن گام برمی‌دارند.

۲۶ سال پیش بود که مه لقا ملاح انجمن زنان حمایت از محیط‌زیست را در خانه‌اش در قیطریه راه‌اندازی کرد. هدفش از راه‌اندازی این انجمن، پیگیری مطالبات زیست‌محیطی در گوشه و کنار کشور بود. مطالبه‌هایی که اغلب شهروندان از آن غافل بودند و نیاز به آموزش داشتند. جلوگیری از آلودگی آب سد لتیان، انتخاب روز ملی هوای پاک و دعوت از دانش‌آموزان برای راهپیمایی در این روز، جلوگیری از واگذاری اراضی ملی توسط دولت برای جبران بدهی‌ها و… تنها گوشه‌ای از فعالیت‌هایی است که ملاح به کمک همراهانش در انجمن به سرانجام رساند.

«مه‌لقا کاشفی» عضو هیئت‌مدیره این انجمن که از سال نخست با او همراهی می‌کند می‌گوید: «خانم ملاح معتقد است که زنان عامل اصلی ایجاد زندگی در هر محیطی هستند. به همین دلیل می‌توانند اثرگذار باشند. مدیریت خانه‌ها در جامعه ما برعهده زنان است. آنها اگر آموزش لازم را دیده و آگاهی داشته باشند می‌توانند مواردی مثل تفکیک زباله از مبدأ و تلاش برای کاهش آلودگی را به اعضای خانواده خودآموزش دهند. ما شعاری داریم که می‌گوید آموزش یک زن، آموزش یک ملت است. زنان هستند که فرزندان را پرورش می‌دهند و به همین دلیل توجه به زنان می‌تواند در تربیت نسلی مسئولیت‌پذیر در برابر طبیعت و محیط‌زیست مؤثر باشد.»

  •  الگویی برای اهالی منطقه

کوچه‌ای به نام مـادر محیط‌زیست ایران

پلاک کوچه مه‌لقا ملاح درست در کوچه‌ای روی دیوار می‌نشیند که دبیرستان دخترانه بالاتر از پارک وی کوچه کامران در آن قرار دارد؛ قشری از جامعه که به عقیده ملاح با آموزش و فرهنگسازی برای آنها می‌توان گام‌های بزرگی در حوزه نگهداری از محیط‌زیست برداشت.

«سید آرش حسینی میلانی» عضو هیئت‌رئیسه شورای‌شهر تهران که در مراسم پلاک‌کوبی کوچه ملاح حضور دارد می‌گوید: «عشق و تلاش خانم ملاح برای حفظ محیط‌زیست مثال‌زدنی است. امیدوارم این نامگذاری در جوار دبیرستانی دخترانه موجب ارتباط ذهنی و پیوند بیشتر دختران و زنان ایران با محیط‌زیست شود. مه‌لقا ملاح نه فقط برای حفاظت از محیط‌زیست ایران، بلکه حفاظت از محیط‌زیست تهران هم تلاش‌های زیادی انجام داده است. هنگامی که بحث بنزین‌های پتروشیمی مطرح و آلودگی زیادی برای تهران ایجاد کرده بود، ایشان فعالانه برای حمایت‌طلبی از هوای پاک کوشیدند که موجب امیدواری بسیاری از فعالان محیط‌زیست شد.»

  •  آغاز راه

کوچه‌ای به نام مـادر محیط‌زیست ایران

پیشنهاد برای نامگذاری تعدادی از خیابان‌های تهران به نام فعالان حوزه محیط‌زیست، با همفکری و همراهی شورای‌شهر و شهرداری انجام شد و چه بهانه‌ای مهم‌تر و بهتر از فعالیت مه لقا ملاح در منطقه. «سید حمید موسوی» شهردار منطقه یک نامگذاری کوچه‌ای به نام این فعال محیط‌زیست را قدردانی از زحمات او می‌داند و می‌گوید: «برای توسعه پایدار به حفظ محیط‌زیست نیاز داریم. نقش‌آفرینی و ورود زنان در این عرصه اتفاق خوبی است که می‌تواند کمک زیادی به فرهنگسازی کند. این روزها نقش و تأثیر زنان در فرهنگسازی و آموزش کودکان و ساختن نسلی مسئول و دغدغه‌مند غیرقابل انکار است.

خانم ملاح سال‌ها پیش با تمرکز بر این موضوع فعالیت خود را ادامه داد و توانست زنان زیادی را در این راه با خود همراه کند.»او راه‌اندازی خانه محیط‌زیست در مناطق شهر تهران را به فال نیک می‌گیرد که آغازی برای آموزش و مطالبه‌گری مستقیم شهروندان در حوزه محیط‌زیست است: «آموزش و مطالبه‌گری و ارائه راهکار و پیشنهاد در این حوزه تنها به مبحثی مثل تفکیک زباله محدود نمی‌شود.

مسائل‌ریز و درشتی در حوزه محیط‌زیست هر محله و کوچه وجود دارد که با مشارکت و تعامل شهروندان قابل شناسایی و رفع است.» «محمدجوادحق‌شناس» عضو کمیسیون فرهنگی شورای‌شهر تهران در آیین پلاک‌کوبی کوچه ملاح حضور داشت و از دغدغه‌های مدیریت شهری برای حفظ محیط‌زیست گفت؛ دغدغه‌هایی که تکمیل‌کننده تلاش و فعالیت‌های انجمن‌های محیط‌زیستی است و اگر جدی گرفته نشود، تلاش این فعالان و مطالبه‌گری‌هایشان بی‌پاسخ خواهد ماند.

نام ناجی خرس سیاه بر دیوار دارآباد

کوچه‌ای به نام مـادر محیط‌زیست ایران
مرحوم هادی فهیمی /دانشجوی دکترای رشته محیط‌زیست

«هادی فهیمی» دانشجوی دکترای رشته محیط‌زیست گرایش تنوع زیستی، متخصص حیات وحش، خزنده شناس، عضو هیئت مؤسس و نایب رئیس هیئت‌مدیره مؤسسه خزنده‌شناسان پارس بود. محقق و کارشناسی که نزدیک به ۲ دهه برای حفاظت از حیات وحش به‌خصوص خزندگان ایران تلاش کرد.
فهیمی در بسیاری از طرح‌های حفاظتی خزندگان ودوزیستان در معرض خطر انقراض کشور فعالیت مؤثر داشت و آثار و تألیفات زیادی در حوزه محیط‌زیست و حیات وحش از خود به جا گذاشت. او متولد سال ۱۳۵۹ بود و پیشینه فعالیت‌هایش در حوزه حیات وحش، او را به ناجی خرس سیاه شهرت داده بود. فهیمی که پژوهشگر محیط‌زیست و حیات وحش ساکن منطقه یک بود سال ۱۳۹۶، وقتی برای مأموریتی‌کاری به یاسوج سفر می‌کرد، در حادثه سقوط هواپیمای تهران‌ـ یاسوج شرکت آسمان جان خود را از دست داد. خیابان دارآباد در مراسمی به نام این فعال محیط‌زیست پلاک‌کوبی شد.

 

 

 

 

ملازینلیدر «آتش کف دست» به ماجرایی پرداخته که یکی از آسیب‌های جامعه ماست؛ او داستان زنی را به تصویر می‌کشد که برای رفع مشکلات مالی دست به رمالی می‌زند.

آتش کف دست صدیقه ملازینلی

به گزارش کتاب نیوزبه نقل از تسنیم، رمان «آتش کف دست»، تازه‌ترین اثر ازصدیقه ملازینلیاست که توسط دفتر نشر معارف منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان به حوزه ادبیات داستانی قرار گرفته است.

ملازینلی که سال‌ها در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کار کرده است، در کتاب جدید خود علاوه بر روایت یک داستان شیرین، به بخشی از معضلات جامعه و باورهای غلط و خرافه نیز اشاره کرده است؛ این در حالی است که داستان‌نویسی امروز عموماً از فضای جامعه دور است و کمتر به آسیب‌های موجود در دل شهرها توجه می‌کند و عمدتاً محدود در فضای کوچک آپارتمان‌ها است.

«آتش کف دست» داستان زنی را روایت می‌کند که سال‌ها مشاور تربیتی کودک و نوجوانان بوده و بعد از بازنشستگی نیز به همان کار به‌صورت مجانی ادامه می‌دهد. اما در میانه راه، به خاطر مشکلات مادی، با یک وسوسه شیطانی کانال رمالی راه‌اندازی می‌کند تا از این طریق مشکلات مالی‌اش را برطرف کند، اما حوادث جدیدی که رخ می‌دهد، سمت و سوی کارهای این زن را تغییر می‌دهد. شخصیت اصلی داستان در این بین متوجه می‌شود که پسرش در دام او افتاده است و همین جرقه‌ای می‌شود تا داستان در مسیر جذاب‌تری حرکت کند.

در کنار شخصیت‌پردازی، باید از فضاسازی کتاب به عنوان یکی از نقاط قوت اثر یاد کرد که گاه همین فضاسازی‌ها و ایجاد حس تعلیق، سبب می‌شود تا مخاطب دست از کتاب نکشد و آن را تا انتها ادامه دهد.

در پشت جلد این کتاب می خوانیم: «حس غربت مثل آتشفشان خفته‌ای ناگهان بیدار می‌شود. تنوره می‌کشد. بغض از سینه و گلویم مثل گدازه فواره می‌کشد. و تمام تنم را می‌لرزاند و باران داغ و سوزانش می‌پاشد روی گونه‌ها و صورتم. جواد ببیند می‌گوید خدا دیوانه‌هایش را هوشیار کند. دلم برای مادرم برای دست‌های زمخت و زبرش که همیشه خدا بوی خمیر می‌دادند تنگ‌ شده. برای شب‌هایی که زیر نور ماه روی تخت می‌نشستیم و او اوسنه تعریف می‌کرد برایم. صدای سگ که از دور دست می‌آمد، می‌ترسیدم خودم را می‌چسباندم توی سینه گرمش. چه آرامشی بود توی آغوشش…».

کتاب «آتش کف دست» در ۱۹۲ صفحه و با قیمت ۴۵ هزار تومان توسط نشر معارف به چاپ رسیده و هم‌اکنون در دسترس مخاطبان علاقه‌مند به این موضوع قرار گرفته است.

مرکز میکروفیلم نور همزمان با بزرگداشت هزاره ابوریحان بیرونی، چاپ همانند کتاب «آثارالباقیه» به همراه ۲۳ مینیاتور ارزشمند از این اثر را منتشر کرده است.

آثار الباقیه عن القرون خالیه ابوریحان بیرونی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم، مرکز میکروفیلم نور به مناسبت بزرگداشت هزاره ابوریحان چاپ همانند کتاب «آثار الباقیه عن القرون خالیه»، اثر هندشناس معروف ایرانی، ابوریحان محمد بن احمد را به همراه نگاره‌های ارزشمند آن، منتشر کرده است.

علاوه بر اهمیت علمی این کتاب، ۲۳ مینیاتور از رخدادهای مهم تاریخی ارزش این کتاب را دو چندان کرده است. به علت افتادگی‌هایی که در نسخه وجود دارد، تاریخ کتابت آن مشخص نیست، اما از نوع خط و نگارگری‌های موجود می‌توان این برداشت را کرد که این نسخه در بین سال‌های ۱۵۰۰_۱۶۰۰ میلادی کتابت شده است. در حال حاضر این کتاب در موزه ملی فرانسه نگهداری می‌شود.

بیرونی را که در سدهٔ چهارم و پنجم هجری می‌زیسته است، از بزرگترین دانشمندان مسلمان و یکی از بزرگ‌ترین دانشمندانِ ایرانی در همهٔ اعصار می‌دانند. همچنین، او را پدرِ انسان‌شناسی و هندشناسی معرفی می‌کنند. کتاب «تحقیق ماللهند» بیرونی و «آثار الباقیه عن قرون الخالیه» از مهمترین آثار او در رابطه با انسان‌شناسی و آداب و رسوم اقوام مختلف است.

آثار الباقیه عن القرون خالیه ابوریحان بیرونی

شیوه برخورد بیرونى با گزارش‌هایى که تحقق آن به‌طور معمول ممکن باشد، ترکیبى از اعتماد بر نقل و رهگیرى از شیوه‌هاى قیاسى است. به نظر وى؛ باید ذهن خود را از هرگونه پیش‌داورى و تعصب پاک کرد و سپس با مقایسه روایت‌هاى مختلف و یافتن توافق‌ها و تشابه‌هاى آنها تا حد امکان در تصحیح آنها کوشید.

یکی دیگر از کتاب‌های بسیار مهم این دانشمند بزرگ «الآثار الباقیه عن القرون الخالیه» است که بیرونى در این کتاب و نیز کتاب دیگرش «تحقیق ماللهند» دقیق‌ترین گزارش‌هاى دوران باستان درباره تاریخ علوم مختلف در هند و گاه‌شمارى ملّت‌ها را ارائه مى‌دهد. این کتاب مطالعه تطبیقی تقویم‌های فرهنگ‌ها و تمدن‌های گوناگون، درهم‌بافته با ریاضیات، نجوم اطلاعات تاریخی، به همراه کاوش در سنن و مذاهب ملت‌های گوناگون است. بیرونی در تألیف این کتاب به مقوله‌هایی نظیر گاهشماری و تقویم ملل مختلف، تاریخ ایران، بابل و روم، جشن‌ها و اعیاد ایرانیان و دیگر اقوام، ادیان و آثار مقدس دین اسلام, یهود، زردشتی، مانوی، صائبی، مزدک و هندوییسم پرداخته و نظرات ارزشمند عالمانه‌ای در این‌باره ارائه کرده است.

بیرونى در «آثار الباقیه» در مورد باورها و مراسم آئینى گوناگونى که در میان ملل و پیروان ادیان و فرق مختلف وجود دارد، بارها به تشابه‌ها و تفاوت‌هاى موجود اشاره مى‌کند. وی در این کتاب برای رفع ملال خواننده، مطالب و مسائل پراکنده و در عین حال بسیار جالبى را ذکر مى‌کند. تحقیقات بیرونى درباره تاریخ و آداب و رسوم ملل مختلف در «آثار الباقیه»، از بارزترین و نخستین نمونه‌هاى این‌گونه تحقیقات به شمار مى‌رود. وى در این کتاب تعصب و پیروى کورکورانه از عقاید رایج را رد مى‌کند؛ زیرا از نظر وى تعصب چشم‌هاى بینا را کور و گوش‌هاى شنوا را کر مى‌کند و انسان را به کارى وا مى‌دارد که خرد و دانش آن را گواهى نمى‌دهد.

مرکز بین المللی میکروفیلم نور یک مرکز پژوهشی در محل خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در دهلی نو هند است که مرمت و نشر نسخه‌های خطی کهن به صورت چاپ همانند می‌پردازد. مهدی خواجه پیری رییس این مرکز مبتکر روش‌های نوین در صنعت مرمت و آفت‌زدایی و چاپ همانند نسخه‌های خطی است که حرکتی بدیع در احیای متون کهن را به وجود آورده است.

نسخ همانند به نسخه‌هایی گفته می‌شوند که با تمام خصوصیات ویژگی‌های اصلی نسخ همانندسازی و چاپ می‌شود. استفاده از کاغذهای دست‌ساز مخصوص و جلدهای فاخر دست‌ساز توسط هنرمندان هندی از دیگر ویژگی‌های این نوع چاپ محسوب می‌شود. تاکنون این مرکز بیش از ۳۰۰ نسخه خطی را که ۶۶ اثر آن با موضوع میراث مشترک ایرا ن و هند است، به چاپ رسانده است.

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *