لودینگ

گوشه چشمی به خانواده ۲۷ تیرماه!

خانواده

گوشه چشمی به خانواده ۲۷ تیرماه!

چرا همسرم به حرف‌هایم گوش نمی‌دهد؟

در این درس چند مورد عمده‌ای که معمولاً موجب بروز مشکل در ارتباط و مکالمه با همسرتان می‌شود تنظیم‌شده و البته پیشنهادهایی برای رفع هر یک از این مشکلات، طوری که مکالمه به احساس احترام و شنیده شدن بینجامد.

سواد زندگی؛ سواد عاطفی– مهم‌ترین رکن ازدواج‌های موفق برقراری ارتباط سالم و گوش دادن زوج‌ها به حرف‌ها و نظرات یکدیگر است. بااین‌حال، غیرمعمول نیست که زوج‌ها دوره‌هایی را تجربه کنند که صحبت کردن با یکدیگر سخت شده و به چالشی تبدیل شود که در آن هر دو یا یکی از طرفین به سخنان یکدیگر گوش نمی‌دهد. وقتی یکی یا هر دوی شما پاسخگو نیستید، روابط زناشویی ممکن است با مشکل روبرو شود. اگر گوش ندادن ادامه پیدا کند، می‌تواند نشانه این باشد که ازدواج شما درخطر افتاده است.

بررسی اجمالی

همان‌طور که به دلایل احتمالی نادیده گرفته شدن و نشنیده ماندن از سوی همسرتان فکر می‌کنید، حتماً ببینید و بررسی کنید که خودتان چقدر خوب گوش می‌دهید. به یاد داشته باشید، مقصر دانستن همسرتان آسان است، اما اغلب اوقات، ارتباطات معیوب خیابانی دوطرفه است که هر دو در آن مقصر هستند.

مشکل گوش ندادن در یک رابطه می‌تواند به مسائل مختلفی مربوط باشد. عوامل مؤثر در این امر می‌تواند شامل روش مراوده شما (یا همسرتان) باشد، یا دیگر مسائل شخصی که باعث می‌شود هرکدام از شما قادر یا مایل به گوش دادن نباشید. گاهی هم ترکیبی از مسائل مختلف می‌تواند باعث گوش ندادن همسرتان به شما شود.

اگر احساس می‌کنید شریک زندگی شما گوش نمی‌دهد، ارزش این را دارد که به او بگویید. تصور نکنید که همسرتان می‌داند شما به چه فکر می‌کنید. او ممکن است هیچ تصوری از احساس نادیده گرفتن شما نداشته باشد پس بهتر است به او بگویید که چرا شما را نادیده می‌گیرد یا به حرفتان گوش نمی‌دهد.

نکته اصلی این است که در این مکالمه صادق و مهربان باشید – یعنی منظور خود را بگویید، اما این کار را بدون آسیب رساندن به شریک زندگی خود انجام دهید. شما همچنین باید آنچه را که فکر می‌کنید برای شما درست است با همسرتان به اشتراک بگذارید.

روش سخن گفتن

غالباً، روش گفتن مطالب به‌اندازه مطالبی که می‌گوییم اهمیت دارد. لحن منفی، مجادله، حاشیه رفتن و یا پرخاشگری منفعلانه (مثل یک‌دندگی، تعلل، ترشرویی) تنها چند مورد از کارهایی است که شما ممکن است ناخواسته در مکالمات خود انجام دهید.

در این درس چند مورد عمده‌ای که معمولاً موجب بروز مشکل در ارتباط و مکالمه با همسرتان می‌شود تنظیم‌شده و البته پیشنهادهایی برای رفع هر یک از این مشکلات، طوری که مکالمه به احساس احترام و شنیده شدن بینجامد.

زیاد حرف زدن

ممکن است سخنانتان برای گفتن آنچه می‌خواهید بگویید خیلی طولانی شده باشد. گاهی اوقات، هنگامی‌که عصبی هستیم یا انتظار پاسخ منفی یا درگیری داریم، ممکن است حرف‌های ما بیش‌ازحد ضرورت طولانی شود. این می‌تواند برای شریک مکالمه شما ناامیدکننده یا خسته‌کننده باشد چراکه مقصود و معنای اصلی حرف شما در انبوه کلمات گم می‌شود. هدف از سخن گفتن، رسیدن به اصل مطلب است. هرچند، یک همسر دوست‌داشتنی باید آن‌قدر صبور باشد که بتواند آنچه را در ذهن شما است به‌طور کامل بشنود.

انحصارطلبی

اگر همسرتان به‌ندرت فرصتی برای گفتگو پیدا می‌کند احتمالاً شما به او اجازه حرف زدن نمی‌دهید. شما برای برای جلب‌توجه او، ممکن است ناخواسته مکالمات را در انحصار خود درآورید. یک گفتگوی خوب به هر دو نفر امکان می‌دهد که در بحث مشارکت کنند. بنابر این مسأله را بررسی کنید و ببینید که وقتی همسرتان در حال بحث در مورد موضوعی مهم است چگونه به او گوش می‌دهید. گوش دادنی را که می‌خواهید از شریک زندگی خود ببینید، الگوی خود کنید تا همسرتان نیز از آن پیروی کند.

فرصت دادن به همسرتان برای صحبت کردن و واقعاً گوش دادن ممکن است آن‌ها را ترغیب کند که همان کار را برای شما انجام دهند.

حرف‌های آزارنده

اگر سابقه گفتن جملات آزاردهنده، توهین‌آمیز، تهدیدآمیز، نفرت‌انگیز یا بی‌احترامی به عقاید، اعتقادات و احساسات همسرتان را داشته باشید، ممکن است همسرتان تمایلی نداشته باشد که به صحبت‌های شما گوش دهد. همچنین، اگر مکالمات شما به‌سرعت به مجادله و دعوا تبدیل شود، ممکن است همسر شما احساس کند نیاز به حفاظت و دفاع در برابر شما دارد و از مکالمه دوری کند.

او همچنین ممکن است از گفتگو با شما صرف‌نظر کنند تا مجبور به شنیدن نظرات منفی و آزارنده شما نباشد.

در حالت ایدئال، هردوی شما می‌توانید برای انجام گفتگویی مدنی و انسانی تلاش کنید و طی آن نظرات خود را بگویید بدون این‌که با یکدیگر بی‌رحمانه برخورد کنید.

یادتان باشد با تعیین و رعایت چند قانون اساسی می‌توانید به گفتگوهای خود باهم نظم و سامان دهید؛ مانند به‌نوبت صحبت کردن، قطع نکردن صحبت دیگری، تعیین زمان برای حرف زدن هر یک و استفاده نکردن از کلمات توهین‌آمیز و آسیب‌رسان.

واضح و بدون کنایه حرف بزنید

در گفتگو میان دو زوج بهترین شیوه آن است که سرراست و مشخص به موضوع مورد اختلاف بپردازید و مطمئن شوید که همسرتان منظور شنا را رست فهمیده است. برای همین از انگیزه خوانی یا پرخاشگری منفعل (غر زدن، کنایه زدن، ترشرویی…) پرهیز کنید.

صداقت می‌تواند ترسناک باشد، اما برای مکالمه نامزدی و ازدواج بسیار حیاتی است. منظورت را بگو. آنچه را که می‌خواهید صریح و واضح بپرسید. احساسات خود را داشته باشید اما به افکار، خواسته‌ها و احساسات شریک زندگی خود نیز اهمیت و ارزش بدهید.

لحن حرف زدن

لحن حرف زدن شما تأثیر بسیار زیادی بر احساس همسر و نوع رابطه‌تان می‌گذارد. از به کار بردن لحنی که باعث شود همسرتان خود را کودک یا زیردست فرض کند اجتناب کنید. لحن رئیس مأبانه شما ممکن است باعث شود همسر شما احساس کند که نادیده و ناشنیده مانده است. همچنین موعظه و نصیحت کردن می‌تواند موجب انباشت حس کینه و رنجوری در شریک شما شود.

در عوض، نگرانی‌ها یا سؤالات خود را به‌روشنی توضیح دهید بدون این‌که ادعا کنید که شما بهتر می‌دانید سپس، بگذارید شریک زندگی شما صحبت کند. تصور نکنید که از قبل همه پاسخ‌ها را می‌دانید یا اینکه نظرات شما تنها پاسخ‌های درست هستند. گوش دادن باروی گشاده و پذیرنده باعث می‌شود که همسرتان در شنیدن صحبت‌های شما بسیار پذیراتر باشد.

از تعمیم دادن پرهیز کنید

کلی حرف زدن خیلی آسان است، اما اغلب منصفانه و درست نیستند. وقتی در مکالمه با همسر خود از کلمات و قیدهای تعمیم دهنده مثل همیشه، هرگز؛ دائماً، هیچ‌وقت و … استفاده می‌کنید شریک شما حس می‌کند به او حمله شده است و شما تمام تقصیرها ا گردن او می‌اندازید. چنین گفتگویی پیش نمی‌رود. بنابراین از تعمیم دادن یک حادثه و اتفاق خودداری کنید، هیچ‌کس دوست ندارد که در هر بار صحبت به لیست بلند بالایی از همه خطاهای خود گوش دهد. در عوض، بر روی موضوعات خاص و مربوط به حال حاضر و مواردی که می‌توانید خود و همسرتان آن را تغییر دهید، تمرکز کنید. موارد مورد اختلاف را جزئی و با مصادیق مشخص مطرح کنید.

زمان‌بندی نامناسب برای حرف زدن

مسئله دیگر این‌که زمان‌بندی شما برای صحبت کردن ممکن است به‌سادگی مناسب نباشد. همسر شما هنگام خستگی، استرس، درگیری با مشغله فکری دیگر، یا وقتی‌که عجله دارد یا مشغول کار دیگری است احتمالاً با توجه به سخنان شما گوش نخواهد داد. به همسرتان بگویید که می‌خواهید صحبت کنید و از او بپرسید که آیا اکنون زمان خوبی است؟ اگر همسرتان گفت نه، به آن احترام بگذارید – و زمان بهتری را تنظیم کنید.

موضوعات قدیمی را پیش نکشید

هرگونه مکالمه در مورد موضوع یا موضوعاتی که قبلاً به‌طور مفصل در مورد آن‌ها بحث شده، اما مرتباً دوباره مطرح می‌شوند می تواند موجب اختلال در گفتگو شود.. اگر مرتباً موضوع یا موضوعات قدیمی را مطرح می‌کنید، ببینید دلیل این کار را چیست؟ آیا مواردی درگذشته وجود دارد که باید حل شوند؟ آیا چیزی هست که نتوانید ببخشید، حل کنید یا رها کنید؟ وجود چنین مسائل حل‌نشده‌ای درگذشته و تکرار مداوم آن در هر گفتگو موجب استهلاک رابطه می‌شود.

منفی حرف زدن

آیا همسرتان شکایت دارد که شما همیشه شکایت دارید، غر می‌زنید یا منفی صحبت می‌کنید؟ ممکن است احساس کنید کارتان موجه است یا فکر می‌کنید که این روشی برای انحراف توجه شما است. درهرصورت، لحن و نحوه پرداختن به مباحث مطرح‌شده را در نظر بگیرید. حتی اگر حق با شما باشد، شاید راهی برای بحث در مورد مسئله به روشی کمتر متهم کننده و مثبت‌تر (یا حداقل بی‌طرف) وجود داشته باشد.

تمرکز روی نکات منفی (حتی در صورت موجه بودن) باعث می‌شود دیگران با شما همراهی نکنند. در عوض، سعی کنید روی راه‌حل‌ها تمرکز کنید تا اینکه مدام به طرح مشکلات طبعاً منفی بپردازید.

علاوه بر این، به‌جای اینکه صرفاً عبارات اتهام‌آمیز به کار ببرید، مانند “تو این کار را کردی”، از عبارات “من احساس می‌کنم” برای انتقال مکالمه استفاده کنید. به‌عنوان‌مثال، عبارت “من احساس می‌کنم نادیده گرفته می‌شوم وقتی به من گوش نمی‌دهی” احتمالاً در جلب‌توجه همسرتان مؤثرتر از این است که فقط بگویید: “تو هرگز به من گوش نمی‌دهی”.

 

 

 

 

 

اولین بار در ۱۹۶۰ آزمایشی انجام شد که ثابت می‌کرد کودکان و حتی بچه‌های حیوانات از ارتفاع می‌ترسند. اما آزمایشات سالهای اخیر چیز دیگری را نشان می‌داد.

عصر ایران؛ مهرنوش خالقی ــواکنشترس در کودکان، یک هیجان طبیعی‌ست. چه ترس از حیوانات باشد، چه ترس از صدای ناگهانی و یا حتی ترسیدن از سایه‌ خودشان. البتهترساز اشیا هم بین بچه‌ها شایع است.

وقتی می‌ترسیم،ضربان قلبو تنفس‌مان افزایش می‌یابد و شاید عرق ‌کنیم. احساس ترس، هنگام خطر از ما محافظت می‌کند و مغز از عمیق‌ترین بخش‌های خودش به دیگر قسمت‌های بدن پیام ترس را مخابره می‌کند حتی اگر هیچ تهدیدی وجود نداشه باشد.

اولین بار در ۱۹۶۰ آزمایشی انجام شد که ثابت می‌کرد کودکان و حتی بچه‌های حیوانات از ارتفاع می‌ترسند. اما آزمایشات سالهای اخیر چیز دیگری را نشان می‌داد. بچه‌ها با تشخیص ارتفاع، اول مقداری آن را تست می‌کردند و سپس از آن عبور می‌کردند.

کودکان وقتی به رابطه بدن خود و محیط پیرامونشان پی می‌برند، می‌توانند ارتفاع را بسنجند، قدم‌های حساب‌شده‌تری بردارند و از مانع به راحتی عبور کنند. با این آزمایش نظریه‌های قبلی تغییر کرد و ثابت کرد بچه‌های امروزی راه‌های جدیدتری را امتحان می‌کنند. شاید این بچه‌ها شجاع‌تر هستند.

هرچه بیشتر این کار را انجام می‌دهند، ماهرتر می‌شوند. حتی این کودک که تلاش می‌کند چنین ارتفاع بلندی را از سر بگذراند. این بچه‌ها به تدریج یاد گرفتند، که در این مسیر چه کاری امکان‌پذیر و چه کاری امکان ندارد.

 

 

 

علل کاهش سن بلوغ پسران به مقطع دبستان چیست؟

مدت‌هاست کاهش سن بلوغ و رسیدن آن به دوران پیش از نوجوانی دغدغه فعالین حوزه کودک، روانشناسان و به ویژه خانواده‌ها شده است.

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری ایسکانیوز، مدت‌هاست کاهش سن بلوغ و رسیدن آن به دوران پیش از نوجوانی دغدغه فعالین حوزه کودک، روانشناسان و به ویژه خانواده‌ها شده است. در حالی که نمی‌توان نقش عظیم رسانه‌ها، فضای مجازی، بازی‌های رایانه‌ای، برنامه‌ها کودک و انیمیشن و… را در این امر نادیده گرفت؛ چندی پیش عضو شورای سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ایران با اشاره به بلوغ جنسی درصد بالای پسران پنجم و ششم دبستانی، حفظ حقوق عاطفی آنها و همچنین استفاده از معلم همجنس (مرد) در مدارس پسرانه را خواستار شد.

چندی پیش دکتر غلامعلی افروز عضو شورای سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ایران و رییس سابق سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور در توییتی با تاکید بر لزوم پاسداشت حقوق عاطفی و آموزشی دبستانی‌ها، از تجربه بلوغ جنسی درصد قابل توجهی از دانش آموزان پنجم و ششم ابتدایی خبر داد و گفت: آقا پسرهای دبستانی حق دارند از معلمان مردِ خوش اخلاق و صبور، هوشمند و خلاق برخوردار شوند. این مهم برای رشد پر صلابت شخصیت ایشان اهمیت فوق العاده‌ای دارد.

اما سوالی که مطرح می‌شود این است که بهره مندی از معلمان زن در مدارس دبستانی پسرانه تاثیری بسزایی در کاهش سن بلوغ آنها اثر دارد؟ و آیا راهکار رفع این معضل استفاده مطلق از معلمان هم‌جنس برای دانش آموزان در مدارس پسرانه است؟

فریبرز درتاج رئیس انجمن روانشناسی تربیتی ایران، با اشاره به کاهش سن بلوغ پسران و رسیدن آن به سنین دبستان به ایسنا گفت: در کشورهای غربی این پدیده از آمار بالاتری برخوردار است اما در کشور ما هم وجود دارد. برخورداری از معلمان زن برای پسران مقطع ابتدایی نیز می‌تواند جزو دلایل بیشمار کاهش سن بلوغ باشد اما سهم و نقشش در مقابل سایر عوامل، به لحاظ آماری چندان قابل تبیین نیست.

نگاه تقلیل گرایانه به کاهش سن بلوغ با دید تک عاملی به موضوع

وی با بیان اینکه نگاه تک عاملی به پدیده کاهش سن بلوغ پسران به سنین دبستان و انتظار برچیدن مشکل پس از حذف همان عامل، نوعی نگاه تقلیل گرایانه به موضوع است، اظهار کرد: مساله کاهش سن بلوغ تحت تأثیر عوامل متنوع و پر قدرت‌تری از مواجهه با معلم غیر همجنس هست و نسبت به آن عاملی پیشینی محسوب می‌شوند و نه پسینی؛ لذا دیدن همه عوامل به صورت توامان با هم و اقدام مؤثر و متناسب در جهت کاهش اثرات آن می‌تواند کمک کننده باشد.

این عضو شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، کاهش اعتماد بین فردی در خانواده و ضعف کارآمدی خانواده و فردگرایی مفرط را مهمترین دلایل روانشناختی کاهش سن بلوغ دانست و افزود: از دل خانواده ناکارآمد، فرزند نظارت گریز بیرون خواهد آمد و آنگاه که در معرض رقیب تیز چنگی مثل رسانه های نوین ارتباطی قرار گیرد پروژه کاهش سن بلوغ، تکمیل و به گواه پژوهشهای بی‌شمار تبعات جبران ناپذیر سازشی ناظر به آینده از جمله ایجاد جو بدبینی و سوء‌ظن بعد از ازدواج نسبت به همسر، افزایش طلاق، افزایش خیانت، ناسازگاری زناشویی و خانوادگی و یا افزایش سطح تنیدگی و آسیب‌های شناختی-رفتاری بسیاری از قبیل درگیری‌های آزاردهنده فضای ذهنی، افت تحصیلی، وابستگی اختلال‌های هیجانی و عاطفی، خودکشی، برداشت‌های منفی از ظاهر خود، بی‌قراری و برانگیختگی روانی زیاد، احساس یأس در صورت ترک شدن، میل به تنوع‌طلبی، پنهان کردن و تحریف هویت، روابط جنسی خارج از چارچوب رسمی ازدواج و تشکیل خانواده، روابط جنسی پیش از ازدواج و موارد بیشمار دیگری را ایجاد می‌کند.

بمباران برنامه‌های ماهواره‌ای، رسانه‌ای و کاهش سن بلوغ دانش آموزان

این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است که دانش‌آموزان ما امروز تحت تأثیر بمباران برنامه های ماهواره‌ای و رسانه‌ای هستند و سبک پوشش، نوع موسیقی، نوع بازیهای رایانه‌ای، فیلم های ماهواره‌ای، جو عاطفی خانواده، نوع پوشش برادران و خواهران بزرگتر در خانواده و چندین عامل دیگر برای کاهش سن بلوغ آنها وجود دارد که دارای قدرت تبیین بسیار بیشتری نسبت به مواجهه آنها با معلم غیر همجنس است.

درتاج در بخش دیگر سخنانش درباره عشق برخی دانش آموزان نسبت به مدرسان غیر همجنس خود، تصریح کرد: وقتی از عشق بین دو جنس مخالف و بدون رابطه محرمیت صحبت می‌کنیم، در واقع از یک برانگیختگی رشدی اجتماعی مهم صحبت می‌کنیم که تأثیرات ساختی عمیقی بر نهاد خانواده و ازدواج می‌گذارد و به‌مرور ساختار و کیفیت تربیتی آن را با چالش‌هایی جدی مواجه می‌کند.

عشق “خود پیرو” نسبت به مدرس غیر همجنس

وی عشق برخی دانش‌آموزان به مدرسان غیر هم‌جنس خود را از جمله عشق‌های خودپیرو و مبتنی بر امیال و حالات شخصی دانست و ادامه داد: این عشق، عشق مجازی و رنگی و نه عشق حقیقی است. ما در حوزه عشق‌ورزی محبت را استانداردی می‌دانیم که آگاهی از آن و کاربرد آن نسبت به جنس مخالف در چارچوب مناسب آن یعنی ازدواج و تشکیل خانواده و زن و مرد را در زمینه اخلاق عشق‌ورزی نسبت به یکدیگر مجهز می‌کند و به واسطه این استانداردها می‌توانند به جایی برسند که دو طرف منتظر بازخورد از یکدیگر نباشند بلکه با جان و دل و از سر ایثار، رحمت و شفقت، خویش را به زندگی مشترک عرضه دارند و موجبات گرمی و استحکام بنیان خانواده، امنیت خاطر و آرامش روابط را فرآهم آورند و اینگونه عشق، عشق حقیقی است.

رئیس انجمن روانشناسی تربیتی ایران درباره ویژگی چنین دانش آموزانی که با دلیل و یا بدون دلیل خاصی عاشق مدرس خود می‌شوند، خاطر نشان کرد: عدم بهره یا برخورداری کم از مهارت‌های اجتماعی، ترس از صمیمیت، تجربه فراز و فرود عاطفی شدید، حسادت عاطفی، عدم تمایل به برقراری روابط صمیمی درازمدت و جدایی عاطفی و خوداتکایی در هر فردی باعث می‌شود تا علاوه بر اشتیاق برای برقراری روابط صمیمانه با جنس مخالف؛ نسبت به تعهد در آن رابطه عاشقانه نیز بی‌میل باشد. برابر پژوهش های متعدد روانشناختی انجام شده، این دسته افراد که در یک نگاه عاشق شده‌اند، به‌شدت مستعد بی‌اعتمادی شناخته شده‌ و به همین دلیل، در برقراری رابطه با جنس مخالف به‌شدت تنوع‌طلب هستند.

به گفته درتاج، بر اساس کارهای پژوهشی عمیق و برجسته‌ای که با رویکرد دینی به موضوع عشق‌ورزی پرداخته‌اند، عمده شرایط علّی که از سوی اینگونه افراد برای این دست عشق‌ورزی‌های یاد شده و بر اساس تجربه زیسته افراد عنوان می‌شود؛ معطوف به باورداشت‌های اعتقادی و مذهبی، جو خانواده و نظارت والدین، چالش‌ها و تجارب اخلاقی، تحولات هویتی فردی، اجتماعی و فرهنگی و هویت‌سازی رسانه‌های نوین ارتباطی است که شدت و ضعف هر کدام از این عوامل می‌تواند نقش تسهیل‌گر یا بازدارنده در بروز چنین پدیده‌ای ایفا کند.

عضو شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، چنین عشق ورزی‌هایی را طبیعی ندانست و ادامه داد: اگرچه عشق‌ورزی بین دو جنس مخالف مفهومی جهانی است و نگرشهای زیر بنایی یکسانی به آن در تمامی جوامع قابل مشاهده است، اما در محیط‌های فرهنگی مختلف، شکلهای پویشی متفاوتی به خود می‌گیرد. ضمن اینکه تجارب تربیتی، جامعه‌پذیری و هنجارپذیری متفاوت توسط هر یک از افراد می‌تواند بر جنبه‌های فردی عشق‌ورزی تأثیر بگذارد.

وی همچنین این را هم گفت که پژوهشهای متعددی تأثیر تجربه‌های اولیه کودک درون خانواده، کیفیت دلبستگی کودک با والدین، همسالان و سایر چهره‌هایی که با آنها نیز دلبستگی دارد را بر روابط نزدیک، صمیمانه و عاشقانه بعدی فرزندان در سنین بلوغ با دیگران نشان داده است.

نقش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مجازی در عشق‌ورزی‌های غیر طبیعی

این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی افزود: بنابراین خلاءهای عاطفی کودکان می‌تواند مبنایی قوی برای اینگونه رفتارها در تعاملات عشق‌ورزی آتی آنها باشد. البته تنها دلیل نیست. نباید از نقش فراگیر رسانه های غربی مثل ماهواره و اینترنت و …. که در دسترس این افراد هست، غافل شد. آخرین پژوهشی که در این زمینه یکی از دانشجوهای دکتری بنده انجام داده بود، نشان داد که نقش ماهواره و رسانه ها و شبکه های اجتماعی مجازی بسیار پررنگ تر از خلاءهای عاطفی هست.

عدم استفاده از معلم غیر هم‌جنس برای جلوگیری از عشق‌های غیر طبیعی، کارشناسانه نیست

این روانشناس تصریح کرد: اینکه وجود معلم همجنس فضای آموزشی سالم‌تری را ایجاد می‌کند، امری بدیهی و ثابت شده است و حتی الامکان باید این فضا فراهم شود که دانش‌آموزان از همان ابتدای تحصیل مدرسان هم‌جنس خود را تجربه کنند و این جزء حقوق عاطفی و آموزشی آنها است، لکن صرفاً اتکا به چنین برداشتی که اگر ما قایل به تفکیک جنسیت برای مدرسان باشیم، با محو این پدیده مواجه می‌شویم؛ به هیچ وجه نمی‌تواند صحیح و کارشناسانه باشد.

درتاج گفت: سالم سازی محیط و فضای آموزشی به عوامل مختلفی بستگی دارد. ارزشها و نگرشهای افراد، پیشینه مذهبی، و برانگیختگی هیجانات اخلاقی مثل هیجان های شرم و گناه، پیشینه روابط صمیمانه درون خانواده و حتی خود فضای آموزشی که به چه میزان امکان مواجهه با جنس مخالف را می‌دهد نیز مؤثر هستند. فضای آموزشی دانشگاه را با مدرسه مقایسه کنید. لذا پدیده عاشق شدن بین دانش‌آموز و معلم غیر همجنس صرفاً تک عاملی نیست که اگر فکر کنیم تفکیک جنسیتی انجام شد دیگر برای دانش‌آموز چنین اتفاقی در سایر ساحت های زندگی و تعاملات و مراودات اجتماعی رخ نخواهد داد. هر چند همانگونه که اشاره شد، همجنس بودن معلم و دانش آموز حتماً و البته صرفاً می‌تواند در آن لحظه و در آن فضای اجتماعی، دفع خطر کند.

لزوم همراهی نهادهای هنجارساز با نهاد آموزشی

به گفته رئیس انجمن روانشناسی تربیتی، چنانچه فردی از پایه‌های اعتقادی ضعیفی برخوردار باشد، خلاء عاطفی شدیدی در مواجهه با والدین خود تجربه کرده باشد، تحت تأثیر گروه همسال مرتبط با جنس مخالف و یا تحت تاثیر رسانه‌های نوین ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی مجازی باشد؛ مسلماً در خارج از آن فضای آموزشی رفتارهای پر خطر جنسی را در پی خواهد گرفت. لذا نهاد آموزشی در صورتی می تواند در مهار این پدیده موفق عمل کند که سایر نهادهای هنجارساز مثل خانواده و رسانه هم در کنارش باشند و عملیات همدیگر را خنثی نکنند، چراکه نمی‌شود نهاد آموزش یک مسیر و نهاد خانواده مسیر دیگری را طی کند.

اهمیت آگاه سازی و افزایش سواد رسانه‌ای

این عضو شورای مرکزی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، به ارائه راهکارهایی در زمینه مباحث مطرح شده پرداخت و تصریح کرد: ابتدا باید با ارتقای سواد رسانه‌ای فرزندانمان، زمینه بهره‌مندی آنها از شبکه‌های ماهواره‌ای و سایر شبکه‌های اجتماعی مجازی تعدیل شود. نسبت به آگاه‌سازی خانواده‌ها و جوانان از آثار زیان‌بار و مخاطره‌آمیز روابط نامتعارف اقدام و حساسیت عمومی ایجاد شود.

وی ضمن توصیه به خانواده ها برای توجه ویژه نسبت به اهمیت کیفیت روابط صمیمانه و سالم در سلامت تربیتی فرزندانشان، تاکید کرد: دست‌اندرکاران تعلیم و تربیتِ دینی (علما و روحانیون)، با همکاری صداوسیما به منظورِ درونی‌سازی و تقویت بنیه اعتقادی نوجوانان و جوانان برنامه‌های آموزشی متنوع و عامه‌پسندی را تدارک ببینند. باید گام‌هایی در جهت ارائه محتواهای اخلاقی با موضوع نوجوانان و جوانان در کتابها، سخنرانی‌ها، فیلم‌ها و سریال‌ها و …برداشته بشود. به عنوان مثال، به جای ارایه یک درس مستقل در خصوص اخلاق در مدارس، و یا دو واحد درسی در دانشگاه، پیشنهاد می‌شود که اخلاق در همه‌ موضوعات آموزشی گنجانده شود. چون علمای حوزه روانشناسی دین معتقدند مواجهه با مسایل اخلاقی در برنامه‌های درسی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر ادراک فراگیران در خصوص اهمیت اخلاق در سایر ابعاد زندگی از جمله موضوع عشق ورزی داشته باشد. در حقیقت، موضوعات اخلاقی باید بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامه‌های آموزشی تلقی شوند.

درتاج در پایان با اشاره به اهمیت نگاه راهبردی مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی مبنی بر اهمیت معنویت و اخلاق در جامعه و پرده‌برداری از نقش رسانه‌های نوین ارتباطی در به تباهی کشاندن نوجوانان و جوانان، یادآور شد: مقام معظم رهبری واقعاً نقطه زنی کردند و پرده از اقدامات کانون‌های ضد معنویت و ضد اخلاق و هجمه به دل‌های پاک جوانان و نوجوانان و حتی نونهالان این کشور به واسطه ابزارهای رسانه‌ای برداشتند. لذا فرمان ستیز با این کانون‌ها، تکلیف را برای عوام و خواص روشن کرده و لزوم حرکتی هوشمندانه، ظریف و پدافندی توسط آحاد مردم و به ویژه مسئولین فرهنگی و دست‌اندرکاران نظام تعلیم و تربیت کشور، به ویژه معلمان و اساتید دانشگاه را طلب می‌کند که امیدوارم این هماهنگی ها به وجود بیاید.

 

 

 

احیای نقش مادران باید از مهم‌ترین راهبرد‌های دولت آینده باشد

یک پژوهشگر و مدرس دانشگاه گفت: احیای نقش مادران باید از مهم‌ترین راهبرد‌های دولت آینده باشد.

به گزارش گروه اجتماعیخبرگزاری تسنیم؛ دکتر طهورا نوروزی در نشست تخصصی فعالین امور زنان و خانواده با موضوع خانواده و دولت سیزدهم چالش‌ها و چشم‌اندازها اظهار کرد: در دولت آینده سهم خانواده برای حل بحران‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی بیشترین وزن را دارد، در طول این سال‌ها به خاطر پدیده نفوذ فرهنگی و فاصله گرفتن از آرمان‌های امامین انقلاب در حوزه زن و خانواده نگاه ما به این حوزه متاسفانه نگاه بنیادی نبوده لذا برنامه‌ریزی برای حوزه خانواده بیشتر یا با زاویه بوده و یا اگر هم خانواده محور بوده بیشتر سطحی و بدون ساز و کار فراگیر و در سطح درون سازمانی و‌ بر مبنای خانواده‌های کارکنان دستگاه‌های اجرایی و از طریق دفاتر امور زنان و خانواده بوده است

وی افزود: لذا مخاطب برون‌سازمانی در دستگاه‌های تخصصی که خانواده‌های عموم جامعه می‌باشند حلقه مفقوده و مغفول برنامه‌ریزی برای نهاد خانواده در طول این سال‌ها بوده است بر این اساس پرداخت به مسائل زنان فارغ از موضوع خانواده ابتر و‌ غیرجامع است و نمی‌توان بدون نگاه مصلحت‌اندیشانه به مقوله خانواده از مباحث زنان ومطالبات زنان یاد کرد لذا به نظر می‌رسد در دولت آینده باید دستگاه‌های اجرایی سهم خود را درس سه برنامه مهم تشکیل _تحکیم -تعالی خانواده مشخص کنند و‌ بر مبنای وظایف ذاتی دستگاه‌ها سهم حوزه خانواده مشخص و برای آن برنامه‌ریزی شود.

احیای نقش مادران باید از مهم‌ترین راهبرد‌های دولت آینده باشد

این پژوهشگر و مدرس دانشگاه ادامه داد: چرا که خانواده مهم‌ترین و مقدس‌ترین ساختار اجتماعی ست و برای حل مسائل و معضلات جامعه مهم‌ترین ظرفیت است و از طرفی متاسفانه در سال‌های اخیر با تغییر تاکتیک دشمن در هجمه به مرزها و ساختارهای فرهنگی -اجتماعی با رخنه و نفوذ در نهاد مقدس خانواده صورت می‌پذیرد، لذا حل مسائل اجتماعی با ظرفیت خانواده و حل مسائل خانواده با استفاده از ظرفیت مادران به عنوان محور کانون رشد و یا انحطاط در خانواده اصلی مسلم می‌باشد، لذا به نظر می‌رسد امروز مقدس‌ترین دفاع ایدوئولوژیک در جامعه برای صیانت از اخلاق وفطرت و آموزه‌های دینی دفاع صحیح و درست از نهاد مقدس خانواده است.

وی گفت: دفاعی که می‌تواند ظرفیت‌های خفته را بیدار کند و مثل یک کاتالیزور سرعت رسیدن به اهداف متعالی و کاهش آسیب‌ها و معضلات اجتماعی را منجر شود لذا در حل مسائل فرهنگی و اجتماعی در دولت آینده خانواده مهم‌ترین ظرفیت و بستر می‌باشد بر این اساس کم کاری و کوتاهی و بی‌برنامگی و نگاه روزمره به این مهم آثار مخرب صد چندانی در حوزه مسائل اجتماعی را گریبان گیرمان خواهد کرد لذا حوزه اسناد بالادستی_ قوانین و لوایح و برنامه‌های پنج ساله و فرایند اجرا و نظارت همه بر مبنای مصالح خانواده و مصلحت مادرانه باید چینش شود.

نوروزی تصریح کرد: بر این اساس امروز شما می‌‌بینید بیشترین هجمه‌ها به نهاد مقدس خانواده در طول این سال‌ها به نقش مادر به عنوان رکن رکین این ساختار می‌باشد لذا مصلحت خانواده از گذرگاه مصلحت مادرانه خواهد گذشت لذاحقیقتا در این حوزه هیچ اغماضی نباید صورت بگیرد و حرکت‌های شتابزده و سیاسی که متاسفانه در طول این سال حوزه زنان گرفتارش بوده باید کنار رفته و حقیقت مسائل زن و خانواده فارغ از حرکت های سیاسی و ژورنالیستی در راستای منافع ملی و مصالح عالیه نظام و کشور و مردم پیگیری شود. لذا یکی از مهمترین راهبردهای دولت آینده باید احیای نقش مادران که متاسفانه با کم کاری و‌ بی‌برنامگی و برخی اوقات حتی با عناد به حاشیه رانده شده است به سمت متن و اصل جامعه سوق داده شود، لذا فراموشی رسالت خانواده در فراموشی احیای نقش مادری ست و امروز باید بدانیم اگر همه جامعه عزم در احیای خانواده داریم باید مقوله مصلحت مادرانه را در این احیای تاریخی به عنوان یک اصل مهم قلمداد کنیم لذا جامعه را باید از شعارزدگی و اقدامات ظاهری پیرایش کرد و همه با هم برای احیای نقش مادران مردمی وجهادی کار کنیم تا نهاد مقدس خانواده که امروز بر باد رفتنش آرزوی دشمنان این مرز و بوم است، احیا گردد.

 

 

 

 

 

آداب و رسوم و سنت‌های غلط، ازدواج را به بند کشیدند/ لزوما جهیزیه با عروس و برگزاری مراسم با داماد نیست/ گاهی توقعات خانواده‌ها جوانان را از ازدواج منصرف می‌کند

دکترای تخصصی روان درمانی و روانشناس:

آداب و رسوم و سنت‌های غلط، ازدواج را به بند کشیدند/ لزوما جهیزیه با عروس و برگزاری مراسم با داماد نیست/ گاهی توقعات خانواده‌ها جوانان را از ازدواج منصرف می‌کند

فرنوش رافعی گفت: آداب و رسوم و سنت‌ها بسیار خوب و پسندیده هستند اما تاجایی که ما را دربند خود نکشند. متاسفانه این روزها به دلیل وجود سنت‌های دست و پا گیر بسیاری از ازدواج‌ها از همان ابتدا دچار مشکل می‌شوند و حتی برخی از آنها به جدایی می‌انجامند بنابراین چه بخواهیم چه نخواهیم برای جلوگیری از فروپاشی ازدواج در شرایط کنونی باید کمی منعطف‌تر عمل کنیم.

به گزارش برنا؛ فرنوش رافعی، دکترای تخصصی روان درمانی و روانشناس در گفتگو با خبرنگار برنا با اشاره به اهمیت امر ازدواجدر زندگی بشر گفت: همه انسان‌ها در طول حیات خود رسالتی برعهده دارند و هرکسی باتوجه به مسیری که در زندگی انتخاب می‌کند، وارد چالش جدیدی می‌شود و وارد شدن در این چالش‌ها انسان را به رشد و تعالی می‌رساند.
او افزود: شاید بتوانیم با قاطعیت بگوییم که «ازدواج» یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های انسان در طول زندگی است، تصمیمی که حتی درستی یا اشتباه بودن آن بر زندگی و آینده فرزندان و حتی سایر اعضای خانواده نیز تاثیر می‌گذارد بنابراین شناخت زوجین از یکدیگر مهم‌ترین مسئله‌ای ا‌ست که باید قبل از ازدواج مورد توجه قرار گیرد.

رافعی تصریح کرد:متاسفانه این روزها با سختی‌های نابجا، تجمل گرایی، مُدگرایی، چشم و هم چشمی با دوستان فامیل و… از اصل ازدواج فاصله گرفتیم درحالی که توجهی نداریم چه چیز زیباتر از اینکه دونفر در کنار هم قرار می‌گیرند و متعهد به یکدیگر می‌شوند تا هموارهشادیو غم، تندرستی و بیماری، داشتن و نداشتن یار و یاور هم باشند.

این متخصص روانشناسی افزود:آداب و رسومو سنت‌ها بسیار خوب و پسندیده هستند اما تاجایی که ما را دربند خود نکشند؛ متاسفانه این روزها به دلیل وجود سنت‌های دست و پا گیر بسیاری از ازدواج‌ها از همان ابتدا دچار مشکل می‌شوند و حتی برخی از آنها به جدایی می‌انجامند بنابراین چه بخواهیم چه نخواهیم برای جلوگیری از فروپاشی ازدواج در شرایط  کنونی باید کمی منعطف‌تر عمل کنیم.

این روانشناس ضمن توصیه‌ای به خانواده‌ها گفت:اینکه در عرف و فرهنگ ما می‌گویند خرید جهیزیه با عروس است و مراسم عروسی را باید داماد برگزار کند،قانوننیست و می‌تواند چنین نباشد و دختر و پسر در کنار هم و با کمک یکدیگر جهیزیه بخرند و حتی مراسم عروسی برگزار کنند. اینکهپدر و مادرپسر می‌گویند اگر در جهیزیه دختر فلان یخچال با فلان برند نباشد یا خانواده دختر می‌گویند اگر عروسی در فلان باغ تالار برگزار نشود، شان خانوادگی ما حفظ نمی‌شود چیزی جز بار مالی بر دخترها و پسرها ایجاد نمی‌کند و باعث می شود زوج‌ها در همان شروع زندگی دچارمشکلاتعدیده‌ای شوند.

رافعی ادامه داد:شان دو خانواده زمانی حفظ می‌شود که فرزندانشان در کنار یکدیگر از زندگی لذت ببرند و با تجربه حس آرامش ازدواج پایدار داشته باشند. گاهی اوقات خانواده‌ها هستند که به بچه‌هایشان فشار می‌آورند و با توقعات زیاد حتی آنها را از ازدواج منصرف می‌کنند اما ای کاش آنها به جای اینکه وقت وانرژیخود را بر نحوه برگزاری مراسم بگذارند، بر مسئله شناخت تمرکز کنند و شرایطی را فراهم کنند تا دختر و پسرشان قبل از ورود بهزندگی مشترکدر زمینه‌های مهارت‌های ارتباطی، کنترل و مدیریت هیجانات، اصول ارتباط زناشویی، درک معنای ازدواج، پذیرش مسئولیت برقری ارتباط صحیح با خانواده همسر، شناخت ترس‌ها و غلبه برآنها آموزش ببینند و یک ازدواج درست و پایدار را آغاز کنند.

خجالتی بودن کودک یک خصوصیت اخلاقی است که زمینه اکتسابی و ذاتی دارد و در صورت حمایت خانواده این رفتار اصلاح خواهد شد.

چگونه کودک خجالتی را اجتماعی کنیم؟

به گزارش خبرنگار خانواده گروه جامعه خبرگزاری آنا، خجالت در کودکان یک خصوصیت اخلاقی است که علاوه بر شرایط محیطی زمینه وراثتی هم می‌توان داشته باشد. تشویق و حمایت والدین اصلاح خواهد شد. بسیاری از کودکان و حتی نوجوانان وحتی بزرگسالان نیز درگیر این مسئله هستند.

اغلب کودکان خجالتی اجتماعی نیستند و در ارتباط ‌گیری با دیگران مشکل دارند حتی هنگام احوال پرسی پشت والدینشان پنهان می‌شوند.

راهکارهایی برای اجتماعی کردن کودک خجالتی

کودکان خجالتی نمی‌توانند به یکباره تغییر شخصیت دهند؛ اولین قدم برای کمک به کودکان خجالتی این است که به آنها کمک کنید با همسالان خود ارتباط برقرار کنند و در مورد چیزهایی که دوست دارند باهم صحبت کنند.

به علایق کودک توجه کنید

انجام فعالیت‌هایی که کودک از آن لذت می‌برد می‌تواند گامی برای دوستی با دیگران باشد؛ زیرا هنگامی‌که کودک بر فعالیت‌های سرگرم کننده متمرکز است در واقع او کاری برای انجام دادن و صحبت کردن دارد و از ترس رد شدن از سوی همسالان گوشه‌گیری نمی‌کند.

آموزش آداب و معاشرت

باید به کودک آموزش دهیم هنگامی‌که وارد جمعی می‌شود با صدای بلند و لبخند سلام و احوالپرسی کند و هنگامی‌که جمعی را ترک می‌کند از میزبان تشکر کند.

به کودک اجازه صحبت بدهیم

صحبت کردن در مورد احساسات به کودکان خجالتی کمک می کند افکار خود را به زبان بیاورند و با دیگران تعامل برقرار کنند.

صبور باشید

برطرف کردن خجالت در کودکان نیاز به زمان دارد، از این رو خانواده‌ها باید با آموزش‌های لازم و فراهم کردن شرایط محیطی کودک را برای این تغییر همراهی کنند.

روی کودکان برچسب «خجالتی» نزنید

بیان این‌که کودک خجالت می‌کشد یا خجالتی است، به کودک این پیام را می‌دهد که رفتاری غیرطبیعی دارد و شما از این بابت شرمنده یا نگران هستید و این رفتار موجب عدم اعتماد به‌نفس در کودک می‌شود.

عشق و علاقه خود به کودک را به زبان بیاورید

کودک خجالتی باید اطمینان داشته باشد که شما او را همان‌طور که هست هم دوست دارید. همین که کودک را در آغوش بگیرید، نشان می‌دهد او با همان ویژگی‌هایش شایسته دوست داشتن است در واقع محبت شما به کودک موجب افزایش اعتماد به نفس در او می‌شود.

کودک خجالتی را تشویق کنید

در روش‌های تربیتی نظام پاداش در صورتی‌که به موقع باشد همیشه تاثیر مثبتی در جهت نیل به اهداف داشته است. از این رو وقتی تلاش‌های کودک خجالتی برای برقرای ارتباط با دیگران را می‌بیند او را تحسین کنید.

خجالت آن‌قدرها هم بد نیست!

در پایان به یاد داشته باشید که خجالتی بودن همیشه هم ویژگی بد و نامطلوبی نیست؛ این ویژگی به همراه خود صفات دیگری را همراه دارد که مثبت و مطلوب است. مثلا احتیاط بیشتر، مشاهده دقیق‌تر و گوش دادن بهتر به گفته‌های اطرافیان. حتی گفته می‌شود کودکان خجالتی در آینده گوش شنوایی خواهند داشت.

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *