لودینگ

تازه های نشر ۲۶ اسفند

معرفی کتاب

تازه های نشر ۲۶ اسفند

تازه های نشر ۲۶ اسفند

 

نشر هنوز مجموعه‌ای چهارده جلدی را با عنوان یکسان «۱۰ مقاله که باید خواند» [HBR’s 10 must reads] منتشر کرد.

۱۰ مقاله که باید خواند» [HBR's 10 must reads]

به گزارش کتاب نیوزبه نقل از ایلنا، نشر هنوز مجموعه‌ای چهارده جلدی در رابطه با مدیریت، برنامه‌ریزی راهبردی، تحول سازمانی و مانند آن را با عنوان یکسان «۱۰ مقاله که باید خواند» منتشر کرد.

این مجموعه مقالات توسط نویسندگان هاروارد بیزینس ریویو نوشته شده و سیدمحمد تقی‌زاده‌مطلق آن‌ها را ترجمه کرده است.

این کتاب‌ها به شرح زیر است:

درباره استراتژی

فهرست مقالات این کتاب شامل: «استراتژی چیست؟»، «پنج نیروی رقابتی که استراتژی را شکل می‌دهند؟»، «چگونه برای شرکت‌تان چشم‌انداز ایجاد کنید»، «مدل کسب و کار خود را عوض کنید»، «استراتژی اقیانوس آبی»، «اسرار اجرای موفق استراتژی»، «استفاده از کارت امتیازی متوازن به‌عنوان سیستم مدیریت استراتژیک»، «تبدیل استراتژی بالانشینان به عملیات خط مقدم»، «تبدیل استراتژی عالی به عملکرد عالی» و «تصمیم با کیست؟» است.

برای مدیران جدید

فهرست مقالات این کتاب شامل: «وقتی رئیس می‌شوید»، «چگونه تیمی را که به ارث برده‌اید رهبری کنید»، «مدیران تازه‌کار را از دست خودشان نجات دهید»، «مدیریت محل‌های کار پرفشار»، «از علم اقناع استفاده کنید»، «رهبر باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟»، «معمای خود بودن»، «رئیس خود را مدیریت کنید»، «چگونه رهبران، شبکه‌ها را ایجاد و از آن‌ها استفاده می‌کنند»، «وقت مدیر: میمون بر دوش کیست؟» و «چگونه مدیران، رهبر می‌شوند» است.

درباره مدیریت تغییر

فهرست مقالات این کتاب شامل: «چگونه تغییر را رهبری کنیم؟»، «تغییر به کمک اقناع»، «رهبری تغییر هنگامی که وضع کسب و کار خوب است»، «تغییر اساسی به شیوه ملایم»، «رهبری نقطه عطف»، «راهنمای بقا برای رهبران»، «دلیل واقعی تغییر نکردن مردم»، «رمزگشایی از قانون تغییر»، «جنبه سخت مدیریت تغییر» و «چرا برنامه‌های تغییر، تغییری به بار نمی‌آورند» است.

درباره مدیریت افراد

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ ششم رسیده، شامل: «رهبری که نتیجه می‌گیرد»، «یک‌بار دیگر: به کارکنان خود چگونه انگیزش می‌دهید؟»، «سندرم پیش‌گویی معطوف به شکست»، «مدیران تازه‌کار را از دست خودشان نجات دهید»، «مدیران بزرگ چه می‌کنند؟»، «فرایند عادلانه»، «چگونه مهارت یادگیری را به افراد باهوش بیاموزیم»، «چه‌قدر پایبند اخلاق هستید؟»، «نظم تیم» و «رئیس خود را مدیریت کنید» است.

درباره ارتباطات

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ ششم رسیده، شامل: «روش اقناع خود را تغییر دهید»، «از علم اقناع استفاده کنید»، «قدرت کلام»، «هنر ضروری اقناع»، «آیا سکوت قاتل شرکت شماست؟»، «چگونه سخنرانی بی‌ریا به‌نظر برسیم؟»، «داستان‌گویی»، «چگونه ایده‌ای درخشان را به کرسی بنشانیم؟»، «پنج پیامی که رهبران باید مدیریت کنند» و «استرس را از گفت‌وگوهای پراسترس بیرون کنید» است.

درباره تیم

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ ششم رسیده، شامل: «علم جدید ایجاد تیم‌های بزرگ»، «چرا تیم‌ها نتیجه نمی‌گیرند؟»، «نظم تیم»، «هشت راه برای ساختن تیم‌های مشارکت‌جو»، «قدرت پیروزی‌های کوچک»، «ایجاد هوش هیجانی گروه‌ها»، «مدیریت تیم‌های چندفرهنگی»، «هنگامی که تیم‌ها نمی‌توانند تصمیم بگیرند»، «تیم‌های هنرمند» و «فواید اختلاف در تیم‌های مدیریت» است.

درباره نوآوری

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ ششم رسیده، شامل: «کاتالیزورهای نوآوری»، «جنگ نوآوری را متوقف کنید»، «چگونه جنرال الکتریک خود را دگرگون می‌کند»، «نقشه نوآوریِ مشتری‌مدار»، «آیا واقعی است؟ می‌توانیم موفق شویم؟ ارزشش را دارد؟»، «شش افسانه درباره توسعه محصول»، «دام‌های کلاسیک نوآوری»، «برنامه‌ریزی اکتشاف‌گرا»، «نظم نوآوری» و «قاتلان نوآوری» است.

درباره هوش هیجانی

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ ششم رسیده، شامل: «رهبر باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟»، «رهبری اساسی»، «چرا منصف بودن این‌قدر سخت است؟»، «چرا رهبران خوب تصمیمات بد می‌گیرند؟»، «ایجاد هوش هیجانی گروه‌ها»، «بهای بی‌نزاکتی»، «تاب‌آوری چیست؟»، «چابکی احساسی»، «ترس از بازخورد» و «جوان و بی‌اطلاع» است.

درباره رهبری

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ ششم رسیده، شامل: «رهبر باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟»، «مدیر اجرایی اثربخش باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟»، «کاری که رهبران واقعا انجام می‌دهند»، «کار رهبری»، «چرا باید کسی رهبری شما را بپذیرد؟»، «بوته‌های آزمایش رهبری»، «رهبری سطح پنج»، «هفت دگرگونی رهبری»، «رهبر اصیل وجود خود را کشف کنید» و «در ستایش رهبر ناکامل» است.

درباره مدیریت خود

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ دهم رسیده، شامل: «زندگی خود را چگونه می‌سنجید؟»، «خود را مدیریت کنید»، «وقت مدیر: میمون بر دوش کیست؟»، «تاب‌آوری چیست؟»، «انرژی‌ات را مدیریت کن، نه وقت‌ات را»، «مداراهایی با اضافه‌بار»، «مدیر بهتری باش، زندگی غنی‌تری داشته باش»، «شغل خود را احیا کنید»، «لحظه‌های عظمت»، «از شخص درون آینه چه بپرسیم؟» و «رهبری اساسی» است.

درباره تصمیم‌گیری

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ هشتم رسیده، شامل: «دام‌های پنهان در تصمیم‌گیری»، «پیش از این‌که آن تصمیم بزرگ را بگیرید…»، «چگونه از فاجعه اجتناب کنیم»، «غلبه بر فرهنگ بی‌تصمیمی»، «آن‌چه درباره تصمیم‌گیری نمی‌دانید»، «تصمیم با کیست؟»، «چه‌قدر پایبند اخلاق هستید؟»، «تصمیمات بهتری بگیرید»، «چرا رهبران خوب، تصمیمات بد می‌گیرند؟» و «برنامه‌ریزی را متوقف کنید، تصمیم بگیرید» است.

درباره همکاری

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ پنجم رسیده، شامل: «آیا شما رهبری مشارکت‌جو هستید؟»، «هوش اجتماعی و زیست‌شناسی رهبری»، «دور هم جمع کردن مغزها»، «بنگاهی مشارکت‌جو بسازیم»، «درهم شکستن سیلوهای سازمان»، «شبکه‌های غیررسمی کارکنان‌تان را کنترل و هدایت کنید»، «همکاری می‌خواهید؟»، «درهم شکستن افسانه‌های مربوط به انترپرایز»، «هنگامی که همکاری داخلی برای شرکت شما بد است» و «کدام نوع همکاری برای شما مناسب است؟» است.

درباره بازاریابی استراتژیک

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ سوم رسیده، شامل: «تجدیدنظر در بازاریابی»، «برندسازی در عصر دیجیتال»، «نزدیک‌بینی بازاریابی»، «بازاریابی بد»، «کارت گزارش برند»، «اقتصاد زنانه»، «ارزش پیشنهادی به مشتری در بازارهای کسب‌وکار»، «به جامعه هوادار برند سر و سامان بدهید»، «تنها عددی که باید آن را افزایش بدهید» و «به جنگ میان فروش و بازاریابی پایان بدهید» است.

درباره مبانی مدیریت

فهرست مقالات این کتاب که به چاپ دوم رسیده، شامل: «چگونه با چالش تغییر اخلال‌گر مواجه شویم»، «سازمان‌های تحلیل‌گر»، «خود را مدیریت کنید»، «رهبر باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟»، «چگونه کارت امتیازی متوازن را به ابزار مفیدی تبدیل کنیم؟»، «دام‌های کلاسیک نوآوری»، «چگونه تغییر را رهبری کنیم؟»، «نزدیک‌بینی بازاریابی»، «استراتژی چیست؟» و «شایستگی اصلی بنگاه» است.

 

 

 

 

 

در آستانه بهار طبیعت به بهانه انتشار کتابی ازسید محمدرضا دربندیبه تصفح کتابی پرداختم که به راستی اسماً و رسماً برف‌های درون را رُفت. صحبت از معنای زندگی با همه اهمیت آن به قدری در قاب کلیشه همایش و نمایش‌ها اشباع شده است که نفهمیدن مفهوم زیستن را برخی ترجیح می‌دهند به اظهارات متناقض و پرملال، اثر «بهار که آمد، برف‌ها آب شدند» اما توفیر بزرگی داشت به همه آثار مشابهی که در این حوزه چه مکتوب و چه مصور تهیه شده‌اند. سوای قلم روان و اوصاف به دور از تکلف نویسنده، وجه بارز این کتاب ۱۱۲ صفحه‌ای پرداختن به شخصیتی است که نه فقط فلسفه زیستن را می‌دانست که به استنادات نگارنده چه خوب این مفهوم حیات را برای آن‌هایی که دلزده از بودن بودند تفسیر کرد.

بهار که آمد و برف ها آب شدند... سید محمدرضا دربندی

تازه‌ترین اثر دکتر دربندی با یک چنین دغدغه شخصی شروع و به یک تجربه قابل اشتراک با عموم ختم می‌شود. اتفاقی که به قول داستان‌نویسان در روند روایت ماجرا قلاب نویسنده اثر به پر عبای کسی گره خورده است که با مطایبه سخت‌ترین و بعضاٌ سیاه‌ترین مسائل را رنگ و لعاب دیگری بخشید.

کتاب یاد شده سه فصل مستقل دارد که فصل نخست با عنوان «مرده بُدم، زنده شدم» داستان آشفته حالی شخص نویسنده است که با یأس فلسفی ناشی از ترجمه و نشر آثار برخی فلاسفه و نظریه‌داران غرب خاصه آثار هنجارشکن جامعه‌شناسانی چون امیل دورکیم بر فضای ذهنی جامعه ایرانی سایه افکنده بود. از دورکیم اسم بردیم چون مؤلف با تأثیری که از مطالعه کتاب «خودکشی» این جامعه‌شناس فرانسوی گرفته بود، در آن ایام که دانشجوی رشته مهندسی بوده است سخت در شبهات پوزیتویستی گرفتار بود.

گذار جوامع اروپایی از وضعیت سنتی به دنیای صنعتی دایر بر فردیت و منفعت تأثیرات متعددی بر روی جامعه جهانی داشت و نویسندگان و استوانه‌های متعدد نظری تحت تأثیر همین مدرن شدن سلسله ارزش‌ها و یک سری هنجارهای مشترک اجتماعی را وضع نمودند که بسیاری از آن‌ها زوایه‌ای یکصد و هشتاد درجه‌ای با اصول دینی و عقاید مذهبی داشت.

این‌مسئله تمایز و تناقض نه فقط اروپا که در ادامه بسط مفهوم توسعه از اروپا چون بختک حتی کشورهای در حال توسعه را نیز با یک چالش مواجه ساخت. اتفاقی که از شعله‌های آن در ابتدای قرن بیست صرفاً در مکتوبات آکادمیک و منقولات هنری مشاهده شده بود، رفته رفته محصول ناهنجار خود را در قالب یک قواعد نانوشته و در راستای از هم پاشیدگی اجتماعی ملت‌ها از قاره سبز به اقصی‌نقاط دنیا صادر کرد و به واسطه این صادرات آتش تجربه‌گرایی فارغ از هر ملیت و قومیتی از هر سوی جهان زبانه کشید.

ایران هم فارغ از این جریان جهانی نبود. جوانان بسیاری بنا به پیشینه زیستی و شیوه برخورد خود با این فاجعه زخمی سیر قهقرایی به عبارتی نوگرایی شدند و در این گرایشِ عمومی معنویت قشری برخی از جوانان لای چرخ دنده‌های تجدد و تکثر بعضاً نابود شد. در این همه‌گیری موسم به آنومی (Anomie) یا همان «قانونِ بی‌قانونی» سید محمدرضا دربندی هم مستثناء نبود.

به تعبیر خودش «در این ناهنجاری که با محوریت حذف ارزش‌های اخلاقی شکل گرفت، الزام‌آور نبودن قوانین اجتماعی و عدم تحمل تبعیت در شمار اصول اساسی تعیین و ترسیم شد. در این اختلال که به زعم دورکیم آن را می‌بایست نوعی اختلال روانی نامید، مخالفت با هر چیز و در صدر همه چیز مسئله شریعت و دیانت تبدیل به یک سنت شد. وضعیت ظاهری پیروان این دیدگاه تحت تأثیر نظریه لاقیدی وضعیت ظاهری‌شان هم تغییر کرد. لباس‌هایی تیره و موهایی کرو کثیف و اغلب بلند شمایل آن‌ها شد. آن‌ها که تب تندتری داشتند تی‌شرت‌های مندرس و گاه پاره‌ای را هم بر تن می‌کردند که روی آن شعارهای عجیبی با این مضامین نقش بسته بود: زندگی همان مزخرفی است که انتهایش می‌میریم»!

آن‌طور که دربندی در کتابش به آن اشاره داشته، این نوشته‌ها از لای کتاب‌ها درآمده بودند و برای تبلیغ به نسل‌های جوان و تعمیم آن به طبقات مختلف اجتماعی شعارهای‌شان با رنگ‌های تندی حال روی شیشه‌های ناوگان عمومی و بر سر در اماکن فرهنگی و دیوار پایانه‌های مسافربری نقش بسته بود. در سالن‌های عمومی جایی نبود که خالی باشد و شعاری با این عناوین و مضامین از سوی مخافان و در برخی موارد معاندان دین‌ورزی روی آن نقش نبسته باشد.

نگاه عمده افرادی که در این راستا فعالیت می‌کردند یک باور بود، آن هم اینکه به چیزی باور نداشته باشیم. آن‌ها تبلیغ می‌کردند که در این مدت کوتاه از حیاتِ فانی تلاش خواهیم داشت تا لااقل تابع هیچ قانونی نباشیم.

به بیان مؤلف کتاب «بهار که آمد، برف‌ها آب شدند» در مورد این پدیده شبه‌فلسفی مطالعات گسترده‌ای در غرب صورت گرفته و در نهایت پس از مداقه بسیار دست‌اندرکاران امر به این نتیجه رسیدند که منشأ این جزم‌اندیشی همانا نبود معنا در زندگی است.

خروجی تحقیقات بسیاری از گروه‌های علمی به اختصار در این جمله بیان شد که «مبتلایان به آنومی چون هیچ هدف معینی در زندگی ندارند، به تبع آن تابع هیچ اصولی هم نیستند».

این اپیدمی پس از غلبه بر مغرب زمین، در اواخر قرن بیست تقریباً در شرق هم به عنوان یک مسئله قابل اعتنا مطرح شد. معدودی از ملت‌ها آن را پذیرفتند و به عنایت به گرایش بومی در خود هضم کردند اما اکثریت جوامعی که پایگاه‌های سنتی مستحکمی داشتند در این باره با تعارضات بسیاری مواجه شدند که برای آسیب‌شناسی درست این موضوع نهادهای متعددی از ابتدای قرن ۲۱ فعالیت‌های تحقیقی خود را آغاز کردند.

برای نمونه چندی پیش شرکت گالوپ که از معتبرترین مؤسسات نظرسنجی در جهان به شمار می‌آید یک پیمایشی را طراحی کرد تا در آن دیدگاه گروه‌های مختلفی را در مورد موضوعی با عنوان «هستی شناسی» بررسی نماید. این نظرسنجی یک سوال واحد بیشتر نداشت و در آن به زبان‌های زنده دنیا از عامه ملت‌ها سوال شده بود: «شما در زندگی چه مسئله‌ای داشتید که هرگز نتوانستید برای آن پاسخی پیدا کنید». همین.

برای این پرسش‌گری مهلت یک‌ماهه‌ای نیز تعیین شد تا جواب‌های ارسالی بدون معذوریتی در سایت مؤسسه درج شوند. نتیجه جالب توجه بود؛ پربسامدترین سوال و پرتکرارترین مسئله مورد بحث از سوی مخاطبان چیزی نبود جز همین موضوع «هدف و معنا در زندگی».

محمدرضا دربندی با تمییز این مسئله و با تکیه بر تجارب شخصی خود در فصل اول کتاب به شرح پریشان خاطری خود در سنین هفده تا نوزده سالگی پرداخته و با جملات ساده و کوتاه مسیر حل و فصل این آشوب ذهنی را در موانست با مردی بیان می‌کند که در کسوت فقهات و عرفان به طرز عجیبی غسرسماوی سوالات بی‌جواب او را پاسخ می‌دادمؤلف در ثلث نخست اثرش به بیان آن‌چه در همین جلسات استاد محمدتقی جعفری بر او رفته پرداخته و در خلال رفت و آمدهایی که به منزل علامه داشته بسیاری از سوالات ذهنی خود را در باب عبودیت و اطاعت طرح و پیگیری می‌کند.

مؤلف هدف خود از نشر کتاب را نیز دقیقاً همین پرداخت و همین اتفاق عنوان نموده و بیان داشته که با بازنویسی یادداشت‌های همان جلساتی که چهل سال پیش درک کرده بودم به صرافت افتادم تا بتوانم در شرایط امروز این تجارب ارضی را با جوانان کشورمان مطرح نمایم تا شاید در این تشتت آرا و تکثرگرایی‌ها به سهم و به وسع خود زمینه را برای یک ترمیدوی ذهنی یا همان عادی‌سازی شرایط پرآشوب فراهم نمایم. به فرمودهشهید مطهرییقینی حاصل نشده است تا فردی طالب حقیقت در مسیرهای پرملال و در وسوسه‌های پرشبهه گرفتار آمده باشد. مسیرهایی که در این روزهای مقارن با پیشرفت‌های ناشمار بشری به قدر غیرموجهی هم توسیع شده‌اند، احساس می‌شود بیشتر به اشارات نیاز دارند.

دربندی در خصوص تجربه شخصی خود نوشته است: «وقتی جلساتی را که در منزل مفسر بزرگ قرآن کریم و مولوی‌پژوه نامی کشور تشکیل می‌شد و من نیز با صغر سن توفیق حضور در آن محافل را داشتم، مرور می‌شود، در وهله اول آن لهجه شیرین و لطایف بجای ایشان به یاد می‌آید که در هضم بسیاری از مسائل مغلق تا چه اندازه اثرگذار بودند. ایشان وقتی طلبه‌ای را مخاطب خود قرار می‌داد، آن چنان رفاقت بی‌شائبه بین او برقرار می‌فرمودند که کمتر کسی باور می‌کرد رابطه این دو نفر در قالب ارتباط استادی و شاگردی شکل گرفته است و پیش از این جلسه یا جلسات این دو شخص حتی یک بار هم یکدیگر را ندیده بودند».

در فصل دوم کتاب که با عنوان «رواق تنهایی» به رشته تحریر درآمده است، نویسنده با بیانی جذاب مرحله به مرحله ما را با خود همراه می‌کند تا فلسفه زندگی را با مصادیق بیشتری و با تکیه بر اشعار و حکایاتی برگرفته از عرفا و حکمای ایرانی تبیین نماید. از همین رو فصل مذکور را باید مکمل فصل نخست برشمرد. فصلی که نویسنده به تعبیرمولاناتاکید دارد که «من تو را بُردم فراز قلّه، هان بعد از آن تو از درونِ خود بخوان».

اما فصل آخر که به نوعی نقطه عطف به شمار می‌آید؛ سید محمدرضا دربندی در بخش پایانی کتاب به نقل خاطراتی از علامه بی تکرار جعفری پرداخته و با بیان ویژگی‌های افراد موفق و به اصطلاح راه‌یافته درصدد برآمده است تا پارادایمی صادق و الگویی مخلص را برای نسل‌های سوم و چهارم انقلاب اسلامی ایران ترسیم نماید.

در باب مشاهدات نویسنده، به عنوان حُسن ختام روایتی را بازخوانی می‌کنیم که نویسنده در فصل سوم کتاب این گونه به آن پرداخته است:

«بالای هر قفسه، با قلم نی و به خط نستعلیق، موضوع کتاب‌های آن قفسه نوشته شده بود: اصول فقه، فقه، ادبیات عرب، تفسیر، اخلاق، عرفان، فلسفه، منطق، تاریخ، فلسفه تاریخ، رمان، فلسفه غرب و.. زمین هم با فرش‌های کهنه لاکی رنگ تبریز پوشیده شده بود.

همین‌طور که محو این فضای معنوی شده بودم، ضربه‌ای به درخورد و او یاالله گویان، با عمامه سفید و قبای قهوه‌ای و پای بی جوراب، درحالی که دو استکان چای را در دست داشت، وارد شد و روی پوستینی در گوشه اتاق نشست و به من اشاره کرد نزدش بروم. چای را به من تعارف کرد و زیرسیگاری را به سمت خود کشید و به شکل جذابی سیگار را با کبریت روشن کرد و درحالی که یک دست را با تکیه به زانو زیر چانه گذاشته بود، متفکرانه و درحالی که دود سیگار را از بینی و دهان خارج می‌کرد گفت: من در خدمت شما هستم».

 

 

 

 

کتاب «سیر تحول مطالعات امنیت بین‌الملل» [The evolution of international security studies] نوشتهباری بوزان [Buzan, Barry]ولنه هانسن [Hansen, Lene] با ترجمه نوذر نظری به همت نشر لوگوس منتشر شد.

سیر تحول مطالعات امنیت بین‌الملل» [The evolution of international security studies]  باری بوزان [Buzan, Barry] و لنه هانسن [Hansen, Lene] ب

به گزارش کتاب نیوزبه نقل از مهر، در دورِۀ جنگ سرد، تلقی سنتی از امنیت آن را نسبت به واحدها و کشورها به صورت مجزا و غیرمرتبط با امنیت دیگر واحدها مطالعه می‌کرد، درنتیجه، روابط بین‌الملل و مطالعات امنیتی هم تحت تاثیر و سیطرۀ فضای نظامی و سیاست واقع‌گرایی قرارا داشت. به‌ویژه، پس از فروپاشی شوروی، رشد فزایندۀ ارتباطات و عوامل ارتباط جمعی و اختراع فناوری‌های فضایی و ارتباطی که با کم‌رنگ شدن مرزهای جغرافیایی همراه بود، از یک سو موجبات وابستگی شدید ملت‌ها به یکدیگر را فراهم ساخت و از سوی دیگر، ضرورت همکاری‌های بین‌المللی را افزایش داد. در این میان دامنه و مفاهیم رشتۀ روابط بین‌الملل و، به تبع آن، رشتۀ مطالعات امنیت بین‌الملل به‌مثابه یک میان‌رشته، دچار تحول شد.

باری بوزان، نظریه‌پرداز مکتب کپنهاگ، که به مبحث مطالعات امنیتی و امنیتی کردن می‌پردازد به همراه همکارش خانم لنه هانسن در کتاب سیر تحول مطالعات امنیت بین‌الملل با بررسی چهار پرسش بنیادی دربارۀ «مرجع امنیت بودن دولت»، «رابطه و همپوشانی تهدیدات داخلی و خارجی»، «بسط مفهوم نظامی امنیت به حوزه‌های دیگر» و «بحث درهم تنیدگی امنیت و خطرات و تهدیدات و وضعیت‌های امنیتی» (تعمیق امنیت)، ضمن ارائۀ تاریخچه‌‏ای از‏ تأسیس این رشته با زبانی گیرا و با تکیه بر پنج عامل سیاست قدرت‌های بزرگ، فناوری، رویدادهای کلیدی، پویایی درون دانشگاهی و نهادینه‌سازی به‌مثابه چارچوب‌بندی مشخص کتاب، به بررسی تحول مفهومی امنیت از بعد نظامی به ابعاد پنجگانۀ نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، (توسعۀ امنیت)، پرداخته است.

نوذر نظریمتولد ۱۳۵۴ فارغ التحصیل رشته ارتباطات اجتماعی در مقطع لیسانس از دانشگاه تهران، دارای لیسانس حقوق از دانشگاه پیام نور، فوق‌لیسانس رشتۀ دیپلماسی و سازمان‌های بین‌المللی از دانشکدۀ روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه و دکترای رشته روابط بین‌الملل از دانشگاه علامه طباطبائی بوده و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه در رشته علوم سیاسی می‌باشد.

کتاب سیر تحول مطالعات امنیت بین‌الملل نوشته باری بوزان با ترجمه نوذر نظری به همت نشر لوگوس منتشر شد.

 

 

 

 

 

کتاب «و… واتیکان زن را آفرید» [Ave Mary : e la Chiesa inventò la donna] نوشته میکلا مورجا [Michela Murgia] با ترجمه لیلا کرمی از سوی نشر پژوهش شیرزاه روانه بازار کتاب شد.

و... واتیکان زن را آفرید» [Ave Mary : e la Chiesa inventò la donna] نوشته میکلا مورجا [Michela Murgia]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، سویه انتقادی نویسنده در این کتاب، بیشتر بر نقش و هویت زنان در لایه‌های متون مقدس، تفاسیر و حکایات و الگوپردازی‌ها و نیز بازتاب آن در شمایل‌ها و هنرهای تجسمی در فضای مذهبی تمرکز دارد. او در تحلیل نقادانه‌اش به تعابیر «مِسکین» و تصاویر تحمیل‌شده‌ای از سوی واتیکان اشاره می‌کند که از شخصیت پیچیده و رمزآلود مریم مقدس ارائه می‌شود.

میکلا مورجا با انتقاد موشکافانه‌ای، به زوایای گوناگون بازنمایی شخصیت مریم عذرا در روایات و حکایات و نیز در نشان دادن وی در تمثال‌های کلیسا، تاثیر قدرت واتیکان در دستکاری افکار عمومی در این نهاد را متناسب با اهداف و سیاست‌های مقتضی در دوره‌های مختلف روشن می‌کند و در آن ردپای تفکر مردسالارانه‌ای می‌بیند که در تار و پود تعالیمش نهفته است. وی به این ایستگاه می‌رسد که «پس باید حقیقت را فریب داد!»

هدفِ میکلا مورجا در بیان استدلال‌هایش در این کتاب، رساندن این پیام است که به دست آمدن روایت درست، نیاز به گرفتن زمام گفتار و نشر و توسعه آن در گستره روایت‌هایی است که سالیان سال بدان آغشته بوده‌ایم. زنان اولین گروهی هستند که در این آموزه‌ها با تبعیض جنسیتی و نادیده گرفته شدن مواجه بوده‌اند. این نوع تلاش‌ها در حوزه گفتار مسلط این مدعی را با خود دارد که چه زن و چه مرد، ناخواسته اسیر ذهنیت و پیش‌داوری‌هایی هستند که بر روابط میان آن‌ها حکم می‌کند و بر زندگی آنان سایه افکنده است.

این کتاب در ۲۱۵ صفحه و با قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *