لودینگ

تازه های نشر ۱۴ اسفند ماه!

معرفی کتاب

تازه های نشر ۱۴ اسفند ماه!

 

ششمین چاپ کتاب «معنای زندگی» [The Meaning of Life: A Very Short Introduction] اثرتری ایگلتون[Terry Eagleton]و ترجمه عباس مخبر توسط نشر بان منتشر شد. به باور ایگلتون در دوران مدرن مسئله معنا بدل به مسئله‌ای بغرنج شده است.

معنای زندگی» [The Meaning of Life: A Very Short Introduction]  تری ایگلتون [Terry Eagleton]

به گزارش کتاب نیوزبه نقل از مهر، ششمین چاپ کتاب «معنای زندگی» اثر تری ایگلتون و ترجمه عباس مخبر با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه، ۱۲۸ صفحه و بهای ۴۵ هزار تومان توسط نشر بان منتشر شد. چاپ پیشین (پنجم) این کتاب سال ۹۸ با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای ۲۰ هزار تومان منتشر شده بود.

تری ایگلتون، یکی از خلاق‌ترین نظریه‌پردازان و برجسته‌ترین متفکران در قید حیات روزگار ما، کتاب معنای زندگی را بر اساس پرسشی نوشته است که برخی آن را عجیب و جالب می‌بینند و برخی بی‌مورد. او در این کتاب به بررسی این مسئله می‌پردازد که چگونه نویسندگان بسیاری در طول قرن‌ها، از مارکس گرفته تاشوپنهاوروشکسپیروسارتریابکتدر پی پاسخ به مسئله معنا بوده‌اند.

با این‌حال و به باور او، صرفاً در دوران مدرن است که این مسئله به مسئله‌ای بغرنج بدل می‌شود، اما بسیاری از ما به‌جای سرشاخ شدن با آن، با نوعی احساس بی‌معنا بودن در زندگی خود کنار می‌آییم که از چیزهایی مثل فوتبال و کابالا و انواع عرفان‌بازی‌هایِ «عصر جدید» گرفته تا پناه‌بردن به بنیادگرایی، پرشده است.

از سوی دیگر، ایگلتون بحث می‌کند که بسیاری از افراد تحصیل‌کرده فکر می‌کنند که زندگی حادثه‌ای تکاملی است که هیچ معنای فی‌نفسه‌ای ندارد. با این حال به باور او، اگر زندگی ما معنایی داشته باشد، این معنا چیزی است که می‌توانیم آن را در زندگی خود سرمایه‌گذاری کنیم و چیزی نیست که به صورت حاضر و آماده در اختیارمان قرار گیرد. بنابراین، ایگلتون استدلال می‌کند که معنای زندگی نه راه‌حلی برای یک مساله، بلکه زیستن به یک شکل مشخص است. و این مساله نه متافیزیکی بلکه اخلاقی است. پس چیزی جدا از زندگی نیست، بلکه چیزی است که آن را سزاوار زیستن می‌سازد.

کتاب چهار بخش به ترتیب با این عناوین دارد: «پرسش‌ها و پاسخ‌ها»، «مسئله معنا»، «کسوف معنا» و «آیا زندگی همان چیزی است که می‌سازیدش؟»

در بخشی از این کتاب آمده است: «معنای زندگی راه‌حلی برای یک مسئله نیست، بلکه زیستن به شیوه‌ای معین است. این پرسش ماوراءالطبیعی نیست، بلکه اخلاقی است. چیزی جدا از زندگی نیست، بلکه چیزی است که زیستن را به امری ارزش‌مند بدل می‌کند می‌توان گفت حد معینی از کیفیت، عمق، فراوانی و فشردگیِ زندگی است. به این تعبیر، معنای زندگی خودِ زندگی است که به شیوه‌ای معین به آن نگریسته می‌شود. سوداگرانِ معنای زندگی عموماً در مقابل چنین ادعایی احساس دل‌سردی می‌کنند، زیرا به اندازه کافی رازآمیز و شاهانه به نظر نمی‌رسد.»

تری ایگلتون، فیلسوف و منتقد ادبی انگلیسی (متولد ۱۹۴۳) است. او کار خود را با مطالعه ادبیات قرون ۱۹ و ۲۰ آغاز کرد و سپس پیرو نظریه ادبی مارکسیستی ویلیامز شد. در دهه ۱۹۶۰ به گروه کاتولیک چپ‌گرای اسلنت پیوست. از روانکاوی نیز تاثیر پذیرفت و مبلغ کار ژیژک در بریتانیا شد.

«درآمدی بر ایدئولوژی»، «مارکس و آزادی»، «رویداد ادبیات»، «توهمات پسامدرنیسم»، «مارکسیسم و نقد ادبی»، «پیش درآمدی بر نظریه ادبی»، «والتر بنیامین، یا به سوی نقدی انقلابی»، «پرسش‌هایی از مارکس» و… عناوین شماری دیگر از آثار اوست که به فارسی ترجمه شده‌اند.

 

در جست‌وجوی شادکامی | آرمان ملی

انسان از بدو تولد با پرسش‌هایی مواجه می‌شود که تا زمان مرگ نیز با آن دست به گریبان است: پرسش‌هایی که گاه پاسخ‌های متناقضی برای آن دارد و پاسخ قطعی‌ای برای آن نمی‌یابد. ویلیام فون هیپل [William von Hippel] در کتاب «جهش اجتماعی» [The social leap : the new evolutionary science of who we are, where we come from, and what makes us happy] سعی دارد براساس یافته‌های جدید نظریه تکامل، درباره اینکه ما که هستیم و از کجا آمده‌ایم و چه چیزی شادکامان می‌کند، پاسخ‌هایی ساده اما علمی بدهد. اینکه چگونه شش میلیون سال تکامل، زندگی انسان امروزی ما را شکل داده: از کار و روابط گرفته تا رهبری و نوآوری و، مهم‌تر از همه، جست‌وجوی‌ در پیِ شادکامی.

ویلیام فون هیپل [William von Hippel] جهش اجتماعی» [The social leap : the new evolutionary science of who we are, where we come from, and what makes us happy]

ویلیام فون ‌هیپل از روانشناسان پیشروی آمریکا است که سال‌ها است استاد روانشناسی در دانشگاه‌های آمریکا و استرالیا است. «جهش اجتماعی» مهم‌ترین اثر اوست که در سال ۲۰۱۸ منتشر شده. او در این کتاب، انسان‌شناسی و زیست‌‌شناسی و تاریخ و روان‌شناسی را با علم تکامل درمی‌‌آمیزد و تاریخ تکاملی ما را قدم ‌به ‌قدم دنبال می‌‌کند تا نشان دهد چگونه رویدادهایی در گذشته‌های بسیار دورمان هنوز هم زندگی امروزمان را شکل می‌دهند. به‌طور کلی، تأثیر این عوامل بسیار گسترده و چشمگیر است، از مسائل عادی و روزمره مانند میل به اغراق‌گویی و بزرگنمایی گرفته تا موارد عجیبی مانند اینکه چرا خودمان دروغ‌هایمان را باور می‌کنیم. چگونه شش ‌میلیون سال تکامل انسان زندگی امروزی ما را شکل داده است – از کار و روابط گرفته تا رهبری و نوآوری، و مهم‌تر از همه، جست‌وجویمان در پی شادکامی.

«جهش اجتماعی» می‌کوشد برخی از یافته‌‌های علمی تازه درباره شکل‌گیریِ ویژگی‌‌هایِ زیستی و روانی انسان را به زبانی ساده بیان کند و ضمن ارائه روایتی جذاب از تاریخ تحولات زیستی ِگونه انسان، چگونگی و چرایی شکل‌گیری برخی ویژگی‌های روانی در انسان را توضیح می‌دهد. ایده محوری کتاب «فرضیه مغز اجتماعی» است که می‌گوید: بزرگی مغز انسان برای مقابله با چالش‌های پیچیده‌‌ای است که زندگی در محیط اجتماعی و تعامل با سایر همنوعان پیش روی او می‌گذارد. برتری انسان در مقایسه با سایر جانوران به‌ویژه نخستی‌‌ها تواناییِ اعجاب‌انگیزش در تعامل با همنوعان و جامعه است، نه قابلیتِ چشمگیر در نوآوریِ فنی و کار با اشیا.

«جهش اجتماعی»، اکتشافی پیشگامانه و چشم‌نواز است که از علوم تکاملی برای ارائه دیدگاه جدیدی در روانشناسی انسان استفاده می‌کند. از سوی دیگر، چالش‌های اساسی گذشته ما یا برخی از اساسی‌ترین جنبه‌های زندگی ما – از رهبری و نوآوری گرفته تا پرخاشگری و خوشبختی – را به تصویر می‌کشد. از نظر فون هیپل، مبارزه انسان برای بقا در زمین‌های علفزار آزاد، مستلزم تغییر جهت از فردگرایی به شکل جدیدی از جمع‌گرایی بود که برای همیشه شیوه کار مغز ما را تغییر داد. این باعث تغییر شیوه مبارزه و تمایل ما به ایجاد صلح، تغییر در نحوه هدایت و پیروی ما در زندگی شد، ما را نوآورانه کرد اما مبتکر نه، و درنهایت نوع جدیدی از هوش اجتماعی ایجاد کرد و منجر به خلق منابع جدیدی از زندگی به نام «رضایت» شد.

ویلیام فون هیپل در کتاب «جهش اجتماعی»، این فرضیه انقلابی را مطرح می‌کند و رشد انسانی را از طریق سه نقطه بحرانی انحطاط تکاملی دنبال می‌کند تا توضیح دهد که چگونه وقایع گذشته زندگی امروز ما را شکل می‌دهند. از مسائل روزمره، مانند اینکه چرا غلو می‌کنیم، تا موارد شگفت‌آور، از جمله اینکه چرا به دروغ‌های خود ایمان داریم و چرا شهرت و ثروت، به اندازه خوشبختی، باعث بدبختی نیز می‌شود، این موارد همه پیامدهایِ بسیار گسترده و خارق‌العاده‌ای به همراه دارد. جهش اجتماعی با ترکیبِ انسان‌شناسی، زیست‌شناسی، تاریخ و روانشناسی با علوم تکاملی، یک نگاه تازه و تحریک‌آمیز به گونه‌های ما ایجاد می‌کند که سرنخ‌های جدیدی را در مورد اینکه چه کسی هستیم، چه چیزی ما را خوشحال می‌کند و چگونگی استفاده از این دانش برای بهبود زندگی ما را فراهم می‌کند.

«جهش اجتماعی»، کاوش جذابی در ریشه‌های روانشناسی تکاملی مدرن ما است. این کتاب به سه قسمت تقسیم شده: اینکه به چه نحوی تکامل، چگونگیِ تغییر و تبدیل ما را توصیف می‌کند، برای گفتن این نکته که چگونه گذشته در درک حال به ما کمک می‌کند و اینکه چگونه می‌توانیم از این دانش برای ساختنِ آینده‌ای بهتر استفاده کنیم. در این کتاب، در مورد برخی از جنبه‌های هر یک از اینها بحث می‌کند تا احساس خوبی در مسیر حرکت کتاب ایجاد کند. به زبانی دیگر، اکثر مردم با نظریه تکامل آشنا هستند و اکثر مردم با روانشناسی آشنا هستند، اما لزوما رابطه‌ای با روانشناسی تکاملی ندارند.

ایده اصلی ویلیام فون هیپل درباره روانشناسی تکاملی این است که ذهن ما باید درست مانند بدن ما تکامل یابد. وقتی به تکامل فکر می‌کنیم، معمولا به تغییراتی در بدن خود فکر می‌کنیم. به طور مثال: «ما می‌توانیم مثالی از تحول آهسته یک شامپانزه را به درون بدنمان بیندازیم – با پوشاندن زمین و بالارفتن از درختان، پاهای ما تغییر می‌کند، دستان ما به شکل امروزی تبدیل می‌شود. اما تصور اینکه چگونه این اتفاق می‌افتد بسیار آسان است. چیزی که ما باید فراموش کنیم این است که، درست مثلِ اندامی که با سبک زندگی ما متناسب نیست، می‌تواند ناتوان‌کننده باشد، نگرش‌هایی که با توانایی‌های ما مناسب نیستند نیز ناتوان‌کننده هستند.»؛ بنابراین ما می‌توانیم اجدادمان را از این طریق تصور کنیم که چگونه از لحاظ ظاهری و مغزی دگرگون شده‌اند.

آنچه از مضامین کتاب «جهش اجتماعی» استنتاج می‌شود این است که فکر کنیم نگرش‌ها می‌توانند وراثت‌پذیر باشند. اما وقتی ژنتیک رفتاری نگرش‌ها را بررسی می‌کنیم، آنها نیز مانند بسیاری از چیزهای دیگر در وجود ما هستند – کاملا قابل توارث هستند. احتمالا ژن‌های زیادی وجود دارند که زمینه‌ساز آنها هستند، دقیقا مانند ژن‌های بسیار زیادی که زیربنای هوش و شخصیت و مواردی از این دست هستند.
شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد تغییر اساسیِ تکاملی که امروزه ما را تبدیل به ظرفیت اصلی خود کرده، توانایی پرتاب اجداد ماست. بنا بر باور فون هیپل، «فرضیه پرتاب» به این صورت است که«هنگامی که ما با تغییرات زمین‌ساختی مجبور به دگردیسی شدیم، این منجر به بالاآمدن ژنوتیپ خاصی در سمت شرق آفریقا شد، که به نوبه خود منجر به خشک‌شدن جنگل‌های بارانی شد. به احتمال زیاد، وقتی این اتفاق افتاد، به ما این امکان را داد که دوباره خود را دریابیم»؛ بنابراین، برای اینکه استراتژی پرتاب عملی شود، ما نیاز به یک تغییر روانشناختی داشتیم. فون هیپل در جایی دیگر می‌گوید: «یکی از ناراحت‌کننده‌ترین ویژگی‌هایی که از اجدادمان به ارث برده‌ایم گرایش ما به مقایسه دائمی خود با دیگران است.» یعنی اگر به چیزهایی که در زندگی داریم فکر کنیم، باید به موجبِ آنچه هست خوشحال شویم- مهم نیست که دیگران چه چیزهایی دارند، زیرا فرزندانم این کار را می‌کنند.

مفاهیمی که در کتاب «جهش اجتماعی» بیان شده به ما این نکته را می‌گوید که چیزهایی که نیاکانِ ما را خوشحال کرده، به احتمال زیاد ما را نیز خوشحال می‌کند. و برخی از آنها بسیار سرراست و برخی از آنها تا حدودی پیچیده هستند. ما انسان‌های امروزی باید به خاطر داشته باشیم که تکامل تمایل دارد با یک دست بدهد و با دست دیگر بگیرد. اما یکی از بزرگ‌ترین هدیه‌هایی که تکامل به ما داده – در مقایسه با نیاکان ما، شامپانزه – این است که ما تنها حیوانی هستیم که می‌دانیم توانایی تصور آینده‌ای را که شامل نیازهای نامفهوم ما است، داریم. نیازهایی که فعلا ندارم. و بعلاوه، پس از آن ما توانایی شبیه‌سازی آینده و چگونگی رفع نیازهای فعلی احساس‌نشده را داریم. معنای آن این است که ما تمایل داریم در آینده زندگی کنیم، ذهن ما به طور دائم در حال برنامه‌ریزی برای کارهایی است که می‌خواهیم در آینده انجام دهیم؛ بنابراین وقتی اتفاقات شگفت‌انگیزی در لحظه رخ می‌دهد، ما اغلب آنها را نادیده می‌گیریم یا توجه بسیار کمی به آنها می‌کنیم.

کلام آخر اینکه، هیپل مطالعاتِ علوم اعصاب را ارائه می‌دهد تا از این ایده حمایت کند که ما هنوز تحت همان الزامات تکاملی قدیمی رانده می‌شویم. هیپل قصد دارد این نکته را بازگو کند که روش‌های بهتری برای تقویت پیوند اجتماعی همراه با جهش اجتماعی وجود دارد. باهم صحبت‌کردن، قصه‌گفتن، غذاخوردن یا نوشیدن، همه و همه جهش اجتماعی هستند. تنها دلیل اینکه ما گونه غالبِ این سیاره هستیم این است که ما می‌فهمیم چگونه می‌توانیم جمع شویم و سنگ‌ها را به سمت شیرها پرتاب کنیم. شامپانزه‌ها چیزی مشابه را رقم می‌زنند، اما آنها بیش از حد تجاوزکارانه و کودک‌کشانه هستند. آنچه ما را انسان می‌کند، آنچه ما را از حیوانات جدا می‌کند و رمز خوشبختی ماست، تمایل ما به همکاری، تصمیم آگاهانه ما برای نوع‌دوستی است؛ این پایه‌های فیلوژنتیک است. البته، ما برده ژن‌های خود نیستیم – ما می‌توانیم خواسته‌های اساسی خود را نادیده بگیریم و می‌توانیم ایده‌ها و نهادهای بهتری ایجاد کنیم که زندگی را آرام‌تر و دلپذیرتر کنند. درعین‌حال، ما هرگز نمی‌توانیم نیازها و ترجیحات اساسی روانشناختی خود را ریشه‌کن کنیم و درعوض باید یاد بگیریم که آنها را در برابر انواع فعالیت‌ها و رفتارهایی که به احتمال زیاد باعث ایجاد شادی پایدار می‌شوند، مهار کنیم.

[این کتاب با ترجمه میثم محمدامینی از سوی نشر نو منتشر شده است.]

 

 

شوپنهاور از یک سو با نقب زدن دوباره در نگاه واقعی خود به زندگی و نگرش فلسفی واقع گرا و عریان و کاربردی خود و از سوی دیگر با گریز به آثار نظری پیشین خود و دیگران در باب پیری و مرگ و کیفیت زندگی در این برهه، سال‌های قاعدتاً ملال‌آور پیری را بدل به سالهای شیرین سالخوردگی می‌سازد.

هنر پیر شدن» [Die Kunst, glücklich zu sein: Dargestellt in fünfzig Lebensregeln] آرتور شوپنهاور

به گزارش کتاب نیوزبه نقل از ایبنا، کتاب «هنر پیر شدن» [Die Kunst, glücklich zu sein: Dargestellt in fünfzig Lebensregeln] نوشتهآرتور شوپنهاورترجمه علی عبداللهی از سوی نشر مرکز به تازگی منتشر شده است. «هنرپیر شدن» هفتمین دفتر از مجموعه هنرهای شوپنهاور، فیلسوف شهیر آلمانی، دربردارنده واپسین نوشته‌های ۸ سال آخر زندگی فکری فلسفی اوست در موضوعات مختلف. او در این کتاب در خلال ۳۱۹ پاره نوشته گاه بلند و اغلب کوتاه به مرور در سال‌های اندیشه ورزی خود می‌پردازد و برخلاف معمول بسیاری از متفکران دیگر در ایستگاه آخر زندگی در سالهایی که به قول معروف نیل عمر او به قاهره رسیده و در شرف وصول به دریا است باز هم می‌کوشد باریک بینی‌های پیشین در آثار دیگرش را تبیین و تشریح کند. بسی ناگفته‌ها را باز گوید و از این رهگذر خود را از سکون پیری برهاند.

شوپنهاور از یک سو با نقب زدن دوباره در نگاه واقعی خود به زندگی و نگرش فلسفی واقع گرا و عریان و کاربردی خود و از سوی دیگر با گریز به آثار نظری پیشین خود و دیگران در باب پیری و مرگ و کیفیت زندگی در این برهه، سال‌های قاعدتاً ملال‌آور پیری را بدل به سالهای شیرین سالخوردگی می‌سازد. فیلسوف آلمانی در این کتاب مثل سایر نوشته‌های خود همچنان عریان و مغرور و ساده و پرمغز می‌نویسد و به هیچ وجه در تسلیم وانهادن به اقتضائات سنی، نه بوتیمار غمخواری نشسته بر ساحل اندوه است و نه مردم گریز تائب عصبی و چشم به راه سرودن غزل خداحافظی. بلکه فرزانه‌ای است پیر و خشنود و چابک اندیشه که می‌کوشد با رویکرد عملی و متفکرانه به مفهوم کهن پیر سالی یا سالخوردگی تا حد ممکن از آن به عنوان دوران شیرین و پرثمر یاد کند که شیرینی عریان و بارآوری آن برآمده از تأمل است، نه حاصل نسخه‌ای پیچیده در زرورق توهم و رویا پردازی‌های ایجابی، آن هم در غیاب نگریستن عینی و به جا به واقعیات تلخی که سرشت زندگی بشر است.

عبداللهی در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته می‌گوید: «شوپنهاور در این کتاب استاد زیستن است و در اینجا نیز مثل سایر آثارش می‌کوشد به لحنی برآمده از استواری یقین، نظریات و دیدگاه‌های گوناگون در زمینه پیری آن را بدل به سبک زیستی یگانه کند. با استناد به آثار دیگر شوپنهاور نیک می‌دانیم که زندگی از دیدگاه او دردناک است و ما الزاماً برای نیکبخت شدن به دنیا نیامده‌ایم و نیکبختی شاید در لحظاتی چهره می‌نماید که فرد در پی تخفیف درد می‌کشد و فیلسوف آلمانی به‌رغم این باور در این برهه از زمان نشان می‌دهد که فلسفه می‌تواند دردناکی پیری را تا حد زیادی تخفیف دهد یا منشاء برخی دردها را بشناسد و سپس آن را رفع کند، یا تعریف دم دستی ما از درد و ناکامی‌ را دستخوش دگرگونی سازد تا هر ناچیزی قادر نباشد آه از نهادمان بلند کند.

البته تحقق چنین هدفی نیز در گرو این است که همانا وظیفه خود را این قرار دهیم که در پیر سالی به خوبی پیر شویم. در دل همین پیشنهاد او و همین خوب پیر شدن اشاراتی به نوشتن درمانی یا کتاب درمانی نیز هست که به باور فیلسوف می‌تواند یکی از پادزهر‌های ملال و سستی این دوران باشد. البته راه حل شوپنهاور برای شیرین کردن این سالها برعکس برخی نویسندگان عامه گرا هرگز خواندن کتاب‌های شیرین معمول راحت الحلقوم به سبک ژورنالیستی یا همه فهم نیست و هرگز چنین چیزی را توصیه نمی‌کند. او به پیروی از اندیشه‌وران کهن می‌کوشد در سالخوردگی هیچ روزش را بی قلمی‌کردن سطری نگذراند تا برکرختی و گران گذری سالخوردگی رنگی از تلاش و تامل بزند.»

مترجم کتاب در ادامه مقدمه درباره فرازهای دیگری از این کتاب می‌نویسد: «به جز بسیاری پاره نوشته‌ها در مورد خودشناسی در این دفتر و آنچه تبیین تازه از آثار پیشین شوپنهاور است فیلسوف آلمانی در اینجا نگاه آفاقی و بیرونی نیز دارد و به تعریف و باز تعریف خلاق از مفاهیم و اعیان پیرامونی می‌پردازد که در فرازهای مختلف کتاب به وفور شاهد آن هستیم از جمله می‌توان به تعریف دقیق او از شاعر اشاره کرد. شوپنهاور در سال‌های شیرین گذران سالخوردگی هم نگران مثله شدن رسوایی آور و شرم آور زبان آلمانی توسط هزاران نویسنده بد و آدم بی نظر خنثی است.»

عبداللهی درباره ترجمه این کتاب یادآور می‌شود: «در این دفتر کوشیدم به جز یادداشت وولپی تا حد ممکن در متن کتاب پانویس نیاورم و از ذکر اصل جملات به زبان لاتین و زبان‌های دیگرخودداری کردم، زیرا در هر پاره نوشته بنا به سنت رایج در سایر نوشته‌های شوپنهاور یک یا چند جمله کوتاه و بلند در لاتین آمده که آوردن اصلشان برای خواننده فارسی ضرورتی ندارد و فقط متن را بسیار آشفته می‌کند. برای همین به پیروی از متن اصلی برگردان تمام آنها را با حروف ایرانیک آوردم یا میان گیومه گذاشتم. به جز پانوشت‌های ارجاع به منابع بقیه پانوشت‌ها توضیحات یا تاکیداتی هستند که به قلم مترجم نوشته شده‌اند.»

کتاب «هنر پیر شدن» نوشته آرتور شوپنهاور ترجمه علی عبداللهی با شمارگان ۱۶۰۰ نسخه در ۱۶۰ صفحه به بهای ۴۲ هزار تومان از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

 

رمان «حریم امن دختران سرگشته» [The care and feeding of ravenously hungry girls] اثرآنیسا گری[Anissa Gray] داستان زندگی زنی است که به عنوان فردی قوی و با اراده در بین اطرافیانش شناخته شده اما بعد از زندانی شدن او و شوهرش همه‌چیز عوض می‌شود. مترجم این کتاب معتقد است نویسنده توانسته شخصیت‌هایی غنی و پیچیده خلق کند که هر یک روشی خاص برای کنار آمدن با دردهای خود پیدا کرده‌اند.

حریم امن دختران سرگشته» [The care and feeding of ravenously hungry girls] آنیسا گری [Anissa Gray]

به گزارش کتاب نیوزبه نقل از ایبنا، سارا رزم‌‌خواه مترجم رمان «حریم امن دختران سرگشته» این اثر را رمانی خانواده محور دانست و گفت: نویسنده در این رمان چگونگی تاثیرپذیری هر نسل از نسل پیشین خود را روایت می‌کند؛ دخترانی که رشد می‌کنند و به زنانی بالغ تبدیل می‌شوند و با گرفتار آمدن در یک چرخه رفتار معیوب، همان رفتارهای غلط را در قبال فرزندان خود به کار می‌بندند.

این مترجم درباره موضوع محوری رمان گفت: داستان با بحرانی آغاز می‌شود که خانواده‌ای را در معرض فروپاشی قرار می‌دهد. این رمان در فصل‌های متناوب، از دیدگاه یکی از دختران خانواده روایت می‌شود و هر فصل، صدای خاص خود را دارد. آلتیا، دختر ارشد خانواده، که از کودکی و پس از مرگ مادرشان، مسئولیت تربیت هر دو خواهر و برادر کوچکتر خود را بر عهده داشته، اکنون پس از گذشت سال‌ها، به همراه همسرش به جرم کلاهبرداری دستگیر و محکوم شده است. آلتیا داستان خود را از زندان روایت می‌کند، جایی که خوانندگان داستان با هم‌بندان او آشنا می‌شوند و پی می‌برند آرزوهای حتی ترسناک‌ترین زندانیان نیز با آلتیا یا با خودِ ما تفاوت چندانی ندارد.

وی درباره شخصیت دیگر داستان نیز گفت: ویولا، خواهر میانی، از کودکی پرخاشگر بوده و اینک در بزرگسالی با اختلالات غذایی و مشکلات زناشویی دست به گریبان است. لیلیان، خواهر کوچک‌تر، نمی‌تواند خاطرات آزار و اذیت‌هایی که در کودکی از جانب برادرش بر او روا شده و در روانش ریشه دوانده را فراموش کند.

رزم‌خواه با بیان اینکه این کتاب عشق مادری را به تصویر می‌کشد که خیلی زود جان سپرده ادامه داد: نویسنده همچنین از پدری می‌گوید که مبلغی مذهبی است و به ندرت در زندگی فرزندانش حضور دارد و فرزندانی که تا بزرگسالی مذبوهانه در تلاشند خلاهای عاطفی دوران کودکی خود را پر کنند.

این مترجم افزود: با ادامه داستان، شاهد فاش شدن اسرار خانوادگی و سربه‌مهر این شخصیت‌ها هستیم که اکنون در غیاب خواهر بزرگ‌تر، ناچار به مراقبت از دو دختر نوجوان او هستند. پایان داستان اگرچه امیدوارکننده است، اما با شادی و زیبایی تام همراه نیست و همچون زندگی واقعی، کماکان کارهایی ناتمام و اهدافی تحقق نیافته باقی‌اند؛ چالش‌هایی که زندگی چیزی نیست جز رویایی پیوسته با آن‌ها.
وی درباره ویژگی‌هایی که سبب شده این رمان را برای ترجمه انتخاب کند گفت: عمده‌ترین ویژگی این رمان که از ابتدا توجهم را به خود جلب کرد، محسوس بودن وقایع و شخصیت‌پردازی‌ها بود. این رمان گرچه سرگذشت خانواده‌ای آفریقایی-آمریکایی را در شهری کوچک در غرب میشیگان بازگو می‌کند اما نژاد تنها یک عامل جزئی در داستان محسوب می‌شود و بسیاری از خوانندگان بین‌المللی با شخصیت‌های این کتاب به راحتی هم‌ذات‌پنداری خواهند کرد.

رزم‌خواه درباره نویسنده این کتاب، که «حریم امن دختران سرگشته» نخستین رمان وی محسوب می‌شود نیز چنین توضیح داد: کتاب حاضر گرچه اولین رمان خانم آنیسا گری، روزنامه‌نگار و خبرنگار شبکه سی‌ان‌ان وردلدواید است اما نشان داده که وی مطمئنا به مانند یک رمان‌نویس باتجربه و نه یک روزنامه‌نگار می‌نویسد و بی‌شک این رمان که در سال ۲۰۱۹ چاپ شده، شروعی قوی را برای فعالیت وی در حرفه رمان‌نویسی رقم خواهد زد. توانگری وی در شخصیت‌پردازی و به تصویر کشیدن احساسات شخصیت‌ها قابل ستایش است.

شخصیت‌پردازی خوب نویسنده در این رمان موضوع دیگری بود که رزم‌خواه بر آن تاکید کرد و گفت: گری به زیبایی توانسته شخصیت‌هایی غنی و پیچیده خلق کند که هر یک روشی خاص برای کنار آمدن با دردهای خود پیدا کرده‌اند. آن‌ها از روش‌هایی استفاده می‌کنند که به لحاظ روانشناختی ناسالم هستند و هر یک به نوبه خود، مجموعه‌ای جدید از مشکلات و پیچیدگی‌ها را در تعامل شخصیت‌های داستان با یکدیگر به وجود می‌آورد.

این مترجم افزود: روزنامه واشنگتن‌پست این کتاب را «داستانی گیرا درباره عشق، خانواده و فداکاری» معرفی کرده و مجله اپرا با ستایش این رمان، آن را تقلایی تلخ و شیرین برای بازیافتن روابط از دست یافته» توصیف کرده است. این رمان روایتی است آشنا از تعاملات خانوادگی و اجتماعی؛ موضوعی که در عین سادگی، به طور حتم، پیچیده‌ترین معضلی است که بسیاری از خانواده‌ها و به خصوص جوانان در سطح فردی با آن مواجهند.

آنیسا گری، نویسنده و خبرنگار شبکه سی.ان.ان ورلد واید ( CNN Worldwide)، دو جایزه امی و دوپون- کلمبیا را در کارنامه حرفه‌ای خود دارد. گری که متولد سنت‌جوزف در ایالت میشیگان است، مدرک دانشگاهی خود را در رشته ادبیات انگلیسی و آمریکایی از دانشگاه نیویورک اخذ کرده است.

او کار خود را به عنوان خبرنگار رویترز در حوزه‌های کسب‌وکار و اقتصاد بین‌الملل در نیویورک آغاز کرد و طی سال‌های فعالیت خود، به عنوان نویسنده، تهیه‌کننده و سردبیر کار کرده است.

در بخشی از این کتاب آمده است: «در زندان که باشی زیاد فکر و خیال به هم می‌بافی. مخصوصا وقتی که درِ این جعبه، یعنی سلولت، را به رویت قفل کرده باشند. این سلول تقریبا اندازه همان گنجه لباسی است که در خانه داشتم، منتها به جای کیف‌دستی‌های چرمی و کفش‌های پاشنه‌بلندِ پشت‌باز و ردیف‌ردیف لباس، فقط یک تخت دو طبقه، یک روشویی، و توالت فولادی ضدزنگ و یک کمد کشوییِ جمع و جور دارد که می‌شود قفلش کرد. اشیای باارزش را می‌شود داخل همین کشو نگه داشت، چیزهایی مثل عکس‌های خانوادگی، خوراکی‌ها و نامه‌ها؛ مثل همان نامه‌ای که دخترم نوشته اما نه خطاب به من. نامه‌ای که راست‌اش را بخواهی، نمی‌توانم خودم را راضی به خواندنش کنم، فقط آن را چپانده‌ام لای انجیلی که متعلق به مادر مرحومم بوده.»

کتاب «حریم امن دختران سرگشته» اثر آنیسا گری با ترجمه سارا رزم‌‌خواه در ۴۰۸ صفحه و به قیمت ۷۵ هزار تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.

 

 

 

 

 

درون و برون انسان | آرمان ملی

«این زندگی چندماه اجاره داده می‌شود» نوشته مهدی آذری مشتمل بر صدوشصت‌و‌هفت داستانک است؛ داستانک‌هایی که گاهی فقط چند سطر هستند و گاهی به دو یا سه صفحه هم می‌رسند. داستانک معمولا قالبی است که ویژگی‌ها و عناصر خاص خودشان را دارند، از جمله این عناصر می‌توان به دوپهلوبودن آنها، طنز اجتماعی، سیاسی یا فردی و… اشاره کرد. از خصوصیات دیگر این قالب، کوتاه و چکشی‌بودن آنهاست. این طنز چکشی همه‌چیز را دستمایه خودش قرار می‌دهد. برای نمونه می‌توان به مسائل محیط‌ ‌زیستی، آدم‌های اهل سیاست یا زندگی کارمندی، تنهایی انسان و مسائلی از این قبیل را برشمرد.

این زندگی چندماه اجاره داده می‌شود مهدی آذری

در این مجموعه، نویسنده به‌خوبی توانسته است مخاطب را با خودش همراه کند و به سرزمین جذاب داستانک‌هایش ببرد. بیشتر داستانک‌ها از زبان راوی اول‌شخص روایت شده‌اند. در این کتاب ما با دو نگاه مواجه هستیم: اول، نگاه درون به درون، یعنی انسانی که در درون خودش غوطه‌ور است و بسیاری از پدیده‌ها را با همین نگاه تجزیه ‌و تحلیل می‌کند. برای نمونه داستانک‌هایی مانند «خلق خودآگاهی»، «اعضای داخلی»، «آدم کامل»، «هیس هیس» از این قبیلند.

این نگاه درون به درون در داستانک‌ها، خالق موقعیت‌هایی هستند که به نوعی مکاشفه درونی هم به حساب می‌آیند. انسان‌هایی که در درون خودشان غرقند و با خود خود واقعی‌شان دست به گریبان هستند. برای نمونه در داستانک «خلق خودآگاهی»، انسان شصت‌ساله‌ای تصویر شده‌ که به همت روان‌شناسان و پزشکان به فقدان خودآگاهی خودش پی برده و بعد با یک ابزار دقیق اندازه‌گیری مهندسی؛ با دقت، سایز اندام‌های داخلی‌اش را اندازه می‌گیرد، یعنی اندازه کلیه، قلب، و شش.

اما نگاه دیگری که بر این مجموعه حاکم است نگاه درون به برون است. نگاه انسانی که دلواپس چیزهایی است که خارج از خودش وجود دارند و محور این داستانک‌ها بر مسائلی مانند محیط زیست و نجات کره زمین از شر موجود دو پایی به نام انسان است. برای نمونه داستانک‌هایی مانند «تسخیر دنیا»، «توسعه پایدار»، «جلسه سری»، و «خز روباه آبی» از این دسته‌اند. درواقع در این داستانک‌ها نویسنده به ترسیم شرایط بحرانی از کره زمین می‌پردازد و استیلای انسان نادانی که همه چیز را در سودجویی و ثروت می‌بیند. در داستانک «جلسه سری»، حیوانات و گیاهان در زیرزمین و به دور از چشم انسان جلسه سری را برگزار کرده‌اند تا درباره شرایط بحرانی زمین و گونه‌های جانوری حرف بزنند و تصمیم‌گیری کنند از جمله شرکت‌کنندگان در این جلسه گربه سیاه، فصل زمستان، گشنیز به عنوان نماینده گل‌ها و سبزیجات، اکسیژن و سرب هستند:
«زمستان گفت: نمایندگان محترم! گزارش‌هایتان را قبل از جلسه به دقت خواندم. آمار و ارقامی که داده‌اید وخیم‌تر از سال‌های قبل است. تعداد تنوع گونه‌های جانوری و گیاهی و حشره‌ها رو به کاهش است. زمین سوراخ شده است. آب‌ها از بین رفته‌اند. فصول تغییر هویت داده‌اند. مثلا در ظاهر من را زمستان می‌بینید، اما من از درون خود را تابستان می‌دانم.»

برخی دیگر از داستانک‌ها بر بحران جوامع امروزی و تنهایی انسان، تسلط رسانه‌ها بر همه‌چیز و همه‌کس، بحران ارتباط دوسویه بین انسان و جامعه و مسائلی از این قبیل تمرکز دارد. برای نمونه در داستان‌های «رونمایی از نسخه جدید»، «این صف صف من نبود»، «فرار مالیاتی»، «حق بیمه»، و «من کی‌ام» همه و همه به مسائلی از جمله تنهایی انسان، رابطه انسان مدرن و تنها با قوانین بوروکراسی اداری، حذف کلیت انسانی در جوامع بی‌رحم و مدرن امروزی می‌پردازد.

برای نمونه در داستان «من کی‌ام» آمده است: «وقتی مادر پیرتان را دیدید، دوهزار و صدوپنجاه جست‌وجو درباره اصالت گردن‌بند و نحوه فروش آن داشتید. چهارصد و بیست‌ودو جست‌وجو درباره نحوه خشکاندن درخت همسایه انجام داده‌اید. وقتی همسرتان مریض بود هشتصد جست‌وجو درباره نحوه طلاق زن‌های رو به مرگ انجام داده‌اید. وقتی همسرتان بهبود یافت و به خانه برگشت، پنج‌هزار و بیست‌ویک جست‌وجو درباره پاک‌کردن حافظه موتورهای جست‌وجو انجام داده‌اید.»
در مجموع این کتاب، «این زندگی برای چند ماه اجاره داده می‌شود» پر است از دغدغه‌های اصیل و شریفی که به مخاطب تلنگر می‌زند، آن‌هم با زبان هنر، ادبیات و استعاره! زبان این مجموعه بسیار شسته و رفته است و نشان‌دهنده تسلط نویسنده بر زبان است. این داستانک‌ها هر کدام قصه‌ای با خود دارند و با زبانی طنز و گزنده به‌طور دائم به مخاطب نیشتر می‌زند.

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *