لودینگ

گوشه چشمی به ارتباطات اجتماعی ۲۰ اسفند!

ارتباطات اجتماعی

گوشه چشمی به ارتباطات اجتماعی ۲۰ اسفند!

گوشه چشمی به ارتباطات اجتماعی ۲۰ اسفند!

 

 

 

“نرو سمیه” و والدین ناآگاهی که از دابسمش کودکانشان فیلم گرفتند

"نرو سمیه" و والدین ناآگاهی که از دابسمش کودکانشان فیلم گرفتند

چندی پیش خواننده‌ای غیر مجاز با نشر ویدئویی در صفحه اجتماعی‌اش خبر از موزیک ویدئو جدید خود با حضور یکی از بازیگران فیلم‌های مستهجن داد و از مخاطبانش خواست با این آهنگ دابسمش کنند و ویدئواش را برای او بفرستند؛ این موضوع واکنشها و جنجالهای بسیاری را در پی داشته است اما در این میان ویدئوهای ارسال شده از سوی نوجوانان و حتی کودکان قابل تامل است چرا که نشان از ناآگاهی آنها و والدینشان از اثرات آسیبهای پیدا و پنهان چنین اقداماتی دارد و باز هم زنگ خطری که صدای آن به گوش برخی والدین و مسئولان نمی رسد.

به گزارش ایسنا،‌ موسیقی پخش شده که دارای ریتمی شاد اما بی‌محتوا است به دلایل گوناگون توانسته توجه بسیاری از نوجوانان را جلب کند. کسی مخالف شادی و افزایش آن از طریق گوش دادن به اصوات موسیقی نیست اما نکته حائز اهمیت این است که نوجوان بی‌هیچ پیش زمینه‌ و شناختی از حضور یک بازیگر صنعت پورن و بی‌توجه به محتوای پوچی که در آن با بیان عباراتی شنونده را به سمت اعتیاد سوق می‌دهد، تنها به دنبال شادی و تکرار این عبارات است.

عباراتی که بسیاری از کارشناسان معتقدند به طور ناخودآگاه می‌تواند بر ذهن نوجوان اثر گذاشته و شخصیت آینده او را شکل دهد. در این بین اما والدین ناآگاهی نیز از کودکان خود ویدئو تهیه کرده و در حال ترویج این محتوای پوچ و مخرب بر ذهن و روان کودکان و نوجوانان هستند.

والدین ناآگاهی که فرزندان خود را در معرض آسیب قرار می‌دهند

دکتر گوهر یسنا انزانی، روانشناس در اینباره به ایسنا گفت: طی چند روز گذشته و با پخش این کلیپ شاهد والدینی ناآگاه بودیم که بی‌توجه به پیامدهای جبران ناپذیر، فرزندان خود را در معرض آسیب‌های روانی این موزیک ویدئو قرار دادند.

وی ادامه داد: طبق پژوهش محققان دانشگاه مونترال پخش موسیقی مورد علاقه منجر به ترشح هورمون لذت و پاداش _دوپامین_ شده و گوش دادن به آن نوعی اثر مقدماتی مشابه شرطی شدن کلاسیک دارد. ذهن هر فرد الگوی دلخواه از اصوات موزون دارد که با پخش شدن اصوات ـ حتی اگر زبان خواننده قابل درک نباشد ـ دوپامین ترشح می‌شود و سیستم پاداش دهی مغز شروع به فعالیت می‌کند.

رابطه تکرار موسیقی و اثر آن بر ناخودآگاه افراد

انزانی گفت: کودکان و نوجوانان که به دنبال هیجان و الگو برداری هستند در این بین آسیب زیادی می‌بینند، چراکه محتوای شادی را می‌شوند که سیستم پاداش دهی مغز را فعال می‌کند، با تکرار جملات پخش شده در آهنگ این جملات در ضمیر ناخودآگاهشان می‌نشیند و کاملا به صورت ناخودآگاه جملاتی که در رابطه با مواد مخدر و حتی ویژگی‌های ظاهری یک خانم بیان می‌شود را دریافت می‌کنند و آموزش می‌بینند.

خانواده مهم‌ترین کانون جامعه محسوب می‌شود

این روانشناس با اشاره به اثرات مخرب بازدید میلیونی و الگو برداری و ساخت دابسمش توسط نوجوانان و کودکانی که والدینشان از انها ویدئو گرفتند، تصریح کرد: خانواده در سالهای دور مهم ترین کانون جامعه محسوب می‌شد اما این روزها با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی، پاندمی کووید ۱۹، حضور بیشتر بچه‌ها در منزل، ارتباط کمتر با آموزگاران، ارتباط بیشتر با شبکه‌های اجتماعی و دسترسی راحت به تمامی سایت‌ها، نقش خانواده کمرنگ و تبعات متعددی را برای آنها به همراه داشته است.

الگو برداری کودکان از صفحات بی‌محتوای مجازی

به گفته این روانشناس کودکان تا پیش از سن ۱۸ سال به دنبال هیجان و الگو برداری هستند و در این بین نقش هم‌سالان و افرادی که صفحات اجتماعی با بازدید زیاد دارند بسیار پررنگ است چراکه دریافت پاداش از شبکه‌های اجتماعی جذابیت بیشتری نسبت به مطالب تحصیلی دارد و نوجوانان با هیجان بالا به راحتی جذب این محتوا می‌شوند و از این رفتارها الگو برداری می‌کنند.

تفکر انتزاعی از ۱۱ تا ۱۵ سال شکل می‌گیرد

وی افزود: مطابق با پژوهش‌ها تفکر انتزاعی، درک موقعیت‌ها و پیامد اندیشی در حوالی ۱۱ تا ۱۵ سال شکل می‌گیرد و افرادی که در کودکی در معرض آسیب و یا تجربیات ناگوار بوده‌اند _حتی اگر کودک و والدین با این تجربیات آشنا نباشد_، پیامدهای ناگواری بر تحول و سازگاری شخصیت کودک در بزرگسالی بر جای می گذارد.

انزانی این را هم گفت که فرآیند رشد و تحول کودک تابع عوامل زیستی روانی و اجتماعی است و خانواده‌ در این بین نقش اساسی دارد. همچنین این روزها نقش خانواده به دلیل عدم آگاهی به فرهنگ سازی‌ها به شدت کاهش پیدا کرده است.

محتوای مورد استفاده افکار را شکل می‌دهند و افکار رفتار را بروز می‌دهد

وی یاداور شد: محتوای فیلم، موسیقی، داستان، عکس و … که در دسترس کودکان قرار دارد اثر بسیار زیادی بر سلامت روان دارد و هر فکری که در ذهن فرد شکل می‌گیرد بر احساس و جسم و رفتار آن فرد نیز اثر می‌گذارد. به ویژه اگر این محتوا تصویری باشد اثرات فکری، حسی و رفتاری آن نیز بیشتر است.

فرزندان بدون داشتن مهارت در اینترنت حضور دارند

احساس امنیت نوجوان با حضور در شبکه‌های اجتماعی

این روانشناس با بیان اینکه اعتیاد به تکنولوژی یا اعتیاد مدرن، از جمله اعتیادهایی است که این روزها شایع شده است، ادامه داد: متاسفانه این روزها والدین زمانی برای آموزش دیدن توسط متخصصین پیرامون موضوعات یاد شده ندارند و فرزندان نیز بدون داشتن مهارت و آموزش لازم در این فضا حضور دارند. کودکان و نوجوانان درگیر پیامدهای مخرب شبکه‌های اجتماعی می‌شوند.

وی معتقد است که حضور در این شبکه‌ها برای نوجوانان احساس امنیت، رضایت و خشنودی به همراه دارد. آنها با حضور در این فضا از گروه هم‌سالان تبعیت می‌کنند و حتی اگر این فضا هم برایشان فیلتر شود از هر روشی برای حضور و دسترسی به این فضا استفاده می‌کنند.

اثرات محتوای نامناسب برای کودکان

انزانی گفت: در واقع تصاویر و فیلم‌های نامناسب برای کودکان همانند مواد مخدر می‌تواند اثرات جبران ناپذیری نظیر کابوس شبانه، سردرگمی، ترس، استرس، اضطراب، افسردگی، افزایش اختلالات جنسی و شخصیتی، جویدن ناخن، شب ادراری و … داشته باشد.

وی با اشاره به آزار جنسی کودکان در کلیپ پخش شده، اظهار کرد: مطابق با تعریف سازمان بهداشت جهانی محتوای این کلیپ مصداق کودک آزاری است چراکه هرگونه فعالیت برای کودک که فاقد تحول شناختی و هیجانی است ویا هر تماس و وادار کردن کودک به دیدن روابط در قالب فیلم و عکس و … مصادیق آزار جنسی است و  از جمله پیامدهای آن که به ظاهر ساده می‌آید بلوغ زودرس، احساس گناه، ترس، اعتیاد، اضطراب، وسواس، افسردگی، تاخیر رشدی و حس انتقام جویی و… است.

سالهای پیش از ۱۸ سالگی مهم‌ترین دوران رشد است

این روانشناس با تاکید بر بی‌توجهی والدین نسبت به گرفتن ویدئو هنگام زمزمه این آهنگ  از فرزندان خود و نشر آن، ادامه داد: سالهای قبل از ۱۸ سالگی مهم ترین دوران رشد و تکامل جنسی، جسمی و روانی است و آسیب به فرزندان در این مرحله جبران ناپذیر است. زمانی که مکانیسم خانواده بهم می ریزد آسیب های ایجاد شده گریبانگیر جامعه هم می شود. در کودکی و نوجوانی مراحل رشدی انسان کاملا پیچیده اتفاق می‌افتد که مهم ترین مرحله رشدی است.

الگو برداری غلط نوجوانی که در جستجوی هویت است

به گفنه انزانی نوجوان در حال تجربه بلوغ است و این دوران بر رشد جسمی، جنسی، اخلاقی، شناختی و… ساختار شخصیت فرد اثر می گذارد. نوجوانی که دچار سردرگمی هویت است باید در راستای دستیابی به هویت با الگو برداری صحیح از افراد موفق و شاد حرکت کند، حال اینکه با الگو برداری نوجوان از چنین محتوایی تنها تخریب شخصیت نوجوان را در پی خواهد داشت.

حضور افرادی با اختلالات روانی و شخصیتی در شبکه‌های اجتماعی

انزانی اظهار کرد: افرادی که اختلالات روحی و شخصیتی نظیر اختلال سخصیت نمایشی و ضداجتماعی دارند علیرغم اینکه تفاوتی با دیگران ندارند  اما سعی می‌کنند خود را زیبا تر و باهوش‌تر و موفق‌تر جلوه دهند و چنین افرادی اکثرا در شبکه‌های اجتماعی حضوری فعال دارند. از جمله این اختلالات، اختلال شخصیت ضد اجتماعی است که افراد این چنینی دارای ویژگی‌های آزار رسانی به ویژه آزار جنسی، نقض حقوث افراد، ناتوانی در پیروی از قانون، بس‌پروا و بی‌ملاحظه بودن، بی‌مسئولیتی و در عین حال جذاب بودن است.

وی همچنین این را هم گفت که افراد دارای اختلال شخصیت نمایشی خود را در معرض توجه قرار می دهند، وقت زیادی صرف خودآرایی می‌کنند، توجه طلبی مفرط دارند، رفتارهای تحریک کننده و اغوا کننده و تحریک کننده جنسی دارند و برای جلب توجه دیگران از هر راهی استفاده می‌کنند.

ضرورت افزایش آگاهی والدین

نمی‌توان از جامعه انتظار داشت تمامی کم‌ و کاستی‌ها را پوشش دهد

انزانی خطاب به والدین گفت: والدینی که در این میان آگاهی و مهارت اجتماعی لازم را ندارند، سخت گیر یا سهل گیر اند، دارای عقاید ضد و نقیض هستند، تحصیلات پایینی دارند و یا خودشان دچار اختلال شخصیت اند و مهارت فرزند پروری را بلد نیستند بیشترین آسیب را به فرزندانشان وارد می‌کنند.

این روانشناس در پایان توصیه کرد: وقتی الگوی کودکان و نوجوانان نامناسب است باید این انتطار را داشت که سالهای بعد همین الگو را در پیش گیرند. والدین باید سواد رسانه‌ای داشته باشند. نمی توان از جامعه انتطار داشت تمامی کم و کاستی‌ها را پوشش دهد بلکه والدین در مقابل فرزندان خود مسئول‌اند. چگونه است که حتی برای نگهداری از یک گل آداب و شرایط و مراقب‌های خاصی را در پیش می‌گیریم اما به مهارت‌های فرزند پروری توجهی نشان نمی‌دهیم؟. فرزندان ما از گل عزیزتراند و والدین باید در این راه تمام مراقبت‌های لازم را از طریق متخصصین و مشاوران بیاموزند و در پیش گیرند.

 

 

 

 

 

شکاف عمیق دستمزد و تورم با افزایش ۴۰درصدی مزد ۱۴۰۰ هم پر نمی‌شود

شکاف عمیق دستمزد و تورم با افزایش 40 درصدی مزد 1400 هم پر نمی شود

فعال کارگری با بیان اینکه سال‌هاست که دخل‌وخرج کارگران با هم همخوانی ندارد گفت: حتی اگر دستمزد ۴۰درصد افزایش یابد باز هم مشکلات کارگران حل نمی‌شود. دولت باید به فکر مهار تورم و تقویت قدرت خرید کارگران باشد.

حمید حاج‌اسماعیلی, کارشناس بازار کار در گفت‌وگو با خبرنگاراقتصادیخبرگزاری تسنیم، درباره دستمزد سال ۱۴۰۰ گفت:در زمان حاضر کارگران در شرایط دشواری هستند. کارگران سال‌هاست که قدرت پس‌انداز خود را از دست داده‌اند.

وی ادامه داد: با توجه به تورم افسارگسیخته و خط فقر ۱۰میلیون تومان، کارگران اگر کمتر از ۴.۵ دریافت کنند امورات زندگی‌شان نمی‌گذرد، حتی اگر دستمزد کارگران ۴۰درصد هم افزایش یابد با توجه به مشکلات کارگران قانع‌کننده نیست.

حاج‌اسماعیلی افزود: علی‌رغم اینکه همواره سبد معیشت تعیین می‌شود و ملاکی برای ورود شورای‌عالی کار به بحث دستمزد است, اما تا کنون عدد و رقمی که در کمیته دستمزد به‌عنوان هزینه سبد معیشت تعیین می‌شود, نتوانسته است دولت را قانع کند تا دستمزد بر آن اساس تعیین شود.

این فعال کارگری متذکر شد: پیش‌بینی‌ها به این سمت است که  سال ۱۴۰۰ تورم‌زا خواهد بود، در یکی دو سال گذشته کسری بودجه بیشتر شده است و ضمن اینکه بحث تحریم‌ها و عدم رفع آنها قطعاً روی قیمت‌ها تأثیرگذار است و از سمت دیگر اقتصاد کشور طی چهار یا پنج دهه گذشته وابسته به درآمدهای نفتی بوده است و به همین دلیل ارز کافی در کشور نیست، بنابراین همه این‌ها نشان‌دهنده آن است که سال آینده تورم بالا خواهد بود، بنابراین ضرورت دارد دولت در برنامه خود تمهیدات جدی لحاظ کند تا بتواند به‌سمت تقویت قدرت خرید کارگران پیش رود، حجم عقب‌ماندگی دستمزد از تورم خیلی بیشتر است.

حاج‌اسماعیلی با اشاره به اینکه تهیه امکانات ضروری زندگی با دستمزد کارگران همخوانی ندارد گفت: در سه چهار دهه اخیر همواره این مشکلات برای کارگران بوده است و هر روزشان بیشتر و بدتر شده است. نابسامانی و بی‌ثباتی‌ای که در شرایط اقتصادی کشور ایجاد شده است, روز به روز باعث افزایش قیمت‌ها شده است، این مسئله بدون توجه به نیازهای خانواده‌های کارگران است و امکان تطبیق دستمزد طبقه کارگر با وضعیت اقتصادی سنجیده نشده است.

 

 

 

 

 

رفع تبعیض،خواسته اصلی بازنشستگان تأمین‌اجتماعی

۱۳۹۹/۱۲/۲۰ – ۱۱:۴۳ – کد خبر: ۳۰۸۹۹۵
رفع تبعیض،خواسته اصلی بازنشستگان تأمین‌اجتماعی

سلامت نیوز:چند‌ماه قبل بود که دولت با اختصاص منابعی به صندوق‌های بازنشستگی تلاش کرد، درآمد بازنشستگان کشوری، لشکری و تأمین‌اجتماعی را متناسب با نرخ تورم و وضعیت معیشت افراد افزایش دهد؛ طرحی که در ابتدا همسان‌سازی‌ خوانده شد ولی بعد به متناسب‌سازی‌ تغییر کرد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه همشهری ،در حال حاضر مجموع بازنشستگان تامین‌اجتماعی ۶ میلیون و ۸۳۰ هزار نفر و مجموع بازنشستگان کشوری یک میلیون‌و ۴۹۰هزار نفر است ؛ در واقع تعداد بازنشستگان تامین‌اجتماعی دست‌کم ۳‌برابر تعداد کشوری است. اما، سهم اختصاص یافته به صندوق تأمین‌اجتماعی از بودجه پرداختی دولت کمتر از صندوق‌های بازنشستگی کشوری بود. چنین وضعیتی منجر به افزایش شکاف میان دریافتی بازنشستگان تامین اجتماعی با کشوری و لشکری شد.

اعتراض‌ها از جایی شروع شد که متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان در صندوق‌های کشوری و لشکری، براساس سنوات خدمت، مدارج شغلی، مدرک تحصیلی از مبلغ درنظر گرفته شده در مرحله اول همسان‌سازی بود. مبلغی که کف آن حدود ۵۰۰هزار تومان و برای گروه‌های شغلی بالا، به حدود ۸‌میلیون تومان هم می‌رسید اما، در تأمین‌اجتماعی همسان سازی از کمتر از ۱۰۰‌هزار تومان برای حداقل بگیران و کمتر از آن آغاز و تا حدود ۱ میلیون تومان برای سقف‌بگیران افزایش یافت.

اعتراض‌هایی که در نهایت دولت را ناچار کرد در قالب لایحه بودجه سال آینده، ۱۵۰هزار میلیارد تومان برای متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان، مستمری‌بگیران و نیز اجرای رتبه‌بندی معلمان درنظر بگیرد. از این مبلغ ۸۹هزار میلیارد تومان برای اجرای مرحله دوم متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان پیشنهاد شد که با موافقت مجلس روبه‌رو شده است.

مرحله اول اجرای متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی، مرداد سال‌جاری اجرا شد اما به‌گفته بسیاری از بازنشستگان افزایش‌هایی که در فیش حقوقی مستمری‌بگیران تأمین‌اجتماعی لحاظ شد به قدری ناچیز بود که انتظارها را برآورده نکرد.بهنام یزدانیان، سال۹۲ با دریافتی ماهانه ۲میلیون و ۷۰۰هزار تومان بازنشسته شده است.

با گذشت ۷سال و افزایش معمول حقوق‌ها و تا پیش از متناسب‌سازی‌ انجام شده در مرحله اول، دریافتی‌اش ۴میلیون و ۹۰۰هزار تومان بوده است. او می‌گوید به‌رغم امیدهایی که از سوی مسئولان برای متناسب‌سازی‌ به بازنشسته‌های تأمین‌اجتماعی داده شد، حقوقش کمتر از مقداری که انتظار داشت افزایش پیدا کرد؛«وقتی گفتند متناسب‌سازی‌ انجام می‌شود، فکر کردم حقوقم حداقل یک میلیون تومان بیشتر می‌شود. اما وقتی واریزی‌ها شروع شد دریافتی من تنها ۳۰۰هزار تومان افزایش یافت.

همکاری که با بازنشسته شدن من جایم را در شرکت گرفت، اردیبهشت امسال بازنشسته شد. الان دریافتی او با اجرای متناسب‌سازی‌ ۸میلیون و ۵۰۰هزار تومان شده است و این روند متناسب‌سازی‌ عادلانه نیست.»

همسان‌سازی‌ نه متناسب‌سازی

‌بسیاری از بازنشستگان بر این باورند حقوقی که می‌گیرند باید با دیگر بازنشستگان صندوق‌های بازنشستگی یکسان باشد.محمود حسینی‌کیا، یکی از این بازنشسته‌هاست. او می‌گوید حقوقی که هنگام بازنشسته شدن دریافت می‌کرد سقف حقوق سال بازنشستگی‌اش بود درحالی‌که امروز، حقوقی که دریافت می‌کند با سقف حقوق فعلی و نه حتی پست‌های مشابه در سایر صندوق‌های بازنشستگی فاصله زیادی دارد؛«درصندوق بازنشستگی کشوری و لشکری با اجرای همسان‌سازی‌ حقوق‌ها، افرادی که پست مدیریتی یا درجه نظامی مشخصی داشتند به شکل همسان حقوق‌شان اضافه شد. درتأمین‌اجتماعی خبر از همسان‌سازی‌ نیست بلکه مسئولان از متناسب‌سازی‌ حرف می‌زنند.

حالا در وضعیتی هستم که مستمری ماهانه‌ام از سقف حقوقی فاصله زیادی دارد. حسینی‌کیا، با تأکید بر اینکه اجرای متناسب‌سازی‌ خواسته او و دیگر بازنشستگان تأمین‌اجتماعی نیست بلکه، باید همسان‌سازی‌ در تأمین‌اجتماعی برای احقاق حقوق افراد اجرا شود، ادامه می‌دهد:«مسئولان تأمین‌اجتماعی تلاش دارند از همسان‌سازی‌ به‌سادگی عبور کنند درحالی‌که متناسب‌سازی‌ خواسته من و بسیاری از بازنشستگان نیست.»

فرمول افزایش مستمری را به نفع بازنشسته‌ها کنید

اکبر بادره، اسفندسال گذشته با احتساب مشاغل سخت و زیان‌آور و سابقه ۳۵سال خدمت بازنشسته شده است. او هنگام بازنشستگی ۵میلیون و ۳۰۰هزار تومان حقوق دریافت می‌کرد. او به همشهری می‌گوید، درمرحله اول اجرای طرح متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان تأمین‌اجتماعی در اواسط سال حقوقش به ۶میلیون و ۸۰۰هزار تومان رسیده است؛ افزایشی که کمک چندانی به بهبود معیشت او نکرده است؛« یک‌ماه بعد از افزایش حقوق بازنشستگی‌ام، ماهانه ۱۰۰هزارتومان از این مبلغ کم می‌کنند. کسی هم درباره اینکه چرا از حقوقم کم شده، توضیح نمی‌دهد.

حالا هم که می‌گویند قرار است مرحله دوم متناسب‌سازی‌ حقوق‌ها اجرا شود تا زمانی که حکم جدید و واریزی به بانک را نبینم به موضوع اعتماد نمی‌کنم.» او در ادامه به مسئله مهمی اشاره می‌کند و می‌گوید، نگران است با فروکش کردن خبرها درباره اختصاص منابع به تأمین‌اجتماعی، امید به بهبود درآمد بازنشسته‌ها به یاس مبدل شود؛ «مسئولان صحبت‌های زیادی درباره متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان می‌کنند.

در رسانه‌ها هم حرف از این موضوع زیاد است اما، حتی اگر همین فردا شورای نگهبان مصوبه ۹۰هزار میلیاردتومانی مجلس برای اختصاص به تأمین‌اجتماعی و اجرای طرح متناسب‌سازی‌ را تأیید کند، افزایش احتمالی حقوق بازنشستگان دست‌کم تا خرداد، به تقویت جیب آنها منجر نمی‌شود.» بادره در پاسخ به این سؤال که فکر می‌کند در مرحله دوم متناسب‌سازی‌ به حقوق او چقدر اضافه شود، می‌گوید:« هیچ‌کس نمی‌داند که مسئولان تأمین‌اجتماعی برای افزایش حقوق‌ها از چه فرایندی استفاده می‌کند. این فرمول‌ها با روند زندگی که در جریان است نمی‌خواند اما، امیدوارم فرمول‌های تأمین‌اجتماعی این بار جانب بازنشسته‌ها را بگیرد.»

یک گام به جلو برای تحقق خواسته بازنشستگان تأمین اجتماعی

رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری نیز به همشهری می‌گوید، مطالبات تأمین‌اجتماعی از دولت‌های گذشته دست‌کم ۴۰۰هزار میلیارد تومان است که با احتساب نرخ بهره بازار این عدد بالغ برچند ده تریلیون تومان می‌شود؛«نزدیک کردن دستمزد بازنشستگان تأمین‌اجتماعی با حقوق دریافتی بازنشستگان کشوری و لشکری از خواسته‌های کارگران تأمین‌اجتماعی است و تصویب پرداخت این مبلغ در صحن علنی مجلس گام بزرگی برای تحقق این خواسته جامعه بازنشستگان تأمین‌اجتماعی است.»

حسن صادقی، با بیان اینکه مجلس ۸۹هزار میلیارد تومان برای اجرای طرح متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان و اجرای تدابیری برای پایدارسازی روند متناسب‌سازی‌ در سال‌های آینده به سازمان تأمین‌اجتماعی اختصاص داده است، می‌گوید:«سازمان تأمین‌اجتماعی باید بخشی از این مبلغ را برای متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان تأمین‌اجتماعی و کم کردن شکاف دستمزدی میان مستمری تأمین‌اجتماعی با مستمری صندوق‌های دیگر بازنشستگی به‌کار بگیرد.»

او حرفش را اینطور ادامه می‌دهد:«البته نباید انتظار داشت همه منابعی که در این مصوبه در اختیار تأمین‌اجتماعی قرار خواهد گرفت، صرف متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان و مستمری‌بگیران شود چراکه، تأمین‌اجتماعی باید با سرمایه‌گذاری بخشی از این مبلغ در فعالیت‌های مولد اقتصادی و درآمد‌زا به‌نحوی عمل کند که بتواند در سال‌های آینده با ادامه روند متناسب‌سازی‌ مشکلات بازنشستگان تأمین‌اجتماعی را برطرف کند.»

تا قبل از پایان سال علی‌الحساب پرداخت می‌شود

رئیس سازمان تأمین‌اجتماعی در روزهای گذشته از تلاش این سازمان برای اجرای متناسب‌سازی‌ حقوق مستمری‌بگیران خبر داده بود که مدیرکل مستمری‌های سازمان تأمین‌اجتماعی می‌گوید، این سازمان در حال ایجاد زیرساخت‌های لازم برای اجرای متناسب‌سازی‌ مرحله دوم حقوق مستمری‌بگیران است.

ناهید حیدری‌ می‌گوید:«مبلغی که برای متناسب‌سازی‌ حقوق مستمری‌بگیران تأمین‌اجتماعی اختصاص یافته به تازگی مصوب شده است و از این رو، در تلاشیم با به‌کارگیری همه ظرفیت‌های موجود در سازمان تأمین‌اجتماعی با سرعت دادن به ایجاد زیرساخت‌های لازم به‌گونه‌ای عمل شود تا فاصله حقوق میان بازنشستگان تأمین‌اجتماعی با دیگر صندوق‌ها به حداقل برسد.»

مدیرکل مستمری‌های سازمان تامین اجتماعی، از واریز علی‌الحساب نخستین مرحله از پرداخت‌های طرح متناسب‌سازی‌ حقوق بازنشستگان در روزهای آینده خبر می‌دهد و می‌گوید:«در این مرحله به همه افرادی که در سازمان تأمین‌اجتماعی پرونده بازنشستگی دارند فارغ از مؤلفه‌هایی مانند سابقه بیمه‌پردازی و سال‌های بیمه‌پردازی مبلغی به شکل علی‌الحساب پرداخت می‌شود. این مبلغ تا قبل از پایان سال به‌حساب همه بازنشستگان تأمین‌اجتماعی واریز خواهد شد.» حیدری ادامه می‌دهد:«پس از ایجاد زیرساخت‌ها و اعمال فرمول‌های مرتبط، مبالغ قطعی ناشی از متناسب‌سازی‌ به‌حساب افراد واریز خواهد شد.»

 

روسیه از ۵ شبکه اجتماعی شکایت کرد/ تهدید فیس بوک با جریمه میلیونی

مقامات روسیه به اتهام حذف نشدن پست های تشویق کودکان به شرکت در تظاهرات از گوگل، فیس بوک، توئیتر، تلگرام و تیک تاک شکایت کرده اند.

به گزارشخبرگزاری مهربه نقل از رویترز، مقامات روسیه از ۵ شبکه اجتماعی به اتهام عدم حذف پست‌هایی شکایت کرده است که کودکان را تشویق به شرکت در تظاهرات غیرقانونی می‌کنند.

خبرگزاری اینترفاکس روسیه با اشاره به سندی در دادگاه مسکو این خبر را منتشر کرده است.

توئیتر، گوگل و فیس بوک هرکدام به طور جداگانه با سه شکایت روبرو هستند. به ازای هر تخلف ممکن است جریمه ای تا سقف ۴ میلیون روبل (حدود ۵۴ هزار دلار) برای هر شرکت تعیین شود. شکایاتی علیه تیک تاک و تلگرام نیز مطرح شده است.

شکایات مذکور پس از آن ثبت شده‌اند که ماه گذشته تظاهرات گسترده‌ای در این کشور برگزار شد.

گوگل از اظهار نظر در این باره خودداری کرده است. فیس بوک، توئیتر، تیک تاک و تلگرام نیز هنوز به درخواست اظهار نظر پاسخی نداده‌اند. دادرسی شکایات علیه گوگل، فیس بوک و توئیتر در ۲ آوریل برگزار می‌شود.

فیس بوک قوانین روسیه را نقض کرده است

از سوی دیگر خبرگزاری تاس در گزارشی جداگانه به گله مقامات روسیه از فیس بوک اشاره کرده است. روسیه فیس بوک را متهم کرده با مسدود سازی محتوای انتشار یافته توسط برخی از رسانه‌ها، حقوق شهروندی را نقض کرده است.

در همین راستا راسکامنادزور (نهاد نظارت بر ارتباطات این کشور) تهدید کرد فیس بوک با جریمه ای حداقل یک میلیون روبلی (۱۳ هزار و ۴۳۳ دلار) روبرو خواهد شد. همچنین نهاد مذکور از شبکه اجتماعی خواسته تا دسترسی به محتوای مذکور را بازیابی کند. طبق ادعای راسکامنادزور، فیس بوک پست‌هایی مربوط به دستگیری حامیان یکی از گروه‌های راستگرای افراطی اکراینی را مسدود کرده است.

وایچسلاو ولودین سخنگوی پارلمان روسیه در این باره گفت: این رفتار غیرقابل قبول و خلاف قوانین ملی ما است.

ولودین در بیانیه‌ای اعلام کرد فیس بوک حقوق اساسی مربوط انتشار و دریافت اطلاعات را نقض کرده است. در همین راستا قوانینی برای حفظ «حاکمیت دیجیتال» روسیه ارائه می‌شود.

طی ماه‌های اخیر روسیه نیز مانند کشورهای دیگر از جمله هند و استرالیا، گام‌هایی برای قانونمند کردن قدرت شبکه‌های اجتماعی اتخاذ کرده است.

در ماه دسامبر، لایحه‌هایی در روسیه تصویب شده‌اند که بر اساس آنها پلتفرم‌های اجتماعی که محتوای ممنوع را حذف نکنند با جریمه روبرو خواهند شد. همچنین اگر تشخیص داده شود شبکه‌های اجتماعی آمریکایی رفتار تبعیض آمیزی با رسانه‌های روسیه دارند، دسترسی به آنها محدود خواهد شد.

 

 

 

 

 

راه‌گشایی پژوهش در حوزه اسباب‌بازی/مشارکت با سرمایه‌گذاران خارجی

بهنام زنگی معتقد است، همراه با پژوهش می‌توانیم بسیاری از معضلات و مشکلات حوزه اسباب‌بازی را شناسایی کنیم و راه‌حل آن را پیدا کنیم.

خبرگزاری مهر– گروه فرهنگ؛مغفولماندنحوزه اسباب‌بازی محصول فرهنگی که ۹۹ درصد فرهنگ در آن نادیده گرفته شده است به دغدغه عده‌ای از پژوهشگران و محققان تبدیل شده است. اسباب‌بازی کارکردی مهم در القای فرهنگ به کودکان دارد که عموماً در جامعه ما مغفول مانده و توجه زیادی به آن نمی‌شود. مسئله قابل تأملی که خیلی از کارشناسان و فعالان این حوزه به آن اشاره دارند سرانه مصرف پایین اسباب‌بازی است که حتی قابل قیاس با دیگر کشورها نیست.

بهنام زنگی، بر روی مسئله «پژوهش» تاکید دارد و معتقد است که باید در این حوزه تجربه و دانش کسب کنیم، یعنی می‌توانیم به راحتی شناسایی کنیم و تشخیص دهیم چرا ساخت فلان عروسک در ژاپن موفق بوده، بدون شک این موضوع مطالعه و بررسی می‌خواهد. وقتی ما از پژوهش حرف می‌زنیم ذهن خیلی‌ها به سمت یکسری مسائل انتزاعی فارغ از جامعه، مصرف و کاربردش می‌رود که یکجایی یکسری آدم می‌نشینند در مورد آن تحقیق می‌کنند، خیر این نیست. یا اینکه بگوییم الآن که وضعیت فروش خوب نیست، دلیلش چیست؟ هم مصرف‌کننده هم تولیدکننده و هم محصول را مطالعه کنیم. تقریباً تمام گره‌ها از طریق «مطالعه» و «پژوهش» حل می‌شود. یعنی ممکن است با یک کار میدانی متوجه شد چرا سرانه مصرف ما در حوزه اسباب‌بازی کم است؟ عامل اقتصادی، فرهنگی یا بین یا تلفیقی از این‌هاست یا عامل سومی است که ما از آن خبر نداریم. شاید خانواده‌ها خیلی مشتاق هستند و محصول خوب پیدا نمی‌کنند. امکان دارد ده‌ها عامل باشد. شاید عوامل ناشناخته‌شده‌ای باشد در اثر مطالعه به دست می‌آید.

پس گام اول الگوی مصرف را دست‌کاری کنیم و ارتقا دهیم که خانواده‌ها متوجه اهمیت بازی شوند، در گام دوم سراغ این می‌رویم که تولیدکننده را قانع کنیم که سراغ سلایق کودکان بروند یا محصول خوب الآن این است و آن را تولید کنند. عامل سوم اینکه رقابت یکسری موارد و المان‌ها را می‌طلبد که اگر آن عوامل را به ثمر برسانیم در راه درستی خواهیم رفت، در حال حاضر در دنیا این اتفاقات می‌افتد شما بیایید آن کارها را بکنید به رقبای خارجی خود برسید که همه از طریق تحقیق و مطالعه حل می‌شود. این مثالی هم که زدید کودکان به اسباب‌بازی بی‌توجه هستند استثنا است، ما اسباب‌بازی را در یک مسئله بزرگ‌تر به نام «بازی» می‌بینیم، بازی هم قاعده دارد.

همچنین مهرداد بیات پژوهشگر و محقق در این حوزه می‌گوید، در کشور ما برای ساخت اسباب‌بازی از کودکان هیچ نظرخواهی صورت نمی‌گیرد در حالی‌که در کشورهای اروپایی به تمام علایق کودکان توجه می‌شود و اولویت در طراحی و تولید محصول اسباب‌بازی علایق کودکان است. بهنام زنگی و مهرداد بیات از پژوهشگران و کارشناسان صنایع فرهنگی در کشورمان هستند که به مقوله بازی و اسباب‌بازی به صورت تخصصی پرداخته‌اند، میزگردخبرگزاری مهربا بهنام زنگی و مهرداد بیات حول محور اسباب‌بازی، سرانه مصرف در کشور و دغدغه استفاده از بازی در خانواده‌ها است که متن آن در ادامه می‌آید:

در حوزه اسباب‌بازی معضل و آسیبی که وجود دارد، کپی کردن و اقتباس از اسباب‌بازی‌های خارجی است که آنان براساس روحیات، حسیات، شخصیت و نوع تربیت کودکان خودشان محصولی را طراحی و تولید می‌کند که شاید با روحیات کودکان سرزمین ما جور درنیاید اما از طراحی‌های آن‌ها استفاده می‌کنیم و شاید یکی از ضعف‌های بی‌اقبالی در حوزه اسباب‌بازی ایرانی همین بی‌توجهی به خواسته‌ها و نیازهای کودکان است!؟

بیات:بله درست است که از در ایران از کودکان سوال پرسیده نمی‌شود که چه اسباب‌بازیی دوست دارد، یا چطور برائت درست کنیم. اسباب‌بازی را درست کردیم ولی هیچ‌وقت در آن جلسه و تحقیق این نبود که کودک چه می‌خواهد و چه دوست دارد؟! هیچ‌وقت بچه را وارد بازی نکردیم ولی در غرب و اروپا مرتب این کار را می‌کنند. یکی می‌گفت به سوئد رفته بودیم بچه‌هایی که می‌خواهند به کلاس اول یا کودکستان بروند، یک گروه به خانه‌هایشان می‌روند، می‌بینند که علاقه کودکان چیست بر همان اساس اتاق مرتبط با کودک را می‌سازند یا تزئین می‌کنند، یا اینکه در کودکستان کودک برای خودش چای بریزد مثل اینجا نیست! یا حتی از رنگی که او دوست دارد میزش را طراحی می‌کنند.

بله این‌ها واقعاً مهم است. این کار را چه کسی باید انجام دهد؟

زنگی:تولیدکننده یا ارگان و سازمانی باید انجام دهد؟ خیر، یک جامعه پژوهش باید این کار را انجام دهند که ببینند بچه‌ها در مقطع سنی مختلف چه نوع اسباب‌بازی و بازی می‌خواهند. مثلاً الآن بچه‌ها به خاطر وضعیت قرنطینه در خانه‌ها محصور شدند باید چه کنند؟ چه نوع بازی‌هایی برای این‌ها می‌طلبد؟ ما اسباب‌بازی کم نداریم بلکه مرتب محصولات تولید و وارد بازار می‌شود اما هیچ‌وقت سراغ این ابعاد پوششی نمی‌رویم. ممکن است امروز شما محصولی را تولید کنید، خوب هم فروش برود ولی این کل ماجرا نیست، شاید اگر فلان محصول را تولید می‌کردیم بهتر فروش می‌رفت، زیرا چیزی نداریم با آن مقایسه کنیم می‌گوئیم این خوب است ولی امکان داریم مطالعه و نظرسنجی کنیم بگوییم این بهتر بود، هم آثار و هم استقبال از آن بهتر بود، زیرا محصول دیگری وجود ندارد طبیعی است که صنعت اسباب‌بازی در وضعیت ایده‌آل نباشد و آمارهایی که داریم و می‌گوئیم ما از کل ظرفیت تولیدمان نمی‌توانیم استفاده کنیم ناشی از همین‌ها است؛ یعنی خلأ دانش و آگاهی ما نسبت به محصولات اسباب‌بازی هم در تولیدکننده و هم در مصرف‌کننده است.

مطمئناً اگر مصرف‌کننده، خانوارها متوجه اهمیت بازی شوند حتماً قسمتی را در سبد خانوار برای آن باز می‌کنند از آن‌طرف هم تولیدکننده متوجه اهمیت کاری که می‌کند، خواهد بود و فکر کاهش قیمت و اسباب‌بازی‌های چندوجهی می‌افتد که هم مثلاً استفاده‌های دیگر داشته باشد هم بتوان با آن بازی کرد. این‌ها ده‌ها راه‌حل دارد که در دنیا تجربه شده است.

جامعه پژوهشی باید ببینند بچه‌ها در مقطع سنی مختلف چه نوع اسباب‌بازی می‌خواهند. مثلاً الآن بچه‌ها به خاطر وضعیت قرنطینه در خانه‌ها محصور شدند باید چه کنند؟ چه نوع بازی‌هایی برای این‌ها می‌طلبد؟البته الآن در دوره‌ای هستیم که اسباب‌بازی خیلی از طرف بچه‌ها خریدار ندارد. هم از لحاظ جذابیت و هم سرگرمی خیلی هم زود خسته می‌شوند بیشتر بچه‌ها ترجیح می‌دهند با بازی‌های موبایلی و کامپیوتری سرگرم شوند من از کودک ۷ ساله پرسیدم دوست داری در آینده چه کاره شوید؟ گفت، می‌خواهم کارتون بسازم چون ما کارتون درست‌وحسابی نداریم. یا اینکه وب‌سایت اسباب‌بازی طراحی کنم طراحی‌های اسباب‌بازی را آنجا بگذارم، چون اسباب‌بازی درست‌وحسابی نداریم و برای خودم هم خیلی عجیب بود که کودک ۷ ساله در فکر طراحی اسباب‌بازی است احساس می‌کنم ما نیامدیم از بچه‌ها بپرسیم چه نوع اسباب‌بازی می‌خواهید تا طراحی کنیم حداقل خود بچه‌ها بهتر می‌دانند اما الآن دیگر دوست ندارند با اسباب‌بازی بازی کند و شاید این به دلیل تنوع در محصولات اسباب‌بازی باشد یا نوع طراحی که آنان دوست ندارند، تصور می‌شود که اسباب‌بازی دارد طرفدارانش را از دست می‌دهد.

بیات:دقیقاً. اتفاقاً در این مورد با آقای زنگی صحبت می‌کردیم که این موضوع باید بازبینی شود و گروه‌های زیادی در این زمینه ورود پیدا کنند همانند آموزش‌وپرورش و وزارت ارشاد و… حتی این‌قدر در ذهنم جلو رفتم، یک دوستی که رئیس گروه پلمیر دانشگاه صنعتی امیرکبیر است یک نوع پلمیر و پلاستیک برای اسباب‌بازی بچه‌ها سبک با قیمت پایین طراحی شود که حتی وزارت صنایع به اسباب‌بازی سوبسید دهد، یعنی بیاییم اسباب‌بازی‌هایی با نرخ‌های پایین بسازیم، حتی از نظر سلامت کالا و خیلی چیزهای ظریف دیگر، چون ممکن است این پلاستیک در درازمدت آسیب‌زا باشد پس باید تمام جوانب آن مدنظر قرار گیرد.

البته در زمینه طراحی هم فوق‌لیسانس رشته اسباب‌بازی در دانشگاه تصویب شده است. در ایران خیلی آهسته هر چیزی پیش می‌رود، وقتی تمام این موارد شروع به فعالیت کنند قطعاً گروه‌های علاقه‌مند هم می‌آیند و کار استارت می‌خورد. شما نگاه کنید کار خبرگزاری خیلی گسترش دارد ولی یک چیزی در ذهن شما از بچگی بوده که شما گفتید من حساسیت دارم به این مقوله بپردازم. آقای دکتر ناخودآگاه با آن‌همه تقسیم‌بندی که در بخش هنر و کار دارید روی این قضیه خیلی حساس هستند. آن آدم‌هایی که دوستدار بچه و اسباب‌بازی هستند؛ یعنی عقیده دارند بچه باید با این محصولات بازی کند، آن جامعه و NGOها را درست کرد تا بشود این مسائل را مطرح کنند تا مسئله به‌خوبی جا بیفتد.

البته معضل اصلی و اساسی در حوزه اسباب‌بازی بی‌توجهی مسئولانی در این حوزه است و اینکه اسباب‌بازی را جدی نگرفتند و بیشترین معضلی که الآن در حوزه اسباب‌بازی هست به‌خصوص زیرشاخه‌های مرتبط با صنایع فرهنگی، تحقیق و پژوهش است، همچنین در همه بخش‌ها ضعف وجود دارد از طراحی، بسته‌بندی، ترویج… این زنجیره در تمام بخش‌ها نقطه ضعف‌هایی دارد!

زنگی:تأکیدی که شخصاً روی موضوع پژوهش دارم، در واقع به این برمی‌گردد که ما در این حوزه باید تجربه و دانش کسب کنیم، ما نیازمند مدیریت دانش و تجربه هستیم، یعنی ما می‌توانیم به راحتی شناسایی کنیم و تشخیص دهیم چرا ساخت فلان عروسک در ژاپن موفق بوده، بدون شک این موضوع مطالعه و بررسی می‌خواهد. وقتی ما از پژوهش حرف می‌زنیم ذهن خیلی‌ها به سمت و سراغ یکسری مسائل انتزاعی فارغ از جامعه، مصرف و کاربردش می‌رود.که یکجایی یکسری آدم می‌نشینند در مورد آن تحقیق می‌کنند، خیر این نیست. یا اینکه بگوییم الآن که وضعیت فروش خوب نیست، دلیلش چیست؟ هم مصرف‌کننده هم تولیدکننده و هم محصول را مطالعه کنیم. تقریباً تمام گره‌ها از طریق مطالعه حل می‌شود. یعنی ممکن است با یک کار میدانی متوجه شد چرا سرانه مصرف ما در حوزه اسباب‌بازی کم است؟ عامل اقتصادی، فرهنگی یا بین یا تلفیقی از این‌هاست یا عامل سومی است که ما از آن خبر نداریم. شاید خانواده‌ها خیلی مشتاق هستند و محصول خوب پیدا نمی‌کنند. امکان دارد ده‌ها عامل باشد. شاید عوامل ناشناخته‌شده‌ای باشد در اثر مطالعه به دست می‌آید.

پس گام اول الگوی مصرف را دست‌کاری کنیم و ارتقا دهیم که خانواده‌ها متوجه اهمیت بازی شوند، در گام دوم سراغ این می‌رویم که تولیدکننده را قانع کنیم که سراغ سلایق کودکان بروندپس گام اول الگوی مصرف را دست‌کاری کنیم و ارتقا دهیم که خانواده‌ها متوجه اهمیت بازی شوند، در گام دوم سراغ این می‌رویم که تولیدکننده را قانع کنیم که سراغ سلایق کودکان بروند یا محصول خوب الآن این است و آن را تولید کنند. عامل سوم اینکه رقابت یکسری موارد و المان‌ها را می‌طلبد که اگر آن عوامل را به ثمر برسانیم در راه درستی خواهیم رفت، در حال حاضر در دنیا این اتفاقات می‌افتد شما بیایید آن کارها را بکنید به رقبای خارجی خود برسید که همه از طریق تحقیق و مطالعه حل می‌شود. این مثالی هم که زدید کودکان به اسباب‌بازی بی‌توجه هستند استثنا است، ما اسباب‌بازی را در یک مسئله بزرگ‌تر به نام «بازی» می‌بینیم، بازی هم قاعده دارد.

البته من نمی‌گویم کاملاً بی‌توجه است اما تا زمانی‌که موبایل هست و بازی‌های متنوع موبایلی ترجیح می‌دهد بر روی بازی‌های موبایلی است نه اسباب‌بازی‌ها!

زنگی:بله بازی یک قاعده و یک وسیله دارد. خیلی از بازی‌های ما قاعده هستند. مثلاً اسم و فامیل، قاعده است. بازی‌های کلامی قاعده است برخی تلفیقی از هر دو است؛ بنابراین ما همه این‌ها را در چارچوب بازی می‌بینیم که نیاز کودک است یعنی همه آن نیاز از طریق وسیله بازی نباید تأمین شود، ممکن است بخشی دیگر از مسیرهای دیگر تأمین شود. حتی بخشی از طریق بازی با ابزارهای واقعی تأمین می‌شود، یعنی الزامی ندارد حتماً با اسباب‌بازی بازی کند، مثلاً با بطری بازی کند. همه این‌ها در چارچوب نیاز انسان به بازی جا می‌گیرد ولی وقتی بی‌توجهی می‌کنیم امکان اینکه انحراف معیار به وجود آید بسیار زیاد خواهد بود که الآن اتفاق افتاده است؛ یعنی کودکان بازی‌هایشان را فقط در بازی‌های گوشی و کامپیوتر تغییر دادند.

بیات:مثل بازی‌های پلی‌استیشنی.

زنگی:بله. بازی‌هایی که مصرف نامتعارفشان باعث ایجاد اختلال است. یکی از مشکلات اصلی نسل متأخر ما اختلالات حرکتی است، کم حرکت می‌کنند دچار چاقی و مشکلات اندامی می‌شوند حتی در قدشان تأثیر می‌گذارد، این‌ها مدام مچاله هستند، چون در این بازی‌های موبایلی و پلی استیشنی باید تمرکز کنید و یکجا بنشیند. بازی حرکتی نیست و کاستن از حرکت به ویژه در زندگی شهری، روی ارگانیسم بچه‌ها تأثیر می‌گذارد و این یک آسیب است. پس آن نیاز هیچ‌وقت از بین نمی‌رود نیاز امکان دارد یا به درست یا به غلط تغییر کند. نیاز من به خوردن مایعات از آب به چای تغییر کند. بدن من نیاز مایعات دارد، من نیاز به تفریح دارم می‌تواند سالم باشد اگر در دسترس نبود، ممکن است تفریح ناسالم باشد. مسئله تغییر ذائقه است آن نیاز جای خودش است اگر ما نتوانیم آن را خوب هدایت کنیم ممکن است به سمت بازی یا اسباب‌بازی نامتعارف و زیان‌آور برود که باز اینجا تشخیص اینکه کدام بازی خوب و کدام بازی غلط است نیازمند آگاهی است این هم پژوهش می‌خواهد. مگر الآن من می‌توانم بر اساس سلیقه‌ام بگویم این نوع بازی خوب است این نوع بازی بد است؟ باید سنجیده شود کدام خوب یا بد است.

از متخصص حوزه علوم شناختی پرسیدم که آیا بازی‌های آنلاین یا کامپیوتری به کودکان آسیب می‌رساند؟ گفت شواهد روشنی وجود ندارد و بعضاً حتی این توانایی‌های شناختی بچه‌ها را افزایش می‌دهدبارها این مسئله را از متخصصان مختلف سوال کرده بودم که آیا این بازی‌ها به بچه‌ها آسیب می‌رساند؟ تقریباً همه متفق‌القول هستند که خیر آسیب نمی‌رساند، حتی با چشم‌پزشک مشورت کردم، گفتند خیر. شواهد روشنی وجود ندارد که آسیب می‌رساند. در نشست علوم شناختی از متخصص این حوزه پرسیدم که آیا بازی‌های آنلاین یا کامپیوتری آسیب می‌رساند؟ گفت شواهد روشنی وجود ندارد و بعضاً حتی این توانایی‌های شناختی بچه‌ها را افزایش می‌دهد. آنجا بحث را به همین سمت بردم که وقتی توانایی‌های شناختی یک فرد بیش از سنش بالا می‌رود موجب ناهنجاری می‌شود یا خیر؟ گفتند می‌شود. مثلاً قدرت تشخیص، تحلیل بچه، گیرندگی او متناسب با سن‌اش نیست و خود این باعث می‌شود عارضه بیاورد. یا حداقل عارضه‌ای که به‌صورت روشن مشخص است اینکه ما می‌گوئیم خوردن چای خیلی خوب است ولی اگر جایگزین آب کنیم و هیچ‌وقت آب نخوریم خیلی بد است. اگر این بازی‌ها بیایند جایگزین بازی‌های حرکتی و اجتماعی شوند حتماً عوارض دارد چون عمده بازی‌های آنلاین بحث تخاصم است. بچه‌ها در حین بازی با دشمنی، خیانت و یا تبانی بازی می‌کنند.

البته در حوزه اسباب‌بازی بازی باید مشارکت‌های گروه‌های فرهنگی و هنری را داشته باشیم!

بیات:در این نوع بازی‌های موبایلی عصبی شدن کودکان بسیار زیاد است و خشم دارند. مثلاً در زمان قدیم الک‌دُلک بود باید می‌دویدید آن چوب را در هوا می‌گرفتید. با آقای دکتر امیر حسینی صحبت می‌کردم (ایشان در دوره‌ای رئیس کمیته ملی المپیک بود) که خیلی روی بازی در سمینارهای مختلف همانند نقش بازی، بازی‌های دبستانی و کودکانه کار کردند. من صحبت کردم بازی را با اسباب‌بازی تلفیق دهند. مثلاً دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری زیادی دارند که در مورد بازی پایان‌نامه نوشتند و کار کردند، من دقت کردم دیدم نظر شما روی آن اولویت‌بندی است که اول نگاه به بازی و اسباب‌بازی، خانواده است، دوم مباحث اقتصادی و اجتماعی و سرانه مصرف است. سوم آموزش‌وپرورش، مدیریت دانش، تجزیه تحلیل و تحقیق. چهارم عوامل قانون‌گذاری و تصمیم‌سازی که در مملکت چطور به این قضیه نگاه می‌کنند. پنجم صنعت، مارکت، بازار، سرمایه‌گذار و کسب‌وکاری است که باید رونق پیدا کند. پس باید با مشارکت گروه‌های مختلف حتی سرمایه‌گذاران خارجی این حوزه را جلو ببریم تا در آینده شاهد موفقیت‌هایش باشیم.

نظارت همگانی فضای مجازی، جایگزین نظارت میدانی

تهران- ایرنا- ارتباطات اکنون به «صدای» مردم تبدیل شده است، صدایی که بی‌واسطه مطالبه می‌کند و جواب می‌گیرد. امروز در دورانی هستیم که نظارت همگانی فضای مجازی جایگزین نظارت میدانی شده است.

به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، در گذشته برای اطلاع از مشکلات مناطق محروم و دورافتاده، باید نظارت میدانی انجام می‌شد، بنابراین بسیاری از این مناطق برای سال‌های طولانی دچار مشکلات و کمبودهایی بودند که توجهی به رفع آنها نمی‌شد.

اما گسترش شبکه‌های ارتباطی و فضای مجازی، این روند را تغییر داد به طوری که اکنون با وقوع کوچکترین اتفاق و بروز مشکلی در هر نقطه دور افتاده‌ای، امکان اطلاع رسانی سراسری درباره آن وجود دارد.

در این میان، روستاها که معمولا از کمترین امکانات و زیرساخت‌های ارتباطی برخوردار بوده‌اند، در انعکاس و پیگیری رفع مشکل دارای بیشترین چالش بوده‌اند.

اما در سال‌های اخیر و به ویژه دوران فعالیت دولت تدبیر و امید، این روند تغییر یافته و زیرساخت های ارتباطی در مناطق روستایی، گسترش قابل توجهی یافته است. آمارها نشان می‌دهد شاخص‌های ارتباطی در دولت یازدهم و دوازدهم سرعت بیشتری به خود گرفت.

حدود هشت سال قبل روستاهای بالای ۲۰ خانوار دسترسی‌شان به شبکه ملی اطلاعات صفر بود، اما اغلب شهرها به دنیای بدون واسطه اینترنت دسترسی داشتند. مدتی گذشت و این کمبود کاملا به چشم آمد و جبران عقب‌ماندگی در حوزه توسعه ارتباطات در روستاها در دستور کار قرار گرفت.

عزم جدی برای اتصال روستاها به اینترنت، تقریبا از ۴ سال قبل و با حضور وزیر جوان ارتباطات آغاز شد و تا پایان سال گذشته به ۳۵ هزار روستای دارای اتصال رسید. اکنون تعداد این روستاها از ۳۵ هزار و ۵۲۰ روستا نیز گذر کرده است.

از یک سال قبل و با شیوع ویروس کرونا، اینترنت به زیرساخت حیاتی کشور تبدیل شد. آموزش، سلامت، خرید، دریافت تسهیلات دولتی، اطلاع‌رسانی همگی جزو کارهای مهمی بودند که پیش از شروع کرونا به صورت حضوری انجام می‌شد، اما با آغاز پاندومی همگی به یک چیز وابسته شدند؛ اتصال به اینترنت.

اتصال به اینترنت، بیش از گذشته به مطالبه جدی مردم در روستاها برای رساندن «صدای‌شان» به مسئولین تبدیل شده است. اتصال به اینترنت،  فضایی فراهم کرده که هیچ چیز از چشم آدم‌ها دور نماند.

رفع مشکل اینترنت روستایی پس از مطالبه در فضای مجازی

عکس‌ها، ویدیوها، توئیت‌ها امروز صدای مردم شده‌اند. صدایی که بی واسطه به گوش مسئولین می‌رسد و بارها شاهد بودیم این صدا توانسته تعداد زیادی از مشکلات را حل کند. دیگر نیاز نیست مسئولانی که سمت اجرایی در کشور ندارند، برای اطلاع از مشکلات به شهر و روستاهای مختلف بروند. مردم با انتشار یک عکس یا ویدیو می‌توانند مطالبه‌شان را مطرح کنند.

به همین علت است که امروز نظارت همگانی فضای مجازی، جایگزین نظارت میدانی شده است. یک نفر مطالبه می‌کند، یک جمع مطالبه‌اش را تکرار می‌کنند و در نهایت مسئول مربوطه باید به این مطالبه جواب بدهد. این روند نظارتی مجازی اکنون توانسته برخی از مشکلات مردم خصوصا در مناطق محروم را بیش از گذشته منعکس کند تا دستگاه‌ها برای آن‌ها تدبیر بیندیشند.

چند ماه قبل تصاویری از دانش آموزان و معلمان مناطق جنوبی منتشر شد که هر کدام از آنها حکایت از عدم اتصال روستای‌شان به اینترنت داشت. مسئله‌ای که آموزش‌شان را مختل کرده بود. ‌این عکس‌ها در فضای مجازی منتشر شد. همه از وزیر ارتباطات مطالبه این را داشتند که چرا این روستاها به اینترنت متصل نشده‌اند.

اینترنت

«محمدجواد آذری جهرمی» اوایل دی‌ماه همراه با معاونان خود به مدت ۱۰ روز در سیستان و بلوچستان مستقر شد و اتصال یک هزار و ۲۰۰ روستا در دستور کار قرار گرفت. جمعیت بالای روستایی، فواصل زیاد بین روستاها و مشکلات برق، توسعه ارتباطات در سیستان‌وبلوچستان را با مشکل مواجه کرده بود اما تهمیداتی که اندیشیده شد، قطار توسعه ارتباطات در این منطقه را روی ریل انداخت.

۴۵ درصد از جمعیت استان سیستان و بلوچستان روستایی است، فاصله روستاها از یکدیگر زیاد است و به شدت پراکنده‌اند. در اغلب شهرهای دیگر معمولا روستاها به یکدیگر متصل هستند و این مسئله کار توسعه ارتباطی را راحت می‌کند اما در استان سیستان و بلوچستان خبری از این نکته مثبت نیست.

روستاهای دورافتاده و جمعیت اندک در این روستاهای پراکنده، باعث شده خدمت‌رسانی بسیار سخت شود. وزارت ارتباطات بیشترین اعتبار برای توسعه ارتباطی روستا را برای این استان در نظر گرفته اما به دلیل همین مشکلات، توسعه ارتباطات با سرعتی که انتظار داشتیم انجام نشد. حالا با گذشت حدود دو ماه از آغاز توسعه ارتباطات در این روستاها، شاهد لبخند کودکانی هستیم که نیاز به ارتباطات به مسئله جدی زندگی‌ و تحصیل‌شان تبدیل شده است.

حالا وزیر ارتباطات چند روزی است که راهی هرمزگان و بندرعباس شده است. شهرستان بشاگرد و روستاهای آن اطراف مقر اصلی مسئولان حوزه ارتباطات برای برقراری اتصال به اینترنت است. تیم فنی مستقر در این منطقه از  ۴ ماه اقدامات مهمی برای محرومیت زدایی از بشاگرد و برقراری عدالت ارتباطی انجام دادند و به همین واسطه امروز پوشش بشاگرد از متوسط کشوری بالاتر رفته و می‌توان گفت بشاگرد از محرمیت ارتباطی خارج شده است.

برای اتصال روستاهای باقی‌مانده در این منطقه ۱۰ روز در نظر گرفته شده تا با احداث ۲۲ سایت، قبل از آغاز سال جدید تمامی روستاهای این منطقه به اینترنت متصل شوند.

در این مدت ۱۸۵ سایت در استان نصب و ارتقاء داده شد که در شهرستان‌های مختلف همچون بشاگرد، بندرعباس، حاجی آباد، بندرلنگه، بستک، رودان و سایر شهرستان‌ها نصب می‌شود.

اشتراک گذاری
Share on facebook
Facebook
Share on twitter
Twitter
Share on linkedin
LinkedIn
Share on telegram
Telegram
Share on email
Email
Share on print
Print
جدیدتربن مطالب
مطالب مرتبط
دیدگاه‌ها

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *