لودینگ

نگاهی به ارتباطات اجتماعی

نگاهی به ارتباطات اجتماعی

یک کارشناس حقوقی گفت: طرح مجلس در تسهیل صدور مجوزهای کسب و کار موجب شکسته شدن انحصار وکالت، دسترسی آسان مردم به وکیل و پایین آمدن حق‌الوکاله‌ها می‌شود.

شکستن انحصار وکالت موجب افزایش دسترسی مردم به وکیل می‌شود/ کشور گرفتار کمبود وکیل است

مرتضی جلالی در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه قضائی گروه جامعه خبرگزاری آنا با مثبت ارزیابی کردن طرح تسهیل در صدور مجوزهای کسب و کار اظهار کرد: اقدام اخیر مجلس شورای اسلامی در خصوص تسهیل در صدور مجوزها اقدامی انقلابی و به نفع مردم تلقی می‌شود و از آنجا که تصویب این طرح به ضرر برخی از سودجویان در این زمینه است، به همین دلیل مخالفت این افراد فقط برای خودشان است. یکی از این کسب و کارها، ارائه خدمات حقوقی به مردم و در حوزه وکالت است. از گذشته این سؤال در جامعه وجود داشته که چرا نحوه پذیرش دانش‌آموختگان حقوقی در کشور مشکل بوده و چرا نحوه اخذ پروانه وکالت آن قدر پیچیده است؟

وی در خصوص مزایای طرح اخیر مجلس در حوزه وکالت برای تسهیل در کسب و کارها، گفت: یکی از مهمترین مزایای این طرح، مربوط به اشتغال جوانان است و امروزه دانش‌آموختگان حقوقی به‌ دلیل انحصاری که در حوزه کسب و کار وکالت وجود دارد نمی‌توانند وارد بازار کار شوند. این در حالی است که کشور از کمبود وکیل نیز رنج می‌برد و تصویب طرح مجلس، موجب رونق اشتغال خواهد شد و امروزه از ۱۱۰ هزار نفر از داوطلبان آزمون وکالت فقط حدود ۵ درصد پذیرفته می‌شوند. سودجویان و افرادی که این کسب و کار را به انحصار خود درآورده‌اند اجازه نمی‌دهند که وکلای جدید وارد بازار کار شوند.

۸۰ درصد پرونده‌های موجود در محاکم بدون وکیل است

این کارشناس حقوقی یکی دیگر از مزایای طرح مذکور را دسترسی بیشتر مردم به وکلا عنوان کرد و ادامه داد: اگر محدودیت این حوزه برداشته شود، مردم نیز با افزایش تعداد وکلا به‌راحتی می‌توانند برای پیگیری پرونده‌های قضائی خود وکیل اخذ کنند. در حال حاضر به ازای ۱۰۰ هزار جمعیت در کشور ۹۰ وکیل وجود دارد، این در حالی است که این آمار در سایر کشورها ۳ برابر آمار ایران است. اگر تعداد وکلا افزایش یابد، طبیعی است که میزان حق‌الوکاله‌ها کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه اکثر پرونده‌ها دارای وکیل خواهد بود. متأسفانه در حال حاضر بیش از ۸۰ درصد پرونده‌های موجود در محاکم بدون حضور وکیل پیگیری می‌شود و این موضوع تأثیر مستقیمی در اطاله دادرسی و انباشته شدن پرونده‌ها در دستگاه قضائی دارد. بنابراین تصویب طرح مجلس و شکستن انحصار وکالت و ارائه خدمات حقوقی نه تنها موجب اشتغال جوانان و دسترسی مردم به وکیل می‌شود، بلکه جلوی اطاله دادرسی را نیز می‌گیرد.

جلالی با بیان اینکه طرح مجلس موجب منطقی شدن تعرفه‌ها خواهد شد، اظهار کرد: من نمی‌دانم چرا برخی از همکاران بنده با این طرح مخالف هستند، چرا که این طرح می‌تواند موجب توسعه حوزه وکالت شود که این مورد به نفع مردم و جامعه وکلا است. برخی از مردم در حال حاضر به‌ دلیل بالا بودن حق‌الوکاله اصلاً به سمت وکیل نمی‌روند ولی اگر طرح تصویب شود و به واسطه آن تعداد وکلا در جامعه افزایش پیدا کند، مردم به سمت وکیلی می‌روند که دستمزدش معقول است و در این صورت افراد دیگر نیز به ناچار میزان دستمزد را پایین می‌آورند.

وی با بیان اینکه طرح تسهیل در صدور مجوزهای کسب و کار موجب رونق بازار خواهد شد، خاطرنشان کرد: با این طرح، دیگر در مشاغل وکالت، سردفتری و کارشناسان رسمی ظرفیت‌گذاری وجود نخواهد داشت. بنابراین شکستن انحصاری که برخی از وکلا و حقوقدانان ایجاد کرده بودند، کاملاً به نفع مردم و در راستای احیای حقوق عامه است که تا حدودی به رفع مشکل بیکاری کمک خواهد کرد.

کم‌سوشدن چراغ نشریات اندیشه‌ای/ از بین رفتن مرجعیت رسانه‌ای

در دورانی که می‌توان آن را دوران بحران و سختی نامید نه تنها اوضاع تفکر و اندیشه در کشورمان خوب نیست بلکه اوضاع نشریات اندیشه ای هم خوب نیست.

به گزارش خبرنگار مهر، چندی پیش در خبرگزاری مهر به موضوع اهمیت تفکر و اندیشه در زمانه بحران و سختی‌ها پرداختیم و با مقصود فراستخواه، جامعه شناس کشورمان هم در این باره گفتگو کردیم. بنا داریم به این موضوع به صورت دنباله دار بپردازیم و گزارش و گفتگوهایی با این محوریت تهیه کنیم.

کسی به فکر «اندیشه» نیست

پیش از این هم اشاره کردیم، برترین اندیشه‌ها و تفکرهای ناب، اغلب مواقع از دل سختی‌ها و بحران متولد می‌شود و اکثر نظریه‌های مهم فلسفی و جامعه شناسی مربوط به دوره‌های زمانی ست که یک بحران و مشکلی وجود داشته است. این درحالیست که در جامعه امروز ما، مسائل معیشتی، مشکلات اقتصادی، اخبار مربوط به کرونا و حواشی آن انچنان در جامعه اولویت و پررنگ شده است که کسی به فکر اندیشه نیست. به قول شفیعی کدکنی، شاعر معاصر کشورمان «آنچنان بر ما به نان و آب تنگسالی گشت که کسی به فکر آوازی نباشد» البته بهتر است در اینجا به جای آواز بگوییم «که کسی به فکر اندیشه نباشد.».

به هرروی از نشانه‌های کم توجهی به تفکر و اندیشه در زمانه فعلی می‌توان به رکود حاکم در نشریات حوزه اندیشه اشاره کرد. اگرچه رکود در انتشار نشریات امری عمومی است و دامن بسیاری از نشریات عمومی و پرتیراژ را هم گرفته ولی این مسئله در خصوص نشریات اندیشه‌ای پررنگ‌تر هم است.

در سالیان نه چندان دور مثلاً در حوالی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ سالهای اوج و شکوفایی انتشار نشریات حوزه اندیشه بود و مجلات متعددی پا به این حوزه گذاشتند اما به مرور زمان چراغ پرفروز آنها کم‌سوتر شد. به طوریکه بسیاری از نشریاتی که در ابتدا به صورت ماهانه منتشر می‌شدند به دوماهنامه و سپس به فصلنامه تغییر رویه دادند. ضمن اینکه پس از سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ انتشار برخی از نشریات به صورت موقت و یا برای همیشه متوقف شد. با اینحال این رکود و کم رمقی در دو سال اخیرو خصوصاً با بحران کرونا بیشتر هم شد.

در حال حاضر مطرح ترین نشریات حوزه اندیشه عبارتند از فرهنگ امروز، اطلاعات حکمت و معرفت، سیاست نامه، عصر اندیشه، ترجمان، بخارا، اندیشه پویا، نگاه نو، آگاهی نو، قلم یاران و فرهنگ‌بان هستند. در میان این نشریات دو نشریه فرهنگ امروز و اطلاعات حکمت و معرفت که هر دو از نشریات جدی حوزه اندیشه هستند در طول زمان، دوره انتشارشان تغییر کرد و فاصله انتشار هرشماره کم و کم‌تر شد تا جایی که الان فصلنامه شدند و در سال چهاربار منتشر می‌شوند.

لیستی که روزبروز بیشتر آب می‌رود

اگر قرار بود این لیست را چند سال قبل بنویسیم حتماً بلندتر از اینها می‌شد چون متاسفانه تعداد نشریات اندیشه‌ای که در دو سه سال اخیر کار خود را پایان دادند زیاد شد و به عنوان مثال، کانون اندیشه جوان به عنوان مرکزی که به صورت تخصصی به موضوعات اندیشه‌ای می‌پردازد حدود دو سال است که نشریه خود که قبلاً که با عنوان «زمانه» منتشر می‌شد را دیگر منتشر نمی‌کند. نشریات قدیمی دیگری مثل کیهان فرهنگی و سوره هم همینطور.

البته در این میان نشریات دیگری با موضوع اندیشه در داخل مراکز، نهادها و موسسه‌های آموزشی منتشر می‌شود؛ مراکزی مثل فرهنگستان علوم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه و نهادهای علمی بسیار دیگری به صورت دوره‌های مختلف نشریه با محتوای اندیشه منتشر می‌کنند ولی چون وارد عرصه عموم و کیوسک‌های مطبوعاتی نمی‌شود، کارکرد یک نشریه اندیشه‌ای را ندارد پس در این گزارش به این نوع نشریات کاری نداریم.

اولین دلیل روشن و واضحی که برای این رکود می‌توان در نظر گرفت فشار اقتصادی که مردم متحمل می‌شوند و از ان طرف گران شدن نشریات است که هردو به حق است ولی ظاهراً چاره‌ای برای هیچکدام از این مشکلات وجود ندارد. اما از این مسئله که به عنوان دم دستی ترین و البته مهم‌ترین و اصلی ترین دلیل کم رونقی نشریات اندیشه‌ای است بگذریم، دلایل دیگری هم برای این رکود پیدا می‌کنیم که در ادامه به برخی از آنها می‌پردازیم.

یکی اینکه با تورم، گرانی‌های یکباره و گران شدن قیمت کاغذ بسیاری از نشریات و روزنامه‌ها به مشکل برخوردند و بقای آنها منوط به دستیابی به کاغذ با قیمت مناسب شد و از آنجایی که نشریات حوزه اندیشه همیشه در حاشیه و خاص یکسری مخاطب ویژه بودند بیشتر در تیررس این اتفاق قرار گرفتند و به این ترتیب بسیاری از نشریات حوزه اندیشه توان ادامه انتشار نداشتند و از کار دست کشیدند. نتیجه این مسئله یا کوچ اهالی آن نشربه به فضای مجازی و شخصی بود و یا کوچ به یک نشریه‌ای که توانسته در این معرکه جان سالم به در ببرد.

رونق تولید محتوای شخصی به جای انتشار در نشریه

اما یکی دیگر از مسائلی که برای کم رمق شدن نشریات اندیشه‌ای می‌توان مطرح کرد این است که بنظر می‌رسد در حال حاضر مرجعیت رسانه‌ای این نشریات از بین رفته است و بسیاری از اهل اندیشه و اساتید ترجیح می‌دهند مطالب و یادداشت‌های خود را در صفحات مجازی خود یا صفحات مجازی حوزه اندیشه منتشر کنند تا در نشریات تخصصی حوزه اندیشه. به بیان دیگر این روزها تولید محتوا بیشتر جنبه شخصی پیدا کرده است. ضمن اینکه نشریات ما در سالهای اخیر کمتر نوآوری و خلاقیت داشتند و در نتیجه این یکنواختی هم نوعی رکود به دنبال دارد. یکی از چاره‌ها و راهکارهای این معضل تعریف قالب و رویکرد جدید و تعامل بیشتر با نخبگان و فرهیختگان و مخاطبان است. لازم است که ما دوباره نشریاتی داشته باشیم که شناسنامه دار و با هویت باشند.

مورد دیگر اینکه وقتی در یک جامعه رفع مسائل و مشکلات معیشتی و اقتصادی اولویت برهمه چیز شود و به سایر امور زندگی افراد اعم از مسائل فرهنگی و اندیشه‌ای سیطره پیدا کند، موضوعاتی مثل تفکر و اندیشه به شکل یک فانتزی درمی آیند و یا شاید بهتر باشد بگوییم به حاشیه رانده می‌شود. نتیجه این به حاشیه رانده شدن این است که در سالهای قبل اگر دونفر ازبزرگان حوزه اندیشه با یکدیگر بحث و مناظره می‌کردند به حوزه عمومی کشیده می‌شد و افراد بسیاری نسبت به آن واکنش نشان می‌دادند یا مثلاً اگر یک نفر یادداشتی می‌نوشت، فرد دیگری پاسخ او را با یک یادداشت دیگر می‌داد و محصول این گفتگوها و یادداشت‌ها تولید اندیشه و یا حداقل واداشتن به تفکر بود اما در سالهای اخیر کمتر شاهد چنین اتفاقاتی هستیم و نوعی بی تفاوتی در حوزه اندیشه شاهد هستیم که بسیار هم مضر است.

به تغییر فکر کن

اما سوالی که همیشه در بخش پایانی گزارش‌ها پرسیده می‌شود اینکه چه باید کرد؟

برای تغییر در رویه کنونی نشریات اندیشه‌ای چاره‌ای جز ادامه دادن به کار نیست به بیان دیگر نباید تسلیم مسائل و مشکلات معیشتی و اقتصادی شد و با خودمان بگوییم که در این اوضاع چه کسی به اندیشه و تفکر وفرهنگ فکر می‌کند اتفاقاً باید فکرکرد که در چنین شررایطی چطور رشد کرد و از این تنگنای به وجود آمده خلاص شد. ضمن اینکه باید آسیب شناسی این وضعیت با همکاری اهالی اندیشه و صاحبان نشریات بازمانده فعلی صورت بگیرد و راهکارهایی برای برون رفت از این وضعیت ارائه شود. پیش از هرچیز لازم است که نشریات ما به روال قبل دوباره صاحب شناسنامه شود و برای اساتید و اندیشمندان مرجعیت پیدا کند و مثل سالهای قبل افراد برای مطلع شدن اخبار واتفاقات حوزه اندیشه سراغ فلان نشریه اندیشه‌ای بروند و بدانند چیزی که دنبال آن برای دانستن هستند را فقط در آن نشریه پیدا می‎‌کنند و نه در هیچ صفحه‌ای در فضای مجازی.

ضمن اینکه لازم است صاحبان نشریاتی که کارشان را متوقف کرده اند هم مجدد به بازار نشر، نشریات اندیشه‌ای بپیوندند و اگر لازم است تغییراتی را اعمال کنند و با یک شکل نو مجدد کار خود را آغاز کنند تا چراغ این خانه خاموش نشود. به عنوان مثال به تازگی نشریه ترجمان که حدود ۸ سال مدیریت آن به عهده مرتضی روحانی بود، مدیریتش تغییر کرد و مهدی ایزدخواه که مدرس دانشگاه علامه طباطبائی است مدیرعامل جدید ترجمان شد. این چنین تغییراتی علاوه براینکه یک نشریه را از حالت یکنواختی خارج می‌کند باعث می‌شود مخاطب هم دچار رخوت و تکرار نشود و با رویکردهای جدید آشنا شود، چون تغییر اساساً با خلاقیت همراه است و همین تغییرات خود می‌تواند اصلی ترین کلید راهگشا برای بقای نشریات اندیشه‌ای باشد.

خلاصه که باید خطاب به نشریات اندیشه‌ای باقیمانده و از دور خارج شده گفت: دست و پا بزن ولی غرق نشو.

آیا شبکه‌های اجتماعی کسالت و بی‌حوصلگی را از بین می‌برند؟

بسیاری از ما وقتی حوصله‌مان سر می‌رود یا احساس خستگی و کسالت می‌کنیم سر در موبایل و گوشی تلفن همراه کرده به شبکه‌های اجتماعی سرک می‌کشیم تا به خیال خود حالمان خوب شود و ذهنمان آرام بگیرد. اما واقعاً این‌طور است؟ آیا شبکه‌های اجتماعی ما را آرام می‌کنند؟ مطالعات جدید علمی عکس این را می‌گویند.

سواد زندگی؛ توسعه توانمندی‌های فردی؛ سید محمد مهدی شهیدی اگر می‌خواهید کسالت و بی‌حوصلگی را از بین ببرید و ذهن خود را آرام کنید، به شما توصیه می‌شود یک مداد و کاغذ بردارید تا اینکه به تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی مراجعه کنید.

همه ما گاهی برای سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت سراغ گوش‌های تلفن همراه می‌رویم، ما به اعلان‌ها، پیام‌ها، نظرات، عکس‌ها، اخبار فوری و غیره نگاه می‌کنیم. درواقع، تمایل داریم با این کار لحظاتی ذهن خود را از استرس پاک کنیم.

بااین‌حال، تازه‌ترین مطالعات علمی به ما می‌گویند که، شبکه‌های اجتماعی کسالت و بی‌حوصلگی را از بین نمی‌برند.

در حقیقت، اغلب اوقات کانال‌ها و صفحات پر از افرادی است که بر سر یکدیگر فریاد می‌زنند. برخی از توئیت‌ها در ذهن شما حک شده و باعث استرس شما می‌شوند.

چنین اتفاق‌های مشابهی در شبکه‌های دیگر نیز می‌افتد. شما برای دقایقی به‌قصد سرگرمی وارد می‌شوید درحالی‌که اغلب احساس می‌کنید بیشتر آزرده‌خاطر شده‌اید تا آرام.

با توجه به عوارض ناسالم شبکه‌های اجتماعی، برخی از کاربران لغو اشتراک می‌کنند یا سراغ “سم‌زدایی دیجیتال می‌روند.

بااین‌حال، چشمگیرترین مشکلات استفاده از شبکه‌های اجتماعی مربوط به جوانان است. چراکه بر اساس مطالعات، جوانان به‌طور فزاینده‌ای نسبت به احساس کسالت و بی‌حوصلگی، بی‌تحمل شده‌اند.

در حقیقت، بسیاری از جوانان وقتی صفحه نمایشگری جلوشان نیست، اضطراب زیادی را تجربه می‌کنند.

“نسلی که نمی‌تواند بی‌حوصلگی خود را تحمل کند، نسلی از مردان کوچک است، مردانی که بی‌دلیل از روند آهسته طبیعت جداشده‌اند، مردانی که در آن‌ها هر انگیزه حیاتی به‌آرامی پژمرده می‌شود گویی که در گلدان، گل‌هایشان را چیده‌اند.”

-برتراند راسل-

چرا شبکه‌های اجتماعی کسالت و بی‌حوصلگی را از بین نمی‌برند؟

شبکه‌های اجتماعی نه‌تنها کسالت و بی‌حوصلگی ما را از بین نمی‌برند بلکه سلامت روانی‌مان را هم به مخاطره می‌اندازند.

این مسأله را تحقیقی که توسط موسسه علوم عصبی و روانشناسی کالیفرنیا در سال ۲۰۲۰ انجام‌شده، تأیید کرده است.

بااین‌وجود، به نظر می‌رسد که این تأثیر در سراسر جهان یکسان نیست. در حقیقت، کسانی هستند که از شبکه‌های اجتماعی به‌خوبی استفاده می‌کنند و از مزایای لذت‌بخش آن برخوردار می‌شوند.

بااین‌حال، ارقام مربوط به ناراحتی و استرس ناشی از استفاده زیاد از شبکه‌های اجتماعی قابل‌توجه و چشمگیر است.

به‌عنوان‌مثال، برخی از افراد به این شبکه‌ها معتاد شده‌اند. درواقع، فضای مجازی برای آن‌ها به‌عنوان دوپامین عمل می‌کند.

برخی دیگر زندگی را فقط از طریق جهان دیجیتال درک می‌کنند. آن‌ها خود را در این جهان مجازی با دیگران مقایسه می‌کنند و نمی‌توانند هیچ پیام، استوری یا تصویر و عکسی را از دست بدهند وگرنه گرفتار استرس و اضطراب ناشی از حس عقب ماندن می‌شوند.

بسیاری از این موارد قبلاً برای ما شناخته‌شده بود. علم قبلاً به تأثیرات کوتاه‌مدت شبکه‌های اجتماعی پرداخته بود. به این‌که شبکه‌های اجتماعی به ما کمک می‌کند تا خودمان را سرگرم کنیم و استرس یا کسالت‌های گاه‌وبیگاه‌مان را در محل کار، در زمان استراحت یا در مترو و اتوبوس با رجوع به شبکه‌های اجتماعی برطرف کنیم. امروز اما علم می‌گوید نه؛ شبکه‌های اجتماعی حتی در کوتاه مدت هم به رفع خستگی و کسالت ما کمک نمی‌کنند.

گشت‌وگذار کوتاه‌مدت در موبایل باعث بهبود روحیه شما نمی‌شود

دانشگاه رادبود در هلند مطالعهٔ جالبی را انجام داد. هدف این بود دریابند که آیا شبکه‌های اجتماعی، همان‌طور که همه به آن اعتقاددارند، به افراد کمک می‌کند تا هنگام استرس یا در زمان فراغت، ذهن خود را پاک و آرام کنند؟ نتایج این تحقیق در مجله Royal Society Open Science منتشر شده است.

 برخی از نتایج جالب این تحقیق به این شرح است:

۱- شبکه‌های اجتماعی کسالت و بی‌حوصلگی را از بین نمی‌برند بلکه، باعث می‌شود افراد احساس کسالت و بی‌حوصلگی و استرس بیشتری کنند.

۲- شما فقط در مواقع استراحت یا زمانی که کمی وقت آزاد دارید از تلفن همراه استفاده نمی‌کنید. درواقع، استفاده از تلفن همراه نوعی اوقات فراغت نیست، بلکه بیشتر یک شیوه زندگی است. علاوه بر این، شما حتی در غیرقابل توضیح‌ترین شرایط از موبایل استفاده می‌کنید. بنابراین، تمایز لحظات استراحت از لحظات کار دشوار می‌شود.

۳- ما از تلفن‌های همراه خود استفاده مداوم و ناسالم می‌کنیم. ما شبکه‌های اجتماعی را بدون توجه به شرایط بررسی می‌کنیم. این می‌تواند باعث شود ما در طول کار بیشتر استرس داشته باشیم و حتی زمانی که باید در حال استراحت باشیم،  دچار استرس بیش‌ازحد شویم.

احساس فوریت؛ نیاز به بررسی مداوم تلفن همراه خود

این احساس که شما مجبورید مدام موبایل خود را چک کنید تصادفی نیست. درواقع، این واقعیت که شبکه‌های اجتماعی کسالت و بی‌حوصلگی شما را برطرف نمی‌کنند، به هدفی خاص برمی‌گردد. این واقعیتی است که هر برنامه و اپلیکیشن‌ به دنبال چیزی بسیار خاص است: اینکه شما مرتب از آن‌ها استفاده کنید.

همه این سیستم‌عامل‌ها از تکنیک‌های بسیار پیچیده‌ای استفاده می‌کنند تا شما را به آن‌ها متصل نگه‌دارند. “احساس فوریت”، این ایده که اگر نگاهی به تلفن همراه خود نکنید چیزی را از دست می‌دهید، یک اتفاق مکرر است.

در حقیقت، جهان دیجیتال برای کاهش کسالت یا رفع بی‌حوصلگی یا سرگرمی شما طراحی نشده است. آنچه شبکه‌های اجتماعی و اپلیکیشن‌ها دنبال می‌کنند اعتیاد شما و استفاده مداوم شما از آن است.

برای رفع بی‌حوصلگی راه‌های دیگری پیدا کنید

راه‌های زیادی برای مقابله با کسالت و بی‌حوصلگی وجود دارد. بااین‌حال، مهم‌ترین چیز این است که یاد بگیرید کسالت و بی‌حوصلگی را تحمل‌کنید.

درواقع، کاری که باید انجام دهید این است که منابع دیگری را پیدا کنید که با آن‌ها سرگرم شوید و استفاده از شبکه‌های اجتماعی را بگذارید برای امور ضروری یا انجام کارهایتان اگر این موارد را به‌خوبی انتخاب کنید، می‌توانند هم غنی کننده و هم مفید باشند.

خواندن، گوش دادن به موسیقی یا تمرین برخی از فعالیت‌های هنری همه منابع استثنایی برای ذهن و سلامت روان شما هستند. آن‌ها احساسات را هماهنگ می‌کنند، استرس را تنظیم می‌کنند و خلاقیت را افزایش می‌دهند.

اگر تلاش کنید، به‌زودی متوجه می‌شوید که جهان‌های شگفت‌انگیزی فراتر از صفحه‌نمایش تلفن همراه و سروصدای بی‌وقفه شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که تا امروز از آن‌ها غافل بوده‌اید.

پنج شنبه، ۲۲ مهر ۱۴۰۰ – ۱۰:۴۰

سریال «بازی مرکب» باعث نگرانی والدین شده

در این پست فیسبوکی آمده است: «والدین عزیز، مطمئناً نام سریال «بازی مرکب» را شنیده‌اید. در این مجموعه، شخصیت‌ها به انجام یک بازی کودکانه تشویق می‌شوند. با این تفاوت که در صورت باخت و حذف در واقع اعدام می‌شوند!‌

اعتمادآنلاین| سریال کره‌ای «بازی مرکب» هر چند طی روزهای اخیر موفقیت گسترده‌ای را در جلب مخاطب کسب کرده است، با این حال همزمان نگرانی‌های زیادی را در میان والدین و مسئولان مدارس برانگیخته است.

طرح اصلی این سریال سرشار از رنگ و موسیقی و تحرک، این است که می‌توانید با انجام یک بازی کودکانه برنده ۳۳ میلیون یورو شوید. همه آن چیزی که برای تشویق مخاطب به تماشای آن کافی است، اما این همه داستان نیست. زیرا اگر در بازی مرکب بازنده شوید، خواهید مُرد.

در واقع صحنه‌های خشونت‌آمیز در این مجموعه به قدری زیاد است که کشورهای متعددی تماشای آن را برای سنین زیر ۱۵،۱۶ و حتی ۱۸ سال ممنوع کرده‌اند. زنگ خطر زمانی برای والدین و اولیای مدارس بلژیک به صدا درآمد که مشاهده کردند کودکان سعی در تقلید صحنه‌های سریال در حیاط مدرسه دارند.یوری، کودک ۶ ساله بلژیکی، درباره تاثیر صحنه‌های این بازی در میان همکلاسی‌هایش می‌گوید: «من اول فکر کردم بچه‌ها دارند بازی می‌کنند اما بعد دیدم که دارند با یک چیزی همدیگر را کتک می‌زنند. شرکت نکردم چون نمی‌خواهم به خودم آسیب برسد.»

سابرینا کاکی، مدیر یک مدرسه در مرکز شهر ارکولین در بلژیک، می‌گوید بعد از آنکه چند تن از دانش‌آموزانش به خاطر بازی مرکب دچار ترس و وحشت شده بودند به تمامی دانش‌آموزان در این باره هشدار داده است.

او گفت: «ما باید تا حد ممکن از کودکان محافظت کنیم اما قبل از هر چیز می‌خواستم برای آن‌ها توضیح دهم که چه اتفاقی افتاده است و تصمیم داشتم بدانند که ما در این موارد نظارتی کاملا هشیار هستیم و این موضوع را بی‌اهمیت نمی‌دانیم.»

پست فیسبوکی او که خطاب به والدین و اولیای دانش‌آموزان نوشته شده است در فیسبوک تا کنون ۳۹ هزار بار به اشتراک گذاشته شده است.در این پست فیسبوکی آمده است: «والدین عزیز، مطمئناً نام سریال «بازی مرکب» را شنیده‌اید. در این مجموعه، شخصیت‌ها به انجام یک بازی کودکانه تشویق می‌شوند. با این تفاوت که در صورت باخت و حذف در واقع اعدام می‌شوند!‌

این سریال به دلیل صحنه‌های خشونت‌آمیز به افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است. ما کاملا هوشیار هستیم تا این بازی ناسالم و خطرناک متوقف شود. ما روی حمایت و همکاری شما حساب می‌کنیم تا فرزندان شما را از عواقبی که این امر می‌تواند داشته باشد آگاه کنیم. کودکانی که به این بازی ادامه دهند (با آسیب زدن به کودکان دیگر) بدیهی است که جریمه خواهند شد.»

کارشناسان می‌گویند خشونت پدیده جدیدی در بازی‌ها نیست، با این حال در زمانه ما نفرت و چالش‌های خطرناک در شبکه های اجتماعی رواج فراوانی یافته و هوشیاری بیشتری را می‌طلبد.

برونو هامبیک، روانپزشک کودک و محقق در دانشگاه مون بلژیک، می‌گوید: «موارد مشابهی از بازی‌های خشونت‌آمیز را پیش از این نیز مشاهده کرده‌ایم. ما باید حیاط بازی کودکان را به عنوان فضایی در نظر بگیریم که الزاما باید توسط بزرگسالان تحت نظارت قرار گیرند و کنترل شوند.»

سریال ۹ قسمتی بازی مرکب داستان ۴۵۶ بدهکار مالی است که وسوسه می‌شوند با شرکت در یک بازی مرگبار، که مخفیانه توسط گروهی از ثروتمندان اداره می‌شود، شانس خود را برای برنده شدن جایزه ۳۳ میلیون یورویی امتحان کنند. این بازی که در اصل «اسکوئید گیم» نام دارد از یک بازی سنتی کودکانه در کره جنوبی الهام گرفته شده است.

شبکه اینترنتی نتفلیکس (NETFLIX) پیشتر در روز سه‌شنبه اعلام کرده بود که این سریال به موفق‌ترین سریال تاریخ این شبکه در نمایش اولیه بدل شده است.

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *